سما برهانی متولد سال ۱۳۸۶(افغانستانی)، فرزند اول خانواده و اهل افغانستان و از مهاجرین افغانستان مقیم ایران و دانشآموز دبیرستان نمونه دولتی شهید فلاحی ناحیه یک کرج کشور ایران میباشد.
او که از 8 سالگی در مدرسه با کلاسهایی که در ارتباط با محاسبات ذهنی با چرتکه برگزار میشد با مفهوم حساب ذهنی آشنا شده ، امروز توانسته با اتمام این دوره ها محاسباتی چون جمع، تفریق، ضرب، تقسیم و جذر را به صورت ذهنی انجام دهد.
شکل گیری علاقه ریاضی در سما برهانی
سما برهانی در مورد چگونگی شکل گیری علاقه او به ریاضی میگوید : در سن 8 سالگی در مدرسه با کلاسهایی که در ارتباط با محاسبات ذهنی با چرتکه برگزار میشد با مفهوم حساب ذهنی آشنا شدم. هر روز بیشتر به آن علاقهمند میشدم و این یادگیریها باعث میشد اعتماد به نفس من بالا برود.
بازیگری چیزی بیش از انتقال رفتارهای روزمره به قلمرو نمایش نیست.
همانطور که زبان شاعرانه از نظر نوع با زبان روزنامه نگاری تفاوتی ندارد، دستمایه ها و تکنیک های بازیگران روی صحنه هم از نظر نوع تفاوتی با رفتارهای ما در برخوردهای عادی و روزمره ندارند. شاید همین مسئله توجیهی برای این باشد که چرا استعاره ی “زندگی همچون صحنه نمایش است” اینقدر رایج و معمول است. هر چه باشد ما در کارهای روزمره خود را کم و بیش به شکل شخصیت های نمایش در می آوریم، صدا، فیزیک بدنی، ژست و لباس هایمان را به کار میگیریم و میان رفتار های ذاتی (“صورتک واقعیمان”) و رفتارهایی در نوسان هستیم که با آنها آگاهانه کنار میآییم تا به شغل مناسب، رفیق خوب، یا قدرت برسیم. مسئله اصلا این است که این شرایط را بر هم زنیم تا به رنگ و بویی غیر نمایشی برسیم، چون شخصیت ما بر اساس روابط اجتماعیمان ارزیابی می شود و به این دلیل ماهیت چنین ارتباطاتی نیاز به این دارد که صورتک به چهره داشته باشیم تا با صورتک های دیگران روبرو شویم، بنابراین نظریه ی ” لی استراسبرگ” مبنی بر اینکه بازیگر صحنه ای نیازی ندارد که ادای یک انسان را در آورد، از یک جنبه کاملا صحیح است: {قدم اول برای انسان شدن، بازیگری است}.
سید نور محمد شاه شخصیت ملی، دانشمند و سیاستدان آگاه، که در زمان سلطنت امیر شیر علی خان از سال ۱۸۷۴ الی زمان وفاتش ۲۶ مارچ ۱۸۸۷ میلادی صدراعظم افغانستان بود.
سپیڅلی او ملی شخصیت سید نور محمد شاه چی د امیر شیر علی خان د واکداری په وخت کی له ۱۸۸۴ تر ۱۸۸۷ پوری د افغانستان لومړی وزیر وه.
به تأسی از پروگرام های اصلاحی سید جمال الدین افغان، امیر شیر علی خان در دور دوم زمامداری خود سید نور محمد شاه را به مقام صدراعظمی برگزید.
اسلام سیاسی در یک مقطع تاریخی پس از به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی ایران و پیروزی جهاد افغانستان در برابر تهاجم شوروی، تحولات چشمگیری را در جهان بوجود آورد که منجر به شکست و فروپاشی جمهوریت های شوروی پیشین شد و با از میان رفتن شوروی جهان یک قطبی گردید و جنگ سرد پایان یافت؛ اما حال پرسش این است که دیروز اسلام سیاسی در برهه ای از زمان بر حوادث جهان وزنهء سنگین افگند و توده های میلیونی مسلمان و حتا غیر مسلمان را فراتر از دین و مذهب و قوم و نژاد دور چند محور جمع کرد و آنان را برای رسیدن به هدف یاری نمود. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در دههء ۸۰ سدهء ۲۰ ضربه ای بر قدرت استکباری آمریکا تلقی شد و پیروزی مجاهدین و سرنگونی نجیب در دههء نود سدهء ۲۰ ضربهء سنگینی بر شوروی پیشین وارد کرد؛ اما چگونه شد که اسلام سیاسی پس از پیروزی در نتیجهء قربانی های مظلوم ترین انسان ها بجای فراهم آوری رفاه و آسایش و مدینهء فاضله مسلمین، برعکس فاجعه آفرید و جهان اسلام از افغانستان تا عراق و سوریه و مصر دستخوش جنگ ها وحوادث خونین شدند.
