قصر های جالب : ارسالی پدرام کاظمی

    پدرام  کاظمی  petramدر نگاه اول، شاید این هتل شبیه به لوکیشن سریالی کودکانه به نظر برسد، اما این سازه‌ی اختاپوسی شکل، در واقع هتلی جادویی، مجلل و با شکوه است که از هم اکنون به لطف آب و هوای مدیترانه‌ای، خود را برای پذیرایی از مهمانان تابستانی آماده کرده است. در ادامه کمی بیشتر با این هتل متفاوت در کشور فرانسه، آشنا خواهیم شد.

ادامه خواندن قصر های جالب : ارسالی پدرام کاظمی

این وطن : میترا ارشادی عاصی

M.Assi

بردار ساز و نغمه برای وطن بزن

سازی برای جسم و تن بی کفن بزن

در خون تپیده خاک شده خاک این وطن

خنجر به قلب، چاک شده چاک این وطن

ادامه خواندن این وطن : میترا ارشادی عاصی

رسم کتاب خواندن از بین نخواهد رفت:ارسالی پدرام کاظمی

 ​

از اوائل قرن ۱۹ میلادی، مهاجرت وسیع مردم  به شهر های بزرگ اتفاق جدیدی در روحیه بشر ایجاد کرد. ساکنین شهرهای بزرگ از نعمت ناشناس ماندن و گم شدن در اجتماع بزرگ لذت می بردند و این امکان را یافتند که به دور از حساب و کتاب های فامیل و قبیله در زمینه های مختلف رفتاری و اخلاقی و حتی شغلی جسارت به خرج دهند.

زندگی در شهر بزرگ به افراد فرصت می داد هر چیز جدیدی را امتحان کنند، از آریش و لباس های جدید تا آداب معاشرت و مراوده گرفته تا  شیطنت های کوچک نظیر رفتن به سالن های عمومی موسیقی و تئاتر و حتی سرگرمی های نه چندان محترم … در ضمن شهروندان متوجه شدند دیگر لازم نیست همیشه در گردهم ایی های ثابت و هفتگیِ مذهبی در شهری که کسی آنها را نمی شناسد شرکت کنند.

ادامه خواندن رسم کتاب خواندن از بین نخواهد رفت:ارسالی پدرام کاظمی

تعریف مو: داکتر رفیع حمیدی

رفیع  حمیدی
مو یک ماده طبیعی یا مصنوعی رشته ی(Keratin) بوده که از پیازک های مو(Follicles)، موجود در میانپوست(لایه ای از پوست که زیر رو پوست قرار دارد) رشد مینماید، مو شامل دو قسمت یعنی قسمت مرئی یا ساقه بوده که دارای حجرات مرده میباشد و قسمت نامرئی یا ریشه بوده که در آن پیازک مو قرار دارد و متشکل از حجرات زیادی میباشد. این فالیکل ها در تمام و یکی از ویژگی های معین حیوانات پستاندار بشمار میرود. مو همانند سایر موجودات زنده دیگر ضرورت به توجه دارد و چنانچه این امر تحقق نیابد، این موجود زیبا به مرور زمان صدمه خواهد دید.
。 وظیفه ی مو
- عایق بندی: این عمل را مو ها به دو روش زیر انجام میدهند.
1.     مو یک مانع فزیکی بین هوای سرد خارج و جلد بدن است.

ادامه خواندن تعریف مو: داکتر رفیع حمیدی

نویسنده ء بنام نگار صادقی در مجله مراحم مینویسد هفت درس زندگی را باید پیش از سی سالگی آمنوخت : ارسالی پدرام کاظمی


 نویسنده این مقاله خودش به تازگی ۳۰ ساله شده است. نکته دیگر اینکه برای یک رسانه اقتصادی می نویسد و بالطبع خودش و خوانندگانش، بخش جدی و مهمی از افکارشان درباره بهترین و مقتصد ترین شیوه های زندگی است. شگرد دیگرش برای دست یافتن به توصیه های کمابیش واقعبینانه این بوده است که نکته هایی که بر شمرده، ترکیبی است از ۶۰۰ ایمیل که خوانندگان مجله برایش فرستاده اند.
حاصل اینکار، ۷ درسی شده است که هر فردی باید پیش از ۳۰ سالگی یاد بگیرد.
این درسهای زندگی و مهم را در ادامه ی این پست مجله مراحم ببینید و لذت ببرید.

۱- به خودتان بیشتر توجه کنید.

