ماما شوخک کی بود؟ : نذیر ظفر

مجله شوخك كه از جمله مجلات طنزى وطن بود در سال ١٣٤٩ خورشيدى به همت مرحوم عبد العزيز مختار اقبال چاپ يافت.

صاحب امتياز و مدير مسؤول آن مرحوم عبدالعزيز مختار بود و اين مجله پس از ١٦ سال وقفه نشراتى در زمان حكومت شهيد نجيب الله كه جرايد، مجلات، و روز نامه هاى غير دولتى دوباره به فعاليت هاى نشراتى شان اغاز نمود؛ مجلهِ شوخك نيز فعاليت خود را از سر گرفت.

اين مجله به هيچ حزب و سازمان سياسى وابستگى نداشت و در پشتى مجله با خط دُرشت نوشته شده بود:

اين مجله با هيچ سياسى و سپاهى ، شور و بى نمك، افراطى و ارتجاعى ، گرو هاى هنرى و بى هنر حتى تاجر پوقانه و معتادين شير و تخم پودرى قرابت و خويشاوندى ندارد.

ادامه خواندن ماما شوخک کی بود؟ : نذیر ظفر

پیام حقوقدانان افغان در اروپا به مناسبت ۲۶ مین سال روز شهادت دکتور نجیب الله : میرعبدالواحد سادات

پیام انجمن حقوقدانان افغان در اروپا به  مناسبت ۲۶ مین سالگرد شهادت دوکتور نجیب  الله رئیس جمهور سابق افغانستان

۲۶ سال قبل  در  شب تاریک  و غم آفرین  ۲۷ سپتامبر۱۹۹۶  طالبان در تبانی و تحت هدایت مستقیم حکومت و استخبارات پاکستان  بزرگ ترین جنایت  بشری  را در قتل ظالمانه و وحشیانه  رئیس جمهور سابق افغانستان ، شهید دوکتور نجیب الله و برادرش  احمد زی مرتکب گردیدند. رهبری طالبان که اکنون تعداد بیشترین شان در حکومت نا مشروع فعلی  پست های کلیدی را در اختیار دارند،  در قضیه قتل  یک رئیس جمهور اسبق افغانستان ، به اراده  اجنبی ها  سهیم و مجری  این جنایت  هولناک اند. 

ادامه خواندن پیام حقوقدانان افغان در اروپا به مناسبت ۲۶ مین سال روز شهادت دکتور نجیب الله : میرعبدالواحد سادات

به یاد یکی ازقهرمانان و مشعلداران واقعی ژونالیزم و روشنگری : داکتر ناصر اوریا

 

آیا گاهی به ذهن تان خطور نموده که اولین اخبار آزاد و غیردولتی را کی و در چی زمان طبع و نشر کرد؟

جریدهٔ ملی “انیس” اولین اخبار آزاد و غیردولتی بود که به همت غلام محی الدین “انیس” در ۱۵ ثور سال ۱۳۰۶ هجری شمسی در کابل به زیورچاپ آراسته و منتشر شد.

غلام محی الدین انیس مردِ قلم و اندیشه از پیشگامان مطبوعات و ژورنالیزم افغانستان، مؤسس و اولین مدیر مسؤل روزنامهٔ ملی انیس بود. (سال های فعالیت از ۱۳۰۶ الی ۱۳۱۷ هجری شمسی) خانوادۀ غلام محی الدین انیس از مُقُر ولایت غزنی بود و پدرکلانش هنگام زمامداری امیر عبدالرحمن خان مجبور به ترک وطن شده و به کشور مصر رفت.

جد محی الدین انیس طبیب چشم بود و بعداً پسرش غلام نقشـبند که پدر محی الدین انیس بود، راه پدر را دنبال نموده و داکتر چشم شد.

ادامه خواندن به یاد یکی ازقهرمانان و مشعلداران واقعی ژونالیزم و روشنگری : داکتر ناصر اوریا

من یوسفم پدر : استاد پرتو نادری

محمود درویش شعری دارد زیرنام« من یوسفم پدر»  در ظاهر امر این شعر همان روایت یوسف پیغمبر است در قران در سورۀ یوسف و روایات دینی دیگر. برادران حسود و جاه‌طلب، یوسف را در چاه می‌کنند و به گرگان بیابانی تهمت می‌زنند که گرگ‌ها او را دریده اند. در شعر درویش، این یوسف در چاه شده همان ملت فلسطین است. یا همان ‌آرمان ملت فلسطیین است. 

