لطفا بروی لینک کلیک نموده برنامه دلچسپ را با آهنگ های خوب قدیم وحماسی و با دکلمه اشعار و خوانش مطالب کوتاه ولی خیلی دل چسپ و سراسر پند با صدای جبار خیل گرانقدر بشنوید .
فریاد کشور های منطقه از طالبان برخاست : داکتر عارف عرفان

پروژه ای چند منظوره ای طالبان که همیاری تاکتیکی کشور های همسایه را برتافت،اکنون در همرنگی وهمپیمانی باتروریسم رنگ باخته وغوغای کشور های منطقه را برانگیخته است.کشور های منطقه یی با تغافل بر پیوند استراتژیک طالبان با ایالات متحده آمریکا مستدام تلاش داشتند تا روابط نیک با طالبان را تامین نموده واز پروژه های کلان،منابع ومعادن افغانستان سود جویند.
حال آنها متوجه شده اند،که طالبان افغانستان را به باشگاه تروریسم جهانی در آورده واز تروریسم قاطعانه حمایت می نمایند.
ادامه خواندن فریاد کشور های منطقه از طالبان برخاست : داکتر عارف عرفانتازهترین اثر داکتر محمدحسن شرق : داکتر سیاه سنگ

تازهترین اثر داکتر محمدحسن شرق با سرنامۀ “تعلل در مصالحۀ ملی، تجویز تجزیۀ افغانستان و موضوع پنجشیر” که در صدمین سالگرۀ زندگی او نوشته شده بود، هفتۀ پیش از سوی انتشارات شاهمامه به چاپ رسید.
گرچه این کتاب را میتوان دنبالۀ اپدیت “کرباسپوشان برهنهپا” (1990) و “تأسیس و تخریب اولین جمهوری افغانستان” (2000) دانست، با آویزههایی که در چاپ دوم (2005) و چاپ سوم (2010) نیامده، ارزش زیادتر مییابد.
داکتر شرق در “تعلل در مصالحۀ ملی، تجویز تجزیۀ افغانستان و موضوع پنجشیر” نخستین بار از برخی نامههایی که به مسکو فرستاده بود و گفتوشنودهای شیرین و تلخی که با گرباچف، داکتر نجیبالله، عبدالوکیل، بنین سیوان، دیگو کوردویز، گزارشگران در نیویارک و چند تن از سیماهای کلیدی افغانستان و جهان داشت، یادآوری میکند و مینمایاند که چشمۀ کشاکش نجیبالله با رفقا یا موافقین پریروز و دشمنان یا مخالفین دیروزش از کجاها گلآلود شد و رفته رفته رسید به جایی که امروز تماشاگرش هستیم.
ادامه خواندن تازهترین اثر داکتر محمدحسن شرق : داکتر سیاه سنگنوآوری در نویسندهگی : جاوید فرهاد

نوآوری امری از پیش تعیین شده در نویسندهگی نیست؛ زیرا بر بنیاد استعداد و تجربهی فردی هر نویسنده از زندهگی و بازتاب آن در بستری بهنام زبان، روشهای نوآوری متفاوت و چندگونه اند. بهگونهی مثال روش نوآوری فرانتس کافکا، آلبر کامو، صادق هدایت و محمود دولتآبادی از هم فرق دارد؛ درست است که گاهی رگههایی از تاثیرگیری و تاثیرپذیری را از رهگذر محتوایی در آثار این نویسندهگان بزرگ زیر نامِ هممانندی (مشابهتِ محتوایی) میتوان دریافت؛ اما گونهی پردازش آنان با توجه بهروش نوآوری در تولید آثار ادبی متفاوت است؛ چون نوآوری وابسته به فردیّت نویسنده است و فردیت بهجای جمعیّت یا روش نوآوری عمومی قرار دارد.
•نوآوری چیست؟
کشف تازه از هستی و سپس پردازش آن در نویسندهگی با روش متفاوت در بستری بهنام زبان.
ادامه خواندن نوآوری در نویسندهگی : جاوید فرهادفریده انوری در پــرتو فـانـوس: داکتر صبور الله سیاسنگ

