آری پنجشیر نه تنها اسطورهء ماندگار جهاد و مقاومت است؛ بل اسطورهء پایداری و ثبات در برابر زورگویی و قلدری و تک روی و یکه تازی های قومی است که در هر برهه ای از تاریخ چون دژی استوار در برابر تمامی مهاجمان و زورگویان تاریخ ایستاده است. البته اسطوره به معنای اینکه ایده آل های بزرگ انسانی در این سرزمین آغشته به خون و حماسه پرور به حقیقت پیوسته است و حماسه آفرینان آن به مثابه اسطوره سازان راستین تاریخ ظهور کرده اند.
بهتر است تا بگوئیم پنجشیر نماد خونین ترین اسطوره ها در دل زمان است که مردان مرد آن حماسه ساز و اسطوره آفرین بوده اند و هنوز هم هستند. پنجشیر به مثابهء دژ تسخیر ناپذیر در هر برهه ای از تاریخ قبرستان مهاجمان بوده و پای هر مهاجمی در سخره های بلند و استوار آن لنگیده است. هرچند پنجشیر در برهه های گوناگون گذرگاهء مهاجمان تاریخ از سکندر تا چنگیز و بریتانیا و روسیه و آمریکا و دیگران بوده و اما رزم آوران این دیار هیچ گاهی نگذاشته اند تا آب در شکم هر مهاجم کینه توز و سفاک گرم شود.
ماجرای کنون افغانستان برمی گردد به دشمنی خاص دول استعمارگر و خاصیت انتقام جویانه آن.
بطور مثال ؛ پایین کردن بزرگترین بیرق ملی افغانستان که تعریف از حوادث تاریخی کشور میباشد و بر فراز تپه وزیر محمد اکبر خان غازی در اهتزاز بود؛ در اولین روز حاکمیت طالبان در شهر کابل بتاریخ ۲۵ اسد ۱۴۰۰ خورشیدی یک تصادف نیست ؛ بلکه نمونه از انتقام گیری انگلیس توسط نوکرانشان میباشد.
وزیر محمد اکبر خان غازی شخصیت ملی و وطن دوست کشور ما مکناتن سر قوماندان قوای انگلیس را در جنگ اول افغان و انگلیس ( ۱۸۳۸ الی ۱۸۴۲ ) بقتل رسانیده بود.
انگلیسیها در زمانیکه ابرقدرت جهان بودند ؛ سه بار شکست خود را در برابر کشور ما تجربه کرده بودند و از یاد نبرده است.
در کتاب بیدارگر عصر چاپ نخست اثر استاد محترم فضل الرحمن فاضل درباره انتقام جویی انگلیس از مرحوم سید جمال الدین افغانی ؛ در صفحه ( ۲۱۲) از قول محمود طرزی چنین نگاشته است:« …. زمانی که مریضی سید جمال الدین افغانی تشخیص و عملیات اولی بطور دقیق انجام گردید بعد از مدتی دوباره تکلم کرده می توانست ؛ اما در عملیات دوم داکتر یهودی نصف زبانش را قطع کرد و بعد از سه الی چهار روز حیات سید نیز به انجام رسید.
داکتر یهودی که سید جمال الدین افغانی را تحت تداوی قرار داده بود؛ از مقامات که گماشته شده ؛ برای قتل سید وظیفه دار بود. وی را از کشوری به کشوری مانند سایه تعقیب و به عنوان یک دوست با سید خود را نزدیک ساخته بود. داکتر بعد از انجام عملیات به سفارت ایران در ترکیه رفت و از آنجا ناپدید گردید. »
موضوع قتل سید در مجله « الهلال » چاپ قاهره در اول اپرایل (۱۸۹۷) میلادی منتشر گردید ؛ مرحوم طرزی مجله مذکور را در ترکیه بدست آورده بود ؛ موضوع را در روزنامه سراج الاخبار تحت عنوان( سدهء سید ) در کابل (۱۳۹۷) ش به چاپ رسانید. این موضوع برای آگاهی مردم افغانستان خیلی مهم می باشد روی همین حساسیت موضع را جناب محترم استاد فاضل کلمه به کلمه درج کتاب بیدارگر عصر نموده است .
در صفحه (۴۴۴) کتاب افغانستان در مسیر تاریخ جلد اول نوشته مورخ و مبارز شهیر مرحوم میر غلام محمد غبار چنین میخوانیم:
« … روی هم رفته ماحصل سیاست انگلیس در افغانستان این بود که خواه به جنگ و اشغال نظامی و خواه به سیستم ولسلی و خواه به تجزیه و تقسیم و خواه کنترول توسط حکومات افغانی؛ مملکت را بشکل پارچه پارچه شده و ضعیف و مجزا از جهان و متروک منزوی نگهدارند؛ استقلال سیاسی و ارتباط او را با دول جهان معدوم نمایند؛ از نشر تمدن از فرهنگ جدید جلو گیری کند؛ ملت را در نفاق و خانه جنگی نگهدارد ؛ دولت ها را طرف تنفر مردم قرار داده مجبور به توسل بخود نماید. و در عین حال کشور را با تبلیغات وسیع خود به صفت جهل و وحشت و دزدی و دروغگویی به دنیا معرفی کرده و هیچ نوع فضیلت و افتخار تاریخی برایش نگذارد.
