ماجرای « حاجی گُلوی سودخور » : استاد جاوید فرهاد

سال‌ها پیش، در هم‌سایه‌گی ما در گذر “بارانه”ی کابل، مردی به‌نام حاجی “گُل‌محمد” مشهور به “حاجی گُلوی سودخوار” می‌زیست.

کوچه‌گی‌ها می‌گفتند که او ثروت کلانی را از راهِ سودخواری گَرد آورده‌است.

ظاهرن کم‌گپ و خاموش بود و جمعه‌ها برای ادای نماز با پیراهن و تنبان سپید و دستار ابریشمی که بر سر می‌بست، به مسجد قدیمی کوچه‌ی ما می رفت.

مردم محله؛ یعنی بارانه‌ای‌ها، سخت ازش نفرت داشتند.

بیش‌تر آدم‌های نادار و نیازمند نزدش می‌رفتند و در ازای سود، ازش پول می‌گرفتند.

یک‌روز او مُرد و سرانجام رازِ شگفتِ سودخواری‌اش از سوی کسانی که ازش پول سرِ سود گرفته بودند، افشا شد….

ادامه خواندن ماجرای « حاجی گُلوی سودخور » : استاد جاوید فرهاد

 پیرمرد در اعدام‌گاه : استاد پرتو نادری

این پیرمرد هم چه لیل و نهاری را که پشت سر نگذاشته است. روزی حکایتی برایم گفت که با هر جمله آن موی بر ندامم راست می‌شد. گفت: می‌دانی، باری می‌خواستند مرا بر دار آویزند.

دهانم از تعجب باز مانده بود. گفتم: برای چه؟ به گفته مردم که مورچه هم زیر پای تو آزار نمی‌بیند! چرا بخواهند چنین کسی را بر دار بیاویزند؟

گفت: قدرت همیشه چشمانش کور است. عقده و انتقام‌جویی در خمیره هستی ما و همیشه با ما است.

گفتم: پیرمرد، این سخنت دیگر درست نیست. این شرایط ناگوار زنده‌گی و جامعه است که انسانی را عقده‌مند می‌سازد، به انتقام‌جویی‌اش می‌کشاند.

ادامه خواندن  پیرمرد در اعدام‌گاه : استاد پرتو نادری

ابراهیم گاو سوار : جاوید فرهاد

ابراهیم گاوسوار: ” با شیکم گوشنه آشنییی ( آشنایی ) کَنی؛ اما با چیشم گوشنه نه! ” ابراهیم خان گاوسوار ” از رهبرانِ قیام مسلحانه‌ی مردم هزاره در سال ۱۳۲۳ خورشیدی، با گروهی از دهقانان و مردمان محل، بر ضدِ پرداختِ مالیات سرانه‌ی سنگین از مواشی و فرآورده‌های کشاورزی مردم هزاره ( که در زمان پادشاهی محمد ظاهرشاه، به دستور محمد هاشم خان نخست وزیر آن زمان بر مردم هزاره انجام می‌شد ) دست به قیام مسلحانه زد و تقاضای خود را مبنی بر لغو مالیات روغن بر هزاره‌ها، پس از کش‌مکش‌های زیاد به حاکم آن وقت ارائه کرد که سپس پذیرفته شد؛ اما به تبعید وی و خانواده‌اش در ولایتِ بغلان ( روستای گاوسواران ) انجامید.

ادامه خواندن ابراهیم گاو سوار : جاوید فرهاد

هارون یوسفی یکتن از چهره های سرشناس فرهنگی : ملک ستیز

شوپنهاور موسیقی را ابزار رمزآلودی برای التیام روح زخمی انسان‌های آسیب‌ پذیر می‌دانست. از ۱۵ آگست به این‌سو فرهنگ کشور ما داغ‌دار است. در جامعه‌ای که موسیقی جرم پنداشته شود، روح‌اش افسرده و تن‌اش بیمار است. من حامی، شنونده و عاشق موسیقی هستم. 

