افـــغـــانــستــان گـــروگان نــاتـــو : دکــتــورعـــلـــی احــــمــــد کـــــریـــمـــی

عکس  آقای  کریمی تنش اوضاع در افغانستان ظاهرا نگرانی کشورهای ناتو وسایرکشورهای منطقه رابیشترگردانیده است وبیم دارند که حملات پراگنده طالبان ازدهات وقصبات به شهرهای بزرگ وازآن جمله به نقاط مرزی گسترش یابد. روسیه نگرانی دارد که خطر گسترش بی امنیتی ها درافغانستان عامل بی ثباتی در جمهوری های آسیای میانه خواهد گردید.افغانها که زیاد تر ازچهارده سال خطرواقعی این نگرانی ها را به جان ومال خودآزمایش نموده اند این بیم و نگرانی هارا مانند تیاتربزرگ میدانند که درآن یک بازیگربرای منافع خود نقشهای ابلیس وآدم را بازی می نماید وآدم گروگان ابلیس گردیده است.  افغانستان گروگان ناتو است. ناکامی های ناتوچون قدرتمندترین بلوک نظامی وسیاسی درجهان  برای همه مایه تعجب و سوال برانگیزگردیده است، وضع درافغانستان طی دوسال اخیربعد ازتاسیس دولت تحملی جان کری به مراتب بدتر ازچهارده سال پیش از آغازماموریت ناتو گردیده است.

ادامه خواندن افـــغـــانــستــان گـــروگان نــاتـــو : دکــتــورعـــلـــی احــــمــــد کـــــریـــمـــی

ارشــادالــنـسوان، نــخـستـیـن نــشـریــه ای ویــژه ای زنـــان در افــغــانــســتــان -نــویــســنــده : عـبـدالنــصـیــرمــوحــدی

photo  به باور آگاهان عرصه مطبوعات و تاریخ نویسان، کشتی مطبوعات در  زمان امیرشیرعلی خان به دریایی بیکران این عرصه لنگر انداخت که نخستین نشریه افغانستان تخت نام “کابل” به چاپ رسیده است و گفته میشود نمونه از این نشریه در آرشیف ملی هندوستان وجود دارد. ولی متاسفانه هنوز نمونه از این نشریه به دست روزنامه نگاران و تاریخ نویسان کشور قرار نگرفته است. پوهنیار نوریه اشرف استاد دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کابل در چپتر آموزشی اش تحت نام”تاریخ ژورنالیزم افغانستان” با تایید این موضوع که نشریه”کابل” نخستین نشریه افغانستان است می گوید، این نشریه بین سالهای 1242 تا 1245 میلادی به دو زبان دری و پشتو به صورت موقوت فعالیت داشته است. نشریه مذکور جز از پلانهای اصلاحاتی سیدجمالدین افغانی در  زمان امیرشیرعلی خان بود.  ولی عدهای نشریه “شمس النهار” را که در سال 1873 میلادی شروع به کار کرد، نخستین نشریه در تاریخ مطبوعات کشور می دانند.

ادامه خواندن ارشــادالــنـسوان، نــخـستـیـن نــشـریــه ای ویــژه ای زنـــان در افــغــانــســتــان -نــویــســنــده : عـبـدالنــصـیــرمــوحــدی

دمـــوکــراســی، احــزاب ســیـاســی و جــامــعـۀ مــدنــی : پــرتــو نـــادری

پرتو نادریفلسفۀ وجودی دموکراسی به  موجودیت احزاب سیاسی و نهاد های مدنی  وابسته است. برای آن که دموکراسی بدون احزاب سیاسی و نهاد های مدنی نمی تواند دموکراسی واقعی باشد. آن جا که احزاب سیاسی و نهاد های مدنی وجود ندارند ، این خود بیانگر آن است که در آن جامعه دموکراسی وجود ندارد. هر دولتی که بدون احزاب سیاسی و نهاد های مدنی  خود را دولت متکی بر اصول دموکراسی بخواند به یقین که دروغ می گوید. باری شهید محمد هاشم میوندوال در یکی از شماره های نشریۀ مساوات نشریۀ حزبی خویش در رابطه به  خود داری شاه از توشیح قانون احزاب نوشته بود که : دموکراسی بدون احزاب سیاسی به گادی بدون اسب می ماند.