« مخرتربین پالسی انگلیس را در افغانستان ؛ همانا کنترول کشور به واسطه امرای آن بود. زیرا در صورت استلای مستقیم ؛ مردم کشور دشمن خارجی را تشخیص کرده خط السیر خود را در برابر او معین کرده می توانستند. در حالیکه نفوذ دشمن در زیر نقاب داخلی؛ این خط السیر را مغشوش می ساخت. تخریبات دوامدار راه خود را در بین جامعه افغانستان گشاده میرفت.
« این طرح انگلیس در اواخر قرن هجدهم ( دوره شاه زمان ) تا اوسط قرن بیست ( ختم جنگ بین المللی دوم) چه در عمل نظامی وچه در روش سیاست و پر و پاگند بالاخره با اعمال نفوذ مخفی ؛ قدم به قدم در افغانستان تطبیق و تعقیب گردید….. »
در صفحه ۴۵۲ جلد اول افغانستان در مسیر تاریخ ؛ مرحوم غبار می نویسد: « و اما فعالیت جاسوسی انگلیسی در افغانستان از عملیات نظامی او شدیدتر و موثر تر بود. دولت های افغانستان در برابر جاسوسی انگلیس بکلی خلع السلاح و عاجز از مدافعه بود؛ زیرا در دولت های افغانستان ادارات منظم ضد جاسوسی وجود نداشت و آنچه هم بود فقط برای نظارت و کنترول مردم داخلی افغانستان بود و بس .
استاد عبدالقیوم بیسد در سال ۱۳۰۷ هش – در ده افغانان شهر کابل دیده بدنیا گشودُ بعد ازختم مکتب ابتداییه شامل لیسه استقلال گردید. در سال ۱۳۲۴ هش از لیسه استقلال فارغ التحصیل گردید ُ استاد قبل از ختم مکتب استقلال یعنی در سالهای ۱۳۲۲ هش – که هنوز متعلم بود همکار افتخاری در آغازین پوهنی ننداری داشته است.
اولین نقش وی در تیاتر کشور چنین آغاز شد. شاد روان استاد عبدالرشید لطیفی در ثور سال ۱۳۲۲ هش نمایشنامه یی را بنام میراث نوشت و یک میرزا ی کمسواد ُ پرُ مدعا و آفسقال را برای شخص خیلی جوان سپردند که تازه به تیاتر راه پیدا کرده بود ُ هنوز در این اقلیم نام و نشانی نداشتُ او عبدالقیوم بیسد بود. از همان روز تا امروز تاریخ پنجم دسمبر سال ۲۰۱۳ مطابق سال ۱۳۹۲
اسدا لله آرام فرزند الحاج سردار محمد ایوب خان در سال ۱۳۱۵ هش ـ در باغ علیمردان شهر کابل دریک فامیل هنر دوست تولد گردید او مکتب ابتداییه و ثانوی را درلیسه حبیبه به پایان رسانید. پدرش الحاج سردار محمد ایوب خان روابط خیلی نزدیک و صمیمانه با استادان موسیقی داشت فرزندانش اسدالله آرام و نجیب الله آرام ـ را نزد استاد غلام حسین پدر آستاد سرآهنگ سرتاج موسیقی افغانستان به شاگردی گماشت تا از چشمه سارهنر والای هنر موسیقی قطره ای نوش بدارند.
خانم پیکر «جلوه» افسانه هنرمند با استعداد؛ از تیاتر شهر « شاری » ننداری تا استودیوی رادیو کابل وقت با آواز ملکوتی و کرکترعالی و شخصیت بی همتایش در جمع هنرمندان کشور شهرت داشت. وی با برخورد صمیمانه خود در قلب تمام همکاران رادیو تلویزیون ملی و سایر هنرمندان جا داشت. خاطرات نیک و فراموش ناشدنی از خود بجا مانده است. او یکبار چنین خوانده بود « من لاله آزادم خودرویم وخودبویم- در دشت مکان دارم ؛ فارغ ز لب جویم» اکنون این بانوی آزاده فارغ از همه دغدغه های دنیا گردید و در دشت مکان اختیار کرد مکان ابدی برایت افسانه جان مبارک باد.
بانو پیکر «جلوه » افسانه را چنین می شناسیم :
« لیسه نجات « امانی » به اساس قرار داد جانبین کشورألمان و افغانستان اعمار گردیده بود و استادان آلمانی به تدریس در لیسه نجات اشتغال داشتند اما در زمان جنگ جهانی دوم استاد دان آلمانی به کشورشان برگشتند. دانشمندان افغانستان از بسته شدن آن لیسه در هراس بوند. بر اثر زحمات و تلاش های شادروان استاد عبدالغفور برشنا که خود نیز به زبان آلمانی مسلط بودند ٬ از دانشمندانی که زبان آلمانی میدانستند؛ تقاضا نمود که در کنار وظايف رسمی شان جهت فعال نگهداشتن لیسه نجات « امانی » به تدریس شاگردان بپردازند.