تجاوز هوایی پاکستان و نگاهء پدر سالارانهء طالبان بهاسلام آباد
در هفته های اخیر در ظاهر روابط میان طالبان وداسلام آباد تنش آلود به نظر می رسد و نشانه هایی از ناباوری های نظامیان پاکستان نسبت به طالبان به نظر می رسد. این در حالی است که رئیس آی اس آی در روز های نخست ورود طالبان به ارگ خلاف اصول دیپلوماسی وارد کابل شد و به نماینده گی از حکومت پاکستان ورود طالبان به ارگ را خوش آمدید گفت. همزمان به حضور او در ارگ میان افراد ملابرادر و حقانی درگیری صورت گرفت و خبر زخمی شدن ملابرادر رسانه ای شد. سفر مهم ترین مقام پاکستانی به ارگ در حالی صورت گرفت که به شمول پاکستان هیچ کشوری حکومت طالبان را برسمیت نشناخته بود. جهانیان سفر رئیس استخبارات پاکستان را به کابل بحیث کسی که مدیریت جنگ و صلح طالبان را به عهده داشت، نشانهء آشکار حمایت پاکستان از طالبان تلقی کردند و این باور ها تقویت شد که پاکستان به مثابهء پدر سالار طالبان با پیروزی طالبان به اهداف اش در افغانستان نائل آمده است.
مهاجرت با تاریخ طولانی از عصر انسانهای اولیه (نئاندراتالها) تا هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه در ادوار تاریخ ریشه دارد اما مهاجرت در افغانستان از اواخر قرن بیستم شروع گردید.
در این مقاله تلاش میشود، عوامل مهاجرت در افغانستان، نگاه حقوقی و سیاسی جوامع بینالمللی در مورد مهاجر، و سود برداری ایران و پاکستان از مهاجرین و خسته و بیپناه افغانستان بررسی تا مبرهن گردد کشور های دوست اسلامی با مهاجرین چه نوع رفتار داشته و مهاجرین افغان لایق چه نوع برخورد است؟
پاکستان کشور است که خود از دل بحرانها، ناامنیها متولد شده و بر اساس تیوری دو ملت و استفاده ابزاری از مذهب در سطح داخلی بر علیه تغییرات حکومت های ملکی بخاطر برقراری نظم و در سطح خارجی بخاطر حفظ اقتدار پاکستان بر علیه کشور های افغانستان و هندوستان به کار برده شده و خواهند برد. در این مقاله با مطالعه کتاب (نظم جهانی هنری کسنجر وزیر امور خارجه پیشین ایالات متحده آمریکا) و کتاب (نبرد تا آخرین نفس، شیوه جنگ ارتش پاکستان از خانم کِرول کریستین فییر) تلاش میشود مفاهیم؛ چون پاکستان متولد شده از دلبحرانها و نا امنیها، تئوری دو ملت، استفاده ابزاری اسلام بخاطر اقتدار پاکستان واکاوی شده و نکات اشتراکی بین این مفاهیم و تحولات اخیر در حکومت ملکی پاکستان و تاثیرات آن در مورد افغانستان پرداخته و توضیح داده شود.
از اینکه در مرز اوکراین و پولند رفته و از پناهجویان دلجویی کرده و یکجا با اروپا به آنان، مسکن، کار و زندگی فراهم میکنید خیلی عالیست. اما این شما هستید که میگویید جنگ اوکراین جنگ روسیه است.
پس چرا شما اینقدر به پیامد های جنگ توجه دارید. در حالیکه پیامد های اصلی جنگ خود تان، بلی جنگ امریکا در افغانستان را به عهده نمیگیرید. آیا شدت فقری که مادران، کودکان خود را در کشور من میفروشند، کمتر از جنگ اوکراین است؟ آیا حاکمیت تحجّر، استکبار، تحقیر، اهانت و ترورِ کرامت انسان که در افغانستان مستولی است کمتر از وضعیت سیاسی پولند، رومانیا و ملداویا است؟ بروید مسئولیت جنگ خود را که در ۲۰ سال بر فقیرترین کشور جهان بخاطر اهداف استراتژیک خود راه اندازی کردید، بگیرید.