ادامه خواندن دمـــوکــراســی، احــزاب ســیـاســی و جــامــعـۀ مــدنــی : پــرتــو نـــادری

مصاحبه ٬ داوود سیاووش بـاغلام جــیـلانــی عــارض دانـشــمــند جــغـرافیای افـغـانـستـان

  پدر  جغرفیای  و سیاووشارمغان: شما به حیث یک دانشمند رشته بفرمایید که با این منابع آبی بزرگی که ما داریم دولتمردان افغانستان چه کنند که محیط زیست افغانستان بهبود و کشور سرسبز شود و برق تولید شود، پپیشنهاد مشخص شما در این ارتباط چیست؟

عارض: پیشنهاد مشخص من اینست که دولتمردان افغانستان با دلسوزی کامل به خود و به وطن، با دلسوزی به مردم افغانستان و با دلسوزی به پیشتازی زراعتی که در این منطقه بود چون افغانستان یک کشور زراعتی بود مثلاً 18 نهر مزار شریف را که شما در نظر بگیرید، یا مدنیت تیموری های هرات را در حوزه هریرود در نظر بگیرید، یا مدنیت سیستان را در نظر بگیرید، یا بست را در نظر بگیرید، یا خود کابل را، کابل شاهان، بگرام و این ها را در نظر بگیرید. کل ساحاتی زراعتی بود که در اختیار شان بود و ساحات زراعتی شان را انکشاف میدادند. من در یک کتابی خوانده بودم که زمانی کابل شاهان در بالا حصار کابل زندگی میکردند در بگرام هم یک پایتخت دیگر آنها بود اینها همان سرکی را که مستقیماً از دروازه شرقی بالا حصار خارج شده به امتداد بی بی مهرو تا بگرام در میرفتند دو جانب سرک درخت های بسیار متراکم بود که آفتاب هیچ بالای سوار نظام آنها نمی افتاد از این نقطه نظر واقعاً با تغییر اقلیم، با بی پروایی های ایکو سیستم که در افغانستان است، با این بی پروایی ها ستراتیژی که افغانستان (فعلاً به آن مواجه است با گذشته قابل مقایسه نیست) مثلاً مدنیت زراعتی باختر ما و شما در آسیای میانه پیشگام و پیشتاز و شاخص عمومی همین منطقه بود اما امروز شما بروید ساحه حیرتان را ببینید ساحه خود مزار شریف را ببینید، ساحه بلخ را ببینید، از آب این ساحات از بلخ آب و این ها استفاده کرده نمیتوانند، دیگر پیشنهاد من اینست که با یک تکنولوژی معاصر با یک تدبیر و پلان بسیار مدبرانه باید آبگردان ها در مسیر دریا ها احداث شود و آب آن به نفع زراعت، به نفع سرسبزی، به نفع آبادی کشور به کار برده شود. ما اگر همین کمر همت را بسته بتوانیم که آبگردان های زیادی را در مسیر دریا های خود احداث کنیم باور کنید که، تنها صادرات برق آبی ما کفایت میکند که این کشور را به پای ایستاد کند ما باید از هر لیتر آب خود استفاده مثبت کرده بتوانیم در حالیکه برف ها ذوب میشود آب ها به جریان می افتد، تمامش میرود به طرف بحر هند، برف ها ذوب میشود آب هریرود میرود به طرف سرخس و ترکمنستان، آبهای هلمند ما به سیستان میرود ما از آبهای منطقه هیچ استفاده مثبت کرده نتوانسته ایم.

ادامه خواندن مصاحبه ٬ داوود سیاووش بـاغلام جــیـلانــی عــارض دانـشــمــند جــغـرافیای افـغـانـستـان

از هــویــت قومــی تا هــویــت ملــی : پــرتـــو نـــادری

partaw-naderiافغانستان کشوری است با اقوام و زبان‌های گوناگون، چیزی که سال‌هاست، نبود آن در میان اقوام گوناگون کشور احساس می شود، هویت ملی و مشارکت ملی است راستین است؛ هرچند رهبران سیاسی افغانستان شعارها و سخنان شان با واژه‌های چون وحدت‌ملی و مشارکت‌ملی گره می خورد، اما چنین رهبرانی به آن چه که می گویند بی باور اند. چنین  است که گاهی یک چنین شعارهایی رنگ و بوی عوام فریبی می یابد. چون برای ملت سازی یا بهتر است گفته شود که برای ملت شدن  کمتر  دیده شده است که برنامه های مشخصی روی دست گرفته شود. افزون براین مفهوم هویت ملی و مشارکت ملی و منافع ملی هنوز در کشور ما مفاهیم گم شده اند ، به زبان دیگر دولت ها هنوز تعریف مشخصی از آن چه که به نام هویت ملی و مشارکت سخن می گویند، ارائه نکرده اند.