اگر در ۳۰ سالگی به خودتان احترام نگذارید و قدر خودتان را ندانید یادگیری آن سخت تر خواهد شد. مهم ترین و مطمئن ترین هدیه

شش حقیقت جالب در مورد گوگل : پدرام کاظمی

unnamed  پدرام  کاظمی  petram یک- در سال ۱۹۹۸ که گوگل راه اندازی شد، کاربران در طور روز، ۵۰۰ هزار جستجو انجام می دادند، حالا این رقم به ۲ میلیون در ثانیه رسیده

دو- مردم آنقدر به گوگل اکتفا می کنند که یک بار در سال ۲۰۱۳، زمانی که گوگل داون شد، ترافیک اینترنت ۴۰ درصد کاهش یافت.

سه- گوگل دارنده چندین دامنه مختلف است که ممکن است کاربران حین وارد کردن آدرس گوگل، به اشتباه آن را تایپ کنند. مثل gooogle .com یا gogle .com و googlr .com. این شرکت حتی دامنه ۴۶۶۴۵۳ دات کام را هم در اختیار دارد

چهار- سرورهای گوگل از لحاظ اندازه، ۱۰۰ میلیون گیگابایت حجم دارند. صد هزار هارد یک ترابایتی را که کنار هم بگذارید، می شود گوگل

پنج- زمانی که استریت ویو راه اندازی شد، این سرویس تنها از ۵ شهر آمریکا با دوربین ۵ مگاپیکسلی تصویر داشت. اما حالا این سرویس از تمامی قاره ها با دوربین ۷۵ مگاپیکسلی تصویر دارد.

شش- گوگل شاید تنها سایتی باشد که می خواهد زمان حضور کاربران روی سایتش را «کاهش» دهد

در این فیلم شما بخشهای مختلف زندگی اجتماعی دختران جوان را تماشا مینماید ُ یک گروپ از دختران جوان بخشهای از زندگی مردم را نشان میدهند.

مبارزه  برای  زندگی  بهتر تنها  از راه  توپ و تفنگ  نیست  این  دختران  مادران  آینده  ساز جامعه  میباشند . برای  هموار  کردن  دشواری های زنان  جامعه  ابتکار  نموده  اند و بخصوص  جوانان  مردم  آزار که باعث  اذیت  دختر  خانم ها میشوند  افشا میدارند.

 

بیایید از راست گفتن را، از خودمان شروع کنیم : پترام

 petram   اگرچه دروغگویی در بسیاری از ملل و ادیان ناپسند است اما به نظر میرسد در جامعه ما رو به افزایش است.بر اساس نتايج يک تحقيق بزرگ ميداني در شهر تهران در سال ۱۳۸۸، به اعتقاد ۹۹ درصد مردم، دروغ در جامعه رواج دارد و حدود نيمي از افراد معتقدند ۹۰ درصد مردم راست نمي گويند.دکتر علی انتظاری استاد جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، با تأکید بر اینکه ما شواهدی نداریم ثابت کنیم که هم اکنون به سمت دروغگویی گرایش پیدا کرده ایم، می گوید: <دروغگویی در جامعه ایران متعلق به امروز نیست و از گذشته رواج داشته، در حقیقت دروغگویی بیشتر محصول نظام‌های حکومتی تمامیت خواه و شبه استبدادی گذشته بوده، چون شرایط سیاسی حاکم بر جامعه به شکلی بوده که اقتضای دروغگویی می کرده است.

ادامه خواندن بیایید از راست گفتن را، از خودمان شروع کنیم : پترام

دنیا را بهتر ازآنچه گرفته ایم باید تحویل بدهیم : پترام

unnamed
بايد دنيا را کمي بهتر از آنچه تحويل گرفته اي تحويل دهي
خواه با فرزندي خوب،
خواه با باغچه اي سرسبز
خواه با اندکي بهبود شرايط اجتماعي
و اينکه بداني حتي فقط يک نفر
با بودن تو ساده تر نفس کشيده است
يعني تو موفق شده اي
  گابريل گارسيا مارکز

تحقیقی از”ريچارد وايزمن”روانشناسُ بخاطرخوش چانس بودن مردم : پترام

 petram  چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سايرين هميشه بدشانس هستند؟مطالعه برای بررسی چيزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروعشد. می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند،اما سايرين از آن محروم می‌مانند. به عبارت ديگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده ديگر بدشانس هستند؟