هارون یوسفی یکی از چهره های بارزی است که در تجلیل از موسیقی و هنرمندان کارهای ارزشمندی ارایه کرده است. او نه تنها یک طنزنویس بانام است، بل تحلیل‌گر و پرسش‌گر جذاب هنری نیز است. یوسفی پرسش‌هایش را با چاشنی طنز و شوخی عجین می‌سازد و شنونده را مجذوب می‌گرداند. پیشینه‌ی کارهای رسانه‌ای، فرهنگی و اجتماعی هارون یوسفی بسیار طولانی است. امید روزی فرصت دست دهد تا من روی کار های هارون یوسفی در باب طنز سیاسی از دیدگاه علوم سیاسی که پیشه و تخصص من است بپردازم. اما امروز بحث من روی برنامه‌ی «ستدیوی ۱۹» هارون یوسفی است که جمعه ها از لندن پخش می‌شود. این برنامه به پنج دلیل بسیار دیدنی است:

نخست، شیوه‌ی گردانندگی هارون یوسفی

هارون یوسفی با این برنامه به خانه‌ی شما می‌آید. آن‌قدر خودمانی گپ‌وگفت دارد که گویی پیاله‌ی چای سبز و نقل وطنی برایت پیشکش می‌کند. شیرین‌زبانی، شوخی‌های ظریف، طنزهای گپ‌دار این برنامه را کیفیت ویژه می‌بخشد. 

دوم، شخصیت آگاه

ادامه خواندن هارون یوسفی یکتن از چهره های سرشناس فرهنگی : ملک ستیز

چرا جنگ بر سرِ زبان؟ : استاد جاوید فرهاد

زبان، یک پدیده‌ی اجتماعی-فرهنگی است که در بخشِ اجتماعی، به‌حیثِ ابزاری برای رسانیدن پیام در نفسِ اجتماع به تناسب میزان گویش‌وران و نیازهای اجتماعی و مدنی مخاطبان عمل می‌کند، و در بخشِ فرهنگی به‌تولید اندیشه، رشد و به‌سازی خود می‌پردازد.

حالا جنگ بر سرِ زبان( که آن زبان بد است و آن زبان خوب) راهی را برای رشد و گسترش هیچ زبانی باز نمی‌کند.

روی سخنم به‌سوی آنانی است که با دریافت‌های شوونیستی و گرایش‌های سنتی و قبیله‌ای شان(چه در داخل افغانستان و چه در بیرون از آن) یک زبان را بهشتی و دیگری را جهنمی می‌پندارند و با ارایه سندهای ساختگی و دروغین، عُمری‌ست فریبِ پنداشت‌های واهی خود را خورده‌اند. هر زبانی در حوزه‌ی تولید اندیشه و تولید فرآورده‌های فرهنگیِ بیش‌تر؛ اما بهتر، و با توجه به نیازهای جامعه‌ی مدنی و سطحِ نیازِ گویش‌وران آن به‌آن زبان، در محراق ارزیابی و ارزش‌یابی قرار می‌گیرد.

تعصب در برابر زبانِ دیگر یا زبان‌های دیگر،  گونه‌ای از “جهلِ مرکب” است که به تعیبر شاعر: آدم تا ” ابدالدهر” در آتش آن می‌سوزد و از دام این تعصب هم به‌زودی رهایی نمی‌یابد.

ادامه خواندن چرا جنگ بر سرِ زبان؟ : استاد جاوید فرهاد

باکلاس چیست؟ وباکلاس کیست؟ : عادله ادیم

زندگی ما در عصر حاضر با شبکه‌های اجتماعی گره خورده است چنانچه شبکه های اجتماعی جزء مهمی از زنده گی هر فرد شده است، روزانه هر شخص ساعات متمادی را در این شبکه ها به جستجوی مطالب و سرگرمی های دلخواه شان می پردازند.

من هم با وجود مصروفیت های زیادم، دور از این دنیای مجازی نیستم و گاه و بیگاه در این دنیای رنگین مجازی سرگردان هستم. گاهی سری به سر زمین محبوب جوانان، شبکه چینایی تیک ‌تاک «TiKTok می زنم نه به خاطر سر گرمی خودم، بلکه می خواهم از زندگی جوانان وطنم آگاه شوم.

باید یاد آور شد که شبکه های اجتماعی جنبه‌های مثبت و منفی خود را دارد، خوب یا بد بودن این دستاورد تکنولوژی به نحوهٔ استفاده‌ٔ کاربران آن بستگی دارد. با تاسف یک تعداد از جوانان ما در این بازار پر رنگ تیک تاک «TikTok به بیراهه روان هستند و بجای استفادهٔ مثبت، از جنبه های منفی این شبکه بیشتر متأثر می گردند.

