خانه سنگی : نثار علیمی

خـانه سنگيسال ١٣٦٧ خورشيدي بزرگداشت از مولاناي بلخي رومي نابغه شرق در منزل زند ياد داكتر جاويد واقع كوچه نقيب متصل جاده سالنگ بهمت اهل فرهنگ و ادب برگزار شده بود . جمع كثيري از فرهنگيان قلمرور سرايش و نگارش هنرمندان و ادب دوستان زبان جهان شمول پارسی شركت داشتند . رونق بخش این نشست شخصیت ها و فرهيختگان نام آشنای کشور مانند قله ى شامخ زبان پارسي  زنده ياد استاد واصف باختري زنده ياد قهار عاصي شاعر حماسه عشق و زنده یاد و محب بارش شاعر و نویسنده و استاد دانشگاه كابل و بصیر بدروز شاعر و نویسنده و فعال سياسي ، سلام سنگی هنرمند موفق سینماگر افغان فلم و دکلماتور هنر و ادبیات و فردوسی شناس شرکت داشتند . 

ادامه خواندن خانه سنگی : نثار علیمی

د یوی پیړی څخه پخوا؛ بیشتر از یک قرن قبل : داکتر ناصر اوریا

 معلومات مختصر در بارهٔ شخصیت ملی، دیوان نرنجن داس وزیر مالیهٔ شاه امان الله و پدر “بی بی رادو جان”

د ۱۹۲۰ میلادی کال د جولای میاشت کښی، افغانی هیئت د افغانستان د خارجه چارو وزیر علامه محمود طرزی په مشری، د افغانستان د خپلواکی د په رسمیت پیژندلو د تړون د لاسلیک لپاره، بریتانوی هند ته سفر وکړ.

افغان ملی شخصیت، ښاغلی دیوان نرنجن داس، د شاه امان الله د کابینی د نن ورځی د مالیی وزیر معادل، ددی هیئت یو لوړپوری غړی وه.

ادامه خواندن د یوی پیړی څخه پخوا؛ بیشتر از یک قرن قبل : داکتر ناصر اوریا

 افتاده‌ عشقری را بالای خاک ديدم : نجم العرفا حیدری وجودی

                  افتاده‌ عشقری را بالای خاک ديدم

                  گفتم به اين اديبی يک بوريا ندارد !

    [  امروز ۱۰سرطان سال ۱۴۰۲ هجری عرس مبارک جناب حضرت عشقری رح است ] 

کوچه های افسانه ساز کابل که ليل و نهار زيادی را پشت سر گذرانده با راه‌ رو های تنگ ، با خانه های بلند و ديوار های کمتر انداخته ، در سال ۱۲۷۱ خورشیدی در خانهً تاجر پيشهً بنام شير محمد معروف به (داده شير) کودکی به دنيا آمد که نامش را غلام نبی گذاشتند و بعد ها به صوفی عشقری مشهور شد.

وی هنوز نخستین سالهای کودکی را سپری نکرده‌بود که پدر، مادر و برادرش را از دست داد ؛

او از ۱۸ سالگی به شاعری روی آورد.

ادامه خواندن  افتاده‌ عشقری را بالای خاک ديدم : نجم العرفا حیدری وجودی

اژدهای خفته نویسنده: عبدالوکیل سوله مل:مترجم؛ عبدالقدیر فضلی

داستان سیاسی-تاریخی «د ځواک د ارهټ منگوټي»-که نویسنده آن را با عنوان «اژدهای خفته» برای ترجمه فارسی-دری برگزید، توسط محترم عبدالوکیل سوله مل، نویسنده و فعال اجتماعی و مدنی نوشته شده است که تا امروز چندین جلد از مجموعۀ کتاب ها و داستان های وی به چاپ رسیده است. بنا به درخواست و پیشنهاد نویسنده، آن را از پشتو به فارسی-دری ترجمه کردم که تقدیم دوستان و هموطنان گرامی می کنم.

پاچاگل دستش را روی سبیلِ درازش کشید، پرچمِ سرخِ کوچکِ روی میز را به طرف دیگرِ میز هل داد، به تصویرِ بزرگِ رهبرِ حزب که به دیوار آویزان شده بود نگاه کرد، کتابِ جدیدی به نام «زندگی نوین» را که تا نیمه خوانده بود، کنار گذاشت. بلند شد با قدمهای سریع به سمتِ در رفت تا برود بیرون و سیگارش را روشن کند، در را باز کرد، اما دوباره بَست، چرخید، پنجرۀ بزرگِ دفتر را باز کرد، ایستاد و سیگاری روشن کرد. او حتی اولین دود را داخل سینه اش نبرد که تلفن زنگ زد، دوید، گوشی را برداشت:

سلام، رفیق پاچاگل!

