از تیتر دفاع مقدس : محمد عثمان نجیب

گزارش‌نامه‌‌ی افغانستان امروز – ۱۴۰۰ دی ۲۵, شنبه نوشت؛ بازی تغییر کرد.

چرا پاکستان، «خط دیورند» را از زبان طالبان اشپلاق می کند؟

بحث « خط دیورند» همیشه درین سوی خط ( افغانستان) یک وسیلۀ برای بازی سیاسی، امتیاز گیری، شخصیت سازی بوده و درکل جنبه تبلیغاتی داشته است و دارد. درزمان صدارت داوودخان، که پاکستان تازه از تخم هند بریتانیایی بیرون شده بود؛ شعار بازگرداندن خاک های از دست رفته؛ صرفاً یک پروگرام ناکام بود.

اما داروندارمالی کشور فقرزده و محتاج و محاط به خشکه، درعملیات تخریبی علیه پاکستان به مصرف رسید؛ بدون سود و عاید یک پول.

کتاب مهمی درین باره ازسوی صوفی خان داماد مرحوم سلیمان لایق نوشته شده است. البته کتاب های مهم دیگری هم درین رابطه نوشته شده و ازعربده کشی های بی حاصل تبلیغاتی سیاستگران حکومتی درکابل داستان ها رقم خورده است.

سیاست های داود خان ازهمان آغاز، به پاکستان موقع داد که که استراتیژی کوتاه مدت و دراز مدت خود را به ناتوان سازی، تخریب، محاصره، و فروپاشی افغانستان تدوین کند.

ادامه خواندن از تیتر دفاع مقدس : محمد عثمان نجیب

تجزيه و ساختن خراسان مانند سينگاپور، دوبي و تركيه؛ لطفًا با دقت تر مطالعه كنيد: عبدالعلي فايق

كشوري به نام اوغانستان از بدو و تاسيس اش متكي بر كمك هاي خارجي (برتانيا، روسيه، امريكا، دولت هاي عربي، آسيايي، ملل المتحد و اتحاديه اروپا بوده است).

شما اگر بنك جهاني را هم در اين كشور بياوريد، باز هم اين كشور خير طلب باقي مي ماند. چون نظام خودكفا و درآمد هاي بومي وجود ندارد. ذهنيت هاي همه ما را كمك هاي خارجي شكل و قالب داده است و هيچگاهي بالاي خودكفايي بومي خود كار نكرده ايم.از پاكستان گرفته تا بنگله ديش، هندستان، تاجيكستان، ازبيكستان و تركمنستان بالاي قدرات داخلي و بومي خود سالهاست تلاش دارند و به همين دليل نه كسي بوت اش را مي فروشد، نه گرده اش را و نه هم دلبندهاي خود را. 

ادامه خواندن تجزيه و ساختن خراسان مانند سينگاپور، دوبي و تركيه؛ لطفًا با دقت تر مطالعه كنيد: عبدالعلي فايق

پیام یک سرباز آگاه انسان دوست وصلح طلب آمریکایی: محمد حنیف حریف

پیام یک سرباز آگاه انسان دوست وصلح طلب آمریکایی که قبل براین درتجاوز و اشغال کشورما شرکت ورزیده است ! 

اومخاطب کنان به هموطنان امریکایی خویش صدا برمی اورد :

شما خق دارید ازخدمت درصفوف قوای هوایی, زمینی وبحری امریکا سرباز زنید ….

انها مارا به جنگ درافغانستان وعراق تحت نام مبارزه باتروریزم میفرستند …درحالیکه ما می فهمیم , که این جنگ های اشغالگرانه علیه مردم افانستان وعراق هستند …

درانجا درفقیر ترین کشورهای جهان دشمناان ما نیستند …

دشمنان ما دراینحا , درثروتمندترین کشور جهان زندگی میکنند…. 

 جنگ درافغانستان وعراق یک جنگ اشغالگرانه است . 

ادامه خواندن پیام یک سرباز آگاه انسان دوست وصلح طلب آمریکایی: محمد حنیف حریف

په تیاره کې ساتل شوی ولسمشر! : نور محمد غفوری

له بي بي سی سره مې د پخواني ولسمشر ډاکتر محمد اشرف غني مصاحبه ولوسته. ډیرې خبرې مې ورپکې ولیدې. مصاحبه سوالونو ته د ځواب ورکولو تر څنګ ډیر نور سوالونه راپیدا کوي. ما نه غوښتل او نه غواړم په دې اړه ډیر څه ولیکم، ځکه چې دده د واک په وخت کې مې خپل انتقادونه او اصلاحي نظرونه او وړاندیزونه لیکلي او وړاندې کړي دي؛ خو بیخي چوپه خوله او بې له لیکلو هم سړی له داسې مصاحبې نه شي تیریدلای. نو دا لاندې لنډې یادونې به ددې لیکنې له درنو لوستونکو سره شریکې کړم. 