تو جه بر کتاب ارزشمند «سرنوشت خانواده ها در جوامع غربی» اثر میرعنایت الله سادات
کتابهای بسیار درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی از قلم نویسندگان به چاپ رسیده و مطالعه نموده ام ُبدیهی است با مطالعه هر کتاب یک کمبود در بعضی بخشهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در ذهن خواننده خطور می نماید اما جناب محترم سادات در این زمینه آنقدر بدقت تحقیق و پژوهش نموده اند که هیچ گونه خلا در مسائل مربوط به خانواده تاثیرات اجتماع ُ فرهنگ ُ اقتصاد و اقتصاد سیاسی بر خانواده در اثر شان بنظر نمی رسد .
محترم سادات دو قاره امریکا و اروپا را از مبدای زندگی انسان در کره خاکی و از مبتدی ترین اقتصاد اولیه خانواده تا رشد اقتصاد امروز قدم بقدم با رشد و نموی فکری انسانها و انعکاس سوء آن در رشته تحریر درآورده است .
کتاب خورشید شرق را به استقبال کتاب بیدارگرعصر؛ اثر گران بهای استاد فضل الرحمن فاضل نوشتم و طوری رایگان به خدمت مردم عزیز گذاشتم. خورشید شرق «علامه سید جمال الدین افغانی» بیان گر افکار و مبارزات علامه سید جمال الدین افغانی که با قلم و گفتارش علیه استعمار گران خارجی وارتجا و استبداد داخلی مبارزه میکرد وجنبش های انقلابی را در کشور های تحت اشغال انگلیس رهنمایی می نمود؛ در سال ٬۲۰۲۰ میلادی نوشتم. زیرا علامه سید جمال الدین افغانی در کشور های اسلامی روحیه وحدت و همبستگی ملی را ایجاد میکرد. بناٌ کتاب خورشید شرق را به ملت سرفراز گشورم که در ادوار تاریخ در مقابل اشغالگران مبارزه وپیکار شدید نموده اند؛ وهیچگاه غلامی اجنبی را نه پذیرفتند و به دشمنان وطن و دشمنان دین؛ عقیده سر خم نکرده اند ؛ اهدا می نمایم. با حرمت- ماریا دارو- نزدهم فبوری سال 2020
کتاب خورشید شرق بیان گر افکار و مبارزات علامه سید جمال الدین افغانی که با قلم و گفتارش علیه استعمار گران خارجی و ارتجا و استبداد داخلی مبارزه کرده است . سید جمال الدین افغانی جنبش های انقلابی را در کشور های تحت اشغال انگلیس رهنمایی می کرد و در کشور های اسلامی روحیه وحدت و همبستگی ملی را ایجاد مینمود.
کتابهای بسیار در باره مسایل اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی از قلم نویسندگان به چاپ رسیده و مطالعه نموده ام ُبدیهی است با مطالعه هر کتاب یک کمبود در بعضی بخشهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در ذهن خواننده خطور مینماید اما جناب محترم سادات در این زمینه آنقدر بدقت تحقیق و پژوهش نموده اند که هیچگونه خلا درمسایل مربوط به خانواده تاثیرات اجتماع ُ فرهنگ ُ اقتصاد و اقتصاد سیاسی برخانواده در اثر شان بنظر نمی رسد . محترم سادات دو قاره امریکا و اروپا رااز مبدای زندگی انسان در کره خاکی و از مبتدی ترین اقتصاد اولیه خانواده تا رشد اقتصاد امروز قدم بقدم با رشد و نموی فکری انسانها و انعکاس سوء آن در رشته تحریر درآورده است . این اثر گران بها در یکصد و سی وسه صحفه و چهارده عنوان درشت و درخشنده که خواننده را به عمق مطالعه دعوت مینماید ُ مرتب شده است. بگونه مثال نکات عمیده این آن را خیلی فشرده بشما بازگو میدارم . کانون خانوده یکی از استوار ترین و دیرینه ترین واحد اجتماعی می باشد که تداوم فرهنگ واقتصاد با رشد فکری ایشان تسلسل داشته است . به گواهی تاریخ درشرق نخستین گهواره تمدن و فرهنگ آغاز گردید و تاسیس خانواده از منزلت وارج فراوانی برخوردار بوده است. ادیان سماوی، پیامبران ، نظریه پردازان و مصلحین اجتماعی واحد خانواده را اساس زندگانی جمعی قلمداد نمودند .
کتاب تاریخ مبارزات مردم افغانستان ضد ارتجاع ؛ استبداد و استعمار و جنبش مشروطه خواهی در افغانستان که طی چند سال توسط محترم استاد سید سعدالدین هاشمی به رشته تحریر آمده بود؛ اکنون رسالهء از قلم ماریا دارو در مورد این کتاب در کابل طبع گردیده است و اکنون در سـایـت ماریا دارو بدست علاقـمندان مطالـعه قرار دارد. برای مطالعه رساله به سـایـت ماریا دارو ( mariadaro.com ) روی تصویر کلیک « فشار» بدهند باز میشود و مطالعه فرمایند.