ادامه خواندن از هــویــت قومــی تا هــویــت ملــی : پــرتـــو نـــادری

مـــرد و نــامــرد : نوشته – دکــتــور اکــرم عـثـمـان – برگرفته ازسـایــت ازمـغـان مـلی

  98c02f5c727ee94919aae134f4563b4c6186ddf9بازهم ورق بر گشته بود. استاد پیر دست به عصا میخواست به بار گاه امیر جدید برود، به بارگاه امیری که رهین دست بازیگر روزگار بود و زور و زر را از باد یافته بود. در آستانه، با این که همه آن استاد بزرگ وزبان گویای زمانه را میشناختند کسی سلامش نکرد وراهش نداد. حاجبان همان حاجبان قدیم بودند، همان هایی که به نرخ روز نان میخوردند و نبض زمانه را نیک میشناختند.                                    استاد خود سلام کرد ودر برابر نوکران تعظیم معنی دارای نمود. فرومایه ترین آنها که روزگاری در برابر استاد دولامی شد واز فرط چاپلوسی، بار ها کفشهای استاد را پیش پایش گذاشته بود با سردی پرسید:

کی ره کار داری ؟ اینجه چه میخایی؟

استاد با تواضع جواب داد: چیزی نمی خایم، مه قاسم استم خواننده قدیمی دربار، آرزو دارم امیر جدید سلام کنم.

حاجب گفت: عجب!

قاسم گفت: چه عجب مگم سلام کردن به امیر مایه تعجب است ؟

حاجب گفت: مگم امیر هنوز خواب هستند.

با آنکه نزدیک چاشت بود وهیچ امیری نباید تا آن گاه بخوابد قاسم دم نزد وپرسید:

آیا می تانم معطل شوم ؟

ادامه خواندن مـــرد و نــامــرد : نوشته – دکــتــور اکــرم عـثـمـان – برگرفته ازسـایــت ازمـغـان مـلی

کــچــالــو را کــی در افغانستان تــرویـــج کـــرد؟ نـــویـــســنــده عـــلــی کـــریــمــی

   کچالو یکی از مهمترین محصولات غذایی بشر به شمار می رود. پس از گندم، برنج و جواری، چهارمین گیاه پراهمیت در سیستم غذایی جهان کچالو است. طبق آمارهای سازمان ملل، طی اولین دهه قرن بیست و یکم، هر فرد در جهان به طور اوسط سالانه 33 کیلو کچالو مصرف کرده است. در افغانستان، کچالو احتمالاً پس از نان گندم، رایج ترین غذایی است که مردم با آن شکم های شان را سیر می کنند. انگلیسی ها در قرن 19 میلادی کچالو را به افغانستان آوردند.

ترویج کچالو      خاستگاه اصلی   

خاستگاه کچالو کشور پرو در آمریکای لاتین است. دانشمندان بقایای کچالو را در قسمت هایی از این کشور کشف کرده اند که قدامت آن ها به 500 سال قبل از میلاد می رسد. در آن زمان، مردمانی که در امپراطوری «اینکا» در آن مناطق زندگی می کردند، نه تنها کچالو را می کاشتند و می خوردند؛ بلکه آن را عبادت نیز می کردند. آن ها کچالو را خشک می کردند و در هنگام سفرهای طولانی با خود می بردند. گذشته از این، گدام های بزرگی از کچالو ساخته بودند که در سال های قحطی و خشکسالی از آن ها استفاده می کردند.

ادامه خواندن کــچــالــو را کــی در افغانستان تــرویـــج کـــرد؟ نـــویـــســنــده عـــلــی کـــریــمــی

مـضــمــون جــالــب دربــاره زبــان پــارســی دری از قـلم محترم نـجـیــب ســخــی را مطـالــعه کردید٬ بــرای آشنـایی بـیـشتـر زبــان پارســی دری این ویــدیــو را بــشنــویــد .. جناب محـتـرم یمین اســتــاد دانـــشــگاه کابل تــشــریــح میــدارد.

نــافـــرمــانــی مدنی راچــگــونـــه فـــریــاد بــکــشیـم: تـتـبـع ونـگارش: مـحـمـد داود سـیـاووش


محترم داوود سیاووش
 وقتی سر دمداران و گردانندگان نظام سیاسی از تعهدات روز اول شان عقب نشینی میکنند، وقتی زمامداران از نردبان ارزش های مدنی به عنوان یک افزار بالارفتن به کرسی ها استفاده و بعد به آن پشت پا میزنند، وقتی دولتمردان به خواسته های مردم نه گفته به نام (به انزوا میرود به انزوا میرود ) آنان را از خود میرانند و در نهایت مردم به عنوان جمع در مقابلشان قد برافراشته و خود دولتمردان در انزوا میمانند، وقتی دولتمردان در تعاملات با جهان به قاره شان ، در تعامل با قاره به کشورشان ، در تعامل با کشور به ولایتشان ، در تعامل با ولایت به ولسوالی شان ، در تعامل با ولسوالی به قریه شان ، در تعامل با قریه به (اودور) زاده گان شان ، در تعامل به (اودور) زادگان به برادرشان ، در تعامل به برادر به فرزندانشان ، و در تعامل به فرزندان به خودشان می اندیشند آن هم در شرایطی که در راس اداره قرار میگیرند و شعار میدهند (زنده باد خودم ) . در چنین حال واحوال است که اشباح یک دیکتاتور از خم دموکراسی در جامعه سربلندمیکند و در همین حال است که با تناسخ از سازمان های اجتماعی و جامعه مدنی، دفاتر و رسانه ها و کلیه تربیون های بر خاسته از نام مردم ، عناصر ضد جامعه مدنی، ضد سازمان های اجتماعی، ضد آزادی بیان و ضد مردمسالاری و دموکراسی عرض اندام نموده ،

