
بهار آن دل که خون گردد به سودای گل رویی

ختن فکری که بندد آشیان در حلقۀ مویی
سحر آهی که جوشد با هوای سیر گلزاری
گهر اشکی که غلتد در غبار حسرت کویی
در این گلشن ز بس تنگست بیدل جای آسودن
نگردانید گل هم بیشکست رنگ پهلویی
بیدل
همانگونه که افراد یک جامعه از لحاظ طرز تفکر و چگونهگی سطح دانش و آگاهی و تعقل و بصیرت به خواص و عوام تقسیم میشود زبان آنان نیز به زبان عامیانه و زبان ادبی نیز بخشبندی میگردد، زبان ادبی دری عبارت از گنجیههای ادبی زبان دری بعد از اسلام است و مجموعۀ نظم و نثر نویسندهگان و سخنوران بزرگ مارا در بر میگیرد و فخامت و درخشندهگی زبان ادبی دری به آن بستهگی و پیوند دارد. در این آثار زیباترین واژهها و خوشآهنگترین ترکیبات و فصیحترین عبارات و اصطلاحات زبان دری به طرز دلپسند و مطلوب گنجانیده شده است و زبان دری را ساده، شیرین، ارجمند و گرانبها جلوه داده است.
ادامه خواندن جای نورانی تهیست : استاد برهانالدین نامق