شیاد ها : شعر از محمد رضا کریمی

شرمتان زین خودسریها باد ای شیادها

گم  شوید از  زادگاه  و سرزمین  رادها

ای به‌خون آلوده دست و دامن و دستارتان

پیچ خورده  ریش‌تان  در ریشۀ الحادها

پاسخی  آیا شما را هست  در  روز جزا؟

ادامه خواندن شیاد ها : شعر از محمد رضا کریمی

خـبـرداربيگانه ٬ بیگانه است: قهار عاصی

.

اگر دست و بازو اگر شانه است!      اگر مظهر لطف و يارانه است!

اگر بوي گل بام كاشانه است!         وگر كه سراپاي دردانه است!

در اين خاك بسيار بيگانه‌ها         فشاندنـــــــد تخم جدال و جفا

     به عنوان ياري و صد نا روا          زده زخم بـــــــا خنجر آشنا       

     زبيگانه اين ملك ويرانه است          صداقت ز بيگانه افسانه است       

   همه آشنا روي الفت مــــــدار         همه آستين‌هاي شان پر ز مار        

  همه دوست چهره همه دوست وار   همه كينه پرور همه كينه بار

بدين سان كه ماييم درتاب و تب         كجا سوخته كاشغر يا حلب 

ادامه خواندن خـبـرداربيگانه ٬ بیگانه است: قهار عاصی

وطن خاکت شوم جان تو زخمیست : شعر از نذیرظفر

وطن خاکت شوم جان تو زخمیست

سراسر کوه و دامــان تو زخمیست

نگه کردم به بــــــــــگرام و شمالی

ز کابــــل تا به پروان تو زخمیست

به تپه رفــــــــــــــــتم و خوردم تاثر

نظر کردم که پغـــــمان تو زخمیست

ادامه خواندن وطن خاکت شوم جان تو زخمیست : شعر از نذیرظفر

تمثيل زمان حكومت فاشيستى طالبان ملعون گله دارد: نذیر ظفر

از ظلم و ستم ملک خراسان گله دارد

کوه و دمن و دشت و بیابان گله دارد

کا بل که ز آتش شده چون مجمره عود

از سوز تب اش دره پغمان گله دارد

انگور به یک تاک نبینی به شمالی

خا کستر غم گشته و پروان گله دارد

ادامه خواندن تمثيل زمان حكومت فاشيستى طالبان ملعون گله دارد: نذیر ظفر

یکبار دگر ؛ شعر از سلـطان محـمد (غیاثی)

گشته اند جمع بین خود دزدان یکبار دگر

ای وطن شاید شوی ویران یکبار دگر

قاتلین و خائنین با هم می بندند کنون 

بهر ویرانی تو پیمان؛ یکبار دگر

جنگ افروزان نشسته صلح میخواهند، مگر

ادامه خواندن یکبار دگر ؛ شعر از سلـطان محـمد (غیاثی)

امروز با بیدل : جاوید فرهاد

” نبری گمان که یعنی، به خدا رسیده باشی

تو ز خود نرفته بیرون، به کجا رسیده باشی ” ( بیدل )

به تعبیرِ روشن، مفهومِ بیت را این گونه می‌توان فشرده کرد : انسانی که در گروِ تعلقات خودی ( نفس اماره ) باشد ، هرگز به مرحله‌ی وصل ( رسیدن ) به ( خدا ) نمی‌رسد؛ زیرا نخستین اصلی که به فلسفه‌ی وصل به خداوند می‌انجامد ، از خود بیرون رفتن؛ یعنی ترکِ خودی است . 

پس با توجه به عدمِ ترکِ تعلقاتِ خودی که منجر به ایجاد فاصله و سد در برابر رسیدن انسان به خدا می‌شود ، گمانِ رسیدن به خداوند، گمانِ خطاست .