ادامه خواندن نــافـــرمــانــی مدنی راچــگــونـــه فـــریــاد بــکــشیـم: تـتـبـع ونـگارش: مـحـمـد داود سـیـاووش

كتابــي كه روحـــم را تـكان داد و چـشـمم را به مطالعه آشنا ساخت- نوشته : کـــوه بــچــه

ادام فروشان روزگاري كه هنوز متعلم مكتب بودم و بازار كتابخواني و مطالعه ميان متعلمين و روشنفكران آنزمان گرم بود، در ميان آثار جاوداني نويسندگان بزرگي چون ويكتور هوگو، بالزاك، جك لندن، صادق هدايت، صادق چوبك، داستايوسكي، الكساندر دوما، ادگار آلن پو، همينگوي و ديگران كتاب كوچكي به بازار آمد كه هر چند با آثار بزرگان ادبي آن روزگار قابل مقايسه نبود و نيست، اما به لحاظ موضوع داستان، نهج كلام، شيوه ي نگارش و شباهت هاي تصوير اندازي ماجرا هاي داستان با شرايط آنروز كشور مورد توجه اهل مطالعه قرار گرفت.

شاگردان همصنف ما به ترتيب نوبت آنرا هر يك چندين بار و آنهم با ريختن اشك و كشيدن آه و گريه هاي پنهاني تا نيمه هاي شب خواندند.

اين كتاب كوچك اما پر محتوا «جنايات بشر يا آدم فروشان قرن بيستم» عنوان داشت كه از خامه ي تواناي ربيع انصاري به روي كاغذ ريخته شده بود و نويسنده آنرا به پدرش آقا ميرزا علي محمد خان انصاري در پشت كتاب هديه كرده بود. ربيع انصاري اين داستان را به ترتيبي آغاز كرده كه اگر يكبار چشم خواننده به سطر اول آغاز حكايت بيفتد، تا پايان داستان اصلاً كار و بار و خور و خوابي را به ياد نمي آورد و تا داستان را به پايان نرساند چشمش از كتاب بالا نميشود.

ادامه خواندن كتابــي كه روحـــم را تـكان داد و چـشـمم را به مطالعه آشنا ساخت- نوشته : کـــوه بــچــه

چــرا اردوغــان مـجـبـوربــه عــذرخــواهــی گــردیـــد؟ دکــتــور عــلــی احــــمــدکــریــمــی

krimi2-300x210  رجب طیب اردوغان بطورناگهانی بعد ازهفت ماه رسما ازرییس جمهورروسیه عذرخواهی نمود. تحریم های اقتصادی روسیه وهوشدارولادیمیرپوتین دردسمبرسال 2015 که ترکیه باارتکاب این جنایت نظامی پشیمان خواهد گردید اردوغان را مجبورگردانید تا ازروسیه رسما عذرخواهی نموده وخواستارازسرگری روابط  گردد. ترکیه با سرنگونی جنگنده روسیه در ماه نوامبر سال 2015 خشم شدید کریملین رابرانگیخت که منجربه قطع روابط وهمکاری ها بین دو کشور شد . اختلاف روابط انقره با مسکو شرایط را برای انزوا وتضعیف ترکیه با کشورهای همسایه ایجاد نمود. روابط ترکیه را باایران که ازبشاراسد حمایت مینماید تیره گردانید، حمایت ترکیه ازعربستان سعودی که اکثرکشورهای مسلمان وجهان آنرا حامی مالی تروریستها وافراطگرایان میدانند به حیثیت سیاسی ترکیه لطمه شدید وارد نمود، حمایت امریکا از

ادامه خواندن چــرا اردوغــان مـجـبـوربــه عــذرخــواهــی گــردیـــد؟ دکــتــور عــلــی احــــمــدکــریــمــی

مـثـنـوی مـعــنـوی بــایــد از نـشـانــی پــارسی دری ثـبـت یـونـسکو شود : پـــرتـــو نــادری

Molana     مولانا جلال الدین محمد، فرزند بهاء الدین ولد معروف به سلطان العلما، در 604 هجری قمری برابر با 1207 میلادی در بلخ زاده شد و تا جایی که پژوهش‌ها نشان می دهد نیاکان اوهمه از بلخ بوده اند. او خود روزگارانی که در قونیه می زیست، بلخیان آن سامان را هم‌شهری می گفت و جایی نیز در مثنوی معنوی گفته است:

