
در این شکی نیست که هر روز روز خدا است، تحول هم ویژه گی بدون استثنای هر پدیده است، تغییر هم قانون طبیعت است و انسان، تاریخ، جامعه و بالاخره هستی تابع قانون عام هستی که قرآن از آن به عنوان سنت الله یاد کرده است و به همین گونه قوانین خاص تحول در انسان، جامعه و تاریخ روال ویژۀ خود را دارد که قرآن از آن فطرالله یاد کرده است؛ یعنی قوانین فطرت در هستی؛ البته با تفاوت این که سنت الله قوانین عام هستی است که ثابت و تغییر ناپذیر بوده و اندک ترین تغییر در یک گوشۀ آن حرکت در تمام هستی را به رکود و انحطاط می کشاند؛ مانند حرکت سیاره بدور آفتاب و حرکت منظومۀ شمسی بدور کهکشان سحابه که قرآن آن مدار های معین را فلک نامیده است؛ اما قوانین در انسان، جامعه و تاریخ تابع قانون فطرت است که متحول و تغییر پذیر است، هر نوع مخالفت با آن جهل است و لجاجت با آن هم جهل مرکب خوانده شده است. انسان بحیث وارثان خدا در زمین رسالت دارد تا برای تغییر در خود، جامعه و تاریخ نقش بایستۀ خود را ادا کند؛ اینکه خداوند می گوید