همسایه : نوشتهء مسعود زراب

سال های پيش دختر زيبايى با جلد سپيد و بخت سياه، چشم به جهان گشود كه روز قبل پدرش چشم از جهان بسته بود؛ مادرش كه دريچه ى اميد كاملأ به رويش بسته شده بود، شب ها زير سقف چككبار زمستانى كلبه ى ويران و سرد، چشمانش كه خسته تر از دلش بود غرق سيلاب اشك مى شد؛ گاه گاهى چشم خويش را به ناكجا ها مى دوخت و راهى براى آينده ى خود و طفلك نوزادش نمى يافت.

مادر بيچاره هفت سال بار سنگين غم را تنها بر دوش خود كشيد و  دخترك كه تازه به مكتب مى رفت، روزى از مكتب آمده به مادرش گفت: ” مادر جان، معلم ما گفت كه فردا هر كس با پدرش به مكتب بيايد، پدر من كجاست؟ “

ادامه خواندن همسایه : نوشتهء مسعود زراب

مادر اثری ازنویسنده شهیر روسی ،ماکسیم گورکی: احمدشاه ستیز:

تجدید خاطرات دهه ای چهل ، دوران دانشجویی  و  شور و شوق کتابخوانی های آنوقت ….

“کتاب مادر اثری از نویسنده شهیر روسی ،ماکسیم گورکی است. اثری که برای درک جایگاه آن لازم است اطلاعاتی از تاریخ روسیه داشته باشیم. باید بدانیم که زندگی گورکی در ابتدا به چه شکل بوده است و بعد چه فعالیت‌هایی داشته و همچنین لازم است از وضعیت مردم و حرکت‌های انقلابی که در اوایل قرن بیستم شدت گرفته بودند آگاه باشیم. همه این موارد است که به ما نشان می‌دهد چرا گورکی در آن زمان بیشتر از هر نویسنده دیگری مشهور بود. در ادامه خلاصه‌ای از وضعیت آن زمان که در مقدمه مترجم به خوبی شرح داده شده بیان می‌شود.

ادامه خواندن مادر اثری ازنویسنده شهیر روسی ،ماکسیم گورکی: احمدشاه ستیز:

نفیسه خوش‌ نصیب؛ درآن سوی دریچۀ دل« بخش اول» : استاد پرتو نادری

وقتی خواستم تا در پیوند به گزینۀ شعری «دریچۀ دل» سروده‌های بانو نفیسۀ خوش نصیب، چیزی بنویسم نمی‌دانم چرا ذهنم یکی و یک بار به آن سال‌های سیاه برگشت که دروغ را به نام حقیقت به رنگ سرخ می‌نوشتند. 

با دریغ‌ بعدها دیدیم که این واژۀ سیاه را به رنگ‌های سبز و سپید، نیز نوشتند؛ اما دروغ با این همه جامه‌های رنگ رنگ نتوانست، بر جای‌گاه حقیقت بنشیند. سال‌های که خط سرخ در میان انسان‌ها فاصله می انداخت. ادبیات و شعر نیز چنین شده بود. دسته بندی شده در دو سوی خط سرخ.

ادامه خواندن نفیسه خوش‌ نصیب؛ درآن سوی دریچۀ دل« بخش اول» : استاد پرتو نادری

فریده انوری ، زنی با صدای جادویی: خانم هما طرزی

دوست دارمش چون دوستداشتنیست. صدایش با من ازآشتی ویژه ای حرف می زند که زنده و گویاست و مرا به اندیشه ای وامیدارد که عشق برایم رنگینتر میشود و زندگی گرمتر. آری زنی که با صدای گرم ودل انگیز و باوقارش سالها عشق را به خانه ها مهمان میکرد  و رادیوی پاک اندیش آن زمان را جلوه و رنگ خاصی می بخشید و در دلهای ما جوانان جادوی عشق را با صدای سحر آمیزش می پروراند و همیشه مشتاق بودیم تا رادیو را روشن کنیم و او شعری را دکلمه کند. و هنگامی که با مرحوم دکتر اکرم عثمان جفت میشد ، مرا به عرش می برد . قلم بر میداشتم و می سرودم و یا برس رنگ بدست می گرفتم و نقاشی می کردم.

آری به این می گویند جادو!