هنوز جوابِ سلام را نداده بود که دستور داده شد: یک بار بیا…

سیگارِ روشن را برداشت، گذاشت در دهانش، اما دوباره با سرعت گذاشت و بیرون رفت. مستقیم به طبقه دوم رفت تا قوماندان را ملاقات کند. پس از سلام، روبه روی قوماندان که با کسی تلفنی صحبت می کرد، ایستاد، قوماندان به او اشاره کرد که بنشیند. به محض اینکه تلیفون را قطع کرد، او را صدا زد:

– می دانی چرا احضارت کردم؟

او حیران شد. نمی دانست چگونه به سوال قوماندان پاسخ دهد. به فکر رفت. قوماندان صندلی چرخدارِ خود را چرخاند. دوباره با او روبرو شد. دستش را دراز کرد و به این طرف و آن طرف تکان داد، انگار که توجهش را به چیزی معطوف کند:

– چه تغییراتی در دفتر می بینی؟

ادامه خواندن اژدهای خفته نویسنده: عبدالوکیل سوله مل:مترجم؛ عبدالقدیر فضلی

دریای هلمند کلانترین دریای داخلی افغانستان است : عبدالقدیر فضلی

دوستان عزیز، تا می توانید این مطلب را در صفحات اجتماعی و فیسبوک تان به طور گسترده و وسیع با دوستان تان شریک کرده به همرسانی کنید. (تشکر)

دریای هلمند کلانترین دریای داخلی افغانستان است که از کوه بابا سرچشمه گرفته، بعد از طی ۱۱۵۰ کیلومتر در سرحد میان افغانستان و ایران به جهیل “سیستان” می ریزد.

معاونان دریای هلمند، دریاهای ترنک، ارغستان و بزرگترین آن دریای “ارغنداب” است که در شروع ولایت هلمند به این دریا می ریزند، اما در مسیر حرکت دریا، ده ‌ها شیلۀ کوچک دیگر نیز به آن وصل می‌ شود.

دریای هلمند با گذشتن از گرشک، در میان صحراهای بیکران جریان می یابد که فقط در کرانۀ دریا، خال-خال مردم زندگی دارند. بر کرانۀ راست دریا دشت مارگوو بر کرانۀ چپ دریا دشت “زره” و “گود زره” امتداد می یابند.

ادامه خواندن دریای هلمند کلانترین دریای داخلی افغانستان است : عبدالقدیر فضلی

از جنگجویان استخباراتی تا پیش مرگان جنگ قومی : مهرالدین مشید

پیش مرگان جنگ قومی چوب سوخت شبکه های استخباراتی

در این تردیدی نیست که گروۀ طالبان دست ساخت آی اس آی پاکستان و ابزاری در دست این شبکۀ جهنمی است تا اهداف راهبردی این شبکه را در افغانستان بسر برساند. طالبان از زمانیکه به قدرت رسیده اند؛ هر آنچه عمل کرده اند، برضد مردم افغانستان و به سود پاکستان بوده است. چنانکه دامن زدن به جنگ های قومی و زبانی و گروهی و جابجایی های تازه در شمال به بهانه های گوناگون از اهداف نخستین آی اس آی در افغانستان به شمار می رود که گروۀ طالبان از آغاز به قدرت رسیدن شان تا کنون برای عملی شدن آنها به تدریج گام برداشته و بر می دارند.

