بیست و نهم جنوری مصادف است به 164 مین زاد روز انتون پاولوویچ چخوف: هارون یوسفی  

امروز- بیست و نهم جنوری مصادف است به 164 مین زاد روز انتون پاولوویچ چخوف- داستان نویس و نمایشنامه نویس معروف روس

داستان کوتاه” وانکا ”  را که یکی از بهترین داستانهای این نویسنده است با هم می‌خوانیم 

برگردان از زبان روسی: هارون یوسفی

وانکا

پسر نه ساله به نام وانكا ژوكوف كه او را سه ماه پيش براي شاگردي به بوت دوزی آلياخين سپرده بودند در شب کریسمس خوابش نمي برد. او صبر كرد تا صاحب دكان٬ شب همراه زن و كارگ‌رانش براي دعای عيد به كليسا بروند. 

وقتی همه رفتند، از الماری صاحب دکان، بوتل رنگ و قلم را کشید، صفحه‌اي كاغذ چملک را باز و شروع به نوشتن کرد:

“ پدر کلان عزيز- كنستانتين ماكاريچ، 

مه، به شما خط نوشته میکنم . کرسمس شما مبارک! خدا به شما همه چیز بته ! مه خو مادر و پدر ندارم، تنها خودت برآیم باقی ماندی “

ادامه خواندن  بیست و نهم جنوری مصادف است به 164 مین زاد روز انتون پاولوویچ چخوف: هارون یوسفی  

(د افغانستان ستره ملي اجماع) یعنې څه؟..لنډه یادونه:

د روان کال د جنوري د میاشتې په ۱۹- سمه نېټه مې د هیواد د ملي ستونځو د حل له پاره د ټولو افغاني ملي ځواکونو د اتحاد او ګډ عمل ته د رابللو په منظور یوه لیکنه د سوسیال ميډیا او انټرنيټي پاڼو له لوري نشر ته وسپارله چې د ډیرو سیاسي فعالینو لخوا د ښه استقبال تر څنګ ځینې نورو په دې اړه پوښتنې طرحه کړې دي. هیله من یم چې د دوستانو د ارزښتمنو پوښتنو په اړه به په فرصت سره د خبرو موقع ومومو. یوه فیسبوکي ملګري مې د فیسبوک په تبصرو او د سوالونو په سر کې نیغ په نیغه راته لیکلی چې د افغانستان ستره ملي اجماع یعنې څه؟ زه غواړم په دې لیکنه کې د مینه والو له پاره په همدې موضوع رڼا واچوم.

ملي اجماع څه شی ده:

ادامه خواندن (د افغانستان ستره ملي اجماع) یعنې څه؟..لنډه یادونه:

راځئ چې ټول په واحد چتر کې راټول شو!: نور محمد غفوری


دا ډیره موده کیږي چې وطنپال افغانان په انټرنیټي ګروپونو کې سره راټولیږی او غواړي چې له کړکیچن حالت څخه د د ګران هیواد په خلاصون او د ولس د ژوند په سمون کې برخه واخلي، خو په تأسف سره چې ډیر لا په دې چاره کې بریالی نه دي. د مختلفو ګروپونو جوړول افغانان تر واحد چتر لاندې راوړو پر ځای په وړو وړو ګروپونو ویشي. ددې اړتیا ده چې عملاً د سراسری واحد آدرس او د هیواد په کچه د ملی سترې اجماع د جوړولو کار له یوه ځایه پیل شي.   

زموږ جنګ ځپلی او وروسته ساتل شوی هېواد- ګران افغانستان، د تاریخ په اوږدو او په تیره بیا په وروستیو پنځوسو کلونو کې د نړۍ د زبرځواکونو د سیالیو او نیابتي جګړو قرباني شوی چې افغانان د خپل هیواد او ملت د برخلیک له ټاکلو، د بشر د اساسي حقوقو د تأمین او د خلکو د ژوندانه د شرایطو د ښېګڼې له پاره د آزاد تصمیم له نیولو څخه محروم دي.

