احساس بیگانگی با محیط کشنده ترازخود بیگانگی و وحشتناکترازکابوس : مهرالدین مشید

چه بشکن بشکن است امشب

از آنجا که بحث بر سر بیگانگی است و بیگانگی هم معنایی فراگیر دارد که ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی را در بر گرفته و در بسیاری مفاهیم کلان علمی و فلسفی چهره می نمایاند. آنگاه این بیگانگی بهتر حس می شود که انسان با محیط بیگانگی پیدا کرده و در نتیجه با جهانی از پدیدهها بر می خورد که همگی برایش ناآشنا اند. در این حالت است که حس بیگانگی برای انسان دست می دهد، حسی که همه امکانات توافق با محیط را از انسان می گیرد و در نتیجه تو بودن او را در هاله ای از ابهام می پیچاند. اینجا است که همه چیز برای انسان بیگانه می شوند و انسان خود را در دنیایی از بیگانگی ها مخاطب می یابد که گویا هیچ یک میل صحبت و مدارا را با او را ندارند.

ادامه خواندن احساس بیگانگی با محیط کشنده ترازخود بیگانگی و وحشتناکترازکابوس : مهرالدین مشید

هراس از فرهنکشتاین تروریستی و تعامل جهان با طالبان : مهرالدین مشید

تبدیل شدن شمال افغانستان به وزیرستان شمالی و نگرانی های روسیه

در این روزها تلاش های دوگانه ای در پیوند به اوضاع افغانستان در سطح کشور های منطقه و جهان به راه افتاده است که یک سر نخ این تلاش ها به مسکو و پیکنگ و سر نخ دیگر آن به واشنگتن می رسد شگفت آور اینکه چرخه گیر هر دو رابطه نظامیان پاکستان است. این تلاش ها بیانگر این است که حل کلید حل بنیادی مشکل افغانستان نه در داخل، بلکه در ایجاد تفاهم مشترک میان امریکا و روسیه و چین است. در ظاهر هدف هر دو تلاش پیشگیری از خطر تروریسم از افغانستان تحت حاکمیت طالبان ذکر شده است. مقام های کشور های یادشده نگران فعالیت های گروه‌های خطرناک تروریستی در افغانستان بوده و هریک موجودیت این گروه‌ها را خطری جدی نسبت به کشور های خود تلقی می کنند.

ادامه خواندن هراس از فرهنکشتاین تروریستی و تعامل جهان با طالبان : مهرالدین مشید

داستان ؛ بهلول دانا : استاد پرتو نادری

پیرمرد گفت: به گمانم امسال بهلول دانا از روی دانایی در مورد پیاز سخن گفته است.

گفتم چه می‌خواهی بگویی، پیر مرد!

گفت: باری بهلول از کوچه‌یی می‌گذشت و مردی از او پرسید: ای بهلول دانا، امسال چه چیزی بخرم که در زمستان قیمت شود، بفروشم و سود کنم.

بهلول گفت: تنباکو!

مرد هرچند بسیار متردد بود که تنباکو بخرد یانه؟ سرانجام همه پیسه های خود را تنباکو خرید. در زمستان نرخ تنباکو بسیار بالا رفت و مرد، سود زیادی کرد. سال آینده باز روزی آن مرد بهلول را دید و گفت: ای بهلول دیوانه، سال گذشته گفتی تنباکو بخر، خریدم و سود زیادی کردم. حال بگو که امسال چه چیزی بخرم که سود کنم،

ادامه خواندن داستان ؛ بهلول دانا : استاد پرتو نادری

جامعه سیاست زده ی ما و آشفتگیهای سیاسی در آن : عبدالناصر نورزاد

به فراخور مقاطع مختلف تاریخی و پیدایش و نضج تفکرات سیاسی یا سالم و یا ناسالم، ما شاهد یک جامعه ای به شدت سیاست زده، فاقد بینش سیاسی و بیشتر قربانی هوس بازی های سیاست بازان بوده ایم. از کنش و واکنش انسان سیاسی، و محیط سیاست گری، مراحل پیدایش، تکوین و سقوط هر اندیشه سیاسی واقعات تاریخ سیاسی کشور ما، در امتداد توسعه مسیر تاریخی خود، دوره های از نقاحت، بالندگی و آشفتگی  را به دفعات تا رسیدن به بالندگی و کهنگی مسیر پختگی به تجربه گرفته است. این بالندگی و کهنگی قربانی های نیز گرفته است. قربانی های بی خبر، احساساتی و توام با عواطف و آرمان های مردمان عادی و با دید محض و دگم اندیشی مطلق سیاسی. در سطح بالا، آنهایی که تصمیم گیر بوده اند ویا مدیر برنامه های دیگران، خیلی ها از این وضعیت سود برده اند. رهبران قومی، مذهبی و نپوتیسم حاکم بر میدان سیاست در افغانستان، هم مسئله قدرت سیاسی را ارثی ساخته و هم روال نضج گیری به وجود آمدن یک رهبری سالم سیاسی را شدیدا متاثر ساخته است. 

