ایشیککه کیلدی بیر کدای : داکتر فیض الله نهال ایماق

ایشیککه کیلدی بیر گدای 

عصا گه تیه نیب، هو دیدی

آی پاره قیز، اویدن چیقیب 

اوی نینگ ایگه سی یؤق دیدی 

بابا :

ادامه خواندن ایشیککه کیلدی بیر کدای : داکتر فیض الله نهال ایماق

مشارکت و شیوهٔ تصمیم‌گیری؛ از فردمحوری تا خرد جمعی : نور محمد غفوری

در هر سازمان، نهاد یا ساختار سیاسی، کیفیت تصمیم‌گیری یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کنندهٔ ثبات، کارآمدی و آیندهٔ آن است. تصمیم‌ها زمانی می‌توانند از پشتوانهٔ بیشتری برخوردار باشند که نه صرفاً بر اراده و تشخیص یک فرد، بلکه بر پایهٔ مشورت، مشارکت، تخصص، تجربه و ارزیابی دیدگاه‌های مختلف شکل گرفته باشند.

مشارکت در تصمیم‌گیری به معنای نفی رهبری یا تضعیف جایگاه مسئول اول نیست؛ بلکه به معنای ایجاد راه و روشی است که در آن رهبر بتواند از ظرفیت فکری و تجربی افراد مختلف استفاده کند و تصمیم‌های مهم را با آگاهی بیشتر و شناخت همه‌جانبه‌تر اتخاذ نماید. در چنین ساختاری، رهبری از «تصمیم‌گیرندهٔ منفرد» به «هماهنگ‌کنندهٔ خرد جمعی» نزدیک می‌شود.

تصمیم خوب، محصول یک نگاه نیست

هیچ فردی، هرقدر باهوش، باتجربه و توانمند باشد، نمی‌تواند از همهٔ زوایای یک مسئله آگاهی داشته باشد. واقعیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و سازمانی معمولاً پیچیده‌تر از آن هستند که بتوان آن‌ها را از یک زاویه بررسی کرد.

ادامه خواندن مشارکت و شیوهٔ تصمیم‌گیری؛ از فردمحوری تا خرد جمعی : نور محمد غفوری

آزموده را بار بار آزمودن خطاست! : نورمحمد غفوری

نگاهی به تجربهٔ قدرت سیاسی با اتکای خارجی در افغانستان

تاریخ معاصر افغانستان سرشار از تجربه‌هایی است که در آن قدرت‌های خارجی، مستقیم یا غیرمستقیم، در شکل‌گیری، تقویت و به قدرت رسیدن جریان‌های سیاسی و نظامی نقش داشته‌اند. در برخی مقاطع، حمایت خارجی به ابزار تعیین‌کننده‌ای برای تغییر موازنهٔ قدرت در داخل کشور تبدیل شده و در مقاطع دیگر، ادامهٔ حیات سیاسی و نظامی برخی نیروها به پشتیبانی بیرونی وابسته بوده است.

اما مسئلهٔ اساسی فقط این نیست که یک جریان سیاسی در مقطعی از حمایت خارجی برخوردار شده است؛ پرسش مهم‌تر این است که این حمایت در نهایت به چه چیزی تبدیل شده است؟ آیا به ایجاد نهادهای ملی، حکومت‌داری مسئولانه، ثبات سیاسی و افزایش اعتماد مردم انجامیده؛ یا وابستگی سیاسی، ضعف نهادها و بحران مشروعیت را عمیق‌تر کرده است؟

ادامه خواندن آزموده را بار بار آزمودن خطاست! : نورمحمد غفوری

 دکتور صبورالله سیاسنگ، از چهره‌های ارزشمند و اثرگذار عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه است : ملک ستیز

دوست فرهیخته و گران‌مایه‌‌ام، دکتور صبورالله سیاسنگ، از چهره‌های ارزشمند و اثرگذار عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه است؛ نویسنده‌ای که سال‌های پربار زندگی خویش را وقف نوشتن، پژوهش، تحلیل، نقد و بررسی کرده و آثار ارزشمندی از خود به‌جا گذاشته است.