ادامه خواندن امروز با بیدل : جاوید فرهاد

من از نژاد کاوه‌ام از نسل آرشم: استاد پرتو نادری

من عاشق شکوفۀ رنگین آتشم

من از نژاد کاوه‌ام از نسل آرشم

سرتا به پا چو شمع گدازان به بزم عشق

می‌سوزم و زسینه فغانی نمی‌کشم

ادامه خواندن من از نژاد کاوه‌ام از نسل آرشم: استاد پرتو نادری

مژده مژده ( انتشارات شاهمامه Shahmama Publishings ) کوتاه سرایی پیشگامان آن ؛ اشعار استاد پرتو نادری را تقدیم کرد.

دست‌اندرکاران انتشارات شاهمامه افتخار دارند که «کوتاه‌سرایی و پیش‌گامان آن»، اثر گرانبهای پژوهشی استاد پرتو نادری برای بار نخست از این نهاد در هالند به چاپ میرسد.

با ابراز سپاس از استاد گرانمایه به خاطر اعتماد شان و پذیرفتن پیشنهاد مان برای چاپ این کتاب ارزشمند از انتشارات شاهمامه.

ادامه خواندن مژده مژده ( انتشارات شاهمامه Shahmama Publishings ) کوتاه سرایی پیشگامان آن ؛ اشعار استاد پرتو نادری را تقدیم کرد.

اي طالب غدار !..شعر از محترم نذیر ظفر

ای دشمن مخلوق خدا زاده اشرار         ای طا لب غدار

از دست تو گردیده وطن شعله یی اشجار     ای طالب غدار

بردی تو به یغما همه اموال وطن را       آثار کهن را

دزدان پشاور همه بهر تو خریدار         ای طالب غدار

مشران تو دزدان بلا خور قدیم است      شیطان الر جیم است

پا داش ترا مید هد هر لحظه به کلدار    ای طالب غدار

ادامه خواندن اي طالب غدار !..شعر از محترم نذیر ظفر

خدایا چه کنم؟: رحمتالله اشکبار

میهنم غرقه به خون شد خدایا چه کنم

مردمش زار و زبون شد خدا یا چه کنم

هر طرف فتنه گران آتش بیداد زدند

کشتن خلق فزون شد خدایا چه کنم

ز دل سنگ سیاه از ستم و جور عدو

ادامه خواندن خدایا چه کنم؟: رحمتالله اشکبار

بخاطر حمایت از سربازان غیور وطن: استاد پرتو نادری

ما می‌رویم به جبهه— آمادهء نبردیم

تا آخرین رمق ما—-از راه خود نگردیم

در کوه و دشت و دریا—-بی‌خوف و بی‌هراسیم

ما دشمنان خود را—– هر رنگ می‌شناسیم

گُردان آفتابیم—— با تیره‌گی ستیزیم

ادامه خواندن بخاطر حمایت از سربازان غیور وطن: استاد پرتو نادری

لازم …. شعراز محمود امپراتور

یک جنبش  عمومی یک انقلاب لازم  

یک  رستخیز ملی با آب و تاب لازم 

بر دفع خیل کرگس از دشت و کوه میهن 

شیران خشمگین و فوج عقاب لازم

ادامه خواندن لازم …. شعراز محمود امپراتور

سوخت میهن کس نگفت کار منست ؛ این شعر در باره چور شدن مال وخانه شهید جنرال رازق صدیق میکند: نذیرظفر

سوخت میهن کس نگفت کار منست

کس نگفت این جـرم کردار منست

قتل ها شد کـــــس نگفت من قاتل ام

کس نگفت ایـــــن ظلم رفتار منست

چور شد مال و متــــاع هـــــــموطن

کس نگفت مال وطـــــــــندار منست

ادامه خواندن سوخت میهن کس نگفت کار منست ؛ این شعر در باره چور شدن مال وخانه شهید جنرال رازق صدیق میکند: نذیرظفر