دی پخپله هم ښه اداره چي نه و، خو نا اهلو، بې تجربه او بې وفا کسانو ته د کارونو ورسپارلو او له کنترول پرته د باور کولو پایله همداسې او لا تر دې بدتره وي چې په الوتکه کې يې کښینوي، خو دی لا خبر نه وې چې چېرته یې وړي او پرواز پر کومه خوا دی؟!

ادامه خواندن په تیاره کې ساتل شوی ولسمشر! : نور محمد غفوری

گفت: می‌خواستم بروم خوست، سرچپه شد: استاد پرتو نادری

گفت: می‌خواستم بروم خوست، سرچپه شد دیدم  دیدم که به اوزبیکستان و دوبی رسیده‌ام. کارش همیشه سرچپه بود و سرنوشت ننگین خود را هم سرچپه رقم زد. به یاد این نوشتۀ خود افتادم.

***

حکیم ‌الحکماو مشاور ارشد او 

حکیم‌الحکما را دیدند، سرچپه سوار بر الاغ حکمت خویش، راهی شهر بود.

پرسیدند: ای حکیم چرا همیشه کارهای تو سرچپه است؟

حکیم پرسید: شاهنامه خوانده‌اید؟

گفتند: بلی، 

ادامه خواندن گفت: می‌خواستم بروم خوست، سرچپه شد: استاد پرتو نادری

 ابن‌الوقت نه‌باشیم  : محمد عثمان نجیب

من چند توبه‌نامه را در پوششِ‌تحلیل از برخی استادان خواندم.

 این عرض را من هم می‌کنم:

           برخی استادان به نرخ‌روز قلم می‌زنند

      در تَب‌وتابِ‌روزگاران نمادِ تذبذب نه‌باشیم.

پیام‌بر می‌گفتند انسان مرتکب اشتباه و خطا می‌شود. خلفای‌راشدین همه به این‌گمان بودند که انسان اند و اشتباه

می‌کنند و به‌همان‌دلیل می‌گفتندکاستی‌های‌شان را برشمرند تا به‌نام‌خلیفه دچارِسرگیچه نه‌شوند. ابن‌سینا دانش را تا آن‌جا رساند که خودش‌را بی‌بهره از آن‌خواند، عالمِ اسلام ده‌ها جلد تفسیر نوشت بر نیمی از قرآن اما مذبذب نه بود. و هزاران‌تن عالمان و دانش‌مندان همین‌گونه اما در افغانستان چنین نیست.

ادامه خواندن  ابن‌الوقت نه‌باشیم  : محمد عثمان نجیب

آیا عجیب نیست؟ : نور محمد غفوری

جامعۀ جهانی در 2001م کنفرانس بن را سازماندهی کرد و چند گروپ خورد و بزرگ تنظیم های جهادی از داخل و خارج افغانستان را در آن دعوت نمود. در حقیقت جای نماینده های راستین مردم افغانستان، منجمله نیروهای مترقی و عدالت پسند کشور در آن خالی بود. نتیجۀ فیصلۀ کنفرانس متذکره در مورد طرز حکومت و حاکمان سیاسی مطابق با وضعیت واقعی جامعۀ افغانی نبود، چنانچه جریان حکومتداری بیست سالۀ آنها تا سقوط نظام این موضوع را ثابت میسازد. درانتخاب این اشخاص  متاسفانه به خواست و ارادۀ مردم عوام افغانستان وقعی گذاشته نه شد. 

در طول بیست سال گذشته با وجود حمایت پولی، مالی، استخباراتی و فنی جامعۀ جهانی نتیجه این بود که هنوز عساکر خارجی از افغانستان بیرون نه شده بودند که یک عده از مسئولان بلند پایۀ امور قبل از خروج نیروها و عدۀ دیگر بعد از آن  کشور را به شکل مصیبت بار ترک گفته و بی آزرم گریختند. با این کار شان تمام دست آورد های بیست سالۀ نظام «جمهوری» را برباد دادند. با وجود بیست سال حکومتداری و اعلان عفو عمومی از جانب تحریک طالبان هیچ جای پایی و پیوندی برای خود در داخل مردم افغانستان نیافتند. 

آیا جای تعجب نیست که بعضی از کشورهای خارجی بار دیگر تحت شعار دولت همه شمول برای همان عمال آزموده شده، مفسد، بدنام و ناکام خویش جای پای جستجو می کنند و می خواهند که طالبان برای شان در حاکمیت سیاسی سهم بدهند؟  