ادامه خواندن باکلاس چیست؟ وباکلاس کیست؟ : عادله ادیم

 طالبان در گذرگاه زمان : عارف عرفان

انگار که در قرن بیست و یکم ،خورشید آزادی،ترقی و پیشرفت در بسا جوامع جهانی در سیارهٔ ما سایه انداخته است،امابرعکس خشم فلک سبب شده است،تابا استقرار نظام”امارت اسلامی”سیاهترین ابر زهر الود تاریخ بر میهن ما افغانستان چیره شده و دروازه های جهنم را در افغانستان بگشاید.حال، چرخهٔ ماشین ترقی و پیشرفت اجتماعی در افغانستان بکلی از کار افتیده، آزادی و استقلال کشور بوسیلهٔ نیروهای نیابتی نابود شده قلمروفقر، گرسنگی، قحطی بیکاری، ناامنی، وحشت ودهشت، بی قانونی و پایمال شدن ارزشهای انسانی،حقوق بشر و حقوق زنان ستمکش جامعه پیوسته گسترش یافته و جامعه با شتاب، سیر قهقرایی خود را دنبال می‌دارد.

ادامه خواندن  طالبان در گذرگاه زمان : عارف عرفان

ملت ها باقلمِ علما واندیشهء فلافسه؛ با اشعار شعرا و با تابلوی نقاشان بیدارمی شوند : ماریا دارو

هرگاه نگاهی بر تاریخ ملیتها بیاندازیم ٬می بینیم  که اساس نشر نمای  جامعه با پرورش معارف پیوندعمیق و حیاتی دارد . اما اگر از  نظر نویسندگی و معارف کشور خویش را با دیگران مقایسه نماییم٬ به قایق شکسته می ماند که به سرنوشت نامعلوم در حرکت است ؛  تاخودرابه ساحل برساند. با  کمال  تاسف باید گفت  که در طول  تاریخ   در کشورما  اکثراَ حکام آگاه  و صادق  که  جواب  گوی  نیازمندی  های جامعه باشند٬کمتر به قدرت رسیده اند و یا هرگز به  قدرت  سیاسی  نرسیده  اند.

تاریخ  فتوحات کشور ما گواهی  روشن است  که  همواره استعمار  تلاش کرده  است  تا از حاکمیت  مستبد و دست  نشانده  خویش  حمایت  نماید .  پدران ما چنین  ظلم ها را زیاد  تجربه  کرده  اند. هرگاه  مبارزین راستین ٬نویسندگان  مردمی  ُشاعران  انقلابی  و نقاشان  هنر آفرین  سربلند کرده اند به  زودی سرکوب  گردیده  اند.

ادامه خواندن ملت ها باقلمِ علما واندیشهء فلافسه؛ با اشعار شعرا و با تابلوی نقاشان بیدارمی شوند : ماریا دارو

اخلاق اسلامی : مصاحبه از کتابخانه جهان دانش گرفته شد

خبرنگار ازدعوتگرِ مسلمان آمریکایی پرسید :

چگونه بود که اسلام را پذیرفتی؟

در پاسخ گفت: در سفرِ که من و خانم ام به ترکیه داشتیم، از یکی از قریه های دور دست و تاریخی اش دیدن کردیم که شب بر ما فرا رسید، بخاطر هزینه زیادِ که خدمات رهنمای داشت تصمیم گرفته بودیم که به تنهایی بیایم تا باشد از پرداخت پول هنگفت به شرکت های رهنما جلوگیری کرده باشیم ——

در راه بسوی مرکز قریه با دهقانِ برخوردم و از او آدرس هوتل را پرسیدم، او در جواب گفت : ما اینجا هوتل نداریم، می توانی امشب را با من به خانه ام بیایی چون در شهر ما غریبه و مهمانی —-

ادامه خواندن اخلاق اسلامی : مصاحبه از کتابخانه جهان دانش گرفته شد

انديشه و مبارزه روشنگر بزرگ تاريخ روشنگرى  : میرعبدالواحد سادات

در احواليكه افغانستان آماج ذهنيت تكفيرى است و تيكه داران دين از نام خدا و دين ، حقوق و ازادى خلق خدا را سلب مينمايند ، آشنايى نسل جوان و آينده ساز به تاريخ روشنگرى اروپا و معرفى انديشه و مبارزه روشنگران بزرگ تاريخ مبرميت كسب مينمايد . 