برادران نمادی است برای اسراییل، یا نماد آن شمار فلسطینانی است که از داعیۀ آزادی فلسطین روی برگشتانده و با دشمن تفاهم کرده‌‍‌اند. یا هم می‌تواند نماد آن دولت‌های وابسته عرب باشدکه به دادخواهی بر نمی‌خیزند، به جای آن که در کنار مبارزان فلسطین قرار گیرند و از آزادی فلسطینیان پاس‌داری کنند به مردم فلسطین و آرمان‌های آنان پشت می‌کنند. به دنبال یوسف‌گم‌شده در چاه نمی‌روند. 

ادامه خواندن من یوسفم پدر : استاد پرتو نادری

 بخش سوم – عایشه درانی؛ شاعری فراموش شده : استاد پرتو نادری

عایشه درانی دور سوم زنده‌گی‌اش را در چنین وضعیت سیاسی ـ اجتماعی با تلخ‌کامی‌های زیادی پشت سر می‌گذارد. شوهر می‌میرد، فرزند کشته می‌شود و روزگار با او سر ناسازگاری دارد.

دوران شاد کودکی و نوجوانی، دیگر برای او به یک خاطره‌ بدل شده است و  در حسرت آن می‌سوزد. چین وضعیتی، در شعرهای این دوره او بازتاب گسترده‌‌ای دارد. او در شکواییه‌های خویش در حسرت از دست دادن فرزند می‌موید و از کج‌رفتاری روزگار شکایت دارد.

ادامه خواندن  بخش سوم – عایشه درانی؛ شاعری فراموش شده : استاد پرتو نادری

بخش دوم –  عایشه درانی؛ شاعر فراموش شده : استاد پرتو نادری

مستشار‌نیا زنده‌گی عایشه را به سه دوره دسته‌بندی کرده است. این دسته‌بندی تنها برخاسته از خط زنده‌گی او نیست؛ بلکه دسته‌بندی موضوعی شعر او نیز است.

۱دوران کودکی وجوانی

دوران آموزش شاعر است. در افغانستان، چه پیش از پیدایی آموزش‌های مدرن و چه پس از آن، گونه‌ای از آموزش‌های سنتی در خانه‌ها، مسجد‌ها و مدرسه‌ها وجود داشت که هنوز هم به‌گونه‌‌ای وجود دارد.

در آموزش‌های سنتی پس از قرآن، فراگیری نوشتن و خواندن، آموزش چهارکتاب، پنج‌کتاب، بوستان و گلستان سعدی، دیوان خواجه حافظ شیرازی و حتا در بعضی از مدرسه‌ها خواندن مثنوی معنوی، بخش مهم برنامه آموزش‌های سنتی بود.

البته چنین امکاناتی برای دختران نسبت به پسران خیلی‌ها اندک بود؛ برای آن‌که دختران باید در خانه‌ها چنین آموزش‌هایی فرا می‌گرفتند. یک رده اجتماعی زنان هم وجود داشت که چنان آموزگاران خانه‌گی، دختران خانواده‌ها را آموزش می‌دادند.

ادامه خواندن بخش دوم –  عایشه درانی؛ شاعر فراموش شده : استاد پرتو نادری

تاریخچه موزیم ملی کابل

موزیم ملی

موزیم ملی افغانستان برای اولین بار در سال ۱۲۹۷ خورشیدی در منطقه باغ بالای کابل، برای نگهداری آثار تاریخی تاسیس شد.

در سالهای اولیه تاسیس این موزیم که در آن دوران “عجایب خانه” نام داشت، فقط بعضی از آثار تاریخی مثل قرآن های خطی، صنایع دستی، آثار برجای مانده از جنگ های دوران استقلال و بعضی کتاب های کمیاب در آن نگهداری می شد.

در ۲۵عقرب سال ۱۳۰۳ خورشیدی، موزیم ملی افغانستان از باغ بالا به ارگ کابل منتقل شد و به شکل رسمی توسط امان الله خان افتتاح شد.

در مراسم افتتاح این موزیم، محمود طرزی که در آن دوران وزیر خارجه افغانستان بود و فیض محمد وزیر معارف وقت، در مورد ارزش و حراست از آثار تاریخی سخنرانی کردند.