ادامه خواندن آیا عجیب نیست؟ : نور محمد غفوری

جدال قبیله و فاشیسم را نباید قومی ساخت: مهرالدین مشید

منازعهء قومی؛ منازعهء پسا ایده ئولوژیک

تهاجم شوروی مردم افغانستان را وارد جدال نظامی و ایده ئولوژیک نمود تا آنکه به منازعهء گروهی انجامید و دستاورد ها همه قربانی نزاع گروهی شد. پس از خروج شوروی و سقوط نجیب از بار ایده ئولوژیک منازعهء افغانستان کاست و گروه های سیاسی بخاطر استفادهء ابزاری از گرایش های قومی و زبانی مردم افغانستان را وارد کارزار سخت نظامی و قومی نموده و مردم افغانستان را در پرتگاهء جنگ قومی و روانی کشاندند. طالبان از متن این جنگ به مثابهء دانهء سرطانی به یاری پاکستان و عربستان و آمریکا ساخته شدند که برای فریب افکار عامه هدف آنان نه رسیدن به قدرت؛ بلکه جاده صافکن و فرشته های نجات ذکر شد. آنان توانستند که شماری گروه ها و افراد را به دام خود اسیر کنند. پس از سقوط طالبان و نشست بن برای مدتی اوضاع دگرگون شد و اما با ظهور طالبان بار دیگر منازعهء قومی در کشور بالا گرفت و با به قدرت رسیدن طالبان اکنون به اوج اش رسیده است. در حالیکه هدف اصلی این جنگ استخباراتی و کشاندن افغانستان و مردم آن به تباهی است و با تاسف که شماری آدم های احساساتی آگاهانه و ناآگاهانه شکار این بازی شده اند.

ادامه خواندن جدال قبیله و فاشیسم را نباید قومی ساخت: مهرالدین مشید

سقوط کابل در واقع سقوط آمریکا در افغانستان است
: مهرالدین مشید


افغانستان قربانی بازی های ژیوپولیتیک آمریکا شد

سقوط یک شبهء حکومت افغانستان بدست طالبان در نتیجهء زمینه سازی های غنی و هسته گذاری فرماندهان مزدور و ضد ملی در قطعه ها و پایگاه های مهم نظامی شامل قول اردو های افغانستان در تبانی با آی اس آی و سی آی ای و سایر شبکه های استخباراتی منطقه و جهان، از بسیاری واقعیت های پشت صحنهء جنگ آمریکا در افغانستان پرده برداشت که گویا حملهء آمریکا به افغانستان شامل یک پروژهء کلان بود که ممکن استراتژیست های نظامی امریکا این حمله را دروازه ای برای رسیدن به طرح خاورمیانهء بزرگ تلقی کرده بودند. هرچند غنی یک شبه سقوط کرد و اما آمریکا از همان آغاز تشکیل حکومت موقت و بعد انتقالی و دو بار ریاست جمهوری کرزی و دو بار دور ناتمام غنی در واقع با گزینش رهبران فاسد و بسیج نمودن شماری جهادیان و لیبرال ها و تکنوکرات های فاسدتر را در کنار آنان سنگ بنای سقوط حکومت های آنان را گذاشته بود. حوادث ۲۰ ساله در افغانستان نشان داد که سقوط کابل در واقع سقوط آمریکا در افغانستان است و افغانستان قربانی بازی های راهبردی و ژیوپولیتیک آمریکا شده است. حمایت آمریکا در آغاز از حکومت های فاسد تحت زعامت رهبران فاسد، در اصل معنای سقوط را داشت.

ادامه خواندن سقوط کابل در واقع سقوط آمریکا در افغانستان است
: مهرالدین مشید

در جاده های نا هموار این سرزمین : نصیر فیاض

داستان کوتاه و فرضی پا برهنه گان روز گار

تصویر از پسر خورد سال که در حادثه انتحاری امروز در کابل جام شهادت نوشید .روحش شاد و یادش گرامی باد.

درست 16 سال داشت. و تلاش میکرد تا با کشیدن بار سنگین زندگی برای دو خواهر کوچکش غذا فراهم کند.

هر صبح زود با چشمان خسته و دستان کفیده از سردی هوا به جاده های نا هموار تاریخ,دنبال لقمه نان سرگردان بود.

شبهای سرد خزانی را در کنار مادرمریض و خواهران کوچکش ,در یک کلبه دور افتاده از چشم ثروتمندان این جاده, با شکم گرسنه میگذراند و فردای آن روز باز هم دنبال لقمه نانی سرگردان میبود.

مادرش .

پسرم خواهرت بیمار است و به داکتر یا حد اقل یک چند دانه تاپلیت نیاز دارد .

ادامه خواندن در جاده های نا هموار این سرزمین : نصیر فیاض

روایات زنده‌گی‌من بخش (۱۹۰) مرتبط به بخش های ۹۴، ۹۵ و‌ ۹۶ و ۹۷: نوشته محمد عثمان نجیب

نه پوهیگم “ نه پوهېږم “ چی ته خریې ته معاون د فرقې یې…

۱۴۰۰ آبان ۲۴, دوشنبه

سخنان شهنواز تڼۍ قبل از خیانت به وطن:

در پی بُروز روی‌داد های اسف‌بار ناشی از خیانت اشرف غنی و کرزی و تیم های شان و اشغال وطن توسط پاکستان و پشتون های خیبر پښتون‌خواه سلسله‌ی تحریر روایات به التوا رفت. هر چند مقاومت بخش اساسی کارزار زنده‌گی ما شده اما برای آن که ایام به کامِ ما نیست و عمر را باور پایایی نیست به ناچار ناگفته ها را بیان می کنیم.