از میان زنانی که در گسترههای گوناگون هنر و فرهنگ افغانستان در چهل سال پسین گُهروار درخشیده اند، نام فریده انوری در چند لست و فهرست میآید. او که نامور بودنش زیادتر با دکلمه شعر گره میخورد، از پیشگامان این هنر است.
در گویندگی – خوانش اخبار، تبصرهها و داستانها – هم پیشینۀ بلند دارد. در برگزاری و گردانندگی برنامههای زیرین نقش داشته است: از هر چمن سمنی، مجلۀ رادیویی، زمزمههای شب هنگام، ترانهها و سخنها، کاروان ابریشم، مشعلداران هنر، درودی و سرودی، ترازوی طلایی، پاسخ چیست؟، هزارویکشب، شب شعر، شهر شعر، نقشهای جاودان، هفت شهر عشق، فصلی از بارش رنگ، بانگ نای و ….گاه از داستانهای دنبالهدار، قصههای تمثیلی و رادیودرامها نیز شنیده میشد. “بهانه” و “ژاندارک” دو نقش یادماندنی وی در داستانهای دنبالهدار و رادیودرامها اند.
ادامه خواندن فریده انوری در پــرتو فـانـوس: داکتر صبور الله سیاسنگدلگیر : شعر از وارث الشعرا نذیر احمد ظفر

دلم آنقدر. از دنيا گرفته
تو گويي كس گلويم را گرفته
حسودان و جفا جويان ز كينه
به قتلم خنجر از اعدا گرفته
ادامه خواندن دلگیر : شعر از وارث الشعرا نذیر احمد ظفرسلام و درود بمقام معلم : احمد سعیدی

امروز از طریق رسانه های اجتماعی دیدم و شنیدم که در مورد معلم اشعار و نوشته های به نشر رسیده بود. گرچه هنوز نمیدانم که امروز روز معلم است یا دوستان با علاقمندی که دارند یاد آوری کرده اند. من هم زمانی افتخار معلم بودن را داشتم و هنوز الحمدلله هفته دو روز وظیفه معلمی خود را انجام میدهم. به عقیده من یک معلم خوب و موفق ویژگیهایی دارد که او را از دیگران متمایز میکند و به یادگیری و رشد دانشآموزان کمک میکند. برخی از این ویژگیها عبارتند از:
1. عشق به آموزش: معلمی که واقعاً عاشق تدریس است، اشتیاق خود را به دانشآموزان منتقل میکند و آنها را تشویق به یادگیری میکند.
ادامه خواندن سلام و درود بمقام معلم : احمد سعیدیمکتب گریز نبودم: استاد پرتو نادری

تا صنف ششم مکتب، شاگرد تنبلی بودم؛ اما مکتب گریز نبودم. چون همه جا سایۀ پدر را بالای سرم احساس میکردم.
تابستانها بامدادان که مادر مرا به زور از خوب بیدار میکرد و حتا گاهی کاسه آبی روی پایم میریخت تا از خوب برخیزم، من هم که با هیاهو از جای برمیخاستم، مادر را میدیدم که میخندید. این دیگر گویی به تفریح مادر بدل شده بود.
از خواب که بر میخاستم مکتب به یادم میآمد و سیمای استادان خشمگینم که همیشه با نودهها نورس ارغوان که ما آن را«شولش» میگفتیم به صنف میآمدند و نفسهای ما در سینههامان بند میشد.
ادامه خواندن مکتب گریز نبودم: استاد پرتو نادریجنگ های بیهوده ایکه زیر نام دین چندین نسل را به قربانی گرفت : مهرالدین مشید