ادامه خواندن تاریخچه موزیم ملی کابل

از ویرانه های افغانستان تا سرملکه انگلستان الیزابت : محمد مرادی

الماس ۱۰۵ قیراطی شگفت‌انگیز «کوه‌نور» داستان جالبی دارد که بخشی از این داستان با تاریخ افغانستان گره خورده است. در حقیقت، تاریخ الماس کوه‌نور در هندوستان ریشه دارد. این سنگ قیمتی از منطقه «گلکنده» در نزدیکی «حیدرآباد» در ایالت «آندراپرادش» هند در سال ۱۶۵۶میلادی به دست آمد. این الماس توسط «میرزا محمد» وزیر «عبدالله قطب‌شاه» به «شاه جهان» پادشاه «گورکانی» هند هدیه شد و در آنجا ماند.

کوه‌نور در زمان لشکرکشی «نادرشاه افشار» به هند در سال ۱۷۳۸میلادی نزد «محمدشاه هندی» حاکم «دهلی» نگهداری می‌شد که نادرشاه آن را تصاحب کرد. این الماس پس از مرگ نادر در سال ۱۱۶۰هجری قمری توسط «احمدشاه دُرانی» به افغانستان منتقل شد و سپس به «تیمورشاه» فرزندش رسید. کوه‌نور سالیان چند، بین فرزندان احمدشاه دست‌به‌دست می‌شد تا سرانجام به دست «زمان‌شاه» فرزند تیمورشاه رسید.

ادامه خواندن از ویرانه های افغانستان تا سرملکه انگلستان الیزابت : محمد مرادی

شرح احوال و آثار پروفيسور غلام محمد ميمنگی : خالق بقایی پامیرزاد

آريانای کهن ، خراسان ديروز که در ادبيات معاصر ما بنام سرزمين خورشيد نيز ياد گرديده و افغانستان کنونی ، مهد پرورش نوابغ ، فلاسفه ، حکما ، دانشمندان ، شعرا و نويسندگان است. ما در حوصلهً اين برنامه از معلم ثانی فارابی ، ابن سينای بلخی ، ابوريحان البيرونی ، رودکی پدر شعر فارسی دری ، ظهيرفاريابی ، مولانای بلخی ، ناصرخسرو بلخی قبادِيانی ، فردوسی ، حافظ ، سعدی ، خيام ، رابعهً بلخی ، مولانا جامی هروی و سنايی غزنوی نمونتا نام ميگيريم و بدون شک پروفيسور غلام محمد ميمنگی را از جملهً اين شخصيت های نامور بحساب می آوريم که متاسفانه در موردش کمتر حرف زده شده و خواسته اند او را به فراموشی بسپارند. من به نوبهً خود از پروفيسور شهرانی در تدوين کتاب  356 صفحه ای پيرامون شخصيت پروفيسور ابراز امتنان می نمايم.

جناب دوکتور شهرانی در مقدمهً کتاب ، پروفيسور ميمنگی را گرامی مرد هنر و فرهنگ تاريخ معاصر افغانستان و از اساس گذاران تحول فرهنگی کشور ميداند و می افزايد که وی در افغانستان بار اول عنوان پروفيسوری را حاصل ميکند و به اين ترتيب ارزش هنر و فرهنگ را بيشتر از ديگران به جامعهً ما عملا به ازمغان می آورد. اگر وی يکی از اعضای خاندان برسر اقتدار ميبود ، بدون شک او را شاهنشاه هنر ، نابغه و علامهً دوران می خواندند ولی او گروگان و اسير يک حکمران مستبد مثل عبدالرحمن است که به ارزش کارهای پروفيسور نمی توانست پی ببرد و حاصل استعداد سرشارش را چون مال غنيمت و گنج باد آورده می شمرد.

آقای برهان الدين نامق ، استاد دانشگاه بين المللی اسلامی ، اسلام آباد شخصيت ديگريست که مقدمهً بس رسا و با محتوا بر زندگی و کارنامه های پروفيسور تحت عنوان ” هنرنقاشی در افغانستان” نوشته و بر سابقهً هنر در منطقهً ما که به سده های پيش از ميلاد ميرسد روشنی انداخته و عصر تيموريان هرات را دورهً روشنگری و رنسانس شرق خوانده است.