در همين ارتباط امروز از بزرگترين روشنگر  تاريخ ولتر ياد مينمايم و انديشه اين شاعر ، نويسنده سترگ ، فيلسوف ومبارز نستوه راه ازادى و عدالت را بمناسبت ( ٢٢٤ ) مين سالروز وفات شان ، گرامى ميداريم 

ادامه خواندن انديشه و مبارزه روشنگر بزرگ تاريخ روشنگرى  : میرعبدالواحد سادات

“جواب ابلهان خاموشی ست”؛ روایت از ابوعلی سیناء بلخی پدر طب جهان : م – رستم

ابوعلی سینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری ،مقابل چای خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و علف برای اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت چای خانه نشست تا غذایی بخورد. 

خر سواری هم به آنجا رسید ،از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار ابوعلی سینا نشست.

شیخ سینای دانشمند گفت : خر را پهلوی اسب من نبند، چرا که خر تو از کاه و علف او میخورد و اسب هم به خرت لگد میزند و پایش را میشکند.

خر سوار آن سخن نشنیده گرفت به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد.

خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.

شیخ سینا دانشمند ؛ ساکت شد و خود را به گنگ بودن زد و جواب نداد.

ادامه خواندن “جواب ابلهان خاموشی ست”؛ روایت از ابوعلی سیناء بلخی پدر طب جهان : م – رستم

شیرزنان معترض افغانستان خواستار تحصیل و کار اند : هدایت الله جبیب

صبح امروز یکشنبه ۲۹ می، جمعی از زنان معترض به سیاست‌های طالبان در مورد زنان و نیز معیشت مردم، در کابل دست به راهپیمایی اعتراضی زدند و شعار «نان، کار، آزادی» و «تحصیل حق ماست» سردادند. 

زنان معترض، دلایل‌ فقر در کشور را بیکاری مردم به‌خصوص زنان دانسته، تاکید کردند که تعداد زیادی از زنان نان‌آور خانواده‌شان بودند که با روی‌ کار آمدن طالبان بیکار شده و حتی نان برای خوردن ندارند. آنان از سکوت، تماشا و بی‌تفاوتی جامعه جهانی در قبال بحران افغانستان، انتقاد کردند این تظاهرات با ممانعت افراد طالبان مواجه شد.

گفته می‌شود که طالبان آنان را محاصره کرده و حتی تلفون‌های برخی از آن‌ها را توقیف کرده‌اند. 

ادامه خواندن شیرزنان معترض افغانستان خواستار تحصیل و کار اند : هدایت الله جبیب

” توره‌ “؛ کاکه‌ای که به توپ بسته شد  : جاوید فرهاد

بی‌گمان هرکه شنونده‌ی جدی موسیقی شفاهی ( موسیقی محلی ) در افغانستان بوده، از گذشته‌های دور تا اکنون، با آهنگ قشنگ ” توره ” که چندین آوازخوان در فصل‌ها و دهه‌های گوناگون آن را همراه با موسیقی زیبای قطغن زمین ( قدغن زمین = سرزمین ممنوع ) خوانده‌اند، آشنا است.

– اما در واقع این ” توره ” که بود؟

” توره ” مردی از اهالی ” اشکمش ” تخار  بوده که در دلیری، سخاوت و کاکه‌گی در زمان خودش کم‌تر هم‌آورد داشته و در ایثارگری و جوان‌مردی مشهور بوده و همواره به نیازمندان کمک می‌کرده و در عیاری از سرآمدان روزگار بوده‌است.*

ادامه خواندن ” توره‌ “؛ کاکه‌ای که به توپ بسته شد  : جاوید فرهاد

نگاره استاد محمد علی عطار هروی  : غلام فاروق سروش

به سلسله گرامیداشت شخصیت های ملی  وفرهنگی کشور

امروز نگاره  ، خلص سوانح وکارکردهای خوشنویس معاصر کشور، استاد محمد علی عطار هروی ،خوشنویسی که توانایی کتابت بیش از چهل نوع خط را داشت، با شما عزیزان شریک میسازم  یاد آوری از این شخصیت بزرگ فرهنگی در راستای رشد پر بار تاریخ ، فرهنگ ومنافع ملی مردم وکشورما صورت میگیرد.

