شهر ویانا به ابتکار کانون فرهنگ افغانها در اتریش (AKIS) در دهم و یازدهم ماه اپریل، رویدادهای خیلی ارزشمند—یکی کنفرانس بینالمللی همبستگی با زنان افغانستان از طریق آموزش و توانمندسازی—به مناسبت سیسالگی کانون، بیستوششسالگی فصلنامه «بانو» و جشنواره چهارم اهدای تندیس ارزشمند فرهنگی رابعه بلخی در راتهاوس شهر ویانا برگزار شد.
با اهدای پنج جایزه به پنج زن نخبه افغانستان در زمینههای سیاست، فرهنگ، ادب، ژورنالیزم و جایزه افتخاری امسال برگزار شد.
• جایزه عرصه سیاست به خانم منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش
بسته ماندن دروازه های مکاتب بروی دختران افغانستان ، برای پنج سال متوالی به معنی :
سیر قهقرایی افغانستان به عصر حجر است !
بدینرو :
این فاجعه بزرگ فرهنگی ، سلامت جامعه و مصالح علیای افغانستان را تهدید مینماید !
پس :
بزرگترین رسالت انسانی ما در احوال جاری دفاع از داعیه برحق انسانی ، اسلامی و ملی دختران ما بخاطررفتن به مکتب است :
افغانستان سرزمین عجایب و غرایب است و کشوری است که در آن تاریخ « تکرار » می شود و ما شاهدمضحک ترین شکل آن هستیم و بستن مکتب بروی دختران یک مثال اسفناک آن است .
حاکمان کنونی طالب این سلب حقوق دختران کشور را به دین و آیین مردم حواله میدهند .
در تاریخ اجتماعی بشر، برخی روزها تنها یک تاریخ در تقویم نیستند، بلکه به نمادهایی از حافظهٔ جمعی انسان تبدیل میشوند؛ نمادهایی که در آنها تجربههای رنج، مقاومت، امید و آرمانهای مشترک بشری فشرده شده است. هشتم مارچ از جمله همین روزهاست. این روز نه صرفاً مناسبتی برای تبریک و بزرگداشت، بلکه یادآور تاریخی طولانی از مبارزه برای عدالت، آزادی و برابری انسانی است؛ مبارزهای که هنوز در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.
شخصی با نام مستعار «زیباکی» با پُررویی زیاد دربارۀ اینکه این قلم شهرانی دربارۀ تاجیکان کلمات زشت و بدی را استعمال کرده باشم، در رسانهها نوشته و به نشر رسانیده است.
اولتر از همه باید گفت که زیباک یکی از مناطق زیبای بدخشان یا زادگاه من میباشد، که مردمانش بزبان زیباکی سخن میگویند و چون فرشتگان آسمانی باصفات عالی انسانی در قطار باشندهگان نجیب بدخشان با وجودیکه متعلق به ملیتهای مختلف و زبانهای جدا از هم دارند بمانند برادران اصلی حیات بسر میبرند.
در سوسیال میدیا خواندم که وزارت دفاع طالبان به پاکستان گفته است که: «اتهام نزنید، سیاست خود را تغییر دهید» و طالبان «مسئولان امنیتی پاکستان باید بهجای فرار از ناکامیهای امنیتی»، در سیاستهای خود تجدید نظر کنند».
موضعگیری اخیر وزارت دفاع طالبان در برابر اظهارات وزیر دفاع پاکستان بازتابدهندهٔ یک واقعیت انکارناپذیر است: پاکستان سالهاست ناکامیهای امنیتی داخلی خود را با فرافکنی به افغانستان پنهان میکند؛ سیاستی که نه به نفع مردم پاکستان بوده و نه به نفع مردم افغانستان می باشد.
یکی از ریشهایترین معضلات سیاسی و اجتماعی افغانستان، حاکمیت و نفوذ تیکهداران قدرت، جنگسالاران و تجاران قومی است؛ افراد و گروههایی که در ظاهر خود را نماینده و مدافع یک قوم یا منطقه معرفی میکنند، اما در عمل به دشمنان اصلی همان قوم و مردم محل خویش بدل میشوند. تجربهٔ چند دههٔ اخیر بهروشنی نشان میدهد که این افراد پیش از هر کس و بیش از هر گروه دیگر، بر مردم خود ستم روا داشتهاند و منافع شخصی و گروهی خویش را بر کرامت انسانی و حقوق اساسی جامعه ترجیح دادهاند.