کشور عزیز ما افغانستان در ادوار مختلف تاریخی ، مهد پرورش فرهنگها و تمدنها بوده است .ولی طبعا” مانند سایر ملل جهان ، تاریخ مردم ماهم آکنده از نشیب و فراز ها میباشد.
حفریاتی که طی قرن گذشته در گوشه و کنار کشور ما صورت گرفت ، نه تنها شرایط مادی زندگی مردم ما را در مقاطع مختلف تاریخ بیان می کند ، بلکه تحولات فکری و عقیدتی آنها را نیز معرفی میدارد. امروز از برکت همین تحقیقات باستان شناسی میدانیم که مردم ما و یا بخشهای از آن در کدام دورۀ تاریخ ، چه آیین و یا مذهبی را پیروی نموده اند؟ کدام امپراتوری ها را خودشان ایجاد کرده اند؟ و به مقابل کدام قدرتهای مهاجم قد علم نموده اند؟
قبل از اینکه کشور ما در دورۀ اسلامی به “خراسان “موسوم شود ، در تاریخ باستان به نام ” آریانا ” یاد میشد . تحقیقات مؤرخین افغان نشان میدهد که : ” تا قرن هجده و نزده ، گاهی که خاورشناسان از تاریخ کهن افغانستان و ادوار کهن آن یاد کردن می خواستند ، آن را به نام ( آریانا انتیکوا) یا آریانای باستان یاد کرده اند و در کتابهای تاریخ و جغرافیه از آن سخن رانده اند”.[1]
اسم ” آریانا ” برای بار اول از جانب مورخ یونانی ( اراتوستن) در قرن سوم قبل از میلاد بکار برده شده است . او باختر (بلخ) را به حیث مرکز آن معرفی می کند.[2]
آیا میدانید که اولین پوهنتون جهان بشکل معاصر آن توسط یک زن مسلمان بنیاد نهاده شد؟
زن مسلمان در قرن ۹ میلادی اولین پوهنتون دنیا را تأسیس میکند و ۱۲ قرن بعد حق تحصیل زن از طرف کسانی مورد سؤال قرار میگیرد که خود را پیروان دینی میدانند که اولین کلمهٔ آن (اقرأ یعنی بخوان) است و طلب علم را بر هر مسلمان فرض گردانیده است . القرویین، قدیمی ترین پوهنتون دنیا که از بدو تأسیس تا امروز فعال است و درجه تحصیلی تفویض میکند، در سال ۸۵۹ میلادی توسط یک زن مسلمان بنام فاطمه الفهری بینانگذاری شد.
خلاف تصور معمول، قدیمی ترین پوهنتون دنیا در اروپا نه بلکه در شهر فز (Fez) مراکش است که توسط یک زن مسلمان، بیش از دو قرن قبل از مشهورترین پوهنتون های جهان تأسیس شده است. معمولاً وقتی صحبت از قدیمی ترین پوهنتون دنیا میشود، ناخودآگاه در ذهن بیشتر مردم پوهنتون های آکسفورد انگلستان (Oxford) و بولونیا ایتالیا (Bologna) خطور میکند، مگر طبق اسناد یونسکو (UNISCO) و ریکارد جهانی گینس (Guinness)، القرویین قدیمی ترین موسسه تعلیمی موجود و پا بر جا در جهان است.
طرح پشتی کتاب: از استاد اسرائیل رویا هنرمند و نقاش معروف کشور ما میباشد.
تایپ و طرح کامپـیوتر توسـط رفیع الله نـذیر شهرانی و وحدت الله درخانی میباشد.
سال طبع : ۱۳۹۵ هه – ش
تیراژ : یکهزار جلد.
زنان برگزیدهء خاور زمین نام کتابیست که از قلم پروفیسور دکتور عنایت الله شهرانی تازه از طبع برآمده است .
این کتاب با قطع و صحافت خیلی زیبا در چهارده فصل و دو صد و هفتاد صفحه از طرف کانون فرهنگی « قیزیل چوپان » در ولایت هرات اقبال چاپ پیدا کرده است .
استاد گرانقدر پروفیسور شهرانی همیشه در باره هنرمندان ٬ نقاشان٬ موسیقی دانان ٬ خطاطان و سایر هنرهای زیبای کشور قلم زده اند . هم چنان دوستداران هنر میدانند که استاد شهرانی در رابطه با تاسیس فاکولتهء هنر های زیبا پوهنتون کابل نیز خدمات شایانی انجام داده اند و در ساحه ء هنر ٬ شاگردان فراوان تربیت کرده اند.
