پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
بی پا و سر کردی مرا بیخواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من
از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ادامه خواندن شخصيت جاودانه ودانشمند فرزانه مولانا جلالدین بلخی… پژوهش (استاد صباح)















یکی از روز ها هنگامیکه به خانه میامدم برخلاف همیشه در صحن آپارتمان مقابل ؛ مرد پیر و فرتوت ؛ خیلی توجه ام را به خویش مبذول داشت. زمانی که از کنارش رد میشدم سلام کردم باهمه ی توان و صدای رسا جوابم داد خیلی مهم این بود که در پشت آن نگاه ضعیف و ناتوانش حس میکردم کوه پرغرور و باشکوه استوار برقرار است. اما بعد از آن روز؛ ماه ها دیگر ندیدمش .
تیاتر محلی را گویند که در انجا مردم غرض تماشای نمایشی جمع میشوند و یونانیان اولین قومی بودند که تیاتر را پایه گذاری کردند که در ابتدا تیاتر جنبه مذهبی داشت و مراسم مذهبی را نمایش میدادند. تیاتر در زمان اسکندر اهمیت زیادی یافت و به تعداد تیاتر ها افزوده شد؛ سپس مو سیقی و رقص علاوه بر حرکات نمایشی وارد تیاتر گردید تا اینکه تیاتر بتدریج تکامل یافت و در ایران نیز از زمان پارت و ساسانیان بصورت ساده وجود داشت و نمایشات چوگان بازی و شمشیر بازی نیز اهسته اهسته بصورت تیاتر در آمد.
افغانستان در حلقه تیم ها وگروه های بحران آفرینو رسانه های بحران سنج گیر مانده است یکی با بی کفایتی ، بی مسئولیتی وبی تفاوتی آفت بحران را توسعه وگسترش میدهد وگروهی در بیرون عمق بحران وپیامد های آنرا در ایندۀ افغانستان ذره بینی میکند وبد تر از همه اینکه مردم مظلوم افغانستان در برابر اثرات بدی بحران دست بسته اند وحتی کوچکترین چانس بخاطردفاع در برابر هجوم مصیبت های ناشی از بحران وفرار را ندارند.ملت را قصدا اسیر پنجه بی رحم بحرانهای فراگیر وغم انگیز ساخته اند. آفریدگاران بحران: اینکه عامل زایش وافزایش بحران در کشور کیست نیازی به پاسخ ندارد،آری شلاق بی عدالتی وبی کفایتی حاکمان خود پسند روح ملت را خسته و وهوش هواس را بغارت برده است میدانید در
دوستان گرامی این فرد زیبا بمثابه یک کتاب برای ما مهفوم میدهد. یادی از دوستان و گذشتگان مرور بربرگه های تاریخ است زیرا انسان سازنده تاریخ است و کارنامه های انسانهای فرهنگی برگه های پرُ بار فرهنگ کشور را تشکیل میدهد . با تائید از فرد زیبای فوق یادی از حاجی وحیدالله « رمق» منصوری مینمایم که در ( ۲۳) سنبله (۱۳۲۶) هش- در یک خانواده متدین پا برعرصه وجود گذاشت و پدرش حاجی فضل الحق وی را وحید الله نامید.
حضرت الوامعانی بیدل
گهواره پرویش زبان وادب فارسی ُ در عهد غزنویان و خوابگاه دایمی علما و شعرای آن عصر منبع افتخارات افغانستان میباشد.
از مقام شامخ علمي وادبي داكتر عبدالغفور آرزو شاعر، نويسنده ، پژوهشگر وبيدل شناس شهير كشور طي محفل با شكوهي در انجمن ادبي هرات تجليل به عمل آمد.
شمشیر قلم گرفته ، فرزند وطن 