در کتاب «سیاست و هنر»، با نگاهی به شخصیت فرهنگی و فکری صبورالله سیاسنگ، به‌ویژه جایگاه برجسته‌ی او در عرصه‌ی نقد هنری و سیاسی پرداخته‌ام. این نوشته ادای احترامی است به نویسنده‌ای که حضورش در فرهنگ معاصر ما، با اندیشه، قلم و نگاه نقادانه‌اش، ارزش ویژه‌ای دارد.

اینک که او در میان ماست و همچنان می‌نویسد، می‌اندیشد و با قلم خویش به غنای فرهنگ ما می‌افزاید، چه نیکوست که تجلیل از فرهیختگان را به زمان حیات‌شان موکول کنیم؛ زمانی که خودشان بتوانند این مهر، احترام و قدردانی را ببینند و بشنوند.

این نوشته را با نهایت احترام و ارادت به نشر می‌سپارم، به این امید که گامی کوچک باشد در تجلیل از صبورالله سیاسنگ در زمان حیاتش و ادای بخشی از دین دوستی، ارج‌گذاری و سپاس ما به این شخصیت گران‌قدر فرهنگی و ادبی.

ادامه خواندن  دکتور صبورالله سیاسنگ، از چهره‌های ارزشمند و اثرگذار عرصه‌ی فرهنگ و اندیشه است : ملک ستیز

An Original Story by Maria Daro: Sonia and Shafiq, My Uncle

Part Two

The fire that love sets ablaze in the heart—no one else can feel its heat. Only the lover knows how consuming that flame can be.

Lala Mohsin once said, “Love is a strange, incurable pain. No one knows when it will come to a person.”

One day, Sonia and I were walking home from school.

Sonia asked me,

“Will you come to my wedding?”

“Why wouldn’t I?” I replied.

Then she told me about her fiancé. He was one of her relatives.

Their house was filled with music and singing.

My grandmother began cursing them. She closed the ursi windows and complained that we lived in Kucha-e-Kharabat.

Shafiq was sitting there holding a glass of water, wearing his characteristic smile, and was just about to drink.

And I, like a rooster crowing at the wrong time, suddenly said,

ادامه خواندن An Original Story by Maria Daro: Sonia and Shafiq, My Uncle

An Original Story by Maria Daro” Sonia and Shafiq, My Uncle:

Part One

Life amid green nature and fruit-laden garden lanes had a peace of its own, but the life and civilization of Kabul city had long been

one of our dreams.

When my uncle Shafiq finished primary school in our distant village, Chahar Asiab, one of the districts around Kabul, my grandfather bought him a house in Shor Bazaar, in the heart of Kabul, so that he could continue his education.

Later, when my brother and I also completed primary school, there was still no higher school in Chahar Asiab. We too had to continue our education in the city. So our parents began living in Shor Bazaar with Shafiq.

When we woke in the village, the fresh air of nature, the songs of birds, the life-giving breeze passing through the gardens and orchards, and the fragrance of blossoms were our greatest comfort.

But now, waking in the city, everything had a different color, a different liveliness, and a different smell.

The voices of shopkeepers calling out their goods, the bustle of the tabang sellers, the hammers of blacksmiths striking against iron, and the fragrance of musk and amber drifting from the herbal and spice shops created an entirely different atmosphere.

There was also a remarkable sense of intimacy and solidarity among the people living in those narrow, crowded lanes. From Lahori Gate to Shor Bazaar, and from Hindu Guzar to Se Dukan-e Chandawal, the people had an unbreakable bond with one another, almost as though they shared the same blood.

mor Reading

قسمت دوم داستان زیبا و جالب سونیا و شفیق کاکا: نوشته و صدای از ماریا دارو

 قسمت  دوم  

اتشی که از عشق  در قلب زبانه میکشد؛ کسی حرارتش را حس نمیکند؛ تنها عاشق میداند که چه شعله جانسوزهست  لالامحسن گفت که  عشق عجیب درد  بی درمانیست که هیچ کس نمیداند چه وقت سراغ ادم میآید..