ادامه خواندن تحقیقی از”ريچارد وايزمن”روانشناسُ بخاطرخوش چانس بودن مردم : پترام

کوتاه نقدی بر نقد‌ها و گفته‌ها: میــــــتـــــرا ارشــــــادی عاصــــی

M.Assiما نگوئیم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت ان است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم

سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

assi

  هر سال هر بار جسته و گریخته و گاه و بیگاه پراگنده تر از باطن و متن گفتار ها و نوشتار هایی در مورد عاصی می شنوم و می خوانم که بیشتر بار قصه گویی دارد تا یک نثرادبی و یا نقد ادبی. وقتی که ما چهار چوب دنیای ادبی و شعری یک شاعر را با خس و خاشاکهای حاشیه ای پر میکنیم تنها قصه هایی ساخته ایم که بیشتر برای شب نشینی های شب یلدای ما مفید است تا بها دادن و قدر نمودن ازهنرمندی یا شاعری از مرز و بوم بی در و پیکر ما.

یک شاعرمتعلق به یک جغرافیای فرهنگی وسیع است. هیچ شاعری را بر مبنای زادگاهش نمی شناسند و یا هیچ نقاشی را در تصاویر پیرامونش به بررسی و نقد نمی نشینند و هیچ هنر هنرمندی را بر مبنای قومیت قومی کرکتر نمی دهند و ارج نمی گذارند. ما را چه شده است که اینگونه بی تغیر هنوز در گوشه های تاریخ به گونه ی می نویسیم و می خوانیم که گویا صد ها سال در تولد خویش تاخیر داشته ایم.
یکی او را از روی پنجشیر معرفی می کند دیگری آنرا با جزئیات و خصوصیات و هم نشینی هایش در صفحات عمومی نقاشی می کند و این امر را از واجبات امور می داند. دیگری او را از روی شباهت چهره اش با سربازی که از پشت کوهی به شهر تیر اندازی می کند در اشتباه گرفته جانی و آدمکش خطاب میکند و یکی درنقل و قول هایش مستقیم وارد حریم خصوصی او شده و حتا از رابطه ها از عشق ها و از هر تار و پودی که به ذهنش می رسد فرشی می بافد و روی آن می نشیند که گویا وانمود کند که بخشی از تاریخ یک هنرمند را می نگارد. یکی بدون در نظر گرفتن مسایل اخلاقی فیلم می سازد و از او در آن فلم به هر ریسمانی آویزان می شود وتنها چیزی که در همه این موارد غایب است و خبری از آن کمتر است موضوع هنر و ادبیات و جایگاه عاصی در این بستر است.

ادامه خواندن کوتاه نقدی بر نقد‌ها و گفته‌ها: میــــــتـــــرا ارشــــــادی عاصــــی

جهان از نظر تمدن بکجا رسیده است و مردم ما در چه خرافات گرفتار اند ُ این ملا های بی دین از استخوان مردم هم روغن میکشند.

i487514_4958188035742_1153425793_s

گزارش ویژه تلویزیون1 بگونه‌ی تکان دهنده‌ی نشان می‌دهد که چگونه ملای تایمنی و آغای تایمنی دو ملای مشهور در شهرکابل, طبقه ی کم سواد جامعه به ویژه دختران و بانوان جوان را به بهانه های بخت‌گشایی ، رسیدن به عاشق و ریشه کن ساختن سرطان بازی میدهند. و از آنها پول دریافت می کنند.

گزارش: مختار پدر، تلویزیون 1

دوستان عزیز این گزارش را با همه ی دوستان خود شریک سازید، تا این افراد فریب کار و مکروب جامعه که بنام “ملای تایمنی” و “آغای تایمنی” مشهور هستند، برای اصلاح جامعه از سوی دولت افغانستان بازداشت شوند

اغفال دختران و بانوان از سوی برخی افراد بنام ملا در شهر کابل

گزارش ویژه تلویزیون1 بگونه‌ی تکان دهنده‌ی نشان می‌دهد که چگونه ملای تایمنی و آغای تایمنی دو ملای مشهور در شهرکابل, طبقه ی کم سواد جامعه به ویژه دختران و بانوان جوان را به بهانه های بخت‌گشایی ، رسیدن به عاشق و ریشه کن ساختن سرطان بازی میدهند. و از آنها پول دریافت می کنند. گزارش: مختار پدر، تلویزیون 1 Haris Jamalzada دوستان عزیز این گزارش را با همه ی دوستان خود شریک سازید، تا این افراد فریب کار و مکروب جامعه که بنام “ملای تایمنی” و “آغای تایمنی” مشهور هستند، برای اصلاح جامعه از سوی دولت افغانستان بازداشت شوند.