محمدعلی عطار هروی، فرزند محمد اسماعیل در سال ۱۳۲۸ هجری قمری (۱۲۸۹ ه.ش.) در شهر کهنه هرات در محله خواجه عبدالله مصری به دنیا آمد.

نیاکان او همگی از عالمان دینی روزگار خود بودند، اما پدرش منبر را ترک کرد و به پیشه عطاری و خوشنویسی روی آورد و فرزند خود محمدعلی را نیز در این رشته پرورش داد.عطارهروی آموزش های ابتدایی را در مکتب های سنتی هرات فرا گرفت و سپس نزد پدرش در عطاری به آموزش خوشنویسی پرداخت. آنگونه که خود وی حکایت کرده، اولین استادش در مکتبخانه، آخند ملا محمد رحیم بوده که قلم را به دست وی داده است.

ادامه خواندن نگاره استاد محمد علی عطار هروی  : غلام فاروق سروش

بازیگری چیست؟.. نوشته زبیر پاداش

 

بازیگری چیزی بیش از انتقال رفتارهای روزمره به قلمرو نمایش نیست.

همانطور که زبان شاعرانه از نظر نوع با زبان روزنامه نگاری تفاوتی ندارد، دستمایه ها و تکنیک های بازیگران روی صحنه هم از نظر نوع تفاوتی با رفتارهای ما در برخوردهای عادی و روزمره ندارند. شاید همین مسئله توجیهی برای این باشد که چرا استعاره ی “زندگی همچون صحنه نمایش است” اینقدر رایج و معمول است. هر چه باشد ما در کارهای روزمره خود را کم و بیش به شکل شخصیت های نمایش در می آوریم، صدا، فیزیک بدنی، ژست و لباس هایمان را به کار میگیریم و میان رفتار های ذاتی (“صورتک واقعیمان”) و رفتارهایی در نوسان هستیم که با آنها آگاهانه کنار میآییم تا به شغل مناسب، رفیق خوب، یا قدرت برسیم. مسئله اصلا این است که این شرایط را بر هم زنیم تا به رنگ و بویی غیر نمایشی برسیم، چون شخصیت ما بر اساس روابط اجتماعیمان ارزیابی می شود و به این دلیل ماهیت چنین ارتباطاتی نیاز به این دارد که صورتک به چهره داشته باشیم تا با صورتک های دیگران روبرو شویم، بنابراین نظریه ی ” لی استراسبرگ” مبنی بر اینکه بازیگر صحنه ای نیازی ندارد که ادای یک انسان را در آورد، از یک جنبه کاملا صحیح است: {قدم اول برای انسان شدن، بازیگری است}.

ادامه خواندن بازیگری چیست؟.. نوشته زبیر پاداش

از پنجشیر برخاست, توانایی هنر و محبوبیت اش افغانستان را تسخیر کرد و تابنده گی اش در پردۀ هالیوود نیز بازتاب یافت : معروف قیام

بعضی از چهره های توانمند هنری آنقدر صمیمانه و خودمانی در حافظۀ فعال ما جا باز میکند و تصویر روشنی از خود به جا میگذارد که نوشتن پیرامون شخصیت و کارنامه های او برای دوستدارانش امر زیاد ضروری به نظر نمیرسد, زیرا آنان نه تنها شناخت بیشتری از او دارند,

بلکه میپندارند انگار او فردی از افراد محبوب خانواده و یا وابسته گان نزدیک شان است و همواره با او در ارتباط استند. یکی از این چهره های شهیر, محبوب و بی بدیل سینمای کشور ما جناب سلام سنگی هست. سلام سنگی هنرور چیره دست, آگاه و اندیشمندی است که نام و آثار ارزشمند سینمایی اش زیب بهترین صفحات تاریخ سینمای کشور ما هست و خواهد بود.

ادامه خواندن از پنجشیر برخاست, توانایی هنر و محبوبیت اش افغانستان را تسخیر کرد و تابنده گی اش در پردۀ هالیوود نیز بازتاب یافت : معروف قیام

غلام محی الدین انیس، ژورنالیست ملی و سرمشق روشنگری  : داکتر ناصر اوریا

روز جهانی آزادی مطبوعات – May 03 – د مطبوعاتو د آزادی نړیواله ورځ :

آیا گاهی به ذهن تان خطور نموده که اولین اخبار آزاد و غیردولتی را کی و در چی زمان طبع و نشر کرد؟

جریدهٔ ملی “انیس” اولین اخبار آزاد و غیردولتی بود که به همت غلام محی الدین “انیس” در ۱۵ ثور سال ۱۳۰۶ هجری شمسی در کابل به زیورچاپ آراسته و منتشر شد.