ادامه خواندن جامعه سیاست زده ی ما و آشفتگیهای سیاسی در آن : عبدالناصر نورزاد

این چهرهً مرموز کیست؟–دا ناولی او مرموزه څیره  څوک ده؟ : نوشتهً داکتر ناصر اوریا

این چهرهٔ مرموز بنیانگذار کشوری است که (بیش از ۴ دهه در پهلوی ایران و کشور های مشخص دیگر)، برای افغانستان قهرمان تخریب و پهلوان کشتار تربیه و ارسال کرده و می کند.

استعمار بر سبیل عادت، در طول تاریخ مخصوصاً در کشور های جهان سوم از بدکارترین ها قهرمان و اسطوره می سازد.

میتوان با آشنایی مختصر با “قائد اعظم” به ماهیت دیگر قهرمانان ساخته و پرداختهٔ استعمار قسماً پی برد.

بلی!‌

این چهرهٔ به ظاهر نحیف، کارآترین وسیله در تجزیهٔ هند بود.

چهره ای که بیش از نیم میلیارد مسلمان هند را به سه بخش جدا کرد.

ادامه خواندن این چهرهً مرموز کیست؟–دا ناولی او مرموزه څیره  څوک ده؟ : نوشتهً داکتر ناصر اوریا

واژه چیست : دکتور حمیدالله مفید

واژه شناسی MORPHOLOGY

واج یا واگ یا واژ شکل اوستایی آن Vach و نیز Väocat  هندی باستانی و سنسکرت آن Vach  وViväkti در پهلوی واژک شده است  به معنی  سخن و آنچه که انسان برای گفتن ادا می کند. 

ریشه شناسی واژه کلمه: الکلمه عند النحاه اللفظ الداله علی معنی   

این واژه از زبان سامی به زبان عربی آمده و به معنی سخنی که معنی داشته باشد. پیش از آن که به شناسایی یا تعریق واژه بپردازم ، خاطر نشان می سازم تعریفی که در کتاب های ادبیات یشین آمده است ، که لفظ با معنی را کلمه گویند از قاموس دستور زبان امروزی برداشته شده است. مفهوم واژه و ارایه تعریفی کارآمد از آن کار ساده‌ای نیست و دشواری این کار از تحلیل ساده‌ترین داده‌های زبانی آشکار می‌شود، هرچند اهل زبان به طور شمی مفهوم واژه را می‌شناسند و از این واحد ساختاری در تولید جمله‌ها (نحو) استفاده می‌کنند.

ادامه خواندن واژه چیست : دکتور حمیدالله مفید

 سرنوشت این زندان پسا بازی بزرگ در بازی جدید : مهرالدین مشید

مردم افغانستان قربانی توطیۀ خطرناک داخلی، منطقه ای جهانی

افغانستان مگر دستخوش بازی بزرگ دوم می شود و سرنوشت مردم آن بار دیگر در قمار سیاسی و نظامی قدرت های بزرگ منطقه ای و جهانی رقم می خورد? این در حالی است که افغانستان در قرن نوزدهم درگیر بازی بزرگ نظامی و سیاسی بریتانیا و روسیۀ تزاری بود. این بازی تا زمانی ادامه یافت که بالاخره با امضای معاهدۀ دیورند  در سال  ۱۸۹۳ میلادی زندانی به نام افغانستان بحیث منطقۀ حایل میان دو امپراتوری بریتانیا و روسیه تشکیل گردید. حال از اوضاع سیاسی و نظامی افغانستان طوری برمی آید که این کشور بار دیگر در حال افتادن در پرتگاۀ یک بازی جدید است که جندان بی شباهت با بازی بزرگ قرن نوزدهم نیست.