ادامه خواندن از جنگجویان استخباراتی تا پیش مرگان جنگ قومی : مهرالدین مشید

روز های دشوار به پایان می رسد و اما این سکوت مرگبا ر فراموش نمی شود : مهرالدین مشید

تاریخ هرگز این سکوت مرگبار را فراموش نخواهد کرد

افغانستان دشوار ترین روز های تاریخی خود را سپری می کند و مردم این کشور از خم و پیچ هایی عبور می کنند که گذشتن از هر خم آن دشوارتر از پیمودن ” هفتاد خوان رستم” تاریخ است. مردم افغانستان بارها از پیچ و خم حوادث عبور کرده اند و بدترین دشواری ها را پشت سر نهاده اند؛ اما هیچ گاهی این چنین شاهد پراگنده گی و تشتت و اختلاف گروهی و قومی و زبانی در کشور خود نبوده اند. شگفت آور اینکه این بار شماری سیاستگران بیشتر وابسته به یک قوم چنان پنبه در گوش های خود نهاده اند و در برابر جنایت های گروهی و قومی و زبانی طالبان مهر سکوت مرگبار بر لب های خود زده اند که گویی در افغانستان خیر و خیریت است و هیج جیزی واقع نشده است. نه تنها

ادامه خواندن روز های دشوار به پایان می رسد و اما این سکوت مرگبا ر فراموش نمی شود : مهرالدین مشید

بازیگری چیست؟ – زبیر پاداش

 بازیگری چیزی بیش از انتقال رفتارهای روزمره به قلمرو نمایش نیست. همانطور که زبان شاعرانه از نظر نوع با زبان روزنامه نگاری تفاوتی ندارد، دستمایه ها و تکنیک های بازیگران روی صحنه هم از نظر نوع تفاوتی با رفتارهای ما در برخوردهای عادی و روزمره ندارند. شاید همین مسئله توجیهی برای این باشد که چرا استعاره ی “زندگی همچون صحنه نمایش است” اینقدر رایج و معمول است. هر چه باشد ما در کارهای روزمره خود را کم و بیش به شکل شخصیت های نمایش در می آوریم، صدا، فیزیک بدنی، ژست و لباس هایمان را به کار میگیریم و میان رفتار های ذاتی (“صورتک واقعیمان”) و رفتارهایی در نوسان هستیم که با آنها آگاهانه کنار میآییم

ادامه خواندن بازیگری چیست؟ – زبیر پاداش

ضربالمثل های تورکی اوزبیکی : دکتور فیض الله ایماق



عدالت، انصاف و انصاف سیزلیک حقیده مقاللر

ضرب المثل هاییکه در باره ی عدالت ، انصاف و بی انصافی گفته شده است

خطانینگ یؤلداشی- جزا

رفیق خطاکار، جزاست

یورسنگ سیاق
ییرسن تیاق
هرکه به  خطا رود

ادامه خواندن ضربالمثل های تورکی اوزبیکی : دکتور فیض الله ایماق

جنگ خاموش میان طالبان و انحصار قدرت در قندهار : مهرالدین مشید

اختلاف میان قندهار و کابل یا اختلاف میان آی اس آی و طالبان

در این روز ها تنش درون‌گروهی میان طالبان رو به افزایش است و جنگ خاموش میان رهبران طالبان از کابل تا قندهار بیش از هر زمانی شدت ادامه دارد. بربنیاد گزارش رسانه ها پس از بالا گیری تنش های درونی میان شبکۀ حقانی و ملایعقوب با ملاهبت الله و جناح او، رهبر طالبان تصمیم گرفته تا برای پیش گیری از تجزیۀ درون‌گروهی و یک دست سازی طالبان،  قدرت خویش را در قندهار بیشتر متمرکز بگرداند. این موضوع پس از آن رسانه ای گردید که دفتر مجاهد سخنگوی طالبان از کابل به قندهار منتقل و انعام الله سمنگانی بحیث رئیس اطلاعات و فرهنگ قندهار تعیین گردید.

ادامه خواندن جنگ خاموش میان طالبان و انحصار قدرت در قندهار : مهرالدین مشید

آدم خان نمادی ازانسان چندین بعدی ومردی هزار چهره : نوشته ی مهرالدین مشید

سریال های آدم خان، ساخت آقای افضلی دشنه ای آخته برگلوی طالبان

آدم خان نمادی از انسان کامل در نقش مرید و مراد در سریال های آدم خان در این روز ها سریال های آدم خان بیشتر گل کرده و شگوفه نموده است. این سريال ها در این روز ها بیننده گان بیشتری را به خود کشانده اند. آدم خان با نقش های مرکزی خود موفقیت های خوبی از خود نشان داده و بحیث کرکتری جذاب و مبتکر به این سریال ها هر روز جان تازه می بخشد. از مضمون و محتوای این سریال ها فهمیده می شود که در پشت صحنه افرادی آگاه و خلاق وجود دارند

ادامه خواندن آدم خان نمادی ازانسان چندین بعدی ومردی هزار چهره : نوشته ی مهرالدین مشید

|قصه‌ی غلامِ چرک نوشته ی : استاد جاوید فرهاد

کوچه های قدیم شور بازار کابل

غلام لب‌های گُرده و چهره‌ی استخوانیِ سیاه و خاک‌آلود داشت‌. همیشه پیراهن و تنبان رنگ‌ و رفته به تن می‌کرد و پشتِ گردنش قور زده بود.