و با چنان‌وضعی بود که مدت تقریباً‌ طولانی در کندک ۱۳۱ استحکام سرباز و ضابط و‌ گویی من توپی در اداره‌ی پای روزگار بودم که هر سو‌ می‌خواست پرتابم می‌کرد.‌

در بخش های گذشته خاطراتی از سفر های جنگی به ولایت خوست را نوشتم. پس از آن که همه وظایف ختم شدند ‌و در پی بی تدبیری آقای دگروال و بعد ها جنرال هاشم خان معاون فرقه با تلفات زیاد برگشت. البته قبلاً‌ هم تذکر داده بودم که آقای ټنۍ آن زمان رئیس ستاد ارتش و محترم جنرال محب‌علی‌خان فرمانده فرقه‌ی ۸ هم تازه از سفر شوروی برگشته و وارد ولایت خوست شده بودند. آقای ټنۍ هنوز دست به خیانت نه زده بودند و در ناوقت های شب در همان نزدیکی های تپه‌ی خرسین آقای هاشم خان را سرزنش جدی کردند. تا سرحدی که حاضرین به شمول من کلمات اهانت بار ټنۍ به هاشم خان را شنیدیم:

(… نه پوهیگم “ نه پوهېږم “ چی ته خریې ته معاون د فرقې یې…).

ادامه خواندن روایات زنده‌گی‌من بخش (۱۹۰) مرتبط به بخش های ۹۴، ۹۵ و‌ ۹۶ و ۹۷: نوشته محمد عثمان نجیب

یکی از جنایات جنگی نظامیان متجاوز واشغالگرامریکایی در کابل: محمد حنیف حریف

یکی از جنایات جنگی نظامیان متجاوز واشغالگرامریکایی که منجر بخاک وخون کشانیده شدن یک خانواده بی گناه وبی دفاع درشهرکابل گردید.

بتاریخ ۱۵ اگست سال روان یک هواپیمای بی سرنشین امریکا یک خانه مسکونی را درکابل  هدف شلیک راکتی قرارداده که طی آن ۱۰ تن از اعضای این خانواده ازجمله ۷ کودک که کوچکترین شان ۲ سال داشت به قتل رسیدند.

امریکایی ها مدعی شدندکه مقصد حمله گروه داعش بوده است .واما وزیر دفاع امریکا به فردای همان روز، از حمله اشتباهی شان معذرت خواست.

خانواده احمدی متضرر طلب جبران خساره ویا غرامت نموده است. ولی بعداز بیشتر از دوماه پنتاگون به اصطلاح نتایج بررسی خنده دار اشرا بشکل زیر همگانی ساخته است:

 «ما در یورش پهپادی خود در کابل قانون جنگ را نقض نکرده ایم.»

بر پایه پژوهش وزارت دفاع امریکا، یورش پهپادی امریکا که منجر به کشته شدن ۱۰ غیرنظامی به‌شمول هفت کودک در کابل شد، قانون جنگ را نقض نکرده است.

ادامه خواندن یکی از جنایات جنگی نظامیان متجاوز واشغالگرامریکایی در کابل: محمد حنیف حریف

روان چنین جوانانی همهء ما را به دادخواهی فرا می‌خواند! روان این جوان آگاه و آزاده، یما جان سیاوش شاد باد!: استاد پرتو نادری

 · 

خانواده یما سیاوش، مجری مطرح تلویزیونی که چند ماه پیش در کابل کشته شد، می‌گویند که قضیهٔ قتل او را به عنوان نمونه‌ای از قتل‌های هدفمند خبرنگاران به دادگاه جنایی بین‌المللی لاهه و سازمان ملل سپرده‌اند.

ولی تلاش‌های مکرر خانواده آقای سیاوش برای جلب توجه سازمان ملل برای تحقیق در باره قتل او هنوز بی‌نتیجه بوده‌است.

در تازه‌ترین اقدام، هایدی دکستال، وکیل مدافع حقوق بشر در لندن، پرونده آقای سیاوش را به عهده گرفته و دوشنبه ۱۲ جولای به دادگاه جنایی بین‌المللی لاهه و به گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور آزادی بیان فرستاده است.

دادگاه جنایی بین‌المللی و همچنین سازمان ملل تاکنون پاسخ رسمی نداده‌اند. 

یما سیاوش، مجری پیشین تلویزیون طلوع، وقتی در ۱۷ عقرب ترور شد کارمند بانک مرکزی افغانستان بود. در این رویداد دو همکار او نیز کشته شدند.

ادامه خواندن روان چنین جوانانی همهء ما را به دادخواهی فرا می‌خواند! روان این جوان آگاه و آزاده، یما جان سیاوش شاد باد!: استاد پرتو نادری

شیطنت و عوام فریبی مرز نمی‌شناسد! – داکتر اکبر همت

بنده نه تنها تحصیلات خود را در شوروی و روسیه به پایان رسانیدم، بلکه زمانی شهروندی روسیه را داشته و چندین سال در سیستم اداری آن مآموریت انجام داده ام. در آن زمان باور داشتم که سیاستمدار های روس به مراتب با شرفتر از سیاستمدار های جنایتکار آمریکا و انگلیس هستند. اما درین مدت زمان تقریبآ سه ماهه بعداز بقدرت رسیدن گروه ترور و وحشت طالب، بازی های غیرانسانی دولت روسیه در رآس ولادیمیر پوتین با مردم افغانستان به وضاحت نشان میدهد که امریکا- انگلیس و روسیه در بازی های سیاسی خود نسبت به کشور ما (سگ زرد برادر شغال) هستند و شیطنت ایشان مرز نمی‌شناسد!