ادامه خواندن  سرنوشت این زندان پسا بازی بزرگ در بازی جدید : مهرالدین مشید

 رویارویی عمران خان با ارتش و به صدا درآمدن آژیر خطر در پاکستان : مهرالدین مشید

پیش لرزههای انفجار در کشور بزرگترین حامی تروریسم ترور نافرجام عمران خان بحران سیاسی در کشور بزرگ ترین حامی تروریسم را وارد مرحلۀ جدی تر نمود و فضا را برای مانور های سیاسی و نظامی جنرالان پنجابی بیشتر فراهم نموده است. ترور خان این گمانه زنی ها را تقویت کرد که جنرالان پاکستان از به قدرت رسیدن دوبارۀ عمران خان نگران هستند. نظامیان پاکستان در همسویی با احزاب بر سر قدرت این کشور با توجه به جایگاۀ مردمی خان در دو ایالت خیبر پشتون و کراچی در حالی قصد ترور او را کردند که عمران خان بررغم مخالفت شدید نظامیان پاکستان، حاضر به عقب نشینی از دستیابی به قدرت نگردید. این در حالی است که خان در هفت ماۀ گذشته با فشار های زیادی دست و پنجه نرم می کند. دادگاۀ عالی پاکستان او را متهم به توهین به یک افسر پولیس و قاضی کرد و پولیس حکم بازداشت او را صادر کرد. کمیسیون انتخابات، به دنبال این حکم صلاحیت عمران‌خان برای شرکت در انتخابات را لغو کرد؛ اما خان که خود را قربانی توطیۀ احزاب داخلی با همدستی آمریکا می داند. او هرگز حاضر به کوتاه آمدن در برابر جنرالان راولپندی نشده و تا کنون باربار اعتراض های گسترده و پیوستۀ مردمی را برگذار کرده است.

ادامه خواندن  رویارویی عمران خان با ارتش و به صدا درآمدن آژیر خطر در پاکستان : مهرالدین مشید

نگاهی گذرا برکتاب جدید شگوفه های ادب : داکتر فیض الله ایماق

  م . اسحاق « ثنا » 

ریچموند– کانادا 

محترم محمد اسحاق " ثنا "

محترم محمد اسحاق ” ثنا “ 

  خواننده گان گرامی ! 

       بی هیچ تردیدی قوام و بقای هر ملت بسته گی به فرهنگ ـ ادب و زبان آن ملت دارد.  هرگاه قومی  با فرهنگ و زبان و داشته های فرهنگی خویش بیگانه گردد و ارتباط او با گذشته های فرهنگی اعم از شعر ، نظم و نثر و غیره قطع شود ،  واضح است که این ملت ، هویت خود را از دست داده ، چون درختی که ریشه بر زمین ندارد و با هجوم تند بادی از جای می برآید و خشک میشود،مضمحل ، پراکنده و نیست و نابود خواهد شد. 

 خوشا به حال ملتی که چنان دانشمندان، محققان ، پژوهشگران و نویسنده گانی دارد که شب و روز ، در پی رشد فرهنگ ملت خود بوده ، و در بار وری زبان و ادبیات ملت خود است و نمی خواهد داشته های فرهنگی اش به خشکه و چون درخت بی بار نهایتاً از ثمر بماند . 

ادامه خواندن نگاهی گذرا برکتاب جدید شگوفه های ادب : داکتر فیض الله ایماق

داستان عاشقی سیاه‌موی‌ و جلالی‌ : Shadab Zhakfar

سیاه مویم، سیاه پوشیده امشب

سال ۱۳۴۱ خورشیدی بود که کریم شوقی، آوازخوان معروف رادیو کابل به جرم قتل برادرش به چهارده سال و دخترش جمیله به هفت سال زندان محکوم شد. کریم که به پای خود پیش پولیس رفته بود، می‌خواست اعدام شود و حتا چنین تقاضایی را هم از دادگاه کرده بود، اما داکتر نظر داده بود که او در حالت “جنون اضطراری” با برادرش دعوا کرده و از سوی دیگر قصد کشتن برادرش را نداشته و قتل به صورت تصادفی اتفاق افتاده است. از همان رو قاضی دادگاه به جای اعدام او را به حبس محکوم کرد. 