ادامه خواندن راځئ چې ټول په واحد چتر کې راټول شو!: نور محمد غفوری

باقی قایل‌زاده – شاعر تیره چشم روشن بین:« بخش نخست و دوم» پرتو نادری

وقتی می‌خواستم در پیوند به شعر شاعر نابینا به تعبیر بهتر شاعر روشن‌دل باقی قایل‌زاده چیزهایی بنویسم، خاطره‌ای در ذهنم زنده شد. دانشگاه افغانستان سومین سال پایه‌گذاری‌اش را جشن گرفته بود. شب شعری نیز برپا شده بود. در آن شب شعر، دختر جوانی به‌نام بنفشه احمدی پارچه شعری خواند از سروده‌های خودش.

چشم‌های زیبایی داشت و نمی‌انگاشتی که این شاعر جوان با چشمان زیبایی که دارد نمی‌‌تواند شنونده‌گان خود را ببیند. در کنار رییس دانشگاه افغانستان، فرامرز تمنا، نشسته بودم، آرام در گوشم گفت: این شاعر نابیناست، نابینای مادرزاد. دل‌تنگ شدم.

به شعر او بیش‌تر از شعر همه شاعران دیگر توجه کردم. ذهنم با سطرسطر شعر او راه زد. می‌خواستم بدانم که شاعر در شعر خویش از چه رنگ‌هایی سخن می‌گوید و جهان او چه قدر رنگین است. تنها با یک رنگ برخوردم که جایی می‌گفت: «چنان دشت‌ سبز!» با خود گفتم خدایا مگر سبز و آن هم دشت سبز، در ذهن این شاعر عزیز چه مفهومی‌دارد و سبز را چه گونه احساس می‌‌‌‌کند. آیا سبز برایش یک مفهوم است یا یک تجسمی که ذهن او برای خودش ساخته است.

ادامه خواندن باقی قایل‌زاده – شاعر تیره چشم روشن بین:« بخش نخست و دوم» پرتو نادری

فتح محمد منتظر؛شاعر نوپرداز فراموش شده(بخش نخست): استاد پرتو نادری

در جریان بررسی زنده‌گی و جای‌گاه ادبی شاعران پیش‌گام شعر نو در افغاستان، چون به فتح محمد منتظر رسیدم، با دریغ گویی با برهوتی رو‌به‌رو شدم. در کتاب «نوی شعرونه/ اشعار نو» با «منتظر» برخوردم و دو شعر نیمایی و تمام. گویی منتظر نخواسته بود فتح محمد هم را در این کتاب هم‌راهی کند.

نمی‌خواهم ادعا کنم که در این همه سال‌های دراز چیزی در پیوند به شعر و زنده‌گی فتح محمد «منتظر» در مطبوعات کشور نوشته نشده است. یا شاعری و نویسنده‌یی نخواسته تا چند سطری هم به گفتۀ مردم سردستی در پیوند به شاعری او و جای‌گاه او در شعر معاصر بنویسد. شاید چنین چیزهایی اتفاق افتاده باشد؛ اما من نیافتم.

ادامه خواندن فتح محمد منتظر؛شاعر نوپرداز فراموش شده(بخش نخست): استاد پرتو نادری

شب یلدا: شعر از استاد محمد اسحاق ثنا

شب یلدا که نام جاودانیست

ز آیین کهن رسم و نشانیست

شب یلداست آغاز زمستان

شب شعر و سرود و بزم یاران

ادامه خواندن شب یلدا: شعر از استاد محمد اسحاق ثنا

شادروان مهد ظفر نطاق برجیسته و تكرار نشدنی راديو تلویزیون ملی افغانستان : ماریا دارو