        بلخی ام من بلخی ام من بلخی ام  –  شور دارد عالمی از تلخی ام       

    یا جای دیگر در دیوان شمس:

    نعرهء های و هوی من از در روم تا به بلخ

      اصل کجا خطا کند شمس من و خدای من

       می توان زنده گی مولانا را از نظر زمانی به سه دوره دسته بندی کرد:

– مولانا از تولد تا 24 ساله گی،

– مولانا از 24 ساله گی تا دیدار شمس در 38 یا 39 ساله گی،

– مولانا پس از دیدار شمس ( 672/ 1273)

ادامه خواندن مـثـنـوی مـعــنـوی بــایــد از نـشـانــی پــارسی دری ثـبـت یـونـسکو شود : پـــرتـــو نــادری

تغییر نـام فــارس به ایران و پـی آمد هــای آن به کشـور هــای حــوزه : نــوشـــتــهء -پـــرتـــو نـــادری

partaw-naderi دانشمندان  ناسیونالیست ایران زمانی که خواستند تا نام فارس  یا پرشیا را به ایران تغیر دهند می دانستند که با این کار بر دور خرمن  بزرگ فرهنگ، تاریخ و تمدن  یک حوزۀ بزرگ تمدنی ریسمان انحصار می کشند و همه چیز را به نام خود تسجیل می کنند. این خود گونۀ تجاوز بر حق فرهنگی و تاریخی کشور های می تواند تعبیر شود که در برپایی این کاخ بلند تارخی و تمدنی در این حوزه سهم داشته  و امرزه کشورهای جداگانه یی اند.  تا سال 1314 خورشیدی برابر با 1935 میلادی کشوری که امروز در هم سایه گی ما به نام ایران زنده گی می کند، به نام  فارس یاد می شد که در زبان های دیگر از آن  به نام‌های پرشیا، پرشین، پرس، پرسی، پرسیس و پرسیدا نیز یاد شده است.

ادامه خواندن تغییر نـام فــارس به ایران و پـی آمد هــای آن به کشـور هــای حــوزه : نــوشـــتــهء -پـــرتـــو نـــادری

رمـــضـــان المــــبـــارک : تـتبـع ونــگارش الــحـاج امــیــن الــدین «ســعــیــدی ســعـــیــد افــغــانــــی »

دورنــمـای روابــط روسـیــه واتــحــادیــه اروپـا : نوشتــه دکتـورعـلـی احـمـد کریــمـی

imagesبحران اوکرائین دامنه اختلافات وبی اعتمادی را درروابط روسیه واتحادیه اروپا تشدید بخشیده است ، رهبران اتحادیه اروپا وروسیه تحریم های اقتصادی بالمثل رابه ضرراقتصاد طرفین وجهان می دانند. ولادیمیرپوتین درهمایش اقتصادی بین الملی سان پترزبورگ که درآن ژانکولد یونکررییس کمیسون اتحادیه اروپا، نیکولای سارکازی رییس جمهورپیشین فرانسه وبزرگترین شرکتهای اروپای شرکت ورزیده بودند آمادگی کشورش را برای برگردانیدن اعتماد درروابط روسیه واتحادیه  اروپا ابرازنمود، پوتین همزمان تاکید ورزید که آمادگی روسیه معنای بازی به یک دررا نمی دهد، تحریم، ابتکاراتحادیه اروپا بود وروسیه اقدام به عمل باالمثل نموده است. یونکر الحاق جزیره کریما را بروسیه مغایرقوانین بین المل خواند ولغو تحریم های اقتصادی را منوط به اجرای کامل قرارداد مینسک وانمود گردانید.

ادامه خواندن دورنــمـای روابــط روسـیــه واتــحــادیــه اروپـا : نوشتــه دکتـورعـلـی احـمـد کریــمـی

جايگاه شاهنامه در افغانستان « شــهـنـامــه فــردوســی و افــغــانـــســتـان » :نويسنده: سيده شکوفه اکبرزاده دانشجوي دکتراي زبان وادبيات فارسي از افغانستان

مـلــت افــغــانــســتـان بـعـد ازهـرغسل خون و آتـش هـمـان پـیراهـن چرکین گذشــتـه را بر تـن میکـنـنـد: نـوشــتــه : مـــاریـــا دارو