جنگ هاییکه رزم آوران رهایی بخش را به جنگ جویان نیابتی بدل کرد
پس از آنکه افغانستان در نتیجه ی جفا های گروه های جهادی و خیانت های کرزی و غنی در تبانی با شبکه های جهنمی استخباراتی بعد از جنگ های طولانی بالاخره در کام تروریسم سقوط کرد و امروز این کشور به مفرزه و پایگاه ی تروریستان خطرناک جهانی بدل شد. این پرسش در ذهن هر شهروند افغانستان خطور می کند که آیا جنگ در برابر رژیم دست نشانده ی شوروی و نیرو های شوروی که در واقع سرآغاز فاجعه در این کشور به شمار می رود، جنگی آزادی بخش بود یا اینکه نه این جنگ تحمیلی بر مردم افغانستان بود که رزم آوران رهایی بخش را قربانی جنگ های نیابتی و رهبران گروه های جهادی را به کارگزاران شبکه های استخباراتی بدل نمود.
ادامه خواندن جنگ های بیهوده ایکه زیر نام دین چندین نسل را به قربانی گرفت : مهرالدین مشیدمن زمانیکه در کابل بودم : احمد سعیدی

من زمانیکه در کابل بودم سالیان درازی با آقای جاوید کوهستانی همسو، هم مفکوره و همگام بودم.
من حالا در اروپا هستم ولی او متاسفانه در پشت میله های زندان است، که انشاالله به یاری خداوند و کمک دوستان بزودی آقای کوهستانی از زندان آزاد میشود. از چند روز بدینسو که آقای کوهستانی در زندان بسر میبرد دوستان زیادی اظهار همدردی کردند که از آنها ممنون و سپاسگزارم.
ادامه خواندن من زمانیکه در کابل بودم : احمد سعیدیافزایش خطر تروریسم از افغانستان و رویکرد های رقابت محور جهانیان : مهرالدین مشید

نجات افغانستان در گرو فرصت ها و چالش های بی پایان
با توجه به حاکمیت استبدادی و انعطاف ناپذیر طالبان و موجودیت اختلاف میان گروه های مخالف نظامی و سیاسی طالبان و از جهتی هم درگیری ها در اوکراین و تشدید تنش ها در غزه و افزایسش کشمکش ها میان اسرائیل و ایران و گروه های نیابتی این کشور در منطقه که هر روز بر پیچیده گی اوضاع سیاسی و اجتماعی جهان می افزاید و تنش ها در سطح منطقه و جهان هر روز بالا می گیرد. این پرسش در ذهن هر شهروند افغانستان خطور میکند که
ادامه خواندن افزایش خطر تروریسم از افغانستان و رویکرد های رقابت محور جهانیان : مهرالدین مشیدپارچه تمثیلی نوشته؛ ماریا دارو به هنرنمایی بانو زرغونه رفاه گردش و ماریا دارو ؛بتاریخ ۱۳ اگست در تلویزیون وطن نشر گردید.
دښاغلی یوسف هېواددوست پیام؛ دښاغلی عمر ننګیار د فرهنگی فعالیتونه په باره
د افغاني فرهنګیانو په ژوندون ستاینه او یادونه
قدرمن فرهنګي شخصیت ښاغلی عمر ننګیار .
د ګران او منلي فرهنګي او ټولنیز شخصیت ښاغلي عمر ننګیار له نوم سره افغاني فرهنګي ټولنې بشپړه پېژندګلوي لري چې څه نا څه نیمه پېړۍ یې د هنر او ادبیات له لارې د یو غوره طنز لیکوونکي، ژباړن ،ممثل،فلم جوړونکي او د ښه قلم خاوند په توګه د قدر وړ خدمتونه کړي او ښایي له همدې امله به و چې په روسیه کې د افغانانو د ملي-فرهنګي پیوستون ټولنې د فعالینو په نوښت د افغانستان د دغه پېژندل شوی طنز لیکوال محمد عمر ننګيار د نيمې پېړۍ فرهنګي خدمتونو قدر او ستاینه تېره يکشنبه د سپټمبر میاشتې پر ۱۵ نېټه په مسکو کې د يوې پرتمینې غونډې په ترڅ کې تر سره شوه.
ادامه خواندن دښاغلی یوسف هېواددوست پیام؛ دښاغلی عمر ننګیار د فرهنگی فعالیتونه په بارهقدر دانی انجمن همبستگی ملی-فرهنگی افغانها در مسکو از فعالیت های ادبی و فرهنگی جناب محترم عمر ننگیار
انجمن همبستگی ملی-فرهنگی افغانها در مسکو از پنجاهمین سال فعالیتهای فرهنگی و ادبی طنزنویس محمد عمر ننگیار گرامیداشت بعمل آورد.
در این گردهمآیی که به اشتراک حدود پنجاه تن فعالین فرهنگی، اجتماعی و ادبی شهروندان افغانستان مقیم مسکو و کراسنادار مشمول زنان و مردان و ادوارد والنتینوویچ خندیکوف عضو اتحادیهٔ نویسندههای مسکو در رستورانت باکینسکی بولوار در جوار مارکیت یوژنیه وروتا برگزار شده بود، فعالین فرهنگی جمعیت افغانهای مقیم مسکو هر یک داکتر شیرحسن حسن، داکتر شاه محمد گویا، مولاناشناس معروف شکرالله رحمانی، فعال فرهنگی و فعال حقوق زنان خانم اسما جان توریالی، شاعر مشهور زبان روسی ادوارد خندیکوف، استاد رحمت الله روند و عاکفی پیرامون فعالیتهای فرهنگی و ادبی پنجاه سالهٔ محترم ننگیار صحبت کردند.
در بخشی از محفل پیامهای واصله از جانب فرهنگیهای معروف کشور چون استاد لطیف ناظمی، زرغونه ژواک، اسماعیل فروغی، ماریا دارو، سرگی انتیپوف، خورشیده همراقولووا، محمد یوسف هیواد دوست و ولادیمیر سیلیکین توسط محترم گویا و محترم سیف الله لاروی به خوانش گرفته شد.
ادامه خواندن قدر دانی انجمن همبستگی ملی-فرهنگی افغانها در مسکو از فعالیت های ادبی و فرهنگی جناب محترم عمر ننگیارپیام ماریا دارو در محفل بزرگ داشت فعالیت های فرهنگی و هنری جناب محترم عمر ننگیار بتاریخ ( 15 ) سپتامبر 2024 شهر ماسکو