ادامه خواندن شرح احوال و آثار پروفيسور غلام محمد ميمنگی : خالق بقایی پامیرزاد

گرامیداشت از یکصدو نهمین زاد روز شخصیت بزرگ فرهنگی افغانستان : میرعبدالواحد سادات

استاد فقید  عبدالرئوف بینوا از در بیشتر از یک قرن اخیر و بعد علامه سید جمال الدین و آغاز تجدد با نشر شمس النهار در  جمع ستاره های درخشان فرهنگ و ادب افغانستان، شخصیت منور ، مبارز سابقه دار ، فرهنگپال ، تاریخ نویس ، شاعر ، ادیب ، مترجم و نویسنده مشهورو مدقق آثار قدیم است که در ردیف علامه حبیبی ، علامه جاوید ، علامه رشاد از بزرگان علم و فرهنگ افغانستان پنداشته می شوند ، استاد بینوای فقید را می توان شاعر و نویسنده نوآور با روح شرقی نامید که با آثار خود خروشی را در شعر و نثر پشتو به ارمغان آورد و گحدود هفتاد کتاب علمی تحقیقی و تدقیقی در عرصه های مختلف  تاریخ ادبیات و زبان افغانستان از خود به جای گذاشته است.  

 از طفلی و نوجوانی  استعداد بالا داشت و در سنین پایین زبان های عربی، اردو، دری و انگلیسی را آموخت و بر همه آنها مسلط بود.  

استاد فقید « لیونی مینه » به فراگیری علم و معرفت داشت و حشر ونشر تعجب برانگیز با مطالعه و نوشتن داشت و دقایق آخر عمر و در بستر مریضی با کتاب وقلم محشور بود . 

ادامه خواندن گرامیداشت از یکصدو نهمین زاد روز شخصیت بزرگ فرهنگی افغانستان : میرعبدالواحد سادات

صعود و سقوط مختصر زبان فارسی درنیم قاره هند : سلطان رضوی

زبان و ادب فارسی در هند سابقهٔ دیرینه‌ای دارد. دربارهٔ پیشینهٔ رواج زبان و ادب پارسی در شبه‌قاره، از مدارک تاریخی چنین برمی‌آید که در سدهٔ سوم هجری، برای نخستین بار هندوان فرصت یافتند تا با فارسی‌زبانان آشناییِ مؤثر پیدا کنند. در آن زمان بنا به قول ابن حوقل در صوره‌الارض و اصطخری در المسالک و الممالک، مردمِ «مُلتان» و «منصوره» به زبان عربی  و سِندی، و مردم «مُکران»، به زبان فارسی سخن می‌گفتند. در اوایل سده چهارم هجری، در سِند شاعری ظهور کرد مشهور به رابعه بنت کعب که اشعار فصیح دلکشی از او در قدیمی‌ترین تذکره‌ها نقل شده‌است و می‌رسانَد که در زمان او، زبان فارسی در سند رواج داشته‌است.( در اين مورد روايت مختلف است اما به گمان اغلب رابعه دختر کعب قُزداری که به رابعه بلخی هم شناخته شده‌است، شاعر پارسی‌گوی نیمه نخست سده چهارم هجری است).  

زبان فارسی در دورهٔ غزنویان به هند راه یافت در آن دوره پارسی، زبان ادبیات، شعر، فرهنگ و دانش بود. با تأسیس امپراطوری مغول هندوستان به اوج پیشرفت خود در هند رسید و زبان رسمی هندوستان شد.

ادامه خواندن صعود و سقوط مختصر زبان فارسی درنیم قاره هند : سلطان رضوی

ملکه گوهرشاد بیگم وهرات باستانی دو نام جدایی ناپـذیر : دکتور ناصر اوریا

ملکه گوهر شاد بیگم و هرات باستان، دو نام جدایی ناپذیر!

گوهر شاد بیگم او لرغونی هرات، دوه نه بیلیدونکی نومونه!

“جز نام نیک و بد چه شنیدی که باز ماند

از دور مـلک دادگــــــران و ستـمــگـــران”

سعدی شیرازی 

د یوې مفکرې او اوسپنېزی میرمنې لنډه یادونه!

گوهر شاد بیگم د غیاث الدین تَرخان لور په ۱۳۷۶م کی نړی ته سترگی پرانستی.‌ 

هغه یوه پوه، سیاستواله، قدرتمنده او نیکه میرمن، او د شاهرخ مرزا ملکه وه.