غبار Maria-Daro-2008 copy     بزرگمردان اندیشمند با چند سطر کوتاه  یک  کتاب را بیان  مینمایند تا ملت ها جاده های  خونینی را که دراثر استعمار خارجی  و استبداد و ارتجاع داخلی  پیموده اند٬ دوباره  تکرار نکنند. هرگاه  تاریخ  پر افتخار و مبارزات سیاسی  نیاکان  مارا از  زمان آریانای  باستان  ٬ خراسان  و افغانستان امروز مرور کنیم  بتمام دسایس استعماری پی  میبریم  اما افسوس که یکتعداد مزدوران  در طول تاریخ بخاطر منافع  شخصی  خویش زیر نام  مسایل  قومی  ٬ مذهبی  , زبانی و نژ‌ادی ٬مردم عادی را  که از دسایس  اگاهی  نداشته اند ٬بخاک وخون کشانیده اند. نباید فراموش  کرد که همین  مبلغین  تبعیضات  نژادی  و زبانی دست  به تفتین  وتفرقه  زده انده  و مبارزین مردم را که برای  نجات میهن کفن  پوشیدند و دشمن  خارجی  را شکست  دادند  ٬فراموش  کرده  اند.  اما یقین  داشته باشید که تاریخ  رحم  نمیکند و واقعیت ها نوشته میشود.  روی  همین  دلیل  بزرگمرد تاریخ  شادروان  میر غلام  محمد غبار فرموده  است  :« مــــلـــت افـــغـــانـــســتــان بــعـد ازهر غـــســل خـــون وآتــش هـــمــان  پــیــراهـــن چــرکـــیــن گـــذشـــتــه را بـــه تـــن مــیـکــنـد»  این گفتار اشاره است به واقعیات تاریخی که  پس  از تسلیم  شدن  دولت  های  استبدادی به  تجاوزات  استعمارگران ٬ مردم افغانستان  قیام  کرده  و اشغال  گران استعماری  را شکست  داده  اند اما بار دیگر شاهان  و حکومات استبدادی و نوکران  استعماری  براریکهٓ  قدرات نشسته  اند.  مثلاٌ جنگ  اول  و دوم  مردم  افغانستان  در مقابل  اشغال اسعمارگران انگلیس و همچنین در برابر تجاوز اتحاد شوروی .

ادامه خواندن مـلــت افــغــانــســتـان بـعـد ازهـرغسل خون و آتـش هـمـان پـیراهـن چرکین گذشــتـه را بر تـن میکـنـنـد: نـوشــتــه : مـــاریـــا دارو

چگونه سیاست اقتصادی ؟ : نــوشــتــه مــیــرعــنــایــت الله ســادات

enayatsadat   اکثریت افغانها از جریان وضع ناهنحار اقتصادی در وطن شان به ستوه آمده اند. همه می پرسند که سرنوشت آنهمه پولهای ظاهرا” امداد شدهُ خارحی برای افغانستان به کجا کشید ؟ چرا با صرف آنهمه پول ِ، در زیربنای اقتصادی جامعة ما تحولی رونما نگردید؟ چرا محلات کار ایجاد نشد و چرا شمار انسانهای که در زیر خط فقرمجبور به امرار حیات اند ، هنوز هم در حال افزایش هستند ؟

        پاسخ به این سوالها، مشکل نمی باشد. زیرا عوامل بمیان آورندۀ چنین وضع ، مبهم و نامعلوم نیستند . همه مردم ، همین یک جواب را میشنوند که : ” این پولها  زیر نام متشبثین خصوصی ( افغان یا خارجی ) به جیب دزدان ، قاچاقبران  و زورمندان وابسته به مافیای بین المللی رفت”

. ولی باز هم این سوال مطرح میشود که چرا چنین وضع بوجود آمد ؟ تا آنهمه مبالغ هنگفت در زیر نام امداد به افغانستان و مردم زجر کشیدۀ آن ، در اختیار مفسدین قراربگیرد ؟

ادامه خواندن چگونه سیاست اقتصادی ؟ : نــوشــتــه مــیــرعــنــایــت الله ســادات

خـــود فریــبـی یــا مــردم فــــریــبــی؟ نـوشــتـه: داود سـیـاووش

محترم داوود سیاووش    حاصل 16 سال حضور جامعه جهانی در افغانستان چوکات و فورمول های یک زندگی مدنی میباشد که در آن تفکیک قوای ثلاثه، آزادی بیان و رعایت حقوق مدنی مردم به روی صفحات قانون اساسی افغانستان ریخته شد. اما افشای نسخه اصلی قانون اساسی مصوب لویه جرگه با نشانی امضای صبغت الله مجددی رییس آن جرگه که در 70 مورد با قانون اساسی توشیح شده و منتشره در جریده رسمی دارای تناقض و اختلاف خوانده میشود در واقع همه اجراأت و فعالیت های از نام قانون اساسی را اکنون ضرب صفر نموده است.                                                  

ادامه خواندن خـــود فریــبـی یــا مــردم فــــریــبــی؟ نـوشــتـه: داود سـیـاووش

افــغــانــســـتــان: کــشوری دارای تــمــدنــهــای اســلامــی و فـــرهــنــگی: حــکــیــم مـهــری

 mehry-picture   افغانستان: کشوری دارای تمدنهای اسلامی و فرهنگی، کشوری دارای تاریخ بگفتهء رئیس جمهور این کشور ( پنج هزار ساله)، کشوری دارای فرهنگ و عنعنات پسندیده، و بالاخره کشوری که امروز ازهرگوشه و کنارآن شقاوت ، خونریزی، بدبختی ، بی فرهنگی، رنج ، عذاب، و ده ها ناملایمات دیگرسرازیرمی شود.