دقیق چهارسال قبل در مورد ادغام سیاسی یک مقاله را در فیسبوک و ویبسایتها نشر نمودم. با ملاحظهٔ اوضاع کنونی کشور دیده می شود که ضرورت ادغام سیاسی و وضاحت مفهوم آن بیشتر از پیش محسوس می شود. از همین خاطر خواستم که مقالهٔ قبلی ام را تغیر فورم و وسعت داده و با یافته های تازه و اصلاحات وارده برای علاقمندان باز نشر نمایم.
ادغام سیاسی (Political Integration) یکی از مفاهیم کلیدی در نظریههای دولتسازی، دموکراسی و همبستگی اجتماعی است که نقش تعیینکنندهای در مدیریت تنوع، کاهش تعارضات و تضمین ثبات سیاسی ایفا میکند. افغانستان بهعنوان جامعهای متفرق و چندپاره که چهار دهه جنگ، خشونت و بیثباتی را تجربه کرده است، با چالشهای جدی در زمینهٔ مشارکت سیاسی، انسجام اجتماعی و مشروعیت نظام سیاسی مواجه میباشد.
دراین برنامه در باره شخصیت چند بعُد ی استاد عبدالقویم بسید با حضور چند تن از هنرشناسان و فرزند عزیز شان و خلص سوانح شاد روان استاد بیسد را از کتاب هنرمندان تاریخ ساز تیاتر اثر بانو ماریا دارو به صدای بانو زهره جان قیام خوانده شد.
در اینروز ها تلاش میکنم چیزی ننویسم. چون فضای ملتهب رسانه های اجتماعی، سخنگفتن را به گند میکشاند. اما گاهی هم فکر میکنم اگر کاملا خموش بمانی یکتعداد سیاستبازان فکر میکنند همه احمق هستند و میآیند هرچه از دهن شان برون شد به گوش و ذهن مردم پوف میکنند و چهره های تکراری خود را بر همه تحمیل مینمایند.
دیشب گفتوشنود آقای عمر داوودزی را میشنیدم که از «جمهوریت سوم» سخن میگفت. به باور این آقای جمهوریت نخست داوودخانی و جمهوریت دومی کرزی و غنی پاسخگوی ارادهی مردم نبوده و حالا به جمهوریت سوم نیاز است تا افغانستان را از بحران نجات دهد.
با نامی گرامی حافظ عبدالعزیز مشهور به حاجی حافظ جان پدر روانشاد ضیاءالدین میهنیار حافظی زیادتر از ۷۰ سال به این طرف آشنایی دارم. هنوز هم که هنوز است. نام آن بزرگمرد و شهیر ورد زبانهاست . سالهای زیادی میگذرد. که آوازه مرگ یکی از اعضای این خانواده که در وقت شکار در قله کوه در فیض آباد صورت گرفته بود و به سرعت در سراسر بدخشان این خبر پخش گردید.دیده می شد چقدر مردم با این خانواده غمشریکی داشتند… زمانی که جوان بودم ، در فاکولته تعلیم و تربیه مصروف فراگیری دروس خود بودم. روزی به یادم می آید. در کنار هوتل کابل مقابل فروشگاه قاری امان نوایی یک جوان نهایت خوش برخورد و مهربانی مرا شناخت در حالی که آن گرامی را نمیشناختم بعد از مقابل شدن با من به تورکی اوزبیکی سخن گفت.
گویا که از هفتاد و هفت نسل با این سو در جهان تورک حیات به سر برده باشد. خود را با بسیار با محبت و مهربانی معرفی نمود که نامش آذرخش و فرزند همان شخص مشهور حاجی حافظ جان است میگویند هر کس که یک زبان را غیر از زبان مادری خود خوب بداند در حقیقت صاحب شهادت نامه دکترا یا پی اچ دی است. چه اتفاق خوبی بود که تقریباً بعد از سالهای زیاد از آن روز میمون در هفته قبل یک مصاحبه او را در یوتیوب دیدم که به چه فصاحتی سخن میگفت.