سیاست های عوام فریبانه و جنایت های آمریکا- انگلیس و شرکای ایشان آنقدر عیان است که ارزش سیاه کردن کاغذ را ندارد. اما روسیه به ابتکار پوتین “استخباراتی” تصمیم گرفته تا روش سیاسی اسلاف زمان شوروی خود را احیا و رهنمای عمل سیاسی خود به نسبت افغانستان قرار دهد. بنآ در پالیسی خود بالای قوم اافغان= پشتون مانند زمانه های گذشته ولی اینبار در چهره طالبان سرمایه گذاری خواهد کرد. اما در بستر این پالیسی ناعاقبت اندیشانه روسیه، دو متحد ستراتژیک آن یعنی تاجیکستان و بعدآ ایران مخالفت شدید خود را با غصب قدرت توسط گروه طالبان نشان داده و حتی در نشست وزرای خارجه همسایه های افغانستان در تهران تلاشهای متحدین قدرتمند طالبان یعنی چین و روسیه مبنی به ( “مدارا” با عمارت طالبان) را تحت شعاع قرار داده و اعلامیه متفق القول صادر گردید که حکومت تک قومی طالبان به هیچوجه مورد قبول اعضای مشترکین این جلسه نیست.

ادامه خواندن شیطنت و عوام فریبی مرز نمی‌شناسد! – داکتر اکبر همت

سفر قریشی به کابل پس ازافتضاح سفر رئیس پیش آی اس آی: مهرالدین مشید

سفر قریشی به کابل پس از شایعهء مرگ فیض حمید

سفر غیر مترقبل قریشی به کابل پس از سفر فیض حمید رئیس پیشین آی اس آی دومین سفر مقام های ارشد پاکستان به افغانستان بعد از ورود طالبان به کابل است. ممکن قریشی بخاطر به انجام رساندن کار ها و برنامه های ناتمام فیض حمید به کابل آمده باشد‌. قریشی در این سفر فیض حمید را بحیث شاهد حادثه با خود  آورده است تا شایعات مرگ او را در ارگ تکذیب نماید. هدف فیض حمید را در آن زمان که خلاف عرف دیپلوماتیک وارد کابل شده بود، سه موضوع تشکیل می داد؛ نخست ارایه و خواست پاکستان از طالبان و دوم آشتی دادن طالبان پاکستان با حکومت پاکستان و سوم  ایجاد وحدت میان شاخه های طالبان و چهارم هم طرح و برنامه ریزی و رهبری عملیات در پنجشیر بود‌؛ ما گردن ماندن شبکۀ حقانی به خواست فیض حمید و امتناع ملابرادر از خواست او سبب شد تا برنامۀ حمید ناتمام بماند. باور ها براین است که سفر قریشی در رکاب او بسر رساندن اهداف ناتمام حمید بود. 

سفر های غیر منتظرۀ مقام های پاکستانی به کابل با توجه به نگاهی که به امارت طالبان دارند، امری شگفت آور نیست. طالبان با حمایت های نظامی و اقتصادی و سیاسی و استخباراتی پاکستان در نتیجۀ معاملۀ غنی با شبکۀ حقانی وارد کابل شدند. بنابراین خواست های بیش از افزون نظامیان پاکستان از طالبان فراتر از رسیدن به عمق استراتیژی جنرالان این کشور است. بنابراین سفر های آزمندانه و هدفمندانۀ مقام های پاکستانی پس از این به کابل امری عادی وارایۀ خواست های آنان بی حساب است. اهداف مغرضانۀ پاکستان در نخستین سفر فیض حمید آشکار شد که در نتیجۀ درگیری او با ملابرادر   و رهبری عملبات طیاره های پاکستانی برضد روستا نشینیان پنجشیر به افتضاح سیاسی و نظامی انجامید. گفته می شود که او رهبری عملیات در پنجشیر را با بمباران طیاره های پاکستانی از هوتل سرینا رهبری کرد و این ماموریت مداخله گرانهء خود را به پایان رساند

ادامه خواندن سفر قریشی به کابل پس ازافتضاح سفر رئیس پیش آی اس آی: مهرالدین مشید

; فارسی ستیزی ریشه‌ی تاریخی نزد درباری های قبیله داشته است: محمد عثمان نجیب

                  عجب دجالانی داشتیم و‌ داریم. در زمان سلطنت ظاهر عیاش، هاشم خان و شاه ولی خان و دیگران همان خط مشی را تعقیب می‌کنند که محمودطرزی در زمان امان الله خان کرد و‌ امان الله هم قبول.