برای  دیدن  ویدیو  لطفا بالای  نوشته  آبی  فشار  دهید

مرگ به پاکستان ُزنده باد مردم غیور افغانستان: در این گرد هم آئی فرهنگی مردم شریف ولایت ننگرهار جواب خوب و دندان شکن برای عقاید پاکستانی ها میدهد لطفاٌ این ویدیو را تماشاه بدارید …از سایت نسل جوان افغانستان گرفته شده است ُ بشنوید .

happy valentine’s day روز عاشقان مبارک

 happy valentine’s day

دسته  گلی  به  عنوان  ابراز  محبت  نمونه  از پیوند قلبهاست روز چهاردهم  ماه  دوم سال  روزی  برای دریافت  عشق  در جهان  غرب  مسماٌ گردیده است. این  روز برای  هر جوان  ارزش  خاص  داردُ کسانیکه  عشق  خود را  پیدا کرده  است لحظاتی  خوش را کنار  هم  میگزرانند و   بخاطر پیوند عمیق  عشق  شان  و بخاطر  تجدید  محبت  با  تقدیم  شاخه  گلی  که  نمونه  تمام  احساس  ومحبت در  مقابل  محبوب شان میباشد اهدا  می نمایند.
جوانان  عزیز  این روز  را برای  همه  شما تبرک  عرض  نموده  و پیوند  محبت  تان را  محکمتر  میخواهم و کسانیکه  هنوز موفق  بدریافت  عشق  شان  نگردیده  اند برای موفقیت  شان دعا  مینمایم .  بدین وسیله روز عاشقان را برای  تمام  مردم  دنیا  تبریک  وتهنیت  گفته  با اهدای  گلی که  نمونه  از احساس  ما برای  هریک  شماستُ آروزی  صحت  وسلامتی  نموده  ورزوهای  شاد  عاشقانه  داشته باشید.