ادامه خواندن ملکه گوهرشاد بیگم وهرات باستانی دو نام جدایی ناپـذیر : دکتور ناصر اوریا

غازی میر بچه خان کوهدامنی !

غازی میر بچه خان کوهدامنی که نام اصلی آن میر بهاءالدین فرزند میر درویش خان که در سال ١٢٠٤ هجری شمسی مطابق 1825 میلادی در قریه بابه قشقار (ع) ولسوالی میر بچه کوت پا به عرصه وجود نهاده است. میربچه خان از جمله نه (٩) برادر خویش از نگاه سن کوچک ترین شان بود ولی دارای سجایای بهتر و خوبتر و صفات عالی انسانی را دارا بود. اخلاق نیکو و رفتار عالی داشت.

رفتار و پیشامدش با اقارب و مردم و وابسته گان شان بسیار خوب و پسندیده بود و با مردم با تواضع رفتار نموده، با مردم غریب و بیچاره دلجوئی و معاونت های مادی و معنوی را در مقابل مردم خود دریغ نمیکرد و مردم از پای افتاده را دلجویی می نمود. با تمام مردم حُسن معمله داشت، مردم و اهالی او را از روی لطف و شفقت که داشتن بنام میر بچه خان مسمی نمودند چنانچه در سراج التواریخ و افغانستان در مسیر تاریخ درج است و ادبیات ذیل را بنام میر بچه خان اهالی و مردم زمزمه مینمودند.

محمد جان خان مرد میدان است

ایوب خان شیر غران اســـــــت

میر بچه خان رس رسان اســـت

مکناتن لات کلان اســـــــــــــت

بیا بچیم انگور بخـــــــــــــــــــور 

ادامه خواندن غازی میر بچه خان کوهدامنی !

این چهرهٔ کریه و مرموز کیست؟ : دا ناولی او مرموزه څیره څوک ده؟ : داکتر ناصر اوریا

این چهرهٔ مرموز بنیانگذار کشوری است که (بیش از ۴ دهه در پهلوی ایران و کشور های مشخص دیگر)، برای افغانستان قهرمان تخریب و پهلوان کشتار تربیه و ارسال کرده و میکند.

استعمار بر سبیل عادت، در طول تاریخ مخصوصاً در کشور های جهان سوم از بدکارترین ها قهرمان و اسطوره می سازد.

میتوان با آشنایی مختصر با “قائد اعظم” به ماهیت دیگر قهرمانان ساخته و پرداختهٔ استعمار قسماً پی برد.

بلی!‌

این چهرهٔ به ظاهر ضعیف و نحیف، کارآترین وسیلهٔ انگلیس در تجزیهٔ هند بود.

چهره ای که بیش از نیم میلیارد مسلمان هند و کشور هند را سه پارچه کرد.

این چهرهٔ مرموز “علی جناح بهیی” بود.

ادامه خواندن این چهرهٔ کریه و مرموز کیست؟ : دا ناولی او مرموزه څیره څوک ده؟ : داکتر ناصر اوریا

دیالوگ مسخره وشرم آور اشرف غنی و داوود جنبش : عبدالسمیع کارگر

         ( هرنوع ماست مالي در خيانت ملي ، جنايت است )

   اقاي اشرف غني ،  به نظرم شما مانند ديو زمين لرزه

ماموريت داشتيد تا افغانستان را زير و رو كنيد كه كرديد

سقوط و فرار ، كار وخدمت يكماهه شما نه  بلكه از اغازانتصاب شما بنام ريس جمهور از فساد مالي و شدت فقير سازي  مردم اغاز يافت . مردم وطن بياد دارند كه نخستين فرمان شما  وزارت ماليه را از هرنوع نظارت عدلي و قضايي عليه فساد مالي معاف كرديد ، از شما پاسخ ميخواهيم كه اين صلاحيت را كدام مرجع قانوني به شما داده بود و در كدام كشور دنيا چنان كانگستري  مالي وجود داشته است كه شما از ان اقتباس كرده ايد ؟ در كنار اين كانگستري مالي كود  ٩١  ايجاد كرديد و تمام عوايد ملي و كمك هاي جامعه بين المللي را در قبضه شخصي دراورديد ، وزراي ماليه را از شركاي فساد مالي تان و خواهر زاده داكتر عبدالله عبدالله را بحيث معين ان وزارت  سهميه مالي داديد ؟ اقاي استاد فرهنگ وزير اقتصاد پيشين  در مصاحبه ويژه با تيلويزيون طلوع مشت غارت هشت مليارد دولاري شما را از كمك هاي جامعه بين المللي باز كرد و شما در انتقام گيري از ايشان ، برايش دوسيه  سازي كرديد و محاكم فرمايشي شما او را در غياب به يكسال  حبس تنفيذي و جريمه نقدي محكوم كرد  ، به نمونه از دست پاك تان اشاره شد ؟ ولي هيچ گاه پاسخ  اختلاس هشت ميليار د دولاري را نداديد بايد محاسبه دهيد ؟ 