فاشیسم چیست؟ شاخ و دُمی که نه دارد. مضحکه بارتر آن است که حکم را به فارسی می نوشتند تا پشتو را رایج کنند. حتا خود شان نوشتن پشتو را یاد نه داشتند جریده‌ی اصلاح در شماره‌ی منتشره‌ی ۱۲ حوت ۱۳۱۵ برابر با ۳ مارچ ۱۹۳۷ میلادی خویش حکم‌ِ اجباری ترویج و‌آموزش زیان پشتو را منتشر کرده که به شاه ولی خان غازی!؟ سرک ها عمومی کابل داده بوده است.

در آن حکم صریح و آشکار زبان پشتو را زبان افغانی خوانده اند. «در نگاره بخوانید.»  حالا چگونه شد که یک باره از اقرار به انکار رفتند و زبان افغانی را پشتو نه می دانند؟

اشک نامه ای در پای درد های بی پایان و فصل غم انگیز غربت : مهرالدین مشید

یادها و خاطره ها سفری ناتمام از خواجه رواش کابل تا فورت دکس نیوجرسی

قسمت نخست

صبح سرساعت هشت همه همکاران به دفتر رسیدند وپس از احوال پرسی مختصر و شوخی های ظریفانۀ همیشگی با گرم جوشی و صمیمیت مثل همیشه کار های شان را آغاز کردند. همکاران باهمۀ بی اعتمادی به دستگاۀ حکومت بازهم  با اعتماد به نفس به کار خود ادامه می دادند. همکاران در جریان کار مثل همیشه تبصره های کوتاه در رابطه به رخداد های کشور ارایه می کردند واز اینجا و آنجا سخن می گفتند.  تبصره های شان با چاشنی مزاح و شوخی های های ظریف به همراه بود. آنان کمتر فکر می کردند که آن روز آخرین روز کاری شان در حکومت غنی باشد. هرچند بسیاری ولایت ها نیرو های دولتی به گونۀ مرموز وشاید هم دستوری بیرون شده بودند، طالبان بر بسیاری ولایت ها مسلط شده بودند و وضعیت در کل کشور به سود طالبان رقم می خورد. سقوط ولایت های یکی پی دیگر نگرانی همگانی را به بار آورده بود و مردم خشمگین بودند؛ چنان مشت سکوت برلب های مقام های ارشد نظامی و امنیتی کوبیده شده بود که هیچ مقام ارشدی لب به سخن نگشود تا دست کم مردم را در سایه و روشن حوادث بگذارند.

ادامه خواندن اشک نامه ای در پای درد های بی پایان و فصل غم انگیز غربت : مهرالدین مشید

آقای نور احمد نور! از تنِ خسته‌ و خونین حزب و از مردم افغانستان چی می‌خواهید؟… محمد عثمان نجیب

همین کافی نیست که غنی ‌و کرزی نماینده های تبار تان وطن را دو دسته به پاکستان و خیبر پښتونخواه تسلیم کردند؟

تأسیس رسمی حزب دموکراتیک خلق افغانستان مقارن سال دوم تولد من بوده.‌ سرنوشت چنان آورد که با پرکشیدن در عمر و قد و قامت راهی آن مکتب سیاسی شدم. زودتر دانستم که بیمار های زیادی در حزب رخنه کرده اند که از بودن شان نه بودن شان بِه بود. نه برای آن که من در حزب کاره‌یی بودم یا کسی از من چیزی را می‌پرسید.

 پیشنیه‌ی حزب را از ۱۳۴۳ تا زمانی که  عضویت من در آن تسجیل شد مرور کردم. در چنان فرایندی بود که توانستم فرصت را غنیمت دانسته و به شکاف های عمیق حزب آشنا شوم. اشتباه اساس گذاری  چنان حزب سیاسی باور به منفی به هم‌گرایی شدن ها بود. آن هم در کشوری به نام افغانستان و جامعه‌ی به شدت طبقاتی،  استبدادی،‌ انحصاری، تبارگرایی، تفاوت های اقتداری، ناهنجاری های اقتصادی، بهشت سودخواران و زمین داران و نیمه فیودال ها، نگاه های متفاوت شهر نشینی و شهری شدن و شهروندی تحصیل کرده هایی که حتا با دانش آموزی و زیست در محیط دانش‌‌گاهی ‌‌و شهری نه توانسته بودند مناسبات حاکمِ قبیله در جامعه فراموش کنند. تفاوت های برداشتی از دیدگاه های فلاسفه های سیاست و نظم نوین جهانی، نه داشتن ظرفیت های تحلیلی نسبت عدم مطالعه‌ی منطقی و قابل هضم و‌ درک سیاسی نزد بیش‌ترین هایی که افکار العنانی حکم‌روایی از تمثیل می‌کردند.

.