کشوریکه درگذشته ها با وجود هیچ نوع پیشرفتی ازهردر ودیوار آن صدای  انسانیت، آدمیت، صفا و صمیمیت ، و در کل مردانگی و جوانمردی شنیده می شد و دارای چنان فرهنگ و رسومی بود که هر بیگانهء از آن لذت می برد.

ادامه خواندن افــغــانــســـتــان: کــشوری دارای تــمــدنــهــای اســلامــی و فـــرهــنــگی: حــکــیــم مـهــری

ســلــمــانی : نـــویــسنــده انـتــون پــاولــوویــچ چـــخــوف – بــرگـــردان از زبـــان روســی: هــارون یـــوســفــی

antowanآنتوان چخوف

صبح است.هنوز ساعت هفت نشده اما دکان کوچک ماکار کوزمیچ سلمانی باز است. صاحب دکان٬ جوانک بیست و سه ساله٬ باسر و روی نا شسته و کثیف و پیراهن و پتلون ساده٬ مشغول مرتب کردن دکان است. گر چه در واقع چیزی برای مرتب کردن وجود ندارد٬ با آنهم٬ از زوری که میزند٬ سر و صورت اش پُر از عرق است. اینجا را صافی میکند و آنجا را با انگشتانش میمالد. در گوشه دیگر٬ مادر کیکا را با امپلق خود از روی دیوار به زمین سرنگون میکند.

Haroun Josefi

دکانش تنگ و کوچک و کثیف است.به دیوار های چوبی نا هموارش چند پارچه تکهء فرسوده کوبیده شده. پارچه هاییکه آدم را به فکر پیراهن رنگ و رو رفته گادیران ها می اندازد.

بین دو پنجره تاریک و گریه آور٬ دروازه باریک و فرسوده و بالای آن زنگوله سبزِ زنگ زده ای دیده میشود که گاهگاه ٬ خود به خود و بدون هیچ دلیل خاصی تکان میخورد و جرنگ جرنگ بیمار گونه ای سر میدهد.

کافیست به آیینه ای که به یکی از دیوار ها آویخته شده ٬ نیم نگاهی بکنید تا قیافه تان به گونه ترحم انگیز٬ کج و کور شود. در برابر همین آیینه است که ریش مشتری ها را میتراشد و سر شان را اصلاح میکند.

ادامه خواندن ســلــمــانی : نـــویــسنــده انـتــون پــاولــوویــچ چـــخــوف – بــرگـــردان از زبـــان روســی: هــارون یـــوســفــی

شاد روان صـایــمــه مــقــصــودی : لیکونکی داود مقصودی

صایمه  مقصودی

چی پیداشوی تا ژړل خلکو خندا کړه

هسی مړ شه چی ته خاندې خلک ژاړي

دا شعر دهغه قبر په شناختي لیکل شوی چی دنن نه ٣٥ کاله پخوا دمرنجان دشهیدانو په غون‌‌‌‌‌‌‌ډی کی دد هیواد وا او دهنر دمینه وال لخوا خاوروته سپارل شویده.  هو، صایمه مقصودي یادوم.                                                  صایمه مقصودي د١٣٢٩لمریز کال دکابل ولایت دچاردهی دواصل اباد په کلې کی دیوی متوسطې روحاني او روښنفکره کورنۍ کی دنیا ته راغله ددی دخاپوړو ځآی هماغه دواصل اباد کلی وو. خو کله جی لږه بوټکۍ شوه ددینی زده کړو تر څنګ دمحجوبه هیروي په لمړنۍ ښوونځي کې لوست پیل کړ چی بیا دهماغی لیسی ددولسم تولګي نه فارغه شوه.     په کال ١٣٤١ کی دکابل پوهنتون دادبیاتو په پوهنځي کی په لوړو زده کړو پیل وکړ خو ‌‌‌‌‌‌ډیر زر دځینو اقتصادي او ټولنیزو ستونزو له کبله لوړې زده کړی ناتمامه پآتی شوې.