ادامه خواندن دیالوگ مسخره وشرم آور اشرف غنی و داوود جنبش : عبدالسمیع کارگر

روایت سقوط و فروپاشی مرگبار؛ بزرگتراز فاجعه و فراتراز گفتمان ؛ پس ازیک سال سقوط ؛ فروپاشی و فاجعه : مهرالدین مشید

آری چه روایتی دردناک که یاد و خاطرۀ آن چون کابوسی بر روان انسان سنگینی می کند و پس لرزههای آن هنوز هم روح و روان ما را به گروگان گرفته است و وحشت و دهشت آن حتا حالا هم شانه های ما را می لرزاند. روایتی که راویانش همه مخبر صادق اند و سخن از آفتاب می گویند و هرگز نشاید که نشاید که آفتاب آید دلیلی آفتاب؛ زیرا این روایت به اجماع رسیده است. این روایت، روایت سقوط افغانستان است که بزرگتر از فاجعه و فراتر از گفتمان است.

سقوط مرگباری که انسانیت را به ذلت کشید و یک ملت را اسیرو دریچۀ زنده گی را بر روی زنان و مردان آن به کلی بست و آخرین آرزو های آنان را به یاس بدل کرد، نه یک سقوط بل؛ فروپاشی حیرت انگیز و وحشتناک که همه چیز در یک لحظه دگرگون شد؛ برج و باروی زنده گی مردم افغانستان را یک باره فرو ریخت برگ و بار شادی را در سراسر افغانستان خشکانید؛ از زنانش کار و از دخترانش آموزش و از کودکانش آگاهی را گرفت و مردانش را در بتۀ آزمون شرافت و غرور میخکوب نمود. حیرت انگیز تر این که گردانندۀ این سناریوی اندوهبار کسی است که به مردم افغانستان وعده های زیادی داده بود و گفته بود که تا آخرین قطرۀ خون از آنان دفاع خواهد کرد.

ادامه خواندن روایت سقوط و فروپاشی مرگبار؛ بزرگتراز فاجعه و فراتراز گفتمان ؛ پس ازیک سال سقوط ؛ فروپاشی و فاجعه : مهرالدین مشید

تشکیل اتحادیه آسیایی ، پاسخ مثبت بر ضرورت کنونی تاریخ قاره ای ماست : عبدالسمیع کارگر

قاره آسیا با عظمت ترین بخشی از کره زیبای زمین است که چهل وشش کشور ثروتمند جهان را به خود اختصاص داده است . 

این قاره ای ثروتمند ، جغرافیای بیش از چهل ویک میلیون کیلو متر مربع «کره زمین» را احتوا کرده است که بلند ترین قله های سربه فلک جهان را در دلش دارد . 

این قاره کهن وباستانی ما جمیعت بیش از چهارملیاردویکصدوبیست میلیون نیروی انسانی را « احصاییه سال 2010 » در خود متوطن نموده که تقریبا« 60 فیصد » نفوذ جهان را در آغوش پر عطوفتش تغذیه میدارد . 

این پرجمعیت ترین قاره ای جهان با ثروتمند ترین طبیعت ، لشکر های فقیری را بازندگی زیرخط فقر در خود متحمل شده و‌بیش‌ترین قربانی های انسانی جهان را براین پیکر جهان تحمیل نموده اند ؟

ادامه خواندن تشکیل اتحادیه آسیایی ، پاسخ مثبت بر ضرورت کنونی تاریخ قاره ای ماست : عبدالسمیع کارگر

یادوارهء از فریدریش انگلس : ترجمه ازعارفه ورحمت ایماق

مبارزه طبقاتی میراث بنیان گذاران سوسیالیسم علمی،کارل مارکس،و فریدریش انگلس است!