ماریا دارو کارمندا اسبق رادیو تلویزیون ملی افغانستان:
درود بر دانشمندان و قلم بدستان حاضر در این مجلس با شگوه!
من ماریا دارو که شما عزیزان با من شناخت کافی دارید.احتراماتم راتقدیم حضورتان میدارم.
شما عزیزانیکه در زیراین سقف جمع شده اید واز کارکرد های فرهنگی جوانی بنام عمر ننگیار سخن میگوید. ایکاش حاضر میبودم. در هر حال من ننگیار را شاید بیشتر از خودش میشناسم.
او زمانیکه محصل بود با ادره هنرو ادبیات مدیریت درام و داستان پشتو عقد قرار داد نمود و درکنار مرحمومین فضل محمد -فضلی و عبدالمنان ملگری و جانمحمد پلار صاحب و سایر هنرمندان و نویسند گان جوان تجارب تمثیل و نویسندگی اندوخت. و در رادیو درامها و داستان ها و سایر برنامه های فرهنگ سهم فعال گرفت و بعداز مدتی به نوشتن بعضی مطالب در پروگرام های مختلف آغاز نمود.
ادامه خواندن پیام ماریا دارو در محفل بزرگ داشت فعالیت های فرهنگی و هنری جناب محترم عمر ننگیار بتاریخ ( 15 ) سپتامبر 2024 شهر ماسکوافسوس؛ شعر از : هارون یوسفی

زخمی ترین نشانه ی دنیاست این وطن
بیچاره و شکسته و تنهاست این وطن
هرگز به این کرانه نسوزد دلی کسی
بی سرپرست و بی سر و بی پاست این وطن
تاریک و تیره گشته٬ به آتش نشسته است
دیده به راه روشنِ فرداست این وطن
روزی نه شد که بی غم و سودا٬ به سر شود
میدانِ جنگ و فتنه و دعواست این وطن
از هر طرف صدای«من» و «قوم» و «ملت» است
بازیچه ی تبار و زبانهاست این وطن
بنگر به بامِ آبی و خورشیدِ روشن اش
آه ای خدا! چه خوب و چه زیباست این وطن
هارون یوسفی
24-9-2016
در سودای هنگامه شدن! نوشته از: یما ناشر یکمنش