عبدالحق واله فرزند عطاالحق خان صاحبزاده متولد «۱۵» حوت سال «۱۳۰۶ » هش – شهر کابل بوده و مرحوم عطالحق صاحب زاده پدر مرحوم واله در دوران نادرشاه و ظاهر شاه پسرش مدت نه (۹) سال عمرش را در زندان گزرانید. زیرا مرحوم صاحب زاده در زمان امیر حبیب الله خان کلکانی وزیر خارجه افغانستان بود و برای حفظ اسناد دوران استقلال صادقانه همت گماشت ُ وی تمام اسناد را توسط عبدالغفار خان مدیر آرشیف در گاو صندق ها حفظ نمود. وزیر مختار انگلیس بنام « همفریزر» که در سقوط دولت و خلع نمودن امیر امان الله خان نقش خیلی فعال را بازی نموده بودُ از پدر شادروان واله خواسته بود تا در مقابل یک میلون پوند اسناد استقلال را بوی بدهد. چون او نپذیرفت بار دوم دو میلون پوند برایش پیشنهاد نمودُ اما بازهم جواب رد شینده بود ُ بار سوم پیشنهاد نمود که برعلاوه مبلغ پیشنهاد شده ُ در هر کجای دنیا خواسته باشد حکومت برتاینه زمینه آسایش را برایش فراهم میسازد و در غیر آن کشته خواهند شد. پدر مرحوم واله گفته بود : { من انگلیس ها را مردم خیلی هوشیار فکر میکردمُ حالا معلوم شد که آنقدر هوشیار نیستیدُ اگر پدران من وبرادرانم شهادت را قبول نمیکردندُ با شما نمی جنگیدیم فلهذا بکنید هر آنچه میتوانید من از مرگ نمی ترسم و اسناد را نمیدهم.}
مرحوم صاحب زاده به زندان عمر سپری میکرد و عبدالحق واله پسر یک مرد زندانی بود او رااز صنف چهارم مکتب ابتداییه اخراج نمودند. مگر « واله»
مرحوم محمد نعیم رفاه معروف ترین چهره موفق تیاتر افغانستان که تمام عمرش در روشنگری اجتماع ؛ خدمات فراموش نا شدنی در تیاتر افغانستان انجام داد. وی در لیسه نجات « امانی» که هنوز متعلم صنف یازدهم بود در سالون کنفرانس آن لیسه در نمایشات تمثیلی به زبان المانی و دری دایر میشد سهم گرفت و بوسیله یکتن از دوستانش به شهری ننداری کابل معرفی شد . رهبری تیاتر شهری ننداری را شادروان عبدالرشید جلیا به عهده داشت و از استعداد رفاه ء جوان خیلی شگفت زده گردید . مرحوم رفاه اولین نقش خود را در تیاتر رسمی شهری ننداری بحیث هنرمند در نمایش نامهء بنام « شام غریبان» اثر شادروان محمد یوسف کهزاد با موفقیت بازی نمود.
شادروان رفاه در زمان کار هنری اش در تیاترافغانستان سه نمایش نامه بنامهای « مرا ببوس — تقدیر و دختر صحرا» بقلم خود نوشت که در همان وقت وزمانش خیلی خیلی سرزبانها بود و نقش های اول را نیز خودش به عهده داشت.
وی در تیاتر شهری ننداری با هنرمندان سابقه دار کشور معرفی شد و با هنرمندان چون شادروان عبدالرشید جلیا ٬ شادروان سایر هراتی ؛ شادروان محمد یوسف کهزاد؛ شادروان سید مقدس نگاه ؛ شادروان استاد فرخ افندی ؛ محترم نسیم اسیر شاعر معروف وطن ؛ شاد روان محمد عظیم رعد ؛ شادروان غفار دلسور ؛ شادروان غفار حکیمی ؛ شادروان رفیق صادق؛ شادروان نیک محمد قایل ؛ شادروان محمد زمان انوری ؛ شادروان استاد عبدلقیوم بسید؛ شادروان عبدالرحیم ساربان ؛ شادروان محمد اکبر نادم؛ شادروان امین هاشمی ؛ شادروان نجیب الله مساَ ؛ شادروان عیسی نوا« خمار» شادروان موسی نهمت؛ شادروان غلام حسین فعال ؛ شادروان اکرم نقاش؛ شادروان ستار وارسته ؛ شادروان محمد ابرهیم نسیم؛ شادروان محمد امین و خانم نجیبه دینا خانم محترم پیکر « افسانه» و غیره هنرمندان هم بازی بوده و از استادان آنزمان آموخت و برجسته گردید.
امروز قاصد پستی تحفه گران بهای از آدرس دوست نهایت گرامی جناب محترم محمد اسحاق ثنا را برایم به ارمغان آورد. زمان که پست را گشودم در میان آن مجموعه اشعار ناب شاعر معاصر شادروان سید عبدالله عنبری در چشمانم درخشید . این مجموعه با صحافت خیلی زیبا که در پشتی آن نوشته شده« شعرهای از شادروان سید عبدالله عنبری» با کوشش و حزینه مالی « طوبا عنبری و ستار صابری» وبا اندیشه شاعرانه استاد محترم محمد اسحاق ثنا صورت گرفته است. در میان اوراق آن اشعاری را خواندم که شاعر فریاد از هجران وطن می زند.