  از  انسان  صادق نام نیک و یکی دیگر صدا باقي میماند. بلی مهدی ظفر یک استعداد فوق العاد عالی در هنر گویندگی داشت که در جمع نطاقان سابق و نطاقان هم زمانش رقیب نداشت. گویندگی در کنار مهدی ظقر هم جرائت میخواست ؛ او گویندگی را از دوره مکتب در کنفرانس ها آغاز کرد. همین فصاحت زبان و جرائت گویندی وی از مکتب استقلال به برون رسید و روانه یگانه دستگاه رسانوی « رادیو افغانستان » وقت شد. وی از برنامه های متعددی آغاز سخن رانی نمود بطورمثال : در برنامه های اطفال؛ کاکا منجانی اطفال شد. بعداٌ استعداد فوق العاده و جرائت سرشار ش به سایر پروگرام ها « مسابقات ذهنی رادیو؛ پروگرامهای هنری داستانی ؛ شعر خوانی زمزمه های شب هنگام ؛ تبصره های سیاسی و اخبار شب کشانید. مهدی ظفر نیم قرن با صداقت و پشت کار به اوج شهرت رسید. اما ثمره صداقتش همان بود که دیدیم.

این تیپ نیم قرن پیش به صدای گیرای مهدی ظفر سروده شده است و یکی از دوستان بزرگوار از آرشیف شخصی خود

برایم فرستاد که از ایشان سپاس گذارم .

ادامه خواندن شادروان مهد ظفر نطاق برجیسته و تكرار نشدنی راديو تلویزیون ملی افغانستان : ماریا دارو

معرفی مرحوم انجینرعطاء الله خان اولین آمرتخنیکی ونشراتی رادیو در افغانستان :ابوسعید راسخ

مرحوم انجینر عطاء الله  درتاسیس وتدویر رادیو درافغانستان نقش عمده  دارد ، وی اولین  میخانیک رادیو وبعداً به صفت معاون انجینر برق دروزارت داخله  وقت شروع بکار کرد ، ویکسال بعدبرای تحصیل درشق رادیو،تیلفون ، واکسریزبه کلکته هند  رفت ، پس ازدوسال تحصیل به وطن بازگشت ، در وزارت  داخله به حیث متخصص  رادیو داخل کارشد، ضمناً در وزارت  درباربا داکتر رفقی بیگ ترکی در شق اکسریز کار مینمود ، وی درسال 1306 خ  یک دستگاه فرستنده برای نخستین بار در کابل  در کوتی  لندنی مشهور آنوقت که مقابل مرکز ریاست عالی افغانی سره میاشت موجود بود بکار انداخت ، صدای این دستگاه فرستنده ذریعه رادیو های بطری دار به ارگ شاهی و توسط رادیوکریستل درمرکز و مربوطات شهر میرسید . سرآینده گان مشهور آنوقت رادیو : مرحوم استاد قاسم ورفقای شان بودند، نطاق وتهیه کننده خبر ها رادیو سرورگویا بود، انجینرعطاء الله درسال 1310 خ غرض تحصیل در رشتۀ رادیوبه برلین فرستاده شد،وبااخذ دوشهادت نامه از رادیو تیلفونکن  برلین  در شقوق لابراتوار ، امپلیفایر، لودسپیکر،فلم گویا ،ترانسمیترچراغهای رادیوورادیوهای آخذه  نایل گردید و از تعلیمات  عملی و نظری

ادامه خواندن معرفی مرحوم انجینرعطاء الله خان اولین آمرتخنیکی ونشراتی رادیو در افغانستان :ابوسعید راسخ