غلام محی الدین انیس مردِ قلم و اندیشه از پیشگامان مطبوعات و ژورنالیزم افغانستان، مؤسس و اولین مدیر مسؤل روزنامهٔ ملی انیس بود. (سال های فعالیت از ۱۳۰۶ الی ۱۳۱۷ هجری شمسی)

خانوادۀ غلام محی الدین انیس از مُقُر ولایت غزنی و منسوب به قوم جمال خیل بود. پدرکلان غلام محی الدین هنگام زمامداری امیر عبدالرحمن خان مجبور به ترک وطن شده و به کشور مصر رفت. جد محی الدین انیس طبیب چشم بود و بعداً پسرش غلام نقشـبند که پدر محی الدین انیس بود، راه پدر را دنبال نموده و داکتر چشم شد.غلام محی الدین انیس در مصر بزرگ شده و در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی به تشـویق محمد اسـمعیل مشـهور به افندی که در آن زمان از طرف دولت افغانسـتان برای خریدن ماشـین های طباعتی یا چاپ به مصر رفته بود، به افغانسـتان آمد و مدت دو سـال در مدرسـه سـعیدیه هرات اقامت گزید. نیس که به زبان عربی تسـلط کامل داشـت هنگام اقامتش در هرات به آموزش زبان و ادبیات دری پرداخت.

ادامه خواندن غلام محی الدین انیس، ژورنالیست ملی و سرمشق روشنگری  : داکتر ناصر اوریا

از شمس النهار تا نشريه شريعت  طالبان : میرعبدالواحد سادات

افغانستان در شرق  و اسيا در رديف محدود كشور هاى قرار دارد كه سابقه داشتن مطبوعات ان تا يك و نيم ميرسد 

سوم ماه مى  روز جهانى ازادى مطبوعات است و افغانستان زیر سیطره طالبان و در هشت ماه اخیر بسرعت دراه تهدید و تحدید ازادی مطبوعات سیر مینماید و حسب گذارش منتشره امروز ( ۳۴ ) مرحله سقوط نموده است . 

ریچارد بینت، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان در پیام ویدیویی بهمناسبت « روز جهانی آزادی مطبوعات»  در صفحه تویتر خود از خشونت ، تهدید و سانسور در قبال خبرنگاران یاد نموده است . 

بدینترتیب کلام شاعر مصداق حال ما است که : 

ترقیات عالم روبه بالاست 

ما از بالا به پایین می ترقیم 

ادامه خواندن از شمس النهار تا نشريه شريعت  طالبان : میرعبدالواحد سادات

عقاب ؛ شعر شاعر نامور وطن ناصر خسرو بلخی : داکتر ناصر اوریا

«گفتا ز که نالیم؟ از ماست که برماست»

چقدر شبیهٔ حالت میهن ماست

څومره د هیواد حالت ته ورته ده.

جفای فرزندان نااهلِ چپ و راست مقابل مادر میهن در ۴۳ سال اخیر و تشابه سمبولیک آن در شعری از شاعر نامور افغانستان، ناصر خسرو بلخی از ۱۰۰۰ سال قبل.

شرمندگی دنیا و عقبی نصیب تمام خادمان بیگانه و “قهرمانان” تخریب وطن باد که به دستور اجانب ده ها هزار هموطن ما را مقتول و وطن را به ویرانه تبدیل کردند.

د دنیا او عقبی شرمندگی دی د پردیو خادمانو او د هیواد لوټونکو په نصیب شی. 