پیاله کافی؛ دیروز زهری به کام مردم افغانستان و امروز زهری به کام پاکستان
پاکستان در دهههای اخیر در معرض یکی از پیچیده ترین بحرانهای امنیتی تاریخ خود قرار گرفته است. افزایش حملات «تحریک طالبان پاکستان (TTP)»، گسترش ناامنی در مناطق قبایلی و تنشهای دیپلماتیک با کابل و دهلی نو، این کشور را در موقعیتی متزلزل قرار داده است. این فضای وهم آلود و پر تنش مقام های پاکستانی را بیش از هر زمانی نگران ساخته است. در چنین فضایی، این پرسش بنیادین مطرح میشود که آیا پاکستان قربانی جنگ نیابتی هند است، یا در واقع بهای سیاستهای دیرینه خود در حمایت از تروریسم را میپردازد؟ با تشدید تنش ها میان اسلام آباد و کابل، مقام های پاکستانی ادعا کرده اند که این کشور قربانی جنگ نیابتی هند است.
پروفیسر غلام محمد میمنگی در سال ۱۲۵۲ هجری شمسی مطابق ۱۸۷۳ عیسوی در شهر میمنه در ولایت فاریاب افغانستان چشم به جهان گشود. وی تا سن ۷ سالگی در میمنه زندگی کرد و بعد از آن به امر امیر عبدالرحمن خان با خانواده اش به کابل منتقل و در گذر قاضی شهر کابل مسکن گزین گردید.پدرش عبدالباقی خان مینگ باشی، یکی از سران بانفوذِ قوم ازبک در منطقهٔ خود بود که از طرف امیر عبدالرحمن خان به جرم دوستی و همکاری با سردار محمد ایوب خان در قیام علیه امیر به کابل انتقال و محبوس و سپس به قتل رسید.غلام محمد در سن سیزده سالگی پدرش را از دست داد و با تنخواه یا معاشی که از طرف دولت ۳۰ روپیه برای مادرش و ۵ روپیه برای غلام محمد تعیین شده بود امرار حیات مینمود.
تبصره ی بر سخنان گستاخانه خواجه آصف وزیر دفاع پاکستان :
اظهارات امروز خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان مبنی بر اینکه اگر مذاکرات در استانبول نتیجه ندهد، به سوی یک جنگ آشکار میرویم.
به باور من این سخنان چند لایه دارد:
از یک طرف نشان دهنده افزایش فشار سیاسی و روانی اسلامآباد بر طالبان است. پاکستان با چنین اظهاراتی میخواهد به طالبان پیام دهد که ادامهٔ وضعیت کنونی، بهویژه پناه دادن یا چشمپوشی از فعالیت گروههای مخالف مسلح بلوچ BLA و تحریک طالبان پاکستان (TTP) در خاک افغانستان، برای اسلامآباد قابل تحمل نیست؛ در واقع این سخن نوعی تهدید برای گرفتن امتیاز در مذاکرات استانبول است. خواجه آصف با استفاده از واژهی جنگ آشکار، زمینهسازی تبلیغاتی برای توجیه هرگونه اقدام نظامی احتمالی در آینده را میسازد؛ یعنی اگر مذاکرات شکست بخورد، پاکستان بتواند حملات محدود یا فرامرزی را با عنوان دفاع از خود یا مبارزه با تروریزم مشروع جلوه دهد.
همزمان این اظهارات پیام داخلی نیز دارد و نشان میدهد حکومت پاکستان زیر فشار سیاسی و نظامی داخلی است؛ بنابراین بیان چنین جملاتی در داخل کشور نوعی نمایش اقتدار و پاسخگویی به منتقدان به شمار میرود.
همچنین آصف با این جمله عملاً فشار را بر میزبانان مذاکرات (ترکیه و قطر) نیز میافزاید تا از نفوذ خود بر طالبان استفاده کنند و اسلامآباد را با دست خالی از میز بیرون نکنند.