ادامه خواندن آقای نور احمد نور! از تنِ خسته‌ و خونین حزب و از مردم افغانستان چی می‌خواهید؟… محمد عثمان نجیب

بینوایان میهن وسرنوشت نامعین شان در«امارت سیاه طالبی» : حنیف حریف

عزیزان ، وقتی با  نگاره این کودک معصوم برخوردم ، خیلی ناراحت گردیده وجگرم آب شد.خواستم این دردرابانوشتن چند سطرزیرکاهش دهم :

 این کودک بینوای میهن که بایستی دریک صنف آموزشی ویا آغوش گرم خانواده ویا دریک پارک بازی کودکانه  قرارمیداشت ،

بادریغ ودردچون ملیونها کودک دیگر ازپول ناچیز فروش چند دانه تخم مرغ ، به یقین که خانواده جنگ زده وفقیر اش منتظر اند تا نان بخور و نمیر چاشت ویاشب شانرا آماده سازند.

این کودک بینوا ودرمانده به چه می اندیشد؟

به کودکان مرفه جنایتکاران، قاتلان، غاصبان، غارتگران، جنگ سالاران ، مافیای موادمخدر، مفسدین اداری و…که تمام نعمات مادی زندگی را در اختیار داشته وهر گز در روی جاده ها به خاطر لقمه نانی ازبام تا شام سرگردان نیستند!!

به آن هم سن و سالهایش که لباس مفشن و راحت برتن داشته وباموتر های شیشه دودی وگاردهای امنیتی به مکتب های شخصی مشغول آموزش اند، 

ویا به آنهای که در انبوه خوردنی های لذیذو وسایل بازی شان غرق ناز ونعمت اند،

ویا به تمام این بی عدالتی ها، نابرابری ها که از آدرس خدا بر زمین مستولی گشته،

ویا با آن دکاندار دین که برای این فقر جانکاه تحمیل شده ازجانب انسانهای ستمگر وظالم،  مزدوران غارتگر وجهانخوران متجاوز بر مردم ، توجیه های خدایی ودینی خلق می نمایند، 

ادامه خواندن بینوایان میهن وسرنوشت نامعین شان در«امارت سیاه طالبی» : حنیف حریف

مرگ چه بی رحم می آیدو حادث می‌شود: محمد عثمان نجیب

سری به رخ‌نامه زدم و خبری ناگواری از رحلت جان‌گداز کاکای مرحومی ام، پدر بزرگ‌وار برادران ام سلیمان کبیر نوری، احمد کبیر کبیر نوری و احمدفایق کبیر نوری و‌ فامیل محترم شان را خواندم. 

سخت اندوه‌گین شدم. کاکایم خاطرات نیکی در برخورد با من به حیث یک پدر معنوی گذاشتند. در عنفوان جوانی وقتی به خانه‌ی شان در خیرخانه می رفتم و با احمدکبیر شب ها را به سر می‌بردیم، محبت های پدربزرگ‌وار و مادر مرحومه‌ی شان شامل حال من بود. هرگز احساس بی‌‌گانه‌گی نه می‌کردیم. خدا را شاکرم که سال های پیش و قبل از هجرت در افغانستان به دست بوسی شان نایل آمده بودم. ایشان بزرگ‌وارانه و‌ پدرانه مرا خجل ساخته و در حالی‌ که کبیر هم‌رکابی شان را داشت خبری از منی فرزند شان هم گرفتند. از بیماری شان آگاه شدم. از مرگ چاره نیست روح ملکوتی شان را شاد می‌خواهم و‌ جنات نعیم مکان شان.

ادامه خواندن مرگ چه بی رحم می آیدو حادث می‌شود: محمد عثمان نجیب

کندزیانِ عزیز! درد و شهادتِ ما و شما را پایانی نیست که نیست : محمد عثمان نجیب

همه خوبی ها از پشتون، همه مرگ و‌ شهادت به غیر پشتون یا پشتونِ بی چاره. 

آقای دوستم، رفیق خوب من! 

حتا برای گرفتن دریشی ات هم کاری نه می‌کنی؟ وای برتو.

دجالان سیاه روی جهان، عزت فروشانِ قرن بیست و یک و تک تبار های مزدور و‌ اجنبی پرور در یک صبح سیاه وطن را به وحشیانِ هم تبار خویش فروختند تا دلِ بادران خود را در انگلیس و آمریکا و روسیه و چین به دست آرند. آنان خواستند تا جبیره‌ی جیره ‌هایی را به ایران ‌و پاکستان هم بپردازند که مستمری گونه طی بیست سال از سازمان های جاسوسی آنان می‌گرفتند. 

از زلمی ذلیل زاد تا کرزی بدزاد و غنی حرام زاد که از شیر رشوه بزرگ شده بود و هرگز مسلمانی در شأن نیست. همه و وطن را فدای امیال تمامیت خواهی قومی و انحصار گرایی تباری کرده و حمام خون را در کشور جاری ساختند. درنتیجه‌ی خیانت های رهبر نما های اقوام دیگر بود که اینان جسورتر بر مردم تاختند تا کشور را ظاهراً به طالبان اما در حقیقت به پاکستان مجری اهداف استعمار و سرمایه در منطقه سپردند. طالبان نیروی عبوری برای قدرت های اصلی در برنده شدن جنگ اقتصادی و غصب منابع آماده‌ی زیرزمینی ما که استخراج آن ها با توجه به انکشافات تکنولوژی بسیار سخت هم نیست و اهداف سیاسی و نظامی و تبدیل افغانستان به آزمایش‌گاه بزرگ سلاح های تولیدی جهان می‌باشند. 