ضرب المثل های تورکی اوزبیکی ؛گرد آوری و ترجمه: داکتر فیض الله ایماق

عدالت، انصاف و انصاف سیزلیک حقیده مقاللر

ضرب المثل هاییکه در باره ی عدالت ، انصاف و بی انصافی گفته شده است

خطانینگ یؤلداشی- جزا

رفیق خطاکار، جزاست

یورسنگ سیاق

ییرسن تیاق

ادامه خواندن ضرب المثل های تورکی اوزبیکی ؛گرد آوری و ترجمه: داکتر فیض الله ایماق

نظری در باره تاليفات و شخصت خانم ماریا دارو

دوستان گرامی ! با مطالعه کتاب های جدید خانم دارو با چهره های بزرگمردان فرهنگی ُ هنری و بسا شخصیت های بزرگ کشورم آگاهی حاصل کردم.ُ با آنکه خودم کارمند رادیو افغانستان بودم و با همه کارمندان گرانقدر شناخت داشتم اما شناخت حقیقی هنرمندان و دانشمندان را از قلم پرُ بار ماریا دارو نهایت پرکیف است که نصیبم شد..

خانم ماریا دارو برای سالیان طولانی در مرکز ثقل رادیو تلویزیون ملی و بسیار از شعبات دیگر علمی و فرهنگی خدمات شایانی انجام داده است . 

ادامه خواندن نظری در باره تاليفات و شخصت خانم ماریا دارو

بیوگرافی زنده یاد استاد هاشم چشتی؛ نوشته : سهیل رسا

استاد هاشم، پسر بزرگ چاچه محمود درسال ۱۳۱۳ هجری خورشیدی در گذرخواجه خوردک کابل چشم به دنیا گشوده است . پدر محمد هاشم که خود ازجمله هنرمندان و طبله نوازان مشهور کشور بود پسرش را تحت تربیه گرفته از شش ساله گی انگشتان کوچک محمد هاشم را بالای زیر وبم طبله گذاشت از یک تا شانزده شمار نموده و دوباره یگ گفت یعنی از مشهور ترین تال طبله که تین تال نامیده میشود به پسرش آموخت. محمد هاشم نیز نظر به علاقه که به هنر موسیقی داشت همه روزه به تمرین می پرداخت تا اینکه برای اولین بار درسن نه سالگی نخستین برنامه هنری طبله نوازی اش را از طریق امواج رادیو کابل وقت اجرانمود.

ادامه خواندن بیوگرافی زنده یاد استاد هاشم چشتی؛ نوشته : سهیل رسا

عجایب! سرودهء از: هارون یوسفی

ما را برای  سوز و گداز آفریده است

گویی که در تنورِ خباز آفریده است

یک عده را رذیل و حرامی و بیشرف

مابقیه را فرشته و ناز آفریده است

ادامه خواندن عجایب! سرودهء از: هارون یوسفی

زندگی واقعی از شصت سالگی آغاز میشود؛ نوشته : اسماعیل محشور

جمله‌ی را که از یک فرانسوی در یک جایی خواندم؛ باورم نمی‌شد که این یک جمله‌ی معناداری باشد؛ 

مگر ممکن است! فکر کردم که حتمن برای دل‌خوشی‌ست و روحیه دادن و از آن حرف‌های امید‌وار کننده؛ اما این جمله در ذهنم ماند و مرا به بلندای دیدگاه تازه‌ی برد. اگر باور داشته باشیم که زنده‌گی یعنی آزادی و یا به تعبیر دیگر آزادی یعنی زنده‌گی، می‌بینیم که سر آغاز واقعی آزادی می‌تواند در شصت سالگی باشد. آزادی از بند خود باور نداشتن و آغاز مهربانی با خود و قبول شخصیتی‌که هستیم، رهایی و تلاش برای تغییر آن، این خود اولین احساس آزادی‌ست؛ آرامش و‌پذیرش آن‌چه که هستیم و نه سر زنش و نه به‌رخ کشیدن خطاهای که مرتکب شده‌ایم.