 روزی من و سونیا از مکتب  یکجا طرف خانه میامدیم؛ سونیا از من سوال کرد ( درعروسی ام اشتراک  میکنی) گفتم چرا که نی … سونیا از نامزادش تعریف کرد و گفتاز جکله اقارب شان می باشد.                                           خانه شان ساز و سرود  برپا بود مادرکلانم  چند دشنام نثارشان کرد و «ارسی » کلمه کهن است برای کلکین  استفاده میشد» ارسی ها را بسته کرد و گفت فقط ما در کوچه  خرابات زندگی میکنیم.

کاکایم گیلاس آب بدستش بود با تبسم مخصوص می خواست آب بنوشد که من مثل خروس بی وقت آذان دادم و گفتم ( چرا بی بی جان اخر عروسی  سونیاست)باید ساز وسرود  داشته باشند. 

کاکایم گیلاس آب را چنان در دستش فشار داد که آب گیلاس آمیخته با خون دستش بروی دستر خوان بالای عذا پاش..پاش شد و عشق پهنانی  کاکایم افشا و تشت رسوایی اش از بام افتاد.                                                  مادرم و پدرم با قهر .خشم مرا تنبیه کردند که چرا گفتی .

ادامه خواندن قسمت دوم داستان زیبا و جالب سونیا و شفیق کاکا: نوشته و صدای از ماریا دارو

 دشمنی با فارسی؛ بازتاب سیاست زبانی برتری‌جویانه طالبان: مهرالدین مشید

فارسی‌ستیزی؛ چهره پنهان سیاست زبانی طالبان

برای بررسی  دقیق و منصفانه دشمنی طالبان با زبان فارسی، بهتر است میان دشمنی با زبان فارسی و سیاست زبانیِ برتری‌جویانه تفاوت قایل شویم. شواهد موجود نشان می‌دهد که در دوره طالبان، به‌ویژه پس از ۲۰۲۱، فشار بر کاربرد رسمی و نمادین دری/فارسی افزایش یافته است؛ اما این فشار همیشه در قالب یک فرمان صریح برای «ممنوعیت فارسی» ظاهر نشده است. یک پژوهش تازه در سال ۲۰۲۶ نیز همین الگو را «حاشیه‌راندن دری از طریق ابهام و ترجیح نهادی پشتو» توصیف می‌کند. 

زبان فارسی در افغانستان تنها وسیلهٔ گفت‌وگو نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ، ادبیات، دیوان‌سالاری، فرهنگ شهری، هویت و حافظهٔ مشترک تاریخی افغانستان است. فراتر از این‌ها، زبانِ شاهنامه، بوستان و گلستان، و میراث فکری و ادبی حافظ، مولانا و ده‌ها شخصیت بزرگ ادبی و فرهنگی است. نادیده گرفتن چنین میراثی، مصداق پنهان کردن آفتاب با دو انگشت است.

ادامه خواندن  دشمنی با فارسی؛ بازتاب سیاست زبانی برتری‌جویانه طالبان: مهرالدین مشید

آرزوهای بی‌سرانجام در داستان «سطل‌های آب و خریطه‌های ارزنِ» سپوژمی زریاب؛ نویسنده: علی‌خان حلیمی

هر داستانی که نوشته می‌شود، خواننده‌ای می‌طلبد و این وظیفه‌ی ما خوانندگان است که دقیق بخوانیم و بررسی کنیم. داستان‌های نوشته شده باید خوانده و بررسی شوند و داستان‌های خوب از داستان‌های بد جدا شوند. در کنار این، هر داستانی که نوشته می‌شود، ممکن اجتماعی باشد یا هم فردی؛ یعنی نویسنده برای دل خودش داستانی را نوشته باشد. هر داستان سخنانی یا پیامی را با خود حمل می‌کند و باید تشخیص داده شود که کدام داستان قابلیت این را دارد که خوانده شود و به پیامی که با خود آورده است توجه شود و به کدام پیام یا داستان نباید توجه کرد و نباید خوانده شود. یک داستان خوب همیشه فراتر از زمان خود حرکت می‌کند و جدا از زمانه‌ی خود هم دوام می‌آورد. این داستان سپوژمی زریاب این ویژگی را دارد که فراتر از زمان خود حرکت کند.  