استاد شهرانی از آوان جوانی به نوشتن کتاب پرداخته است و چندین کتاب طبع کرده است و اما کتاب فعلی که به شما معرفی میگردد ٬ چیزی دیگریست . به قول مولانای بزرگ بلخ که فرموده است .
« زن عالی ترین مظهر جمال و لطف خداست» این کتاب نیز در بارهء زنان برگزیدهء خاور زمین تحریر یافته است.
که یک اسم برگرفته از جعل و جهل تاریخی است و هم بار منفی برای بخشی مظلوم ساکنان اصیل این مرز و بوم ( هندو ها ) دارد ،
که نباید توسط روشنفکران وطن
استفاده شود.
بیاد دارم که پدر مغفورم این توصیه ها را اکثرا بما میداد.
***********
اسم اصلی این سلسله کوه با شکوه بنابر اسناد «اویستایی»:
اپارتین / ابارسین / اباسین است.
یونانیان به کوه های قفقاز ، caucasus ( کوه های آخر دنیا) میگفتند و تصور میکردند که زمین بعد ازین کوه ها ختم میگردد.
این کوه ها در اسطوره های حوزه فرهنگی ما نیز « کوه قاف » برگرفته از قفقاز آمده بود ، و افسانه های «پریان کوه قاف » بخاطر زیبایی بینظیر زنان آنها آمده بود, و دیو های سیاه همان مهاجمان و غارتگران سیاه چرده عرب و شمال افریقا بود.
تعامل با طالبان بدون در نظر داشت مشروعيت ملی؛ جفا در حق مردم افغانستان. طالبان با سیا ست های سخت گیرانه و فشار های بی توجه به رنج و مصیبت مردم در داخل و رویکرد های چانه و وعده های دروغین به جهانیان، در صدد بازی با سرنوشت مردم افغانستان وافکار جهانیان هستند. طالبان گویا خود را حق می دانند و حتا خواست های مشروع و قانونی مردم افغانستان را ناحق می پندارند. طالبان گویی کلید های بهشت و جهنم را در دست دارند و بدتر از کشیش ها و اسقف های قرون وسطی بر مردم افغاستان ستم روا می دارند. طالبان سیاست های خود را در سطح ملی و بین المللی طوری عملی می کنند که هرگز توجه به خواست مردم افغانستان ندارند و از هیچ گونه ستم بر آنان دریغ نمی کنند. با توجه به همین سیاست های فریب آلود است که روز تا روز هرچه بیشتر از میان مردم تجرید می شوند. با این هم طالبان بصورت کل تلاش می کنند تا به نحوی مشروعیت ملی را دور زده و با لابی گری های مقام های پاکستانی و قطری و ترکی و یاری و یاوری های مرموز و مبهم امریکا مشروعیت بین المللی بدست آورند.
ملی مبارز، ډیپلومات، شاعر او سپه سالار سیدال خان ناصری.
د محمد سیدال خان پلار ابدال خان کله چی سلطان ملخی توخی (د نازو انا پلار) له جلدک څخه تر غزنی سیمه کی خپلواک ژوند او حکومت کاوه، هلته له خپلو خلکو سره میشته شو.
ابدال خان له نورو ملی مشرانو سره د صفویانو د حاکم ګرګین پرضد جګړه کوله او صفویانو ته یی اجاره نه ورکوله چی پر قلات حکومت وکړی.
سیدال خان، وړتیا او زړورتیا له خپل پلار څخه په میراث اخیستی وه، د پوهې او ادب په حصول کې هم ډیر هڅاند وه او د فقی، تفسیر، صرف او نحو … او دري ادبیاتو زده کړې یې هم وکړې.
د هوتکيانو د واکمنۍ په دریو لسیزو کې د هیواد دننه او بهر د مبارزو او فتوحاتو په جریان کې، سیدال خان ناصري د حکومت یو له اصلي ستنو او ټینګو بنسټونو څخه و، چې په نظامي برخه کې یې یو عالي او تل پاتې تاریخي ریکارډ پریښی دی.
دورنمای سیاسی و آشفتگی های گروهی و قومی درافغانستان
در این شکی نیست که ساختار های سیاسی و نظامی و اقتصادی و اجتماعی و فکری و فرهنگی افغانستان را بیش از چهار دهه جنگ تخریب کرده و کاخ تمامی ارزش های معنوی و مادی و مناسبات و ارتباطات را فرو ریخته است.