درگرامی داشت از ۱۲۸ سال در گذشت فرید ریش انگلس بنیان گذارسوسیالیسم علمی:

فرید ریش انگلس در ۵ ام آگست / اوت، ۱۲۸ سال قبل در لندن – انگلستان، در گذشت.

“…..فرید ریش انگلس، با دوست تمام عمرش، کارل مارکس دیالکتیک را سرازیر نموده، وبه مارکس کمک نمود تا اقتصاد سیاسی را مورد نقد قرار دهد، و مبارزه طبقاتی را بمثابه انگیزه اصلی تاریخ توسعه داد.

 ما بمثابه ادامه دهنده میراث فرید ریش انگلس، به ایشان میگوییم  که ممنون شما هستیم! “

ادامه خواندن یادوارهء از فریدریش انگلس : ترجمه ازعارفه ورحمت ایماق

حاکمیت طالبان وتبدیل شدن افغانستان به سکوی پرش تروریستان خطرناک : مهرالدین مشید

به صدا درآمدن آژیر خطر و فرار رهبران طالبان از کابل

کشته شدن الظواهری رهبر القاعده در شیرپور در چند صد متری ارگ به تمامی گمانه زنی ها نقطۀ پایان نهاد و به این حقیقت مهر تایید گذاشت که افغانستان تحت حاکمیت طالبان به جای اینکه به مکان امن و رفاه و آسایش به مردم افغانستان بدل شود، برعکس به بهشت تروریستان خطرناک جهانی تبدیل شده است. پس از حمله بر الظواهری زنگ خطر در کابل به صدا درآمد و تمامی رهبران طالبان کابل را ترک کرده اند. حالا نه خبری از رهبران طالبان و نه هم خبری از کنفرانس های مجاهد و لخند های سخنگوی این گروه است. مردم بدین باور اند که رهبران طالبان گویی جان برکف گرفته و سراسیمه و حیرت زده شهر کابل و سایر شهر های افغانستان را ترک کرده اند. آنان خود را در پناه گاۀ پیشین شان پنهان کرده اند. شاید طالبان فکر می کردند که

ادامه خواندن حاکمیت طالبان وتبدیل شدن افغانستان به سکوی پرش تروریستان خطرناک : مهرالدین مشید

افغانستان سرزمین حماسه وفاجعه اثر محترم میرعنایت الله سادات را چند سال قبل معرفی نموده بودم ؛ در اثر تقاضای دوستان اینک دوباره نشرگردید: نوشته ء ماریا دارو

کتاب  « افغاستان  سرزمین حماسه  و فاجعه » اثر گران بهاء  جناب محترم  میر عنایت  الله سادات  واقعیت های انکار  ناپذیر از حوادث  جامعه  ما و عوامل  تاثیر گذاری  منفی  کشور های  خارجی  بر وطن  مارا و  پادشاهان  و رهبران الی دو نیم دهه گذشته را همه  جانبه  مورد برسی  قرار داده است.                                      

     خوشبختانه  جناب  محترم سادات  کتاب با ارزش  خویش را برایم  اهدا کردند٬ جا دارد که  از این  تحفه  ذیقمیت  شان  اظهار سپاس  نمایم. 

محترم  سادات  با موشگافی  خیلی  دقیق  و صادقانه  حوادث  وطن رااز سالهای کهن  یعنی  آریانای باستان٬ خراسان دیروز  و افغانستان امروز با جزئیات  و اسناد  موثق  و معتبر داخلی  و خارجی  با تحلیل  دقیق  علمی نوشته  است .   بامطالعه  این  کتاب٬ حوادث گنگ  که  تا  هنوز  ذهن عده  از هموطنان  مارا مشکوک  نگهداشته  است ٬ روشن  میشود . وضع  رقتبار  فعلی و آینده  نا مشکوف و پوشش  از تبلیغات از جوانب  مختلف ٬ روی  واقعیتهای  وطن خاک  پاشیده  است   اما وطنداران صدیق  و قلم  بدستان راستکار  مانند جناب  سادات  وظیفه  خویش دانسته اند٬تا تمام حقایق  را بدون  در نظرداشت  ملحوظات سیاسی٬ قومی  و زبانی  برای  نسل  آینده  کشور بیان نمایند.