این شاعر گرامی در افغانستان عزیز ما نیز به کار های فرهنگی اشتغال داشته و اشعارش که دربرگیرنده موضوعات تصوفی ٬ میهنی ٬ انتقادی ٬ اجتماعی و عاشقانه بوده و در جراید کشور به چاپ رسانیده است.
سید عبدالله عنبری فرزند مرحوم الحاج سید محمد اسحاق عنبری که خود نیز شاعر بود در(۱۹۴۱ م) در شهر کابل دیده به جهان گشود و پس از فراغت از اکادمی تربیهء معلم ٬ نخست به حیث آموزگار سپس به حیث معاون تدریسی در مربوطات وزارت تعلیم وتربیه ایفای وظیفه نمود. و بعد با اساس فهم و استعداد ایکه در امور زبان انگلیسی داشت ٬ به حیث مترجم در سفارت خانه های پولند و بلغارستان در کابل و هم چنان مدتی در دواسازی هوخست افغانستان به حیث ترجمان انجام خدمت کرده است.
کتاب « افغاستان سرزمین حماسه و فاجعه » اثر گران بهاء جناب محترم میر عنایت الله سادات واقعیت های انکار ناپذیر از حوادث جامعه ما و عوامل تاثیر گذاری منفی کشور های خارجی بر وطن مارا و پادشاهان و رهبران الی دو نیم دهه گذشته را همه جانبه مورد برسی قرار داده است.
خوشبختانه جناب محترم سادات کتاب با ارزش خویش را برایم اهدا کردند٬ جا دارد که از این تحفه ذیقمیت شان اظهار سپاس نمایم.
محترم سادات با موشگافی خیلی دقیق و صادقانه حوادث وطن رااز سالهای کهن یعنی آریانای باستان٬ خراسان دیروز و افغانستان امروز با جزئیات و اسناد موثق و معتبر داخلی و خارجی با تحلیل دقیق علمی نوشته است . بامطالعه این کتاب٬ حوادث گنگ که تا هنوز ذهن عده از هموطنان مارا مشکوک نگهداشته است ٬ روشن میشود . وضع رقتبار فعلی و آینده نا مشکوف و پوشش از تبلیغات از جوانب مختلف ٬ روی واقعیتهای وطن خاک پاشیده است اما وطنداران صدیق و قلم بدستان راستکار مانند جناب سادات وظیفه خویش دانسته اند٬تا تمام حقایق را بدون در نظرداشت ملحوظات سیاسی٬ قومی و زبانی برای نسل آینده کشور بیان نمایند.
قبلاجناباستادمحمداسحاق«ثنا»مجموعهشعریخویشراتحتعنوانزمزمههایبرایمگستلکردهبودندودربارهآشعارزیبایآنمجموعهازقلماینجانبدراینسایتمعرفیگردیدهبود. اکنونمجموعهشعریفرزانهمردانوطنجنابمحترماستاد«ثنا » وجنابمحترمقیوم«بشیر» هرویتحتعینعنوان« زمزمههایدل» ازطریقاستادگرانقدر« ثنا» بدستمرسید . زمزمههایدلرامطالعهکردموبدلچنگزدوفرحتزیادنصیبمشد. همانطوریکهشعراَمعدناحساسوعطوفتمهربانیست٬برایخوانندهنیزخوشیوفرحتمیآفریند. جنابمحترمقیوم «بشیر» هرویکهخودادیباهلقلموشاعرپرُحساساست٬بعضیازاشعاراستادمحترم« ثنا » را گلچین انتخابوبهاستقبالشتحتهمانعنوانشعرسرودهاست. اینمجموعهدر(۵۰) صفحهباصحافتخیلیزیبادرموسسهءنشراتیگلبرگدرشهرملبورن– آسترالیااقبالچاپیافتهاست. از جمع این مجموعه زیبا (۲۲) فطعهشعراستادمحترمثنا را محترم بشیر هروی استقبال نمودهاست که خیلیدلچسپوخواندیستازجملهدوقطعهآنرابشکلنمونهبرایشماخوانندگانمحترم انتخاب و بدسترس تان قرار داده ام.
دوستانمحترم !چند سالقبل نظر خویش را در باره کتابتحت عنوان « سرنوشت خانه وخانواده در غرب » اثر گرانبهایمحترمعنایتاللهسادات٬ در سایتهای انترنتیبصورتخیلیمفصلنوشته بودم.اکنون که هیاهویتجلیل از هشتم مارچ در سراسر جهانازطریقرسانه بر پا گردیدهاست ٬ خواستم ازمتنهمان نوشته ٬ چندسطرخیلیمهمآنرا جهتتوجهدوستانبنویسم .تا از نام بیناد ها و انجمنهایمفید که بخاطر بهبود زندگیانسانیایجاد میگردد٬ سوءاستفادهکور کورانهنکرده٬ آرامشو محبتخانوادههایسالمرا برهم نه نزنند.