الماس فراهی

الماس  فراهی
الماس فراهی

سال  ۲۰۱۲ میلادی  تعداد زیاد جوانان برای  هنرآواز خوانی  ثبت نام  کردند و استعداد های  جدید کشف  گردید در  جمع  آنها  الماس فراهی  نیز خوب درخشید. هنر زیبا آواز خوانی بسته به استعداد-  آواز  گیرا و بسته به ابتکارات  است که  خوشبختانه تعداد زیاد  از اشتراک  کنندگان دارای  همین  صفات بودند.  کاپی  خوانی  در تمام  جهان  مروج  است  اما بشرط  آنکه  هنرمند   پارچه ی را  باز خوانی نماید که خوبتر وبهتر از هنرمند  اصلی  بخواند واگر نتواند  بدتر نخواند.
هنرمند  باید توانایی و تون گلوی  خودرا  بداند  شاید و آهنگ را انتخاب نماید که وبدلها  چنگ بزندُ هرگاه پارچه اصلی  که به  اعظمیت  اجرا  شده هنرمند تازه کار آنرا خوانده نمیتواند وزنی  خواهد بود که برداشتن آن  بالاتر از توانایی   اوستُ در ایجاست که  هنرمند  کاپی  خواند  تمام  شهرت هنری  خود را به صفر ضرب  خواهد نمود.
داوران  محترم  ستاره  افغان استعدادهای  خوبی کشف  کردند و جوانان نیز بااحساس و استعداد هنری در برنامه حصه  گرفتند و درخشیدند و از جمله استعداد های کشف  شده  پنج نفر در مرحله  نهایی  « پنج بهترین » را بنام  هنرمند معرفی  نمودند یکی هم  الماس  فراهی  بود.
جناب  فراهی  دارای  حنجره  قویُ  آواز گیرا و استعداد سرشار روی  ستبج ظاهر گردید او کاملا در سبک  مخصوص هنرنمایی  میکرد.  پیروی از سبک  احمد  ظاهر هنرمند دلها که  او خود پیرو مکتب وسبک «الویس  پرسلی» امریکایی بودُ  الماس  فراهی  دوباره آن  دو هنرمند  فقید  را زنده ساخت.
هنرمندان زیاد  مخصوصاٌ جوانان  آهنگهای « احمد  ظاهرمرحوم » را کاپی  نمودند  بعضی ها نسبی خوب  و بعضی  ها آنقدر خراب  اجرا نموده اند که از آهنگ اصلی آن  نیز انسان دلسرد میشود اما الماس  فراهی  در دوره  آموزن  آنقدر زیبا اجر کرد که  باید برایش  آفرین  گفت.
استعداد های جوانان  امروز تا استعدا های چند سال قبل  خیلی ازهم  متفاوت بود زیرا موقع  دادن برای  تبارز  استعدادهاُ  زمینه رشد و آزمون گاه برای  برسی استعداد ها و دسترسی  به  آلات  موسیقی  خیلی  در این  دوره  چشمگیر بود و از طرف  دیگر جوانان  واقعاٌ به هنرعشق  داشتند و با روحیه  عشق  به  هنر موسیقی ثبت  نام کردند  زیرا هرکاری  که  منشه  آن  عشق  باشید از قلب  برمیخیزد وبر قلب  دیگران  اثر میگذارد. جوانان که برای هنرمندان  شدن  ثبت نام  کرده بودند  چه محلی  خوان و یا غیر محلیُ  نورام  های  آواز خوانی  و هنرمند شدن را رعایت  میکردند.
الماس  فراهی  جوان نازنین  وطن ما که از سرزمین  شعر و ادب هرات باستان میباشد وبا آنکه  تجربه هنری کمتر دارد مگر نظر به سلیقه  وعشقی  که  به  هنر آواز خوانی  و نواختن  گیتار  داردُ به  زودترین  فرصت  به  قلعه  های  شهرت  خواهد رسید و میرسد هرگاه  در اتنخاب اشعار خوب مطابق  حنجره  خودش  و باداشتن استادان  مجرب برای کمپوز آهنگهایش   آینده  خوب  هنری  خواهد داشت و با پشتکار و زحمت  میتواند  در فرصت  خیلی کم  احمد ظاهر  ثانی گردد.
الماس  در سال  (۱۳۶۷( هش- در ولایت  فراه بدنیا آمد و ولایت  هرات  زندگی  مینمایدُ  او برای  (۲۱ ) سال  در ایران  مهاجر بود مکتب  را در همان جاه فرا  گرفته  است. وی فرزند  محبوب  خانواده بوده  و پدر ومادرش از دوستان  نزدیک  او میباشندُ  درفامیل با یک  خواهر کوچکش خیلی  صمیمی است.  الماس  در نواختن  آلات  موسیقی به گیتار دسترسی  دارد و هنر رسمامی را نیز دوست دارد و ازجمع  هنرمندان کشور « فرهاد دریا» را دوست دارد او با طبعیت  بی علاقه  نیست واز رنگ آبی  خوشش  میایدُ برای  این  هنرمند  جوان و با استعداد موفقیت های  بزرگ  آرزو  میدارم تا مانند  نامش  درخشش  الماس را در  تمام  ساحات  زندگی داشته  باشد.  الماس  عزیز  موفقیت  تان  آرزو  ماست.

 

یاد شور بارزار کابل بخیر

 

زمانیکه هنوز مکتب  نمیرفتم ، تنها دو رفیق داشتم، هرروز درکوچه با هم بازی میکردیم. خانه ما پهلوی هم قرارداشت وازسربام هم ارتباط داشتیم. سنجوهم سن وسال من بود اما کمار برادرش با آنکه از من خورد تربود ، نسبت به سنجو زیادتر رفیقم بود، او خیلی اجتماعی بود، زیاد فکاهی میگفت، هردو برادرها مانند برادراصلی با من دوست بودند. مادرشان درشیرین پختن خیلی لایق  بود، هر وقت بدست سنجو وکمار برایم میتایی و لدو روان میکرد…یکروز برایم  میتیایی زیاد روان کرده بود، یکمقدارآنرا برای  فردا ی خود درپسخانه پت کرده بودم…مادرم آنرا پیدا کرد و قصه من درخانه بگوش پدر کلانم رسید. پدرم کلانم  با آنکه حج رفته بود ویک آدم متدین بود اماهر وقت که مرا در کوچه با سنجو وکمار میدید منت میکرد ” برو گم شو…صد دفعه گفتیمت که در کوچه بازی نکو … هرسه ما از کوچه بخانه میگریختیم…. ودر سربام  دور از چشم پدرکلانم  تشله بازی  میکردیم. اگر ما را بیخبر درکوچه گیر میکرد بانوک اعصا چوبش تشله های مارا درجویچه های بد رفت میآنداخت. زمانیکه مکتبی شدم دوستان ورفیق های زیاد پیدا کردم. نه تنها سنجو وکمارا فراموش کردم بلکه مانند دیگران در پی  آزار شان برآمدم. وقتیکه ازمکتب با هم مکتبی هایم میآمدم درراه  آزار دادن هندوها برای ما یک ساعت تیری بود …هیچوقت احساس آنها را در نظرنمیگرفتیم .