پدرش را در کودکی از دست داده بود و پیشه‌اش شور نخود فروشی در کوچه‌ی شور بازار بود.

از کودکی به دلیل چهره‌ی سیاه و خاک‌آلودش، به “غلامِ چرک” مشهور بود؛ اما از لقبِ استهزا آمیز “چرک” سخت نفرت داشت.

هنگامی که صنف چهارم مکتب بود، ساعت تفریح به‌خاطر هراس از ریش‌خند بچه‌های مکتب، از صنف بیرون نمی‌شد و یک‌پارچه نان خشکِ تنوری را از تبراق تکه‌ای درازی که مادرش برایش دوخته بود، بیرون می‌کشید و با اشتیاق آن را چَک می‌زد.

در هنگام رخصتی بچه‌های شوخ، کله‌ی کته و کَلش را سلّی باران می‌کردند و او ناگزیر می‌شد که چپلک‌های پلاستیکی‌اش را از پا بکشد و آن‌ها را در تبراق بیندازد و سپس در میانِ موجی از سلّی باران‌ها و چرک چرک گفتن  شاگردانِ مکتب، فرار کند.

ادامه خواندن |قصه‌ی غلامِ چرک نوشته ی : استاد جاوید فرهاد

نه بوی نوروز است نه بهاری : گلچهره احمدی

نوروز وبهاران همه عزیزان به گوارایی وشادابی بهتر مبارک.

نوروز یکی از استثایی ترین جشن  های باستانی سرزمین ماست که با تعادل شب وروز، فرارسیدن بهار وسال نو هجری خورشیدیورویش وپویش گل وشگوفه وبیداری باغچه ها ودریاچه ها وپایان زمستان وآغاز بهار مصادفت دارد. نوروز جشن رستاخیز طبعیت وپایانزمهریر وسردی وگوارایی هوا است که در آن خداوند بزرگ نبوغ واستعداد لایتناهی خودرا برای بندگانش به نمایش می گذارد. نوروز نه مبلغ  کدام آیینی است ونه سخنگوی دین ومذهبی می باشد.  اما در متن خود پیام ها، رسم ورواج ها وباورهای شادی آفرین  فراوانی را ازسرزمین های غبار آلود اساطیری تا دورهٔ تاریخی به ما انتقال داده است. 

ادامه خواندن نه بوی نوروز است نه بهاری : گلچهره احمدی

پیرمرد، ادیسون و من! : استاد پرتو نادری

پیرمرد می‌گفت: این ‌شب‌ها خانهء ما مانند گور سودخور تاریک است. چارهء دیگری ندارم. من هم از بی‌برقی سوء استفاده می‌کنم، سر شو تنهایی و غم‌های خود را بغل می‌کنم و به خواب می‌روم.

پرسیدم: ایقه زود خوابت می‌برد؟

گفت: ده غم خواب نیستم. دلم می‌خواهد همین که چشمم پیش شود، امو کافر برق‌ساز را در خواب ببینم!

گفتم: پیرمرد پایت به لب گور رسیده و باز می‌خواهی یک کافر را در خواب ببینی!

گفت: هیچ عقل گرخت تو بیدار نمی‌شود. هنوز نمی‌دانی که کافر تا کافر است!

ادامه خواندن پیرمرد، ادیسون و من! : استاد پرتو نادری

خراباتیان سوگوارکابل : استاد پرتو نادری

       صنف دهم دارالمعلمین اساسی کابل بودم، نمی‌دانم روزی چه بحثی پیش آمد که غلام فاروق یکی از صنفی‌هایم از من پرسید، می‌دانی مردم فهمیدۀ کابل بیش‌تر به کدام یک از آواز خوانان رادیو علاقه دارند؟

بی‌درنگ گفتم به خیال!

با صدای بلندی خندید و گفت: مردم فهمیدۀ کابل به استاد رحیم‌بخش علاقه دارند به استاد رحیم‌بخش!