آزادی از اجبار به‌کار کردن مگر برای سرگرمی و لذت بردن؛

آزادی از اجبار به خوردن، مگر در حد زیستن و سلامت ماندن؛

ادامه خواندن زندگی واقعی از شصت سالگی آغاز میشود؛ نوشته : اسماعیل محشور

تاسیس درافغانستان بانک وحذف واژه دری از بانک نوتهای افغانستان : پوژهوشگر بصیر حسن زاده

شايد اين بهانه خوبی برای پرداختن به سرگذشت اسکناس افغانی باشد. زيرا افغانستان ممکن است از معدود کشورهايی باشد که با تغيير پادشاهان و حکام، پولها نيز همانند پرچمها و نمادها تغيير می کند.

دوره امانی

شايد اين بهانه خوبی برای پرداختن به سرگذشت اسکناس افغانی باشد. زيرا افغانستان ممکن است از معدود کشورهايی باشد که با تغيير پادشاهان و حکام، پولها نيز همانند پرچمها و نمادها تغيير می کند.

دوره امانی

يک روپيه کابلی

اولين اسکناس افغانی در سال ۱۲۹۸خورشیدی منتشر شد

اولین پول کاغذی (اسکناس يا بانکنوت) افغانستان در سال ۱۲۹۸خورشیدی در دوره امان الله خان به ارزش یک روپیه کابلی به چاپ رسید.

ادامه خواندن تاسیس درافغانستان بانک وحذف واژه دری از بانک نوتهای افغانستان : پوژهوشگر بصیر حسن زاده

   زبان دری یا فارسی ؟- نوشتهء : میرعنایت الله سادات

مدتهاست که سلسلۀ از اظهارات ناشیانه پیرامون محل پیدایش و رشد زبان دری در رسانه های اجتماعی انعکاس میآبد.ازآنجائیکه توجه به زبان و فرهنگ ، همچنان محافظت هردوی آن جهت ارث گذاری برای نسل های آینده ، وظیفۀ هر انسان است. این قلم لازم می بیند تا مطالب ذیل را بخاطرروشن شدن واقعیت ها ، توأم با ارائۀ یک سلسله مستندات تقدیم نماید. 

   خوانندگان این نوشته ، حتما” ازطریق رسانه ها آگاهی یافته اند که بعضی بی خبران با بکاربرد نام ” زبان دری ” موافق نبوده وبکاربرد آنرا جزء از”توطئه”های رژیم شاهی دراواسط قرن بیستم میدانند. آنها ادعا مینمایند که فارسی نام زبان ما بوده ونمی بائیست نام کتب درسی ازفارسی به دری تغیر میکرد. همچنان ازاعضای لویه جرگۀ قانون اساسی سال 1964 انتقاد مینمایند که چرا اصطلاح زبان دری را در قانون اساسی افغانستان مندرج ساخته اند.این منتقدین استدلال مینمایند که قبل ازین تغیرات ، دولتهای افغانستان همیشه کلمۀ ” فارسی” را بکار می گرفتند وهیچگاه اصطلاح ” دری ” را استعمال ننموده اند .

ادامه خواندن    زبان دری یا فارسی ؟- نوشتهء : میرعنایت الله سادات

منع آموزش دختران؛ یک تصمیم استخباراتی و فریب سیاسی؛ نویسنده: مهرالدین مشید

نصاب جدید معارف طالبان تیغی زهر آلود بر گلوی دختران افغانستان

طالبان پس از به قدرت رسیدن پیش از آنکه به دشواری های کلان سیاسی و اقتصادی مردم افغانستان توجه کنند. رهبران این گروه وضع محدودیت ها بر زنان و ممانعت از آموزش دختران را در دستور کار زمامداری خود قرار دادند. طالبان در تبانی با استخبارات پاکستان خواستند تا با وضع این محدودیت ها بر زنان افکار جهانیان را از مسائل بنیادی افغانستان به بیراهه بکشانند. بنابراین سخت گیری های طالبان بر زنان و دختران و صدور بیشتر از سی فرمان برای محروم ساختن زنان از کار و وضع محدودیت ها بر زنان نه یک تصمیم دینی و شرعی؛ بلکه یک تصمیم سیاسی و استخباراتی است تا بدین وسیله توجه ی جهانیان را به خود جلب نمایند و تحت پوشش آن فعالیت های تروریستی خود و حمایت از گروه‌های تروریستی را به ابهام بکشانند. حال پرسش این است که آیا با گشوده شدن دروازه های مکتب ها بر روی دختران مشکل اصلی مردم افغانستان حل خواهد شد؟ یا اینکه نه تراژیدی افغانستان بزرگ تر از آن است که رفع محدودیت های یاد شده بتواند، بر سوگنامه ی آن نقطه ی پایان بگذارد.