ادامه خواندن داستان عاشقی سیاه‌موی‌ و جلالی‌ : Shadab Zhakfar

بزرگداشت بیهقی پدرنثر فارسی : استاد پرتو نادری

گفتند روز نخست عقرب، روز بزرگ‌داشت از ابوالفضل بیهقی‌ست. به یاد نوشتهء کتاب‌سوزان در انجمن نویسنده‌گان افغانستان افتادم که بیست و اند سال پیش نوشته بودم. یك روز دیگر كه دهان بخاری باز بود و مطالعه می كرد از بخاری صدایی شنیدم كه مرا تكان داد. كسی با لهجه‌یی سخن می‌گفت كه تا كنون نشنیده بودم كه زبان فارسی دری را با این همه صلابت و شكوه سخن بگویند. حیران بودم كه كی‌ست. این قدر فكر كردم كه از شمار نخبه‌گان است. 

ادامه خواندن بزرگداشت بیهقی پدرنثر فارسی : استاد پرتو نادری

دکان صوفی عشقری : زبیح الله سعیدی

سر بازار اگر دکان نمی کردم چه می کردم

پنجاه سال یا بیشتر از این شاعری در دل کابل این حرفی را تکرار میکرد…

این حرف را به تکرار از هر کسی شنیدم

ظالم به روی دنیا ترس از خدا ندارد

با رهروئ بگفتم اینراه کدام راه است

گفتا که راه عشقست هیچ انتها ندارد در اخر جاده سنگ تراشی در بازار شور بازار کابل مردی باریک اندام با چهره نورانی  و لنگی و‌ چپن در  غرفه چوبی رنگ رو  رفته و شکسته ی چهار زانو نشسته بود و چشم براه عابرین بود. گاهی دوستانی که حرف دلش را میدانست نزدش میامد و مینشست و گاهی مشتری های همیشه گی‌ او پیشش میامد و پوری های تاب خورده کوچک  کاغذی را از تکری   پیشرویش از نسوار های  یک افغانی و دو‌‌ افغانیگی پر کرده و به مشتری هایش میداد.

عشق اگر در کار بار این جهانم میگذاشت 

کره مهتاب رفتن پیش من نصوار بود

دکان او خالی‌ بود و بیشترین مال دکانش اسباب کار امد زندگی شبا روزی او بود.

اجناس دیگری اگرت نیست عشقری

خاشاک و خاک بر دهن این دکان بریز

یا جز درد وداغ نیست به دکان عشقری

جنس نشاط میطلبی پیش تر برو…

صوفی عشقری که امروز نامش جز از افتخارات ادبیات ماست  در این دکان کوچکش صحافی هم میکرد. سر و‌ کار  عشقری پس از این با کتاب های بود که شیرازه ان ها از هم گسسته بود دستان شاعر کاغذ پاره ها را  پیوند میکرد مگر روز گارش همان رنگ غریبانه بخور نمیر تا اخیر ماند.

افتاده‌ عشقری را بالای خاک دیدم

گفتم به این ادیبی یک بوریا ندارد

عشقری تا پایان عمر مجرد ماند و پناهگاه و غم غلط خانه او تنها همان دکان غریبانه اش بود.

ادامه خواندن دکان صوفی عشقری : زبیح الله سعیدی

بررسی جایگاه افغانستان درمجموعه امنیت منطقه ای در مرحله پسا حضور امریکا : عبدالناصر نورزاد

فهم متعارف از مشکل امنیتی افغانستان در کنار مسایل سیاسی و اقتصادی چه است؟ چطور می شود از وضعیت بغرنج امنیتی و محیط و ماحول آن، یک توضیح قانع کننده داد؟ و بلاخره چطور میتوان یک راه حل معقول برای رفع این چالش امنیتی که در سطوح منطقه ای و جهانی مطرح است پیشنهاد داد؟ این ها محور بحث نوشته کنونی استند، مخصوصا در شرایط حاضر که تروریسم طالبانی بر افغانستان حاکم است و قدرت ها و بازی گران قدرتمندی مانند ایالات متحده امریکا، هنوز هم نقش به سزای را در تعاملات و پویش های امنیتی منطقه بازی می کنند،

ادامه خواندن بررسی جایگاه افغانستان درمجموعه امنیت منطقه ای در مرحله پسا حضور امریکا : عبدالناصر نورزاد

رژیم طالبان و نقض فاحش امنیت سیاسی شهروندان : عبدالناصر نورزاد

مفهوم امنیت، مصئونیت از تعرض، رهایی از ترس و تصرف اجباری است. این موضوع در افراد، به معنای آن است که از آزادی های مشروع خود، بیم و هراسی نداشته باشند. اما امنیت سیاسی، از دستور کار های آموزه های امنیت موسع است که مکتب کپنهاگ آن را پیشنهاد می کند. امنیت سیاسی در اصل، از ابعاد اساسی امنیت است که پیوند محکمی با تحکیم و یا عدم ثبات یک نظم سیاسی مستقر دارد.