من از دوره رادیو بودم و در آن زمان از تلویزیون خبری نبود. تا اینکه زمانی که برای آخرین دیدار پدرم بکابل آمدم ماه حمل وثور 1978 بود که یکروز قبل از پروازم تلویزیون با خطابه ای از مرحوم سردار داود خان شروع بکار کرد و من در منزل خواهرم حفیظه جان و همسرش دکتر یحیی ابوی که یک تلویزیون کوچکی با خودشان از آلمان آورده بودند این برنامه را با رنگ سپید و سیاه دیدم . چقدر شادی می کردم و اشک می ریختم. بله دوره من همان دوره رادیو بود ودوره افسون صدا ها! 

ادامه خواندن فریده انوری ، زنی با صدای جادویی: خانم هما طرزی

شکیلا عزیززاده، یاد از هیچ : استاد نصرالله پرتو نادری

روزی از روزهای سال ۲۰۰۴ عیسایی بود که یکی از خبرنگاران هالندی در دفتر بی بی سی در پشاور به دیدار من آمد. بستۀ کوچکی را به من داد. در بسته دو جلد کتاب بود زیر نام «یاد از هیچ» از شکیلا عزیززاده.

شاعر را نمی‌شناختم؛ اما برایم بسیار خوش‌آیند بود که هموطنی از سرزمین‌ دوری کتابش را برای من فرستاده است.

پیش از آن که کتاب را بگشایم، نام کتاب برایم بسیار دلچسب بود: «یاد از هیچ»!

باری دیگر وقتی کتاب منوچهر حیدریان «به حیوانات مان آهن دادیم که از گاو‌ها سیاست دوشیدیم» را دیدم، چنین حسی داشتم.

ادامه خواندن شکیلا عزیززاده، یاد از هیچ : استاد نصرالله پرتو نادری

نادیا انجمن ؛ در انحنای زندگی ومرگ: استاد نصرالله پرتو نادری

دردهای گنگ

دردهای دیرماند در لفاف مبهم سکوت

در سرت قصیده‌های سوگ‌بار خوانده‌اند

با نمایش کریه چهره‌های خویش

رنگ هستی ترا پرانده‌اند

آه،

تو چقدر با تمام ساده‌گی‌هایت غریب مانده‌ای

در رگان پیکر تو پی نمی‌برد

هیج کس عنایتی به دقت بزرگ

ادامه خواندن نادیا انجمن ؛ در انحنای زندگی ومرگ: استاد نصرالله پرتو نادری

به بانوان سرزمینم« بغض گلوگیر» شعر از دکتور لطیف ناظمی

چه شد که نقش قدم هات در خیابان نیست ؟

چه شدکه عطر نفس هات ای پری جان نیست؟

دو سال شد که هنوز ای پرنده در قفسی

سزای چون تو قفس نیست؛ کنج زندان نیست

خبر ز رجعت تهمینه ی سمنگان نیست

ادامه خواندن به بانوان سرزمینم« بغض گلوگیر» شعر از دکتور لطیف ناظمی

میمونه « غزال » یک نام آشنا در رواق تاریخ پر شکوه هنر تمثیل : موسی رادمنش

میمونه غزال ( تیاتر ، سینما، و رادیو تلویزیون افغانستان) 

زمانیکه ما به پدیده هنر درنگی می افگنیم ،خاصتا هنر تیاتر، سینما،رادیو، تلویزیون، درمیابیم که هنرتیاتر وسینما

یکی از بهترین وکاملترین هنرها محسوب میشود. 

هنر نمایش وتصویر چنان تاثیر عمیق وهمگانی دارد که ذهن وفکر تماشاگر را بسوی خود میکشاند و جذب میکند، تا موضوع محتوا را در زوایای عمیق زندگی از اجرای هنر پیشه گان وامور کارگردانی توام با بکاربرد افزار تخنیکی در مجموع تاثیرگذاری آن تا بدان حد است که میتواند تغییری در مسیر افگار و اندیشه های بشری بیاورد.