ناصر اوریا * ۱۵ اپریل ۲۰۲۱ – تکزاس Naser Oria

روزی ز ســر سنـگ عقــابی به هـوا خاست

وانـدر طلــب طـعـمــه پـر و بـال بیـاراست

بـر راستی بـال نظـــر کــرد و چنیـن گفـت:

امــروز هـمـــه روی زمـیــن زیـر پـر ماست

ادامه خواندن عقاب ؛ شعر شاعر نامور وطن ناصر خسرو بلخی : داکتر ناصر اوریا

دشمن رید و رفت : شعر از گرداب

هر که آمد در دیار ما غریبان رید و رفت

بی محابا بر سر ما بینوا کوبید و رفت

تکیه بر بازوی خونخوار جهان داریم هنوز

داد و بیداد غریب را هیچکس نشنید و رفت

ادامه خواندن دشمن رید و رفت : شعر از گرداب

هزاره کیست ؟ چگونه شیعه شد و چرا پیوسته مورد حمله فرار میگیرند؟ : احمد ادریس رحمانی

اکثر مردم افغانستان از نظر جنیتیک یک مخلوطی از مردمان اسیای میانه خاور میانه و هند میباشند و هزاره ها از این امر مستثنا نیستند.  گرچه یک تیوری موجود اینست که انها بازمانده گان نیرو های مغول هستند که بعد از عقب نشینی از باختر درقرن ۱۵ بجا مانده اند اما اکثر تست های جنیتیک که امروزه انجام شده است انها را مخلوطی از مردمان  مغولستان – ترک های اسیای میانه – و ایرانی ها خاور میانه تثبیت میکند. 

ادامه خواندن هزاره کیست ؟ چگونه شیعه شد و چرا پیوسته مورد حمله فرار میگیرند؟ : احمد ادریس رحمانی

مهاجرت افغانان و منافع ایران و پاکستان : نجیب الله ابراهیمی

مهاجرت با تاریخ طولانی از عصر انسان‌های اولیه (نئاندراتال‌ها) تا هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه در ادوار تاریخ ریشه دارد اما مهاجرت در افغانستان از اواخر قرن بیستم شروع گردید.

در این مقاله تلاش می‌شود، عوامل مهاجرت در افغانستان، نگاه حقوقی و سیاسی جوامع بین‌المللی در مورد مهاجر، و سود برداری ایران و پاکستان از مهاجرین و خسته و بی‌پناه افغانستان بررسی تا مبرهن گردد کشور های دوست اسلامی با مهاجرین چه نوع رفتار داشته و مهاجرین افغان لایق چه نوع برخورد است؟

ادامه خواندن مهاجرت افغانان و منافع ایران و پاکستان : نجیب الله ابراهیمی

اولين وزیرِ زن در افغانستان کی بود؟  : داکتر ناصر اوریا

افغانستان کښی لومړنى ښځینه وزیره څوک وه؟

“ملت زنده از زنده ها قدردانی به عمل می آورد و ملت مرده، از مرده ها” کبرا نورزائی

کبرا نورزائی دختر مرحوم بسم الله خان در سال ۱۹۳۲ میلادی در یک خانواده منور و روشنفکر، در گذر باغبان کوچهٔ شهر کابل دیده به جهان گشود. کبرا نورزائی نخستین وزیر زن در تاریخ افغانستان بود که به حیث وزیر صحت عامه، خدمات قابل قدری را برای افغانستان انجام داده است.

کبرا نورزائی بتاریخ ۳۰ جنوری سال ۱۹۸۶ به سن ۵۴ سالگی در شهر کابل دیده از جهان بست و در شهدای صالحین بخاک سپرده شد.

نور معلومات:

محترمه کبرا نورزائی د ارواښاد بسم الله خان لور، په ۱۹۳۲ میلادی کال کښی د کابل د باغبان کوچی سیمه کی نړی ته سترګی پرانستلی. د ملالی ښوونځی او نسوان پوهنځی کی یی خپل تحصیلات بشپړ، او لوړی زده کړی یی په فرانسه کی د سوربن پوهنتون کی سرته ورسولی.

ادامه خواندن اولين وزیرِ زن در افغانستان کی بود؟  : داکتر ناصر اوریا

ایرانی‌های عزیز، شمای‌که ما را «افغانی‌ها» می‌خوانید : ملک ستیز

آن جوانی را که تا مرز مرگ می‌زنید، چندین بار مرده تا جسدش را به سرزمین شما رسانیده است. او را یک‌بار انقلاب آتشین ثور، بار دوم انقلاب اسلامی خمینی، بار سوم انقلاب مجاهدین، بار چهارم انقلاب لیبرالیسم امریکایی و بار پنجم انقلاب امارتی کُشت. آن جسدی است که پنج بار شهید شده است. مگر در آیین شما شهید را اهانت می‌کنند؟ 

ادامه خواندن ایرانی‌های عزیز، شمای‌که ما را «افغانی‌ها» می‌خوانید : ملک ستیز