بمناسبتهشتممارچکهماهیتاصلیآنازذهنهافرارکردهاستوجایآنرقابتهایبیموردوسوءاستفادهازاینبینادخیلیمعقولنهتنهابهنفعزنانامروزنیست٬بلکهبهضررزنان ( مادران) تماممیشود. همچنین کانون خانواده ها را در جهان به مخاطره اندخته است بخصوص وضعزناندرجهانغربسوالبرانگیزاست.
یکدانشمندفرانسویبنام « ایملدورکهیم » (۱۸۵۸–۱۹۱۷) انقباضخانوادهبشکلفامیلهایمعاصروتغیرموقففامیلهادرجامعهچنیننوشتهاست ٬ میخوانیم کهدینامیزم «تحرک» اقتصایناشیازانقلابصعنتیباعثتقسماتفامیلهایحجرویگردید. ازاینروبراساسجامعهشناسیُاصطلاحاتفامیلهایبورژوازییاشهریُفامیلهایکارگریوفامیلهایدهقانیپدیدآمد.ادامه خواندن بمناسبت هشتم مارچ که ماهیت اصلی آن از ذهن ها فرار کرده است : ماریا دارو
شادروانداکترفایضمطالبزیادیراازپارسیدریبهلسانانگلیسیترجمهکردهاستکهازجملهمیتوانترجمهجلددومافغانستاندرمسیرتاریخاثرشادرروانمیرغلاممحمدغبارو « اسلامشناسی » اثرعلیشریعتیبهشکلشیوابیانوخیلیسچهترجمهکرد. همچناناشعاردریبسیارپیچیدهودشواررابرزبانانگلیسیبرگرداند. زمانیکهدانشگاهامریکاییهاموردبهرهبرداریقرارگرفتمیگوشیدتاجوانانبااستعدادوبیضاعتراکمکنمایدوبدونپرداختهزینهآنهادردانشگاهراهیابند. ادامه خواندن مرگ دانشمند بزرگ داکتر شریف فایض غیر قابل باورست. : ماریا دارو
در صفحه ی ۳۷۳ جلد او ل قاموس اوزبیکی به دری ، مصاحبه ی شما به شکل بسیار زیبا به چاپ رسیده است
با احترام
ایماق
Feb 2, 2019,
داروdäru { فا.} دوا ، آنچه برای آرام ساختن درد و دفع مرض به بیمار بدهند ، و نیز دانه ها و گرد های خوشبو وخوش طعم از قبیل فلفل، مرچو زر چوبه و دارچین که از گیاهها و درختان میگیرند و در خوراکها بکارمیبرند.
دارو – تخلص ماریا جان دارو
مصاحبهٔنذیر ظفر با خانم ماریا دارو
خواندن هرکتاب بدون داشتن سواد نا ممکن است ؛ مگر نوشتن کتاب با داشتن سواد و بینش مشکل ترازآنست که خواننده تصور میکند. برای اینکه از مشکلات نگارشی یک نویسنده آگاه شویم ، آنهم یک خانم نویسنده افغان (ماریا
جان دارو)درزنده گی مهاجرت؛ من چاپ دو اثر تازه این نویسنده را که اخیرًا اقبال چاپ حاصل نموده ؛ بهانه قرار داده و با ایشان گفت شنودی ترتیب نموده ام که شما عزیزان را به خوانش این مصاحبه فرا میخوانم :
۱ – پرسش : کدام اصول باید در نگارش یک کتاب مد نظر گرفته شود؟
پاسخ – نو یسنده گی یک علم خیلی بزرگ و کاربس دشواراست و ابعاد مختلف دارد باید آنرا ازچندین جهت به برسی گر فت؛ برای یک نویسنده مطا لعه عمیق آثار بزرگان؛ دانستن لغات فراوان ادبی و اصلاحی و صورت بکار برد آن در جاه و مکان منا سب؛ فهم سیاسی؛ اجتماعی وفرهنگی.
درسال 1332 درسر زمین گل نرگس وگل نارنج “ننگرھار”دریک فامیل منور بدنیا آمد و برادربزرگش اورا ستوری نام گذاشت . مکتب ابتدائیه را نسبت مصروفیتھای پدرش درچند ولایت افغانستان به اکمال رسانیده است مانند مکتب زرغونه انا کندھار ، سلطان رضیھه مزارشریف، فریده بلخی وبالاخره در ولایت ھرات تحصیل را ختم کرد.
قبل از آغاز فعالیت ھنری، ستوری عاشق شیندن رادیو درام ھا وداستان ھای که شھید صایمه مقصودی وآصف وردک تمثیل میکردند، بود و و الھام ھنری خود را از تمثیل وآواز ایشان گرفته است.
درسال 1352 -ش- به رادیو افغانستان به صفت ممثل به کار ھنری آغاز کرد وھم زمان در فیلم ھندی بنام دھر مات ما (پھریزگار) نقش کوچکی را بازی نمود.