ادامه خواندن منع آموزش دختران؛ یک تصمیم استخباراتی و فریب سیاسی؛ نویسنده: مهرالدین مشید

“جغرافیای سیاسی” افغانستان : میرعنایت الله سادات

ژئوپولیتیک ازترکیب دو کلمه ، یکی ژئو( زمین یا جغرافیه) ودیگری پولیتیک (سیاست) بوجود آمده است. بناء” ژئوپولیتیک را می توان درزبان دری با بکاربرد اصطلاح ” جغرافیای سیاسی” تعریف کرد. این تعریف بازگوکنندۀ  عوامل مؤثرجغرافیایی برسیاست یک کشورمیباشد. طبعی است که این عوامل تآثیرات استقامت دهنده دارند.  موقعیت جغرافیایی افغانستان بخودی خود مُحرک چالش ها درمنطقه وسطح جهانی است. این موقعیت ، افغانستان را به میدان رقابت قدرتهای جهانی و منطقوی تبدیل کرده واهمیت خاص جیواستراتیژیک را به آن داده است . درمورد موقعیت جیوستراتیژیک افغانستان قبلا” نوشتۀ مفصل ازین قلم به نشررسیده که با  بکاربرد لینک مربوط به آن درپایان این مقال آمادۀ مطالعه میباشد. (1) بناء” بحث کنونی تنها روی نقش جغرافیای سیاسی (ژئوپولیتیک ) متمرکزبوده وبه بیان  اثرگذاری جغرافیه بر سیاست میپردازد.  ژئوپولیتیک علمی است که  اوضاع جغرافیائی وسیاسی کشورها وخصوصیات ارضی وسوق الجیشی آن ها را مورد تحقیق قرار میدهد .همچنان تآثیر عوامل جغرافیائی بررفتار دولت ها وروابط فی مابین آنها را به بررسی میگیرد.

ادامه خواندن “جغرافیای سیاسی” افغانستان : میرعنایت الله سادات

سخنی به مناسبت خاطرهٔ تابناک ۱۹ اگست ۱۹۱؛ د۱۹۱۹ د اگست ۱۹ ځلانده خاطری په اړوند څو خبری: داکتر ناصر اوریا  

در هند بریتانوی مردم از شاه امان الله استقبال بی سابقه و شاهانه نموده و با سرودهٔ فوق شاه جوان را با عالم جید شافعی، امام فخر رازی مقایسه کرده، ستودند.

روایت است که شاه امان الله هنگام سفرش به اروپا در موزیمی در لندن به نوشتهٔ تابلوی شخص سوار بر اسپ خیره مینگریست و با دقت آنرا می خواند. مهماندار انگلیس اش ظاهراً با شوخی ولی کنایه آمیز گفت: این تصویر داکتر برایدن است که توانست زنده از دست افغان ها فرار نماید. شاه امان الله پاسخ بالمثل داد و گفت: هویت شخص را جستجو نمیکنم بلکه می پالم اگر در نوشته از نسل و نَسَبِ اسپ ذکری شده باشد! میخواهم بدانم که اسپ از چه نسلی بوده که توانسته این متجاوز به وطن ما را را زنده فرار دهد.