داستان در مورد شخصیتی است که آموزگار است و در این اواخر از شنیدن مرگ فرزند همسایه خود که در اثر جنگ با پنجاه و هفت تن از همراهان خود کشته شده، متأثر شده است و این واقعه مدام در ذهن‌اش تکرار می‌شود و هر بار زن همسایه‌ی خود را می‌بیند که با یک سطل آب و خریطه‌ی ارزن بر سر قبر پسرش می‌رود، احساس می‌کند که او هم در مرگ پسر همسایه‌اش دست داشته است. این واقعه و اوضاع و احوال زن همسایه‌اش، او را به یاد دوران مکتب و استاد تاریخ‌اش می‌اندازد. با مرور خاطرات و بی‌تفاوتی استاد تاریخ‌اش راجع به جنگ‌های جهانی، شخصیت داستان دیدگاه دیگری پیدا می‌کند. بعد در آخر داستان، شخصیت داستان با ذکر دیدگاه خود و یک آرزو که ای‌کاش همه به جای غصه خوردن، به دنیای اطراف خود توجه کند، داستان را تمام می‌کند.

ادامه خواندن آرزوهای بی‌سرانجام در داستان «سطل‌های آب و خریطه‌های ارزنِ» سپوژمی زریاب؛ نویسنده: علی‌خان حلیمی

په جګړه کې زموږ ګټه څه ده؟ :نور محمد غفوری

افغانستان نور د جګړې توان نه لري او افغان ولس نور د جګړې د دوام زغم نه لري. زموږ د نږدې نیمې پېړۍ تجربې په ښکاره ډول راښيي چې جګړه هېڅکله د عامو خلکو د ژوند د ښه کېدو، د هېواد د آبادۍ او د ملي ګټو د خوندي کېدو لاره نه ده.

هیڅ افغان نه غواړي چې پاکستان، پنجاب او یا کوم بل بهرنی هېواد پر افغانستان واکمن شي. همدارنګه افغانان نه غواړي له خپلو ګاونډیانو سره دښمني ولري. د یوه خپلواک هېواد ملي ګټې ایجابوي چې له ټولو ګاونډیانو سره د ښه ګاونډیتوب، متقابل احترام او سوله‌ییز تعامل اړیکې ولرو او له نړۍ سره خپلې دیپلوماتیکې اړیکې د افغانستان د ملي ګټو پر بنسټ پیاوړې کړو.

زموږ تر ټولو اساسي اړتیا سوله، امنیت، ثبات او د هېواد ساتنه ده.

ادامه خواندن په جګړه کې زموږ ګټه څه ده؟ :نور محمد غفوری

کتاب رمان «حماسه» اثر ماریا دارو؛ منتشر شد.

کتاب رمان «حماسه»، اثر ماریا دارو، با شاهکار هنری استاد مرتضی پردیس، در سایت ماریا دارو منتشر شد. علاقه‌مندان می‌توانند از طریق لینک زیر، کتاب را مطالعه کنند.https://mariadaro.com/wp-content/uploads/2026/09/Amossa-PDF.pdf

من مسئول اعمال خودم هستم، نه مسئول اشتباه هم‌تبارانم : نورمحمد غفوری

اگر سخنانی که از نام رحمت‌الله نبیل در صفحهٔ فیسبوک باتور دوستم نشر شده، واقعاً متعلق به ایشان باشد، باید گفت که این سخنان، با تأسف، نه‌تنها با جایگاه و سابقهٔ سیاسی ایشان همخوانی ندارد، بلکه از منظر تحلیل سیاسی نیز بسیار سطحی و نگران‌کننده است.