در مجموع، این سخنان را نباید فوراً بهمعنای تصمیم قطعی برای جنگ دانست، بلکه ابزاری سیاسی برای افزایش اهرم فشار در مذاکرات استانبول است؛ با این حال اگر روند گفتوگوها واقعاً به بنبست برسد، امکان اقدام نظامی محدود یا حملات مرزی از سوی پاکستان دور از انتظار نیست.
نخستین بار با جناب داکتر عنایتالله شھرانی در شام جمعه 28 جنوری سال 1994 میلادی در مـنطقه 9/4 G شھر اسلامآباد آشنا شدم و این آشنایی در امتداد این سیسال به دوستی ماندگار و احترام پایداری انجامید. نخسیتن چیزی که توجه مرا در ھمان لحظات نخسـت احوالپرسی جلب نمود چھره آرام و آھنگ نرم صدای او بود که از جوھر اصیل و شخصیت مھربان مردی نیکو سرشت ترجمانی مینمود.
محمد اکرم نقاش در مکتب صنایع کابل رشته خطاطی و نقاشی را مسلکی آموخت در زمان که متعلیم بود برای رنگ مالی ونقاشی منازل شخصی فعالیت میکرد و به همین دلیل مردم عوام وی را بنام رنگمال یاد میکردند.
مرحوم محمد اکرم نقاش یکی از چهره های بسیار برجسته و درخشان هنر تیاتر های کابل بود .
در مورد این هنرمند خلاق هیچ اثر نوشتار از کسی به چشم نخورده است در حالکه او یکی از محبوب ترین کمیدن در تیاتر کابل بود.
طی سه ماه اخیر مارشال عاصم منیر رئیس ارتش پاکستان سه مرتبه به آمریکا سفر کرده است، در این سه بار سفر برعلاوه اینکه مهمان خاص دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بوده، با مقامات استخباراتی و نظامی آمریکا نیز دید و باز دید های مفصلی داشته است.
امارت اسلامی افغانستان، بهمثابه نظام سیاسی مستقر پس از ۲۰۲۱م، پدیدهای ناگهانی و غیرمنتظره نبود. برعکس، ریشههای ظهور مجدد آن را باید در بیست سال حضور نظامی، سیاسی و استخباراتی «جامعهٔ جهانی» در افغانستان و حاکمیت عُمال دست نشاندهگان بیکاره و فاسد شان جستوجو کرد؛ حضوری که در کنار فساد گسترده، وابستگی سیاسی، و ناتوانی ساختاری نظام جمهوری، زمینهٔ بازتولید طالبان و فروپاشی نظم نوپای پس از ۲۰۰۱م را فراهم ساخت.
زموږ د ګران وطن پر خاوره یو ځل بیا د پاکستان لخوا بېرحمانه هوايي بریدونه وشول. د کابل او پکتیکا پر بېګناه خلکو دا بمبارۍ نه یوازې د افغانستان پر حاکمیت ښکاره تیری دی، بلکې د سیمې د سولې او ثبات په وړاندې څرګند سپکاوی او بېپروايي ده.
بریدونه بېقیده او بې له کومه شرطه د نړیوالو قوانینو او بشري اصولو خلاف دي او موږ یې په کلکو ټکو غندو او غواړو چې پاکستان سمدستي د افغانستان د هوايي فضا بشپړ درناوی وکړي او له هر ډول پوځي تیري لاس واخلي.
د نړيوالو اړيکو او دولتونو ترمنځ د متقابل درناوي اصل د نړۍ د ثبات بنسټ دی. هر هېواد د خپلواکو هېوادونو د حاکميت، ځمکنۍ بشپړتيا او سياسي استقلال په وړاندې د درناوی کول خپل اساسي مکلفيت بولي. د افغانستان او پاکستان ترمنځ د سرحدي شخړو، امنيتي عملياتو او سياسي تاوتريخوالي په رڼا کې دا پوښتنه رامنځته کېږي چې آيا پاکستان د نړيوال قانون له مخې حق لري چې د افغانستان په خاوره تعرض وکړي، کلی او کورونه او ان د کابل ښار بمبارد کړي؟