ادامه خواندن میمونه « غزال » یک نام آشنا در رواق تاریخ پر شکوه هنر تمثیل : موسی رادمنش

نگاهی به یک آیین زن ستیزی درجهان : داکتر حمید الله مفید

یکی از خشن ترین دوره تاریخ بشری که در آن زن ستیزی به اوج خود رسیده بود دوره بابلی ها بود.در آیین بابلی خدای بود به نام مردوک که خدای آفرینش و باروری بود. و جانشین ( آنو) خدای خدایان شده بود.  نام مردوک از ریشه سومری ( مراوتو) گرفته شده است و بابلی ها او را به امروتوک و سپس مردوک ساخته بودند.

مردوک خدای زن ستیز و طالبی بود. در دین مردوکی زنان موجودات نجس شمره می شدند، بانوان اجازه نداشتند. تا در مهادژ ها یا معابد داخل شوند. زن اجازه نداشت تا بدون اجازه شوهران شان از خانه های شان بیرون شوند. 

ادامه خواندن نگاهی به یک آیین زن ستیزی درجهان : داکتر حمید الله مفید

اعتصابهای غذایی از شهر کلن تا اسلام آباد و ماجراهای غم انگیز زنان افغانستان : مهرالدین مشید

بی تفاوتی جهان در برابر اعتراض ها و حماسه آفرینی های زنان افغانستان

اعتصاب غذایی شماری از زنان رزمنده و با شهامت افغانستان در هفته ی گذشته در ایالت کلن آلمان و کشور های سویدن و اسلام آباد به مثابه ی فریاد اعتراض میلیون ها زن و دختر مظلوم افغانستان در تحت حاکمیت استبدادی زن ستیز و آموزش ستیز طالبان، بار دیگر پرده از عمق فاجعه ی استخوان سوز رزیمی بیرون کرد که از دو سال بدین سو خوش بختی و رفاه ی زنان و دختران افغانستان را به گروگان گرفته است.

ادامه خواندن اعتصابهای غذایی از شهر کلن تا اسلام آباد و ماجراهای غم انگیز زنان افغانستان : مهرالدین مشید

بیا ای هموطن : شعراز بانو صالحه واهب واصل

بیا ای هموطن تــــــا همــــــدل و همیـــــار هم گردیم

به وحدت دست هم گیریم و هم غمخوار هم گردیم

 زنیم با مشت سنگینی به روی دشمن میهن

انیس و مونس هم  یار و خدمتگار هم گردیم

ادامه خواندن بیا ای هموطن : شعراز بانو صالحه واهب واصل

آهو شدم ؛ شعر از : خانم نیلوفر ظهوری (راعون)

آهو شدم تمام بیابان پلنگ شد

ماهی شدم سراسر دریا نهنگ شد

با صد شکنجه از قفس خود برون شدم

تا پر زدم نصیب وجودم تفنگ شد

ادامه خواندن آهو شدم ؛ شعر از : خانم نیلوفر ظهوری (راعون)

مصاحبه جالب نذیر ظفربا : خانم ماریا دارو

در این  مقطع زمان که گروه منفور؛  فاقد سواد و فرهنگ با  افکار قرون وسطایی و معامله گر سایه تظلم را بر ملت ما افگنده  است و درب  معارف و مکاتب  را بر روی بانوان شجاع و مستعد ما بسته  اند؛ نباید احساس  ناامیدی  کرد زیرا قلم به دستان ما در داخل  و خارج ازکشور پیوسته  در نگارش  ادامه میدهند  و زبان و فرهنگ مان را با  گلواژه های  شان عطور زندگی  می  بخشند …

از این جمله نویسندگان  مجرب و چیره  دست یکی هم بانوی  گرانسنگ و نویسنده کتب متعدد خانم ماریا  جان  دارو است که با وجود مشکلات محیطی  شجاعانه می نگارد و برغنای معنوی ما می  افزاید.

 در همین روزها کتاب تازه  شان  تحت عنوان  (اتاق  شماره ۲۲) درآنلاین منتشر گردیده  است. 

در همین رابطه  مصاحبه  اختصاصی با این خواهرما انجام دادم و شما دوستان را به خوانش آن دعوت میکنم.

سوال  – تاکنون چند کتاب و با کدام عناوین را نوشته اید و هموطنان ما از کدام مرجع می توانند آنها را بدست آورد ؟

 جواب  – جناب  محترم ظفر گرامی  وارث الشعرا شیوا بیان ؛ ژورنالست آگاه و فعال و نویسنده  توانا ؛ خدمت شما وعلاقمندان  کتاب عرض سلام و ادب دارم.