رحمت‌الله نبیل در میان برخی از چهره‌های حکومت پیشین، دست‌کم به‌عنوان فردی نسبتاً آگاه، هوشیار و صاحب تحلیل شناخته می‌شد. از همین رو، این پرسش به‌طور جدی مطرح می‌شود که چه چیزی باعث شده است ایشان به چنین تحلیلی بر پایهٔ قومی روی بیاورد؟ آیا ایشان نیز، مانند شماری از سیاست‌مداران گذشته، در همان باتلاق خطرناک قوم‌گرایی و قوم فروشی گرفتار شده‌است؛ باتلاقی که سال‌هاست افغانستان را از مسیر همزیستی، اعتماد و دولت‌سازی دور کرده و به سوی تفرقه و فروپاشی اجتماعی سوق داده است؟

ادامه خواندن من مسئول اعمال خودم هستم، نه مسئول اشتباه هم‌تبارانم : نورمحمد غفوری

چند نکته درمورد اتهام بوسه به لطیف ناظمی : نويسنده؛ يونس نگاه

تصویر استاد ناظمی و محبوبه ابراهیم و یونس نگاه

اول) لطیف ناظمی شاعر مشهور افغانستان از سوی خانم محبوبه ابراهیمی متهم شده است که در حاشیه یک محفل شعر او را بدون اجازه‌اش بوسیده است. راست باشد یا نباشد، حالا این اتهام به آقای ناظمی چسبیده است. او می‌تواند سکوت کند و به‌جای خودش دوستان و حامیانش در رسانه‌ها به دفاع از او قلم بزنند و بگویند که ناظمی استاد است، ناظمی پیر است، ناظمی مریض است، و ناظمی بی‌گناه است. به‌جای تشویق او به سخن گفتن یا به محکمه رفتن، غزل‌ها و کتاب‌ها و کارنامه‌های ادبی او را به رخ مردم بکشند تا پهلوانی ادبی او دلیل عدم خوگری اخلاقی‌اش تعبیر شو

ولی ادیب چیره دست لزوما پاک از خطا نیست. شاعر پخته حتما بر غرایز خود حاکم نیست و احتمال دارد اخلاقش مثل شعرهایش سره نباشد؛ همان‌طوری که یک مولوی مسلط بر شریعت یا تاجر موفق می‌تواند زن‌ستیز، آدم‌کش و بداخلاق باشد. از این‌رو استناد به شعر لطیف ناظمی برای پاک جلوه‌دادن اخلاقی او اشتباه است، بدآموزی دارد و کسانی که دست به این کار می‌زنند دوستان دانای ناظمی نیستند.

ادامه خواندن چند نکته درمورد اتهام بوسه به لطیف ناظمی : نويسنده؛ يونس نگاه

Sen Anlat Karadeniz: When Love Challenges Tradition

A Tribute to Its Writers and Actors — with an Honest Reflection on Its Final Chapter

By Maria Daro

There are television dramas that entertain us for a while, and there are dramas that stay in our minds long after the final scene.

Sen Anlat Karadeniz is one of them.

I watched this series not only as a viewer, but as a writer watching other writers, and as an artist trying to understand the world that other artists created.

What I found was much more than a love story.

ادامه خواندن Sen Anlat Karadeniz: When Love Challenges Tradition

وحدت؛ از یک شعار سیاسی تا یک قرارداد اجتماعی : نور محمد غفوری

به تاریخ ۱۷ اگست سال جاری میلادی، مقالهٔ مختصری را تحت عنوان «وحدت مردم برای عدالت، آزادی، کرامت و آینده‌ای مشترک» به نشر رساندم. این نوشته با واکنش‌ها، تبصره‌ها و دیدگاه‌های گوناگون دوستان در ویبسایت‌ها و صفحهٔ فیسبوکم همراه شد که شماری از دوستان نیز از طریق تلفون تماس گرفتند. از همهٔ دوستان گرامی که با لطف، توجه، نقد و اظهار نظر خویش به غنای این بحث کمک کردند، از صمیم قلب سپاسگزارم.

در میان تبصره‌ها، نوشتهٔ کوتاه اما عمیق رفیق گرامی، محترم فاروق فردا، نکات دقیق و قابل تأملی را مطرح کرده بود. به همین دلیل نخواستم صرفاً با یک پاسخ کوتاه در بخش تبصرهٔ فیسبوک بر آن بسنده کنم. اهمیت پرسش‌های ایشان دربارهٔ مشکل بنیادی نظام پاسخگو، فرهنگ سیاسی مبتنی بر حق و مسئولیت و پیش‌شرط‌های همبستگی اجتماعی و سیاسی ایجاب می‌کند که دیدگاه خود را اندکی گسترده‌تر بیان کنم.