صنف پنجم بود. در مکتب “دقیقی بلخی” دخترها و بچه ها با هم یکجا درس می خواندند. یکی از روزهای گرم تابستانی که چشم هایش از بسیار دیدن سوی تخته خسته بود، دنبال هیچ به صحن حویلی مکتب دوخته شد؛ و همان گونه بدون هدفی خاص به هر طرف نگاه می کرد. متوجه شد که پس از هر چند دقیقه، یک دختر را به ادارۀ مکتب می برند. وقتی این کار چند بار تکرار شد، ترسی او را فرا گرفت. نکند کاری از کسی سر زده باشد که او هم در آن شامل باشد؟ نکند گناهی از او سر زده باشد که خودش از آن خبر نداشته باشد؟
با داخل شدن هر دختر به ادارۀ مکتب، دلهره اش بیشتر شده می رفت که یکبار ملازم مکتب داخل صنف شد و صدا زد: “زهره را اداره خواسته است”. پاهایش سست شد. با هزار زحمت خود را از پشت ملازم تا اداره رساند. داخل که شد یکی از معلم ها صدا زد: “بخوان”. زبانش بند شد. چه را باید می خواند؟ باز گفت: “بخوان”. با لکنت پرسید چه را؟
بخوان که آوازت را بشنوم!
ادامه خواندن در سودای هنگامه شدن! نوشته از: یما ناشر یکمنشچتر بزرگ ملی افغانستان، چراغ راه امید مردم افغانستان : نور محمد غفوری

متن مکمل بیانیهٔ اینجانب نور محمد غفوری در کنفرانس اعلان چتر بزرگ ملی افغانستان در دنمارک که به تاریخ ۲۸ سپتمبر ۲۰۲۴ خلاصهٔ آن به حضور مشترکین کنفرانس قرائت گردید، به خوانندگان محترم تقدیم می گردد:
(بِسمِ اللهِ، تَوَکلْتُ عَلَى اللهِ، وَ لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله)
جای مسرت و مباهات است که امروز در این کنفرانس اعلانِ مرکز واحد سیاسی نیروهای وطندوست و ترقی پسند افغانستان تحت نام (چتر بزرگ ملی افغانستان) صورت می گیرد. قسمیکه شما حاضرین محترم خود می بینید و بینندگان تلویزیون و کلیپ های ویدیوئی انترنیتي نیز خواهند دید، در آغازین مجلس رسمی و جمعی این چتر سیاستمداران، دانشمندان، استادان، جوانان، زنان از کتگوریهای مختلف جامعهء افغانستان حضور بهم رسانیده اند.
ادامه خواندن چتر بزرگ ملی افغانستان، چراغ راه امید مردم افغانستان : نور محمد غفوریآمد آمد؛ طنزک نو از : هارون یوسفی

ببین که لشکر ظالم چه بیدرنگ آمد
چنان که بر سر ما تختههای سنگ آمد
مگر که عصر حجر آمده در این میهن
و یا از آن سرِ دنیا «ملای لنگ» آمد؟
ادامه خواندن آمد آمد؛ طنزک نو از : هارون یوسفیبمناسبت ۲۸ سال روز شهادت داکتر نجیب الله رئیس جمهور افغانستان از رادیو تلویزیون وطن
بهیاد عاصی عزیز و بزرگوار ؛ شعر از : داکتر وحدت الله درخانی

بیا دلبر که تا یکجا شویم ما
از این گمگشتهگی پیدا شویم ما
بیا که چون قناریهای عاشق
ز کنج این قفس رها شویم ما
بیا تا دست یکدیگر گرفته
روانه بر چمنزارها شویم ما
بسوی بیکرانها راه بگیریم
ادامه خواندن بهیاد عاصی عزیز و بزرگوار ؛ شعر از : داکتر وحدت الله درخانیبه جوانان عزیز کشورم! : داکتر ملک ستیز