ادامه خواندن افغانستان سرزمین حماسه وفاجعه اثر محترم میرعنایت الله سادات را چند سال قبل معرفی نموده بودم ؛ در اثر تقاضای دوستان اینک دوباره نشرگردید: نوشته ء ماریا دارو

 بخش سوم – مهستی گنجوی‌؛ بزرگ‌ بانوی شعر پارسی دری : استاد پرتو نادری

مهستی وشهر آشوب

مهستی در بخشی از چهارگانی‌های خود به توصیف صمیمانه و عاشقانه پیشه‌وران و کسبه‌کاران پرداخته است. در پارسی‌ دری، این‌گونه شعر را به نام «شهرآشوب» یاد می‌کنند که در وزن چهارگانی سروده می‌شود. شهر‌آشوب در بُعد دیگر خویش، زبان طعنه‌آمیز و هجو‌گونه دارد. داکتر سیروس شمیسا آن را از فروع هجو می‌داند، چنان‌که گفته است: «شهر‌آشوب از فروع هجو است که به‌ نظر ما ژرف‌ساخت بسیاری از انواع و زیرانوع ادبی از قبیل طنز و کمیدی است. شهرآشوب شعری است که در هجو یک شهر و نکوهش مردم آن باشد.»

(انوع ادبی، ص ۲۴۲)

شمیسا، مسعود سعد سلمان (۴۳۸-۵۱۵) را نخستین شاعری می‌داند که شهرآشوب سروده است. این‌که او نخستین شاعر است یا مهستی، باز هم به‌درستی نمی‌دانیم؛ برای آن‌که مسعود سعد سلمان نیز از شمار شاعرانی است که در نیمه دوم سده پنجم و اوایل سده ششم هجری زیسته و هم‌روزگار مهستی است.

ادامه خواندن  بخش سوم – مهستی گنجوی‌؛ بزرگ‌ بانوی شعر پارسی دری : استاد پرتو نادری

رعایت چند مورد مهم در نوشتار : استاد جاوید فرهاد

– بن / ابن:

” بن ” و ” ابن ” هنگامی که میانِ دو اسمِ خاص بیاید، هردو دُرست دانسته می‌شود، مانند:” حسین بنِ علی ” و “حسین ابنِ علی” ، “محمد بنِ زکریای رازی” و” محمد ابنِ زکریای رازی “.

– به: 

“به” در موارد زیر، به گونه‌ی پیوسته نوشته می‌شود:

۱- وقتی که برسرِ مصدر یا فعل بیاید {که در اصطلاح به آن ” بای تزٸینی” یا ” بای تأکید گفته می شود} مانندِ : “بگفتم ، بروم ، بنماید ، بگفتن (یعنی گفتن و نه به‌گفتن ) و…

۲- در شیوه های نگارشی این، بدین ، بدان، ، بدو، و… نیز “به” پیوسته نوشته می‌شود.

ادامه خواندن رعایت چند مورد مهم در نوشتار : استاد جاوید فرهاد

از لبخند زیبای ژوکوند تا خنده های زشت و خیانت بارغنی : نوشتهء مهرالدین مشید

روزی یک فلم کوتاه خندهء غنی را دیدم که در واقع سیمای اصلی و واقعی او را به نمایش می گذارد. این فلم واقعیت تلخی را به افکار می دهد که شبکه های استخباراتی در همکاری با سایر جاسوسان خود چگونه انسان های زبون و ارزه و ذلیلی مثل غنی را با تبلیغات رسانه ای بزرگ می سازند و او را تا مقام دومین متفکر جهان بالا می برند تا خاک برچشم مردم یک کشور بپاشند و سرنوشت آنان را به بازی بگیرند. این فلم غنی را در حال خندیدن نشان می دهد و نه تنها خندیدن که اعجاز فناوری را نیز به نمایش می گذارد که چگونه در یک لحظه نه تنها تصویر واقعی؛ بلکه سیمای وجدانی او را نیز به تماشا می گذارد. این فلم در واقع پرده از تو بودن غنی بیرون می کند و هويت واقعی او را به تماشا می گذارد.

ادامه خواندن از لبخند زیبای ژوکوند تا خنده های زشت و خیانت بارغنی : نوشتهء مهرالدین مشید