ادامه خواندن وحدت؛ از یک شعار سیاسی تا یک قرارداد اجتماعی : نور محمد غفوری

وحدت مردم برای عدالت، آزادی، کرامت و آینده‌ای مشترک: نورمحمد غفوری

اگر بخواهیم مسئله وحدت و همبستگی در افغانستان را واقع‌بینانه و فارغ از احساسات قومی و نفرت از دیگران بررسی کنیم، باید میان هویت قومی، منافع سیاسی و منافع اقتصادی ـ اجتماعی مردم تفکیک قائل شویم

گروه های اتنیکی، اعم از پشتون‌ها، تاجیک ها، هزاره‌ها، ازبیک‌ها، بلوچ‌ها و سایر گروه‌های قومی افغانستان، یک جامعه کاملاً یکدست و دارای منافع واحد نیستند. در هر قومی، اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی با موقعیت‌های اقتصادی، سیاسی و قدرت متفاوت وجود دارند. بالخصوص در دو دههٔ نظام جمهوری نام نهاد اسلامی نیز بخشی از نخبگان و صاحبان قدرت، صرف‌نظر از قومیت‌شان، از موقعیت سیاسی و اقتصادی خود بهره‌مند شدند؛ برخی در فساد، سوءاستفاده از قدرت و زیرپا نمودن حقوق مردم مصروف و متهم بودند، در حالی که بخش بزرگی از مردم عادی همچنان با فقر، بیکاری، ناامنی و محرومیت از فرصت‌های آموزشی و اقتصادی زندگی می‌کردند.

ادامه خواندن وحدت مردم برای عدالت، آزادی، کرامت و آینده‌ای مشترک: نورمحمد غفوری

ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت : نور محمد غفوری

هر حرفه‌ای چارچوب، قواعد، اصول و معیارهای خاص خود را دارد و اعتبار آن نیز در گرو پایبندی به همان اصول است. ژورنالیسم نیز از این قاعده مستثنا نیست. رسالت خبرنگار، جست‌وجوی حقیقت، طرح پرسش، روشن ساختن واقعیت‌ها و فراهم کردن زمینه‌ای است که مخاطب خود بتواند آگاهانه قضاوت کند؛ نه آن‌که از پیش، به سود یک روایت یا یک طرف دعوا موضع بگیرد.

بی‌گمان، صداقت، شجاعت، تعهد و مسئولیت‌پذیری از ارزش‌های بنیادی ژورنالیسم‌اند؛ اما این فضایل زمانی معنای کامل می‌یابند که با بی‌طرفی حرفه‌ای، انصاف، استقلال فکری و وفاداری به حقیقت همراه باشند. خبرنگار، پیش از هر چیز، در برابر حقیقت و حق مردم برای دانستن مسئول است، نه در برابر یک روایت سیاسی، یک جریان فکری یا منافع یک قدرت.

ادامه خواندن ژورنالیست، راوی حقیقت است، نه مبلغ یک روایت : نور محمد غفوری

طالبان و خاستگاه تاریخی و اجتماعی آنان در افغانستان : نور محمد غفوری

یکی از پرسش‌های اساسی در تحلیل تحولات معاصر افغانستان این است که چرا طالبان، از زمان ظهور خود در دهه ۱۳۷۰ خورشیدی، عمدتاً از میان یک حوزه قومی و جغرافیایی سربرآورده‌اند. پاسخ به این پرسش، نه در قضاوت‌های احساسی و نه در تعمیم‌های قومی، بلکه در مطالعه ساختارهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی افغانستان نهفته است.