ادامه خواندن مصاحبه جالب نذیر ظفربا : خانم ماریا دارو

 سرنوشت زنان؛ درباختر دیروز؛ خاورامروز : برگردان: داکتر صبورالله سیاسنگ

Rick Wilford

اندیشۀ تمایز “جهان” خصوصی زنانه و حوزۀ عمومی مردانه تنها در فاشیزم نهفته نبود، آشکارا پیش برده می‌شد. در این زمینه میان باورهای هتلر و موسولینی ناهمگونی به چشم نمی‌خورد. هر دو نمونۀ نگرش‌های مردسالارانه بودند و بیانگر این ادعا که جایگاه طبیعی زنان در خانه و خانواده است. هتلر تفاوت قایل بود میان “جهان بزرگ‌تر” در انحصار مردان که در آن امور دولت، سیاست و جنگ انجام می‌یافت و “جهان کوچک‌تر” که ساحۀ زنان بود و فشرده می‌شد به شوهر، خانواده، فرزندان و خانه.

حق رای‌دهی زنان که در شهر وایمار جرمنی رخ داد، “اختراع روشنفکران یهود” بود و آنان را از وظایف “مقررۀ طبیعت” باز می‌داشت. وظایف یادشده را جوزف گوبلز – رئیس دستگاه تبلیغات هتلر – چنین فشرده کرده بود: «مأموریت زن زیبا بودن و آوردن فرزندان به جهان است. جنس مادینه برای جفتش خود را می‌آراید و پیهم تخم می‌گذارد.» (Noakes & Pridham, 1974)

ادامه خواندن  سرنوشت زنان؛ درباختر دیروز؛ خاورامروز : برگردان: داکتر صبورالله سیاسنگ

سوگ نامه ای به مادارن ستمدیدۀ افغانستان به  بهانۀ « روز مادر »: مهرالدین مشید

روز مادر در سرزمین تحت سیطرۀ فرمانروایان زن ستیز و بی مادر

مردم افغانستان در هفتۀ گذشته در صفحه های رسانه های اجتماعی از 24 جوزا به مثابۀ روز مادر بزرگداشت به عمل آوردند. از جندین دهه بدین سو از این روز در افغانستان بزرگداشت به عمل می آيد. هرچند کاربران در رابطه به بزرگداشت از این روز نظریه های گوناگون داشتند؛ اما در رابطه به ارجگذاری به مادران و حفظ عزت و حرمت آنان وحدت نظر داشتند. آنان مخالفت خود را با هر گونه تبعیض سیستماتیک و خشونت های گسترده برضد مادران ابراز و سیاست های زن ستیزانه و مادر دشمنانۀ طالبان را محکوم کردند. شماری ها با و۶ ایاد آوری از تبعیض های گسترده و خشونت های وحشتناک و ضد انسانی طالبان مخالف هرنوع مبارکباد گفتن بودند. آنان می گفتند،

ادامه خواندن سوگ نامه ای به مادارن ستمدیدۀ افغانستان به  بهانۀ « روز مادر »: مهرالدین مشید

از دست رفته پنجره امید دختران : گلچهره احمدی

حق بر آموزش، از حقوق بنیادین بشر است که مانند سایر حقوق مشابه می بایست تمامی افراد بدون هیچ گونه تبعیضی از آن برخوردار شوند. این حق در اسناد مختلف حقوق بشری مورد تاکید قرار گرفته است. ازاین رو، نابرابری جنسیتی در آموزش نقض آشکار حق مزبور، محسوب می شود. هرزمان که تاریخ گذشته جهان را ورق می زنیم به صحنه های دلخراشی از رفتار ظالمانه و نابرابر با زنان در چهارگوشه جهان بر می خوریم که حکایت از غفلت جوامع بشری در طول تمامی تاریخ دارد.

ادامه خواندن از دست رفته پنجره امید دختران : گلچهره احمدی

مادر؛ گویی سرم هنوز به بالین نرم تست: محمد حسین شهریار

  مادر بهشت من همه آغوش گرم تست

گویی سرم هنوز به بالین نرم تست

پیوسته در هوای تو چشمم به جستجوست

هرلحظه با خیال تو جانم به گفتگوست

ادامه خواندن مادر؛ گویی سرم هنوز به بالین نرم تست: محمد حسین شهریار