ادامه خواندن رژیم طالبان و نقض فاحش امنیت سیاسی شهروندان : عبدالناصر نورزاد

ناصر خسرو بلخی : ملک سپهر

(از گذرگاه قبادیان بلخ تا چاه آب تخار ستان)

خبر رسان خاص دربار به سرعت به حاکم بلخ اطلاع رسانید که مردی دانشمند، فقیه، شاعر و نویسنده، در گوشه و کنار شهر مخفیانه مردم را به پیروی از پیامبر و آل پیامبر دعوت می‌نماید و به‌حاضران خود تبلیغ می­کند که ایمان اعتقاد، به دل و اقرار بر زبان و عمل بر ارکان است. او می­گوید که امامت مانند نبوت منصب الاهی و منصوص است.

ادامه خواندن ناصر خسرو بلخی : ملک سپهر

پس لگد ها و پس لرزه های دموکراسی امریکایی ! : زبیر پاداش

در سفر بودم , دوستی برایم یک لینک فرستاد , باز کردم … فضای مجازی یا همین مسنجر های فیسبوک و وتساپ را میشناختم ولی تیک تاک را اولین بار بودکه در تلیفونم ثبت کردم . از شما چه پنهان دو نفر ( دختر و بچه ) با هم صحبت میکردند و از داشته های بدن شان تعریف میکردند . راه طولانی و فرصت برای تماشای این عجوبه های زاده شده دوره دیمکراسی امریکایی در افغانستان, کافی داشتم. چشم دید هایم را نمیتوانم بیان کنم , اصلآ کلامی برای گفتن آنچه دیدم و شنیدم در مغزو فکرم , جمله بندی کرده نمیتوانم .

ما واقعآ ملت پیشرفته و دیمکورات هستیم ؟

ادامه خواندن پس لگد ها و پس لرزه های دموکراسی امریکایی ! : زبیر پاداش

ایجاد کمربند امنیتی در اطراف افغانستان : هدایت الله حبیب

ایجاد یک کمربند امنیتی در اطراف افغانستان ضروری است

رئیس جمهور تاجیکستان امامعلی رحمان در کنفرانس «همکاری بین‌المللی و منطقه‌ای امنیت و مدیریت مرزها برای مقابله با تروریسم و ‌جلوگیری از حرکت تروریست‌ها» امروز، سه‌شنبه ۲۶ میزان ۱۴۰۱ در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان گفت:

به منظور پیشگیری از خطرات، ایجاد یک کمربند امنیتی در اطراف افغانستان ضروری است. آقای امامعلی رحمان می‌گوید: تروریست‌ها همچنان در تلاش عبور از مرزها هستند. او پیشتر گفته بود در افغانستان ده‌ها هزار “مجاهد و انتحاری” آموزش می‌بینند.

ادامه خواندن ایجاد کمربند امنیتی در اطراف افغانستان : هدایت الله حبیب

   وطن ویرانه از یاراست ، یااغیار یا هردو ؟ : میرعنایت الله سادات

بیش ازچهاردهه میشود که افغانستان دریک بحران شدید امنیتی قراردارد . سوال اصلی این است که آیا علل اصلی بحران دردرون جامعه وجود دارد ویا ازخارج برآن تحمیل میشود ؟ 

   اکرعوامل این بحران ازداخل نشأت میکنند ، پس چرا بخاطر امحای آن ، اقدامات مؤثر اتخاذ نمیشود ؟ 

   درغیرآن اگرعوامل خارجی مؤجد این بحرانات اند ، بازهم سوال مطرح میشود که این قدرتها ازافغانستان وجامعۀ آن چی میخواهند ؟ 

   پیرامون این سوال مباحثات زیاد صورت گرفته ولی تاهنوز افغانها به یک شناخت واحد ومورد قبول همگانی دست نیافته اند. بناءً باید درین ارتباط گفتگوها را ادامه داد ، تا بدون علایق شخصی وتعصبات ، به تشخیص ومعرفی عوامل اصلی بحران امنیتی نایل آیم.  