نخست باید تأکید کرد که طالبان یک جریان سیاسی-ایدئولوژیک هستند، نه نماینده یک قوم.  همان‌گونه که هیچ قومی را نمی‌توان با عملکرد یک حزب، دولت یا جنبش سیاسی تعریف کرد، نسبت دادن مسئولیت عملکرد طالبان به یک قوم نیز از منظر علمی و اخلاقی نادرست است. اقوام، واحدهای اجتماعی و فرهنگی هستند، در حالی که طالبان یک سازمان سیاسی و نظامی با ایدئولوژی، ساختار و اهداف مشخص‌اند.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، هر جنبش اجتماعی یا نظامی، در مرحله شکل‌گیری، معمولاً از همان محیط جغرافیایی و اجتماعی که در آن متولد شده است نیرو جذب می‌کند. پیدایش طالبان نیز در سال ۱۹۹۴ در جنوب افغانستان، به‌ویژه در قندهار بر بستری شکل گرفت که طی دو دهه جنگ، مهاجرت و مداخلات منطقه‌ای، به‌ویژه سیاست‌های پاکستان، فراهم شده بود؛  منطقه‌ای که اکثریت ساکنان آن را پشتون‌ها تشکیل می‌دادند. بنابراین، طبیعی بود که نخستین رهبران، فرماندهان و نیروهای این جنبش از همان محیط اجتماعی برخیزند. این پدیده، نه یک استثنا، بلکه الگویی شناخته‌شده در مطالعات جنبش‌های سیاسی و منازعات داخلی است.

ادامه خواندن طالبان و خاستگاه تاریخی و اجتماعی آنان در افغانستان : نور محمد غفوری

درنگی بر فعالیت ها، تالیفات؛ الحاج سردار محمد خان ریکایی: دکتور فیض الله نهال ایماق

من حقیر و فقیر و سراسر تقصیر، در سال۳۲ ۱۳ خورشیدی در گذر ریکا خانه ی کابل قدیم که محله ی آبایی ام میباشد، به دنیا آمدم. اسم پدر بزرگوار و مرحومم پاینده محمد خان و پدر بزرگم لعل محمد خان و جدم تاج محمد خان ولد سرفراز خان، ولد سلطان احمد خان ولد بابه خان ریکایی باشی میباشد.

اینجانب در سال ۱۳۳۸خورشیدی شامل مکتب شاه ولیخان واقع در( شش درک) کابل گردیده، بعد از فراغت از صنف ششم، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی به صنف هفتم لیسه ی استقلال شامل شده، بعد از فراغت از لیسه ی مذکور در سال ۱۳۵۰ خورشیدی در وزارت دفاع ملی به حیث مامور ملکی مقرر گردیدم و مدت نه سال در وزارتخانه ی مذکور ایفای وظیفه نمودم.

بعد اً به وزارت صحت عامه ی شامل کار گردیده، مدت دوازده سال در آن وزارت در رشته ی محاسبه و تشکیل بودجه ی عادی و انکشافی ایفای وظیفه نمودم. مدتی هم بحیث مدیر عمومی بودجه و تشکیل در چارچوب وزارت مذکور کارکردم و بالاخر از بد روزگار و حاکمیت استبدادی، «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» همراه با اعضای فامیلم به پاکستان مهاجر شدم و در آنجا به اساس پیشنهاد یکی از احزاب اسلامی، مدت دو سال اجرای وظیفه نمودم( البته در چوکات حکومت عبوری در أن سالها) تا آنکه به کشور پهناور کانادا هجرت نموده و اکنون با پنج فرزند وهمسرم در شهر تورانتو زند گی دارم.

ادامه خواندن درنگی بر فعالیت ها، تالیفات؛ الحاج سردار محمد خان ریکایی: دکتور فیض الله نهال ایماق

نگاهی شتابنده؛بر ماجرای زنان جبرئیل هرات:

 میان احساسات، واقعیت‌ها و ضرورت یک بدیل ملی

رویداد زنان جبرئیل هرات در روزهای اخیر واکنش‌های گسترده‌ای را در میان افکار عمومی افغانستان برانگیخت. برخی این حرکت را نشانه‌ای از مقاومت مدنی و اعتراض مشروع دانستند و برخی دیگر آن را اقدامی شتاب‌زده و فاقد زمینه‌های لازم برای ایجاد تغییرات بنیادی در کشور ارزیابی کردند. آنچه مسلم است، این‌گونه تحرکات در فضای پیچیدهٔ سیاسی افغانستان نمی‌تواند جدا از رقابت‌های سیاسی، منافع گروهی و تلاش بازیگران مختلف داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گیرد.