مثل آن بود که سخن غیر قابل باوری را می‌شنیدم. هیچ دلیلی نداشتم که با فاروق مخالفت کنم. سخن او را پذیرفتم؛ ولی در دل خود موافق نبودم. بحثی هم نکردم، می‌ترسیدم که اگر با او بحث کنم شکست خواهم خورد. چون او بیش‌تر از من با کابل و کابلیان آشنا بود. من آن روزگار یک بچۀ سادۀ قشلاقی بودم.

به هر صورت نظر فاروق مرا بر آن داشت تا به آواز استاد رحیم‌بخش بیش‌تر توجه کنم و آهنگ‌های او را با دقت بیش‌تری بشنوم.

ادامه خواندن خراباتیان سوگوارکابل : استاد پرتو نادری

روزگار سیاه زنان درسایه طالبان : گلچهره احمدی

پشگام شدن زنان افعانستان مانند دیگر پیشکسوتان شان در طول تاریخ کشور در مبارزه رهایی بخش برضدگروه ترورستی  زن ستیزطالبان ثابت می سازد که زنان در مبارزه رهایی بخش از مرد ها بجلو هستند، با تاسف مردان کمتر در میدان عمل زنان کشور را که درقلب گروه ترور طالبان به نافرمانی مدنی مبادرت می ورزند، و تا هنوز آشکارا و سری در دردرون کشور به مبارزه آیسان ادامه می هند، انهارا همرایی کردند.

ادامه خواندن روزگار سیاه زنان درسایه طالبان : گلچهره احمدی

 محرومیت زنان افغان زیر پرچم طالبان : گلچهره احمدی

زن با عمق از ناامیدی اراده کرده ام حرف ها و درد دل های هم نسلان و زنان سرزمین را با واژه های که قدرت تبین کامل و به وضوح آنرا ندارد بنویسم.

‌ هشت مارچ مصادف است به روزی جهانی زن نمیدانم روز زن برای زنان سرزمین من واقعا چه معنای دارد و این واژه های تبریکی چقدر عبث است تبریکی برای چه و برای کدام روز است که زنان سرزمین من ندارند؟

چقدر دشوار است که بنویسم این روز برای شما زنان وطنم نیست این روز برای زنانی است که آزاد هستند، حق زنده گی، حق تحصیل و مشارکت دارند و به آنها به چشم انسان و یک موجود ارزشمند دیده می‌شود نه جنس ضعیف و ناقص العقل که حتی حقوق مسلم شان ازشان سلب شده است.

ادامه خواندن  محرومیت زنان افغان زیر پرچم طالبان : گلچهره احمدی

یادی ازاحمد علی کهزاد شخصیت علمی، وطندوست و قهرمان ملی واقعی : داکتر ناصر اوریا

زنده یاد احمد علی کهزاد مؤرخ،‌ نویسنده، شاعر، باستان شناس و محقق نامور افغانستان در یک خانواده منور در سال ۱۲۸۷ هجری شمسی مطابق ۱۹۰۷ میلادی دیده به جهان گشود. خدمات عظیم این بزرگمرد تاریخ افغانستان مخصوصاً‌ در بخش تاریخ نگاری و باستان شناسی، فراموش ناشدنی و ماندگار است. وی در سال ۱۳۶۲ هجری شمسی مطابق ۱۹۸۳ میلادی دیده از جهان بست و در جوار زیارت شاه دوشمشره (ع) به خاک سپرده شد.

ادامه خواندن یادی ازاحمد علی کهزاد شخصیت علمی، وطندوست و قهرمان ملی واقعی : داکتر ناصر اوریا

آموزش؛ آخرین امید زنان ؛ نویسنده: گلچهره احمدی

ماه ها قبل، شب‌هنگام، مکتوب و فرمانی از سوی رژیم طالبان به بیرون داده شد، که همه را متحیر و نا امید ساخت، آن فرمان چیزی نبود، جز محروم کردن دختران افغانستان از دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ ها و آموزشگاه ‌ها، آن فرمان غم انگیزی بود که هیچ آدم عاقل و سالم‌فکری، آن شب نمی ‌پذیرفت

ادامه خواندن آموزش؛ آخرین امید زنان ؛ نویسنده: گلچهره احمدی

سفرهیئت بلندپایه پاکستانی به کابل و بازی های مرموز نظامیان پاکستان : مهرالدین مشید