درباره چور وچپاول خانه شهید عبدالرازق قهرمان شعر هجرت را انتخاب کردم

فروختند  خانه  و کاشانه  ات  را 

کدن چور سنگ و چوب لانه ات را

نبود مردی دفاع میکرد و میگفت  

از  آین  یادگار  تمام قریه  آت  را 

به مثل یک دلیر استاده می شد

کلاه  کندهار و  , پرموره ات  را 

ادامه خواندن درباره چور وچپاول خانه شهید عبدالرازق قهرمان شعر هجرت را انتخاب کردم

شام غزل : محمد عثمان نجیب

شامِ  غزل بود و همه جا بی نور یار 

یاران گرد  هم بودند در آن نیمه شب تار

گفتند 

مقدمت خیر باشد یار غزلسار واماندیم

 و‌ وارفتیم و‌ نیست ما را قرار

گفتم 

ادامه خواندن شام غزل : محمد عثمان نجیب

کتاب‌دربدل‌اسلحه : نجیب بارور

هم‌وطنان عزیزم در خارج و داخل افغانستان

منِ شاعر که نوشتن وظیفه‌ی من است، از همین حالا اعلام می‌کنم که زمان کار عملی فرا رسیده است. تا امروز هم نوشتن و سرودن را امر معقول در مناسبات اجتماعی می‌دانستم اما از امروز بایست کار عملی کنیم. معامله‌های پنهان قدرت‌های برتر و منطقه نشان‌دهنده‌ی پیچیدگی‌های بسیار است. زمان گلایه و انتقاد از حکومت هم نیست، چون در فرهنگ والای ما مرده را چوب زدن قباحت دارد. زمان آن است که هرکسی در حیطه‌ی خودش کار عملی را شروع کند.  

سال‌هاست برای شما مردم با شهامت می‌سرایم. سال‌هاست برای تحقق عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنم. سال‌هاست که با هیچ حکومتی معامله نکرده‌ام و زبان و قلمم را برای هیچ‌کسی به کرایه نداده‌ام، چون شرف و شکوه شما را برتر از هر امتیاز مادی می‌دانستم. امروز تمام داشته‌ها و ارزش‌های ما مورد تهدید واقع شده است. فرصت آن است که همه دست به دست هم داده کارهای عملی را شروع کنیم. تا امروز هزاران پیشنهاد مادی را از کسانی که لطف می‌کردند رد کرده‌ام، تعدادی خوش‌حال هم می‌شدند اگر می‌پذیرفتم. اما در مسائل اجتماعی، مخصوصاً در مساله سیلاب پروان و تداوی مریضان، به صدای من لبیک گفتید که صمیمانه ممنونم. 

ادامه خواندن کتاب‌دربدل‌اسلحه : نجیب بارور

عدل نامه ؛ نوشته : نذیر ظفر

وقتیــــکه عدل مردو وطن سوگوار شد

دزدان ز پول ســـــرقت و یغما تجار شد

بازار تاجران وطـــــن در رکود رفـــــت

سر ما یه دـــــست اهل چپاول قطار شد

ادامه خواندن عدل نامه ؛ نوشته : نذیر ظفر

از مولانا بیاموزیم!–هر شغالی افتاده در خم رنگ، نه طاووس باغ بهشت می‌شود، نه رهبر و پیش‌وا! : استاد پرتو نادری

مولانا در دفتر سوم مثنوی معنوی این حکایت را این گونه روایت می‌کند.

آن شغالی رفت اندر خم رنگ

اندر آن خم کرد یک ساعت درنگ

پس بر آمد پوستش رنگین شده

ادامه خواندن از مولانا بیاموزیم!–هر شغالی افتاده در خم رنگ، نه طاووس باغ بهشت می‌شود، نه رهبر و پیش‌وا! : استاد پرتو نادری

دعوتنامه رئیس و موسسه مطالعات فرهنگی واجتماعی؛ از داکترعنایت الله شهرانی محقق ونویسنده شهیر ما

جشن واره بین الملی فارابی برگذار میگردد ؛ موسسه بین المللی مطالعات فرهنگی و اجتماعی در کشور های همزبان برگذار میشود.