ادامه خواندن نگاهی شتابنده؛بر ماجرای زنان جبرئیل هرات:

کتاب داکتر گلچهره : اثر تازه ماریا دارو

در مورد یکتن از خانم های هموطن ما با فراز و نشیب زندگیش کتاب جالب از قلم ماریا دارو تازه به نشر رسیده است.

پشت پرده دعوت طالبان، مهار مخالفان یا نمایش برای جهان؟ : داکترحیدر عدل

درین اواخر حکومت طالبان با تقلید از بنگاه جاسوسی “آی اس ای ” پاکستان که در ماه های اخیر نشست هایی را در اسلام آباد و لندن با مخالفین طالبان برگزار نموده بود، از چهره های به اصطلاح جهادی، سیاسی و جنجالی گذشته زیر نام « خانه مشترک » سخن میگویند.

این در حالیست که حافظه زمان هنوز نتوانسته است زخم های ناشی از جنگ‌های ویرانگر چهار دهه ی پسین را که بنام جهاد، هزاران انسان بیگناه را نابود و ملیونهای دیگر را آواره کشور های دور و نزدیک نمودند، التهام نیافته و دوران بیست سال جمهوریت که با فساد و زورگویی همراه بود، نیز از حافظه جمعی مردم زدوده نشده است.

ادامه خواندن پشت پرده دعوت طالبان، مهار مخالفان یا نمایش برای جهان؟ : داکترحیدر عدل

دو خواهر هندو ومسلمان داستان کوتاه : نوشته ماریا دارو

زمانیکه هنوز کودکی بودم ودر آغوش پرُ لطف والیدنم درخواب شیرین بسر میبردمُ ستاره خوشبختی ام از آسمان ارزوهایم  سقوط کرد.

 بلی هموطن سال سیزده صد وهفتاد ویک هزاران نفر زن ومرد جوانان وکودکان از بین رفتند؛ شهر شاهد کشتار مردم بیگناه وشاهد پرتاب راکت های کور بود. هزاران  خانه ویران شد و بسیاری جوانان و کودکان از بین رفتند و بسیاری انها چو من یتیم وبیکس وتنها شدند. من وامثال من هست و نیست زندگی شیرین و شیرین ترین اعضای خانواده خویش راازدست دادند. شهر زیبای کابل چهره زاغ را کشیده بود؛ در دود وآتش با انسانهای بیگناهش یکجاه میسوختند..        

ادامه خواندن دو خواهر هندو ومسلمان داستان کوتاه : نوشته ماریا دارو

هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری : نورمحمد غفوری

در تاریخ اجتماعی بشر، برخی روزها تنها یک تاریخ در تقویم نیستند، بلکه به نمادهایی از حافظهٔ جمعی انسان تبدیل می‌شوند؛ نمادهایی که در آن‌ها تجربه‌های رنج، مقاومت، امید و آرمان‌های مشترک بشری فشرده شده است. هشتم مارچ از جمله همین روزهاست. این روز نه صرفاً مناسبتی برای تبریک و بزرگداشت، بلکه یادآور تاریخی طولانی از مبارزه برای عدالت، آزادی و برابری انسانی است؛ مبارزه‌ای که هنوز در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.

ادامه خواندن هشتم مارچ؛ تاریخِ ناتمامِ مبارزه برای برابری : نورمحمد غفوری

نوشته و تحلیل ملک ستیز تحلیلگر مسائل سیاسی و روابط بین الملل : ملک ستیز

·

امر/یکا برای خون‌بهای سه سرباز خود، سه دولت اسلامی را آتش‌باران کرد. اسر_ائیل برای انتقام ۱۴۰۰ تن یهودی تا حال ۲۵۰۰۰ فلس_طینی و یک سرزمین مسلمان را به خاک یک‌سان کرده است.

حالا بیایید نزدیک‌ترین پارتنران امر_یکا را که بیش‌ترین مقدار اسلحه از این کشور خریداری می‌کند شناسایی کنیم.

مطابق مؤسسه تحقیقات صلح استکهلم

ادامه خواندن نوشته و تحلیل ملک ستیز تحلیلگر مسائل سیاسی و روابط بین الملل : ملک ستیز