در هفتۀ گذشته سفر محمد آصف وزیر دفاع و ندیم انجم رئيس استخبارات پاکستان به کابل و دیدار های این هیأت با رهبران طالبان بازتاب گسترده ای در نشریه های داخلی و خارجی داشت. بر بنیاد گزارش‌ها محور اصلی دیدار های هیأت پاکستانی با رهبران طالبان جلوگیری از حمله های تی تی پی یعنی طالبان پاکستانی از خاک افغانستان بود. چنانکه وزارت خارجه پاکستان گفته است که در این دیدار دو طرف درباره تهدیدهای فزاینده هراس افگنی به ویژه تی تی پی در منطقه بحث کرده و بر همکاری مشترک برای رسیدگی به تهدید ناشی از هراس افکنی توافق کرده‌اند.

ادامه خواندن سفرهیئت بلندپایه پاکستانی به کابل و بازی های مرموز نظامیان پاکستان : مهرالدین مشید

چهارمین تصویری را که بر دیوار خانهٔ مجازی‌ام می‌آویزم : خالده فروغ

چهارمین تصویری را که بر دیوار خانهٔ مجازی‌ام می‌آویزم، از شخصیت با ارج، سلام سنگی سینماگر روزگاران است، تا برگ سلامی از من برایش باشد.

سینما این هفتمین هنر جهان جذابیت شگفتی‌انگیزی دارد و سینما در میهن ما معاصر است و امروزی.

ادامه خواندن چهارمین تصویری را که بر دیوار خانهٔ مجازی‌ام می‌آویزم : خالده فروغ

ز نده گی نامه ی داکتر فیض الله نهال ایماق : نویسنده : نذیر ظفر

فرهنگیان و هنرمندان در تمام جوامع بشری در جملهٔ خوبان جامعه بشمار می‌آیند و سرمایه‌های معنوی جامعه بشری محسوب می‌گردند. 

از جمله این خوبان و دلباخته‌گان فرهنگ که عمر عزیزش را صرف خدمات فرهنگی نموده یکی هم محترم داکتر فیض‌الله ایماق است. 

داکتر فیض‌الله ایماق فرزند شاه‌مردانقل، در سال ۱۳۲۴ هجری شمسی در باغ‌بوستان اولسوالی قورغان اندخوی ولایت فاریاب چشم به جهان گشود. و بعد از ختم مکتب ابتدایی در اولسوالی قورغان، شامل مکتب متوسطه ابن‌سینای کابل گردید و بعداً شامل دارالمعلمین کابل شد و سپس با ختم موفقانه‌ی دانشکده ژورنالیزم در کابل، دیپلوم ماستری و دوکتورای شان‌را در رشته‌ی ادبیات اوزبیکی و فیلالوژی از دارالفنون ملی اولوغ‌بیگ تاشکینت اوزبیکستان به دست آوردند. 

ادامه خواندن ز نده گی نامه ی داکتر فیض الله نهال ایماق : نویسنده : نذیر ظفر

هنر مند با اصالت ؛ نوشته : نذیر ظفر

هنر مندان سر مایه های معنوی هر کشور بشمار میروند که با هنر شان فرهنگ و زبان هر جامعه را غنا می بخشند. در جامعه سنتی ما که قاطبه مردم از نعمت سواد بی بهره بودند ؛ عوام الناس به معنی واقعی هنر ها پی نمیبردند واما علاقه مند هنر و هنر مند بودند و حتی اگر در فامیل شان شخصی قریحه ای هنری میداشت مورد تمجید قرار نمیگرفت و بعضی هنر ها عیب پنداشته میشد که بقایای این سنت نا پسندیده تا کنون در کشور باقیست ؛ بطور مثال خانم آواز خوان را همه علاقه دارند تا اوازش را بشنوند و در کنسرت اش شرکت کنند و از آوای لطیف اش لذت ببرند مگر اگر خواهر یا دختر کسی با وجود صدای رسا و زیبا اگر بخواهد بخواند مورد خشم و تعصبات خانواده گی قرار می گیرد و به همین منوال در هنر تمثیل نیز تا کنون خانم ها حصه گرفته نمیتوانند مگر در دهه های قبل با وجود مشکلات سنتی هنر مندانی تبارز کردند که نامهای شانرا باید با خط زرین نوشت که نمیتوانم از همه شان نام ببرم.

ادامه خواندن هنر مند با اصالت ؛ نوشته : نذیر ظفر