جنگ و کشتار یک پدیدهٔ شوم است و قتل و غارت ملت ها به هرشکل آن ناپسند است و قبیح، از جانب هرکس و تحت هر عنوانی که باشد. استعمار، بخصوص کلونیالیزم انگلیس در قرون متوالی سرمایه های مادی کشورهای زیادی را چپاول و ثروت های معنوی شان را تاراج کرد و این پروسه دارد.

ادامه خواندن سخنی به مناسبت خاطرهٔ تابناک ۱۹ اگست ۱۹۱؛ د۱۹۱۹ د اگست ۱۹ ځلانده خاطری په اړوند څو خبری: داکتر ناصر اوریا  

    آیا میدانیدکه (منارعلم وجهل ) به کدام مناسبت اعمار شده؟ او ولی دا منار د “علم و جهل” په نوم یادیږی؟ : داکتر ناصر اوریا

منار علم و جهل به فرمان شاه امان الله به تاریخ ۲۳ جوزای سال ۱۳۰۴ هجری شمسی در منطقهٔ‌ دهمزنگ کابل به یادبود قهرمانان دفاع از میهن و نوامیس ملی مقابل شورش ملای لنگ اعمار گردید. 

نام های تمام قهرمانانی که در فرونشاندن شورش ملای لنگ جان های شیرین خویش را از دست داده اند در سنگ مرمر حک و زینت بخش “منار علم و جهل” است.  این آبدهٔ‌ به ظاهر کوچک یادآور درس های بزرگی برای فرزندان اصیل این کشور است.

د “علم او جهل” منار د ۱۳۰۴ لمریز هجری کال د جوزا د میاشتی په ۲۳ نیټه د کابل د دهمزنګ په سیمه کی د شاه امان الله په امر د هیواد د هغو اتلانو په یاد جوړ شو چی د هیواد او نوامیسو څخه د ساتنی په لاره کی “ګوډ ملا” د بلوا کی یی خواږه ځانونه له لاسه ورکړی وه.

ادامه خواندن     آیا میدانیدکه (منارعلم وجهل ) به کدام مناسبت اعمار شده؟ او ولی دا منار د “علم و جهل” په نوم یادیږی؟ : داکتر ناصر اوریا

مصاحبه جالب نذیر ظفربا : خانم ماریا دارو

در این  مقطع زمان که گروه منفور؛  فاقد سواد و فرهنگ با  افکار قرون وسطایی و معامله گر سایه تظلم را بر ملت ما افگنده  است و درب  معارف و مکاتب  را بر روی بانوان شجاع و مستعد ما بسته  اند؛ نباید احساس  ناامیدی  کرد زیرا قلم به دستان ما در داخل  و خارج ازکشور پیوسته  در نگارش  ادامه میدهند  و زبان و فرهنگ مان را با  گلواژه های  شان عطور زندگی  می  بخشند …

از این جمله نویسندگان  مجرب و چیره  دست یکی هم بانوی  گرانسنگ و نویسنده کتب متعدد خانم ماریا  جان  دارو است که با وجود مشکلات محیطی  شجاعانه می نگارد و برغنای معنوی ما می  افزاید.

 در همین روزها کتاب تازه  شان  تحت عنوان  (اتاق  شماره ۲۲) درآنلاین منتشر گردیده  است. 

در همین رابطه  مصاحبه  اختصاصی با این خواهرما انجام دادم و شما دوستان را به خوانش آن دعوت میکنم.

سوال  – تاکنون چند کتاب و با کدام عناوین را نوشته اید و هموطنان ما از کدام مرجع می توانند آنها را بدست آورد ؟

 جواب  – جناب  محترم ظفر گرامی  وارث الشعرا شیوا بیان ؛ ژورنالست آگاه و فعال و نویسنده  توانا ؛ خدمت شما وعلاقمندان  کتاب عرض سلام و ادب دارم.