ادامه خواندن    وطن ویرانه از یاراست ، یااغیار یا هردو ؟ : میرعنایت الله سادات

 این بار تاریخ را دختران شجاع افغانستان با خط درشت رقم می زنند : مهرالدین مشید

پیشاهنگی دختران معترض افغانستان از بلخ تا کابل و هریوا

دختران شجاع افغانستان با قیام های حماسه آفرین و با شکوۀ شان تاریخ افغانستان را از سر ورق زدند و مورخان را به بازخوانی تاریخ در این کشور دعوت کرده اند. این پرچمداران آزادی و آزاده گی وعلم برداران آموزش و آگاهی با اعتراض های حماسه گستر و نترس شان در برابر نظام استبدادی و وحشتناک طالبان ثابت کردند که خلاف گذشته، این بار شیر دختران افغانستان با قیام های شگفت انگیز شان نه تنها تاریخ افغانستان؛ بلکه تاریخ جهان را از سر رقم می ز نند و برفلسفۀ اجتماعی تاریخ مذکر خط بطلان کشیدند و با قیام های دلاورانۀ شان در برابر نظام ستمگر طالبان ثابت ساختند که این بار تاریخ خونین افغانستان با حماسه آفرینی های شکوهمند آنان شکل می گیرد و با خون های پاک آنان نوشته می شود.

ادامه خواندن  این بار تاریخ را دختران شجاع افغانستان با خط درشت رقم می زنند : مهرالدین مشید

کارت تروریسم و بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی : عبدالناصر نورزاد

این بحث بسیار تکراری شده است که می شنویم که هدف بعدی تروریسم، آسیای مرکزی است. زیاد روی این مسئله  بحث می شود که آسیای میانه به شدت زیر تهدید از جانب تروریستان بین المللی ای است که بعداز به قدرت رسیدن طالبان  در افغانستان، الهام تازه ی برای یورش به آن گرفته اند. اما دلایل و چند و چرای آن چندان بحث نمی شود. هیچ کس به خود زحمت نداده تا بگویید یا بنویسد که چرا آسیای مرکزی از نقطه نظر سیاسی، امنیتی، اقتصادی و ژئوکالچری برای امریکا، روسیه و چین مهم است؟ این جا می خواهم روی این مبحث را به طور جداگانه در یک نوشته دیگر تحت عنوان اینکه” چرا آسیای مرکزی برای روسیه، امریکا و چین مهم است؟”

ادامه خواندن کارت تروریسم و بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی : عبدالناصر نورزاد

نشانه های شکست زود هنگام در اردوگاه حکومت های افراطی « قسمت اول »: مهرالدین مشید

جمهوری آخوندی ایران و امارت طالبانی کوله باری نفرت بر دوش اسلام و مسلمین

قسمت اول

اسلام گرایی انحصاری آخوندی در ایران و اسلام گرایی  تمامیت خواهانۀ طالبان در افغانستان نه تنها تودههای میلیونی این دو کشور را به بند و استبداد کشانده و فریاد های مظلومانۀ آنان را در گلو هایشان خفه کرده و عصیان ها و اعتراض های آنان را به گونۀ وحشیانه و غیر انسانی سرکوب می کنند؛ بلکه این دو حکومت با گرفتن دشنه های زهر آلود برگلوی مردمان شان به کوله باری نفرت انگیز و وحشتناک تبدیل شده اند که درد گرانسنگ آن بر دوش اسلام و مسلمانان سخت سنگینی می کنند. حاکمان افغانستان و ایران مگر فراموش کرده اند؛ به هر میزانی که با مردمان شان سخت می گیرند آنان محکم تر از گذشته در برابر شان می ایستتد.

ادامه خواندن نشانه های شکست زود هنگام در اردوگاه حکومت های افراطی « قسمت اول »: مهرالدین مشید

درسوگ دانش آموزان کاج : میرزا ابوالپشم

خفته در عمق نگاهان تو صد درد، پدر!

کمرت خم شده در سوگ و رخ‌ات زرد، پدر!

زندگی قاب عزا شد، تو تماشاگرِ آن

چه کسی این همه را بر سرت آورد، پدر!

به امیدی که نهال‌ات ثمر و میوه دهد

دست‌هایت چه تلاشی که نمی‌کرد پدر!

چه دل‌آزرده تو اکنون به جهان می‌نگری

غم و اندوه زمان با تو چه‌ها کرد، پدر!

ادامه خواندن درسوگ دانش آموزان کاج : میرزا ابوالپشم