با حاکمیت طالبان همه ساختار ها و ارزش ها یکسره فرو ریخت و دیوار های بلند و شکوهمند اعتماد و باور در میان مردم فرو افتاد. اکنون آشفتگی ها و نابسامانی های خطرناک در تمامی عرصه های سیاسی و گروهی و مذهبی و قومی در کشور حاکم شده است. با این آشفتگی ها و گسستگی ها و شکستگی ها چه دورنمای سیاسی را در کشور می توان پیش بین شد.
آیا میدانید که به تاریخ ۲۳ دسمبر سال ۱۸۴۱ در منطقهٔ بی بی مهروی کابل چه واقع شد؟
روزی که انگلیس ها به فکر فریب دادن وزیراکبرخان وامضای پروتوکول بودند ولی در مقابل به قیمت سر مکناتن تمام شد.
آیا پوهیږی چی ۱۸۰ کاله پخوا د دسمبر په ۲۳ کال ۱۸۴۱ د کابل بی بی مهرو په سیمه کی څه واقع شوه؟ کوم وخت چی انگریزانو د وزیراکبرخان د اغوا او د پروتوکول د لاسلیکولو فکر کی وه خو مکناتن خپل سربایلود.
“در صبح روز ۲۳ دسمبر سال ۱۸۴۱ میلادی قوای انگلیس در قشلهٔ بی بی مهرو امر تیارسی گرفت و هیئت انگیس به سرکردگی مکناتن با کپتان تریور، کپتان لارنس و کپتان مکینزی با یک قطعه سواره از چهاونی خارج شده و رو به جنوب به سمت قلعه محمود خان در ٦٠٠ قدمی قشله که محل جلسه معین گردیده بود حرکت کرد. مکناتن در ورود خود سردار محمداکبر خان، محمد شاه خان غلجایی، دوست محمد خان، خدا بخش خان، محی الدین خان و نایب مومن غلجایی را با چند نفر دیگر روی سنگی نشسته و منتظر یافت.
عبدالرحمن پژواک دیپلماتِ ارشد و نامدار افغانستان، فرزند قاضی عبدالله در سال ۱۹۱۹ میلادی در یک خانوادهٔ روشن و متدین در بالاحصار تاریخی غزنی چشم به جهان گشود و بعد از ۷۶ سال عمر پربار و کار و تلاش برای سعادت، خوشبختی و غنامندی ارزش های ملی افغانستان، در سال ۱۹۹۵ در شهر پیشاور دیده از جهان بست و در قریهٔ آبایی اش، “باغبانی”، در ولایت ننگرهار به خاک سپرده شد.
لغتنامۀ «واژه ها و ریشه ها» نوشتۀ فرهنگی ساعی و پر کار آقای همایون باختریانی درین اواخر به زیور چاپ آراسته گردیده و به دسترس فرهنگیان عزیز قرار گرفته است. مؤلف در حدود هزار واژهی گویشی و عامیانۀ مردم کابلزمین را که ظاهراً این لغات و اصطلاحات بی معنی و خالی از ارزش های ادبی جلوه مینماید به تحلیل و بررسی گرفته است.
آقای باختریانی با انجام این کار معنا و مفهوم بسیاری از عبارات، واژه ها و کلمات گویشی کابلزمین را با استفاده از منابع و مأخذ ممکن و میسر مطابق با معیار های علمی- پژوهشی شرح و توضیح نموده است. حوزۀ کار مؤلف بر دو ساحۀ ریشه یابی و رد یابی متمرکز بوده و آن عده از واژگان که دخیل یا قرضی ثابت گردیده اند؛ تنها به ردیابی آنها پرداخته شده که منشا از کدام زبان مجاور یا دور دست داشته است. مانند: «ریکشا» که منشا جاپانی دارد و یا «سماوار» که منشا روسی دارد یا «غجم و غجمک» که منشا ترکی دارد و یا «گدود» که منشا هندی دارد و به همین منوال. تعداد دیگر که خاستگاه شان حوزۀ زبانی خود ما بوده به
زنده یاد احمد علی کهزاد مؤرخ، نویسنده، شاعر، باستان شناس و محقق نامور افغانستان در یک خانواده منور در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی مطابق ۱۹۰۷ میلادی دیده به جهان گشود. خدمات عظیم این بزرگمرد تاریخ افغانستان مخصوصاً در بخش تاریخ نگاری و باستان شناسی، فراموش ناشدنی و ماندگار است. وی در سال ۱۳۶۲ هجری شمسی مطابق ۱۹۸۳ میلادی دیده از جهان بست و در جوار زیارت شاه دوشمشره (ع) به خاک سپرده شد.