ادامه خواندن مصاحبه جالب نذیر ظفربا : خانم ماریا دارو

د ډاکټری ماهره صفدری شمس لنډ ژوندلیک : داکتر ناصر اوریا

ډاکټره ماهره صفدری شمس (جون ۲۰ ۱۹۴۰ – ۱۸ نومبر ۲۰۰۶) په کابل کی نړی ته سترګی پرانستی او د ملالی ښوونځی څخه له فراغته وروسته د کابل پوهنتون د طب پوهنځی کی یی طبی تعلیمات سر ته ورسول.‌ د کابل، بغلان، کندهار او پکتیا ولایتونو کی یی خلکو ته ستر طبی خدمتونه تر سره کړل.‌

اروا دی ښاده، د سترو خدمتونو یاد دی تلپاتی او لوړ جنت دی ځای وی.

سوانح مختصر داکتر ماهره صفدری شمس

یکی از زنان منور٬ پیشگام طبابت افغانستان، مادر مهربان و طبیب خدمتگار افغان ها مخصوصاً زنان محروم کشور.

ادامه خواندن د ډاکټری ماهره صفدری شمس لنډ ژوندلیک : داکتر ناصر اوریا

پانزدهم اگست لکۀ ننگی بر دامان غنی و سیاه ترین روز در تاریخ افغانستان : مهرالدین مشید

روزی که ماموریت فروپاشی یک باره به انجام رسید

افغانستان روز های تاریخی بی شماری دارد که رخداد های بزرگ تاریخی این کشور را بر می تابد؛ اما پانزدهم اگست سال 2021 سیاه ترین روز در تاریخ پرفراز و نشیب این کشور، بویژه در چهل سال اخیر است. این روز، نه تنها روز سقوط حکومت افغانستان؛ بلکه روز فروپاشی تمامی ساختار های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی این کشور است که در نتیجۀ فرار زنگی مست یکسره همه چیز فرو ریخت و افغانستان دچار شق قومی خطرناک و بی پیشینه گردید.

ادامه خواندن پانزدهم اگست لکۀ ننگی بر دامان غنی و سیاه ترین روز در تاریخ افغانستان : مهرالدین مشید

مرغ زیرک در دو حلقه بند است : نوشتهء دکتر حمید الله مفید

پس از سالها تک و دو و کار و بیکاری در فرجام بمبیرک خان به تقاعد سوق شد.

با ساز دوران بازنشستگی رقص میده میده روزگار را با شک وتردید انجام می داد.

با وجود آنکه بغلکش گرم وروزگارش عطر آلود بود، با زرنگی که داشت طی درخواستی از اداره بازنشستگی تقاضای (گروندزیشرونگ )( یا پول کمکی برای بازنشستگان) را کرد و در خواستی به اداره مربوطه نوشت و یاد آور شد ، که اگر برایش کمک نکنند، از گرسنگی و بدروزگاری تلف خواهد شد ، آنگاه خون او در گردن دولت خواهد بود.

ادامه خواندن مرغ زیرک در دو حلقه بند است : نوشتهء دکتر حمید الله مفید

سینمای مُفت ! خاطرهء از : استاد محمد بشیر دود یال

من شاید صنف سوم وپیشینکی (شاگرادنیکه بعد ازچاشت مکتب میرفتند)بودم، روزی پدر مرا از خیابان به خانه ی مامایم که در نقاش/جوی شیر بود فرستاد. در همان روزها سرکی که امروز از زیرزمینی به سمت نواباد و دهمزنگ رسیده، جدیداً قیرشده بود وبه نام “سرک نو” یاد میشد، ولی آثار حوض مرغابی، کوتی و بعضی سراچه های سنج دار هنوز باقی بود. وقتی در کنار گالری ملی رسیدم، رُنا و عایشه هم صنفی هایم را دیدم در لباس مکتب. تعجب کردم. پرسیدم: هی کجا میروید(شاید بدون سلام و علیک!) گفتند ما سینما می رویم. ترسیدم.

ادامه خواندن سینمای مُفت ! خاطرهء از : استاد محمد بشیر دود یال