ستور ی اولین فیلم افغانی که در آن نقش داشت فیلم رابعه بلخی بود و بعدا در فیلم روز ھای دشوار سھم کوچک گرفت. بعد از آن در فیلم سیاه موی وجلالی نقش مرکزی کارکرد که اولین فلم رنگه افغانستان درآن وقت بوده است. او با کسب شھرت در فیلم “کج راه ” که توسط جوان شیر حیدری تھیه شده بود شھرت اش دو چند گردید.
درفیلم “الماس سیاه” یک نقش منفی را داشت و کرکتر یک خانم خارجی را با زبان شکسته خیلی خوب تمثیل کرد. برعلاوه فعالیت ھای ھنری سینمائی در رادیو نیز در پروگرام ھای زراعتی، کورنی ژوند، زن وجامعه، رادیویی ننداره، نطاقی ازمون گاه زھن، نطاقی برنامه ای ترانه ھا وسخن ھا، نطاقی برنامه “شھکار ھای از ادبیات جھان” به زبان دری که به ابتکار فریده انوری و داکتر اسد بدیع تھیه وترتیب میگردید، نطاقی دریچه زندگی، وپارچه تمثیلی برنامه اطفال وانانسری کنسرت ھای ھنرمندان را با صمیمیت ھمکاری نموده است.
در زمانی که تلویزیون به فعالیت آغاز کرد مسوولیت ھایش بیشترگردید و در برنامه ھای تلویزیونی پروگرام کاروان ھله بخش دری وپشتو، نمایشنامه ھای تلویزیونی وفیلم ھای تلویزیونی نقش تمثیل ونطاقی داشته است وسھم گیری فعال او در برنامھ ھای تلویزیونی درولایات کشور سفر ھای طولانی در شرایط نا امن داشت. قابل قدر و یاد آوریست این فعالیت در ولایت چون کندھار، ھلمند، غزنی، ولوگربوده است مورد استقبال مردم کشورش قرارگرفتھ است.
او در نریشن فیلم ھا درریاست افغان فیلم نیز فعالانه نقش داشت. ھمان طوریکه عاشق صدا وھنرنمایی شھید صایمه مقصودی بود. کمبود و نبود او را در اداره ھنروادبیات رادیو تلویزیون تکمیل نمود. ھم چنان درتیاتر کابل ننداری دردرام بنام {کله چی مدیرمو ماقوف شی}نوشته و زنده یادعبدالــمنــان ملگــری نــیزنقش مرکزی را بازی نموده است.
یکی ازبد ترین خاطرات ستوری منگل درسال 1371 ش-مطابق (1992)میلادی اتفاق می افتد وقتی که مجاھدین درافغانستان قدرت را تصاحب کردند در
خانه اش یورش بردند وتمام سرمایه ھنری او را از قبیل تقدیر نامه ھا وکست ھای رادیویی انساد ومدارک از قبیل تذکره وکارت ھای ھویت وغیره را از بین بردند که ھیچ وقت دو باره بدست آمده نمی تواند . زیرا محصول چندین سال کار ھنری اش از بین رفت . سرمایه ھنری یک ھنرمند مانند عمرھنرمند با ارزش است که با از بین رفتن آن یک بخش از حیات ھنرمند قطع میگردد.
بنآ ھمان سال (1992) میلادی رحل اقامت در شھر پشاور پھن کرد. برای مدت دو سال ازکارھای ھنری اش دور بود. درسال (1994) میلادی با به میان امدن برنامه ھای تعلیمی وتربیوی رادیو بی بی سی در پشاوربرای افغانستان بنام ” نوی کور او نوی ژوند” خانھ نو زندگی نو، فعالیت ھنری خود را دو باره ازسر گرفت و نقش زنیب و بس بی بی را برای چند سال کار کرد مگر در پشاورھم از پیگرد طالب ھای بی فرھنگ در امان نبود مجبورآ بھ کشورھالند پناه برد.
در دیارھجرت برای رشد وتقویه فرھنگ افغانی دست بکارشد برنامه ھای زیاد در تجلیل از روز ھای ملی و سال نو خورشیدی وغیره مناسب ھا به ابتکار چشم گیر پرداخت با ھمکاری ھنرمندان دیگر برنامه ھای فرھنگی را نه تنھا در کشورھالند بلکه نمایشات در سرتاسر اروپا مانند جرمنی ، اطریش، سویدن، انگلستان درپایتخت ھا وشھر ھای بزرگ بنام تحفه ھنری و فرھنگی برای افغانان مقیم کشورھای میزبان اھدا کرد. با تقدیم تحفه ھای فرھنگی روح وران ھموطنانش را در دوری از وطن نوازش داد ومورد استقبال قرار گرفت.
او به ھنرتمثیل عشق عمیق دارد واز دل وجان برای ھمکاری در ھر نوع شراط در خدمت ھنر دوستانش قرار گرفته است.
ھرگاه نام از ھنر وھنرمند را بر زبان اوریم برحق در مورد عاشقان ھنرچون ستوری منگل می اندیشیم.
یکی از ابتکارات دیگرش تھیه وپردیوس فیلم ھجرت نوشته داکترعبدالواحد نظری بود که از واقعیت ھای تلخ بی وطنی وھجرت ھموطنانش حکایت میکرد آن فیلم در سرتا سر اروپا درمعرض نمایش قرارگرفت.و درسال 2005 میلادی به کانادا نیز نمایش داده شد.