ادامه خواندن شاد روان صـایــمــه مــقــصــودی : لیکونکی داود مقصودی

ا قوام پشتون و تاجک افغانستان اجداد مشترک دارند : دوکـتـور نـــوراحـــمــد خــالــدی

 دکتور  نور  احمد خالدیمقایسه ساختمان ژنیتیکی نفوس اقوام پشتون و تاجک افغانستان شباهت های بسیار زیاد میان آنها را نشان میدهد که دال بر میراث ژنیتیکی مشترک آنها میباشد. مطالعات بسیار دقیق اخیر احصاییوی بالای نمونه های ژنتیکی دی ان ای نفوس افغانستان (2012م) نشان میدهد که اقوام پشتون و تاجک افغانستان اقوام بومی این سرزمین را تشکیل میدهند. این نتیجه گیری با برداشت تاریخی که تاجکها را اولادهای اعراب زاده شده در خراسان، آسیای میانه و افغانستان امروزی میدانند مغایرت کامل دارد (مراجعه شود به معنی تاجیک در برهان قاطع چاپ سال 1601م و تجدید چاپ تهران ۱۳۳۰ هجری شمسی استاد محمد معین). این نتیجه همچنان میرساند که تیوری قبلی مبنی بر مهاجرت آریایها از شمال قفقاز به افغانستان امروزی و از آنجا به هندوستان نادَرست میباشد. بر اساس این مطالعات ژنیتیکی، اقوام پشتون و تاجک افغانستان از لحاظ ژنیتیک با نفوسهای اقوام شمال و غرب هند بسیار نزدیکتر اند تا اقوام، شرق میانه، شمال قفقاز، اروپا وایران امروزی. این مطالعات برعکس قضیه را ثابت میکند به این معنی که پروسه انتقال وراثت ژنیتیکی از هندوستان به افغانستان به اقوام پشتون و تاجک جریان داشته است.

ادامه خواندن ا قوام پشتون و تاجک افغانستان اجداد مشترک دارند : دوکـتـور نـــوراحـــمــد خــالــدی

تاریـخـچـــۀ مخـتصــرهنــر در افغــانســتان : دکتور پــروفـیـسور عنایت الله شهـرانی

 shahrani درتاریخ درخشان مملکت عزیزماهنرمندان زیادی حیات بسربرده وفعالیتهای چشمگیری درقسمت هنرهای نقاشی، هیکلتراشی، صنایع مستظرفه، صنایع دستی، معماری ومهندسی وغیره انجام داده اندکه کثرت وتعدد شواهدهنری شان باعث افتخارات مامی باشد. پیش ازآنکه موزیم ملی افغانستان غارت وتاراج گردد،نمایانگر وباعث اثبات نظرفوق میگردید، همچنان نمونه های نقاشی وصنایع دستی مردم هنرپیشۀ افغانستان سبب زیب بسیاری ازموزیمهای دنیا شده بود. آثارهنری که ازکشف استوپۀ بودا درتپۀ سردار بدست آمد، تاریخ هنرکشورمارا کهن تر وغنی ترجلوه میدهد.     این استوپه که درخلال حفریات سال1959 بواسطۀ باستانشناس ایتالوی صورت گرفت، بزرگترین ستوپۀ دورۀ بودایی افغانستان بشمارمیرود. درطلاتیپۀ ولایت جوزجان که ازشش قبربیش ازبیست ویکهزاراثر طلایی بدست آمد، نمایانگرقدرت هنری سه ونیم هزارسال قبل مارابیان میسازد.

ادامه خواندن تاریـخـچـــۀ مخـتصــرهنــر در افغــانســتان : دکتور پــروفـیـسور عنایت الله شهـرانی

درآمدی بر فلسفۀ سیاسی ابن خلدون : احــمــد ذکــی “مـوسـی”

احمد زکی  موسی  عبدالرحمن ابن خلدون سیاست‌مدار، جامعه‌شناس، انسان‌شناس، تاریخ‌نگار و فیلسوف مسلمان در سال های 732-808هـ می زیست، و این سال ها را می توان پایان درخشندگی تمدن اسلامی نامگذاری کرد. وی در چنین زمانی کتابی بنام (مقدمه) را نوشت و این کتاب عصارۀ تفکرات و تاملات طولانی وی در زمینۀ فلسفۀ تاریخ و سیاست است، و با نوشتن این کتاب علم جامعه شناسی را پایه گذاری کرد. ابن خلدون پیشتر ازهمگان به تحلیل طبیعت بشری و سببیت تاریخ پرداخت و اسباب قیام و فروپاشی دولت ها را مورد بحث قرار داد. یکی از بزرگترین فیلسوفان معاصر بنام ارنولد توینبی در باره کتاب (مقدمه) می گوید:«صاحب این کتاب فلسفۀ تاریخ را تصور و طراحی کرد که بدون تردید بزرگترین کاری از نوع خود است که عقل بشری به آن دست یافته است و در پیشنهاد کردن نظریه‌هاى جامعه ‌شناسانه و پژوهش‌هاى تاریخى فراتر از عصر خویش حرکت کرده است».                                                               قیام وفروپاشی دولت ها از منظر ابن خلدون

ادامه خواندن درآمدی بر فلسفۀ سیاسی ابن خلدون : احــمــد ذکــی “مـوسـی”