ادامه خواندن کندزیانِ عزیز! درد و شهادتِ ما و شما را پایانی نیست که نیست : محمد عثمان نجیب

طالبان ابزاری در دست اژدهای تروریسم
 : مهرالدین میشد

 در این روز ها از عمر نظامیان پاکستان به مثابهء کشوری خون آشام و اژدهای تروریسم حساب نیست و در این روزها سرگرم جشن گرفتن پیروزی های شان در افغانستان هستند. مقام های ملکی و نظامی آن سرگرم لابی گری های افتضاح بار و بی شرمانه برای طالبان هستند. نظامیان پاکستان در خفا سرگرم سر و سامان دهی طالبان هستند تا در یک چیدمان استخبار اتی مهره های گوناگون تروریستی را در منطقه های مختلف در افغانستان جابجا کنند تا هرچه بیشتر از سیطره ‌و حاکمیت شان در افغانستان مطمین شوند و یقین نمایند که دیگر پاکستان فرمان روای بدون تاج و تخت در افغانستان است و طالبان هم جز مزدوران گوش به فرمان آنان چیز دیگری نیست. از سوی دیگر نخست وزیر و وزیر خارجهء پاکستان تمامی تلاش های شان را برای برداشتن تعزیرات بر طالبان به خرج می دهند و در این راستا فراخوان بزرگی را آغاز کرده اند تا کشور های جهان و سازمان ملل طالبان را به رسمیت بشناسند.نظامیان پاکستان پس از نیم قرن تلاش های مذبوحانه و ضد انسانی و ضد اسلامی بویژه بعد از کودتای داوود و کودتای هفت ثور بالاخره توانست تا به اهداف راهبردی شان که همانا عمق استراتیژی پاکستان در افغانستان است، به آن برسند. 

ادامه خواندن طالبان ابزاری در دست اژدهای تروریسم
 : مهرالدین میشد

 تصفیه ی قومی ، هدف اصلی؛ اشغالگران پاکستانی وطالبان: اسمعاعیل فروغی

 تصفیه ی قومی ، هدف اصلی اشغال است اشغالگران پاکستانی وطالبان ، بخاطراستقرارنظام متمرکزقومی ـ دینی درافغانستان ازهروسیله ی ممکن وازهرکوشش وترفند استفاده خواهند برد. انتقال هزاران پاکستانیِ باشنده ی وزیرستان جنوبی و اهالی بسیاری شهرهای خیبر پشتونخواه به شمال افغانستان و تصفیه های قومی درسراسر ولایات شمال ، مناطق شمالی و نقاط مرکزی ، درسرخط این کوشش هاقرارخواهد داشت .

نیت ناپاک تصفیه های قومی ازدوگنداب بزرگ تغذیه می کند : اول ـ قومگرایی و تمامیت خواهی منحط طالبان که طرفدارانِ سینه چاکی درمیان طالبان نکتایی پوش و بسیاری شخ بروتان دیروزهم دارد و دوم ـ نیت خصمانه وشیطانی پاکستان برای تطبیق و تحقق سیاست عمق استراتژیک آنکشورکه متکی به آن می خواهد به کُل جغرافیای افغانستان تسلط یافته و بالاخره به داعیه ی دیورند نقطه ی پایان بگذارد. اینکه امروزعمران خان خودش را داعیه دار پشتون ها دانسته ، به تاجیکان ، اوزبیکان وهزاره ها وعده می دهد که برای شان جای وجایگاهی درساختارقدرت جستجوخواهدکرد ، مکارانه و تفرقه افگنانه ی محض است .

ادامه خواندن  تصفیه ی قومی ، هدف اصلی؛ اشغالگران پاکستانی وطالبان: اسمعاعیل فروغی

لحظه‌ها و خاطره‌ها به کودک چهار سال‌هام علی‌سینا : استاد پرتو نادری

اندوهی در دلم شور می‌زد و همه چیز در نظرم کسالت آور می‌آمد، کنار پنجره رفتم تا به بیرون نگاه کنم، فضا خاکستری رنگ بود. پنداشتم که هوا بر دوش درختان سنگینی می‌کند .مردم چنان مورچه‌گانی در رفت و آمد بودند و حس کردم که همه شان گرسنه اند.

دل‌تنگ شدم. از کنار پنجره برگشتم و در گوشۀ اتاق چشمم به گلستان سعدی افتاد. یادم آمد که روزی آن را دوستی برایم هدیه داده بود. 

گلستان را برداشتم. خواستم لحظه‌ها‌یی با آن سرگرم شوم. گشودمش و چشمم به این حکایت افتاد: «هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی ازگردش آسمان در هم نکشیده؛ مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای‌پوش نداشتم، به جامع کوفه در آمدم دل‌تنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی‌کفشی خود صبر کردم»

ادامه خواندن لحظه‌ها و خاطره‌ها به کودک چهار سال‌هام علی‌سینا : استاد پرتو نادری