قریب به نیم قرن قبل ، با اغازبرخورد های نیابتی درافغانستان ، تفرقه افگنی ها نیزمنحیث یکی ازاهداف عمدۀ دشمن درمیان افغانها بکارگرفته شد. دولت پاکستان زمانی به این هدف شیطانی خود دست یافت که حلقات ناراض ازدولت جمهوری محمد داؤد خان ، وطن شانرا ترک کرده و به پاکستان پناه بردند. در آنجا ، آنها به زیر قیادت استخبارات نظامی پاکستان قرارگرفته ودرمطابقت با پلان های استراتیژیک آن سازمان ، بخاطرحمله به سرزمین آبائی خود بسیج شدند.
دراوآخردورۀ زعامت داؤد خان ، شمار آنها به پنج هزارنفر میرسید که همۀ شان در “کمپ ورسک” جابجا شده بودند. (1) این رقم پس ازحوادث خونبارهفت ثور، همه روزه فزونی یافته ودرزیرنام ” مجاهدین ” ، کمپ های جدید برای آنها گشایش یافت. درهمین وقت است که استخبارات پاکستان از فرصت استفاده نموده وناراضیان مواصلت یافته را در قالب تنظیم های جهادی بسیج و آنها را به هفت دسته تقسیم کرد.
هدف پاکستان ازهمچویک انقسام ، برآورده شدن اهداف ذیل بود :
چطور چرس در نزد جوانان باعث افزايش واقعات حملات قلبى مى شود؟
درين اواخر بنابر علل بسيار حملات قلبى در نزد جوانان در کشور عزیز مان رو به افزايش است كه يكی از علت های آن استفاده فراگير و روز افزون ازچرس است.
شما شنيده ايد كه يك سليبريتى، يك شخص مشهور سياسى، هنرى، ادبى و يا علمى بعد از مراسمى جان خود را به حق سپرده است و بعداً عده اى آنرا جنبه سياسى داده و برخى هم آنرا به علل مختلف ربط داده اند؛ در حاليكه در تاريخچه ی صحی ایشان قبل از فوت، استعمال چرس عملاً مشهود است.
طبابت جهان در حال دهل زدن به نفع استفاده طبى چرس است؛ در حاليكه براى آن ده ها گزينه اى بديل بهتر وجود دارد كه ١٠٠ مراتبه در عرصه دارو درمانى بهتر از چرس عمل مى كند. ولى سياسى شدن طبابت افق هاى توسعه طبابت را به بند بست كشيده است. نمونه مثال آنرا در مبارزه جهان عليه كرونا شاهد هستيم و نمونه دوم آن الى سال هاى ٢٠٠٧ همجنس بازى در ليست كود هاى بيمارى روانى طبابت درج بود ولى با سياسى شدن مسئله ديگرى اين موضوع از ليست بيمارى هاى روانى منحيث يك تعدى حذف شد. چرس هم خارج از اين طرز نگرش نيست. اين بحث را سريال وار طى چند نوشته تعقيب ميكنم كه درين نوشته به طور خلاصه بالاى مبحث حملات قلبى چرس مى پردازم:
در این روز ها گزارش هایی از بازگشت غنی به کابل به نشر رسیده است. هرچند پیش از این هم بازگشت غنی به کابل بربنیاد قرارداد پنهان میان غنی و شبکهء حقانی با پا درمیانی شبکهء آی اس آی پاکستان پیش بینی می شد؛ زیرا سیاستگران راست و چپ و میانه و ملی گرای افغانستان در طول پنج دههء گذشته ثابت کرده اند که دلالان و معامله گران سیاسی اند و همیشه سرنوشت افغانستان و مقدرات مردم این کشور را در ترازوی معامله با استخبارات شرق و غرب و شمال و جنوب نهاده اند.
بنابراین احتمال بازگشت غنی به مثابهء آخرین شاه شجاع معاصر در تاریخ افغانستان امری ناممکن نبود. زیرا غنی با تسلیمی ارگ به خلف رنجیت سنگه خاطرهء سیاهء شاه شجاع را دوباره زنده کرد که پس از تبعید در سال ۱۸۱۴ الماس کوهء نور را به رنجیت سنگه پیشکش نمود تا به یاری سکه ها به تخت پادشاهی در کابل بنشیند.