درسال 1360-ش – ستوری منگل و محبوبھه جباری بحیث ھنرمندان سال شناخته شدند ودرسال 2004 میلادی اتحادیه ھای فرھنگی آروپا به مناسبت (50) سال وروز تولد میمون این خانم فدا کار « منگل» محفلی را در ھالند برپا کردند که شامل دو بخش بود.
بخش اول تعداد از دوستان فرھنگی از سرتا سر اروپا واتحادیه فرھنگی امریکا ازکارھای ھنری او طی بیاینه ھا تقدیر بعمل آوردند وفعالیت ھای او را در معراق سنجش قراردادند. در بخش دوم از طرف اتحادیه فرھنگی کشورھای اروپایی مدال (د نازو انا ) توسط غوث زلمی ریس اتحادیه ھنرمندان افغانستان در آنوقت، بوی تفویض گردید وھمچنان از طرف اتحادیه فرھنگی افغانان امریکا ھم لقب ھنرمند شایسته وممتاز برایش اھدا گردید.
بھترین تقدیر وتشویق ازطرف مردم درکابل نامم ھای پرمحبت بود کھ دزیعه پست ھر ھفته نصیب اش میگردید درسال ( 1353)ش- با آفای غلام سخی گلاب زاده یکی از تجاران معروف شھر کابل ازدواج نمود.
خانم منگل مدت جند سال در کشور ھالند زندگی کرد و زمانیکه آقای گلاب زاده افغانستان را ترک کرد با خانمش ستوری منگل اکنون در کشور انگلستان زندگی میکنند.
نگارنده: ماریا دارو
برگرفته از کتاب آوای ماندگار زنان
ولایت غور با ده واحد اداری آن (ده ولسوالی به شمول مرکز)، در دلی سلسله کوه های بابا، سیاه کوه، فیروزکوه، بکک، بند بور، بندغوک، بند باین، چهل ابدال، صدبرگ و سلاح خانه و همچنان منبع و سرچشمه هریرود و همینطور در همسایگی هلمند، ارزگان، فراه، هرات، بادغیس، دایکندی، بامیان و فاریاب واقع شده است. هریرود از چشمه های ولسوالی لعل و سرجنگل آن سرچشمه گرفته از مرکز غور(فیروزکوه) گذشته و بطرف غرب جریان میابد، در بالای آن در ساحات غور تنها یک بند برق بنام (پوزلیچ) در حال ساخت و ساز بوده که متاسفانه در روزهای اخیر کارآن نیمه کاره، توقف و تعطیل شده است. دومین و کوتاه ترین شاهراه ی که با ساخت آن ولایات حوزه غرب را با شمال و مرکز کشور وصل میسازد از این ولایت عبور میکند. این سرک از هرات شروع، در کنار دریای هریرود امتداد یافته با عبور از مناطق خوش آب و هوای و ساحات و آبدات تاریخی همچون چشمه شفا ولسوالی اوبه، آبدات تاریخی و زیارت چشتی ها در ولسوالی چشت شریف، دره ی جام و بیدان قریه کمنج ولسوالی شهرک غور، منار تاریخی جام، فیروزکوه، قلعه ضحاک، بت های بامیان، بند امیر و غیره به کابل میرسد. مردم حوزه غرب بخصوص مردم ولایت غور در ساخت و اسفالت این سرک حرکات مدنی زیادی انجام دادند ولی از سوی مقامات مرکزی در زمینه توجه لازم صورت نگرفت. ادامه خواندن غور؛ زندان جغرافیایی افغانستان : احمد سعیدی
کانونخانودهیکیازاستوارترینودیرینهترینواحداجتماعیمیباشدکهتداومفرهنگواقتصادبارشدفکریایشانتسلسلداشتهاست . بهگواهیتاریخدرشرقنخستینگهوارهتمدنوفرهنگآغازگردیدوتاسیسخانوادهازمنزلتوارجفراوانیبرخورداربودهاست. ادیانسماوی،پیامبران،نظریهپردازانومصلحیناجتماعیواحدخانوادهرااساسزندگانیجمعیقلمدادنمودند . دربارهانواعخانوادهسخنبسیارتذکررفتهاستوسیرتحولآندرپویهتاریخیکیازمباحثدلچسپجامعهشناسیمیباشد. کانونخانوادهکماکاندرخاورزمینازمقامواعتبارفراوانیبرخورداراستولیدرسرزمینغربدربرخوردبامظاهردنیایمدرنازجملهتقسیمکار،فردگراییوآزادیهایمدنیواستقلالاقتصادیجنسزن،واحدخانوادهدستخوشدگرگونیهاییشدکهازدیدماشرقیهازیانپذیرمیباشد.ادامه خواندن بمناسبت هشتم مارچ روز جهانی زن٬ توجه دوستان را بر کتاب ارزشمند «سرنوشت خانواده ها در جوامع غربی» اثر میر عنایت الله سادات معطوف میدارم: ماریا دارو