ادامه خواندن یاد شور بارزار کابل بخیر

حارث ونیلوفر

حارث ونیلوفر
حارث در گوش نیلو فر قصه عشق میگوید

ساعت بعدازظهر بود، نیلوفرکنار پنجره ایستاده بود راه مادرش را نگاه میکرد، ناگهان متوجه شد حارث درمقابل خانه اینسو آنسو نگاه میکند گویا ازتنهایی دل تنگ است. نیلو درشیشه پنجره با ناخنش زد وحارث رااشاره کرد…..حارث تنها نگاه کرد مگر داخل خانه نیآمد. نیلوفر پرسید چرا داخل نمیآید، حارث که همیشه حرفهای مادربزرگش را میشنید؛ گفت نه… مادرکلانم گفته که داخل خانه کس نروم…نیلوفرگفت بیا هردوی ما بازی کینم، حارث اورا به بیرون دعوت کرد…صحبت ها ازمکتب شروع گردید، قدم زده هردوطرف پارک رفتند…آسمان آبی ناگهانی تیره ابرآلود گردید، نیلوفرلباس نازک دخترانه برتن داشت مگرحارث معمولا یک کرتی بالای لباسایش میپوشید. نیلوفرمیخواست دویده دویده بطرف خانه برگردد اما خشم آسمان اورا مجبور ساخت تاخموشی طوفان ، رعد وبرق همان جاه بماند. حارث با صدای آهسته وتقربیاٌ نفیس تراز اواز دخترانه گفت، نیلوفر نترس من همرایت هستم. بیا دستت را بمن بده…دست همدیکر را گرفتند وکنارهم نسشتند، تا طوفان برطرف گردد.
حارث بچشمان نیلو دقیق نگاه کرد وآهسته گفت: نیلو من این چشمان را هرروز از پشت شیشه پنجره نگاه میکردم اما امروزچه سعادت نصیبم شده…نیلو دستاش را زیربغل خود گرفته بود از سردی هوا میلرزید و خود را دربغل حارث چسپاند…حارث گفت، نزدیکتربیا، اینه مه کرتیم را بالای توهم میگیریم که گرم باشیم. بیا کمی نزدیکتر مه درگوشت چیزی میگویم.
نیلوفر،…نه دربغلت خودرا می چسپانم درست میشه حارث بغلش کرد وگفت رویم بسیارسرد است؛ رویش بروی نیلو چسپاند وبوسید…آه تشکرنیلوجان کم رویم گرم شد وحرارت گرفت یک بوسه دیگرهم اجازه بدهید که تمام سردی رویم برطرف شود. زمانیکه بوسه ثانی را گرفت نیلورا دربغلش فشرد…به چشمان نیلو خیره شد ودانه دانه باران از آسمان عشق خداوندی بروی نازک نیلوفرمانند قطره شبنمی برگل نشسته باشد، ریخته بود. زیرلب گفت خدایا لطف ترا شکرگذارم…چه نعمتی امروزبرایم ارزانی کردی. هردو لرزیده لرزیده درهوای طوفانزا به یکدیگرمینگرستند، نیلو ازسردی هوا میلرزید وحارث ازگرمی عشق لرزه در بدنش رخنه کرده بود. نیلوهیچگاه بوسه گرم محبت راامحتان نکرده بود. پرسید حالا گرم شدی…
حارث گفت: بلی …مگر نمیدانم چرا حرارت بوسه تان شیرگرم است…بیا چند بوسه دیگر …

حارث ونیلو
گل زیبا از حویلی باغچه حارث

نیلو گفت: چرا پدرم با یک بوسه مادرم گرم میشود…..وتو….
حارث : بوسه ازدواج دارای حرارت خشونتاست و …مگر بوسه عشق …
نیلوفر : ها .. یعنی تو مرا دوست داری؟
حارث: هنوز نمیدانم…زیرا مادرکلانم گفته بود که بوسه عشق شیرگرم میباشد
وآدم رااهسته اهسته گرم میکند.
چند روز بعد حارث یک شاخه گل مرسل را عقب دروازه خانه نیلو شان گذاشت…