این درس زندگیام را از دنیای آموزش و فراگیری با شما شریک میسازم. شاید روزی به درد تان بخورد. این درس نتیجه سالهای دراز درسخواندن و درسدادن من است و به خون جگر بدست آمده است. اما حالا این درس را برای سه دقیقه مرور کنید و اگر از آن چیزی آموختید با دیگران شریک سازید.
من سه نوع دانشجو را میشناسم.
۱. دانشجوی فعال
این دانشجو به مفاهیم یک درس و بحثهای دانشگاهی توجه دارد. حتا قبل از آغاز بحث به ساختار و اجندا آن توجه کرده است. او در جریان بحث مفاهیم را با تحلیل آموزگار، متخصص و سخنران به بررسی میگیرد. این دانشجو پرسشهای در ذهن خود از جریان بحث میپرواند و تلاش دارد تا به آن پاسخ یابد. در بحثهای حضوری دانشجوی فعال حتما پرسشهای را مطرح میکند و در جریان بحث یادداشت میگیرد. او در ختم بحث عملکرد آموزگار، سخنران و نقش خود را در بحث به چالش میکشد و ارزیابی میکند.
۲. دانشجوی کمتر فعال
ادامه خواندن به جوانان عزیز کشورم! : داکتر ملک ستیزبیا که گریه کنیم. : ملک ستیز

در ۲۸ سپتامبر سال ۲۰۲۰ در کابل جان بودم. وضعیت سیاسی نا بههنجار همهی زندگی مردم را فرا گرفته بود. انتحاریونکه برای رسیدن به حوریان بهشتی در تلاش و عجلهی عجیبی بودند، روزانه خود را در هر گوشهی از کشور میکفاندند. خون، کشتار و بدبختی بر زندگی مردم سایه افکنده بود. دزدانی در قدرت و دزدانی در اپوزسیون جا عوض میکردند. گهی وزیر، گهی منتقد، گهی سفیر، گهی وکیل و اگر هیچجایی باقی نمیماند به لشکر مشاوران مزدبگیر بیکار و بیمایه میپیوستند. چور، چپاول و فرصتطلبی همهجا را درنوردیده بود. دزدان حرفهای، دولت را به خزانه و وسیله غنیمتجویی تبدیل کرده بودند. آنها از یکسو افغانستان را چور میکردند و از سوییدیگر به فکر برونکشیدن داراییها و خانواده های خود از کشور بودند. قدرتمندان با بکسهای آماده برای سفر و فرار به دفاتر میرفتند و برنامه های زندگی را در برون از کشور فراهم ساخته بودند.
ادامه خواندن بیا که گریه کنیم. : ملک ستیز●عاصی؛ کِچکِنی از شاعرانهگی مُفرط : جاوید فرهاد

•کمتر شاعری را در دههی شصت هجری-خورشیدی میتوان سُراغ کرد که بهپیمانهی زندهیاد “قهار عاصی” حسِ لبریز از شور و شاعرانهگی مُفرط داشته باشد:
“حرف از تو زدیم شعر بشنفتدش
خاموش نشستیم، گُهر سفتندش
نامِ تو گرفتیم، سرودش کردند
تصویرِ تو کردیم، غزل گفتندش” (قهار عاصی)
•ویژهگی دیگر عاصی این بود که در کنار زبانِ سرشار از غِنا و تغزّل، سیاستِ شاعرانه و رگههای اندیشهی حماسی و میهنی را یکجا در ظرفِ زبان میریخت و هنرمندانه از این یکجا سازی، آمیزهای بهنام شعر تحویل میداد:
“بيا كه گريه كنيم!
ادامه خواندن ●عاصی؛ کِچکِنی از شاعرانهگی مُفرط : جاوید فرهاددر سوگ رفتنت « عاصی »شعری سرودهام : ابوالپشم

ای قامتِ بلندِ نجابت!
آنروز ها که پرچمِ آزادی را
در عرصهی سکوتِ سیاه سخنوران
بی هیچ ترس و واهمه افراختی بلند
بسیار شاعرانِ جبونِ سخنفروش
از کارزارِ شعر و شهادت گریختند
آنروز ها
ادامه خواندن در سوگ رفتنت « عاصی »شعری سرودهام : ابوالپشم