
با دود از وراى بدن ميشود برون
اين درد ها كه از سر و تن ميشود برون
با نور با جلايش رؤياى زنده گى
از ديده هاى خسته زن ميشود برون
ادامه خواندن با دود از ورای بدن میشود برون ؛شعر زیبا از : پرنیان صدیقیان
با دود از وراى بدن ميشود برون
اين درد ها كه از سر و تن ميشود برون
با نور با جلايش رؤياى زنده گى
از ديده هاى خسته زن ميشود برون
ادامه خواندن با دود از ورای بدن میشود برون ؛شعر زیبا از : پرنیان صدیقیانسیاه مویم، سیاه پوشیده امشب

سال ۱۳۴۱ خورشیدی بود که کریم شوقی، آوازخوان معروف رادیو کابل به جرم قتل برادرش به چهارده سال و دخترش جمیله به هفت سال زندان محکوم شد. کریم که به پای خود پیش پولیس رفته بود، میخواست اعدام شود و حتا چنین تقاضایی را هم از دادگاه کرده بود، اما داکتر نظر داده بود که او در حالت “جنون اضطراری” با برادرش دعوا کرده و از سوی دیگر قصد کشتن برادرش را نداشته و قتل به صورت تصادفی اتفاق افتاده است. از همان رو قاضی دادگاه به جای اعدام او را به حبس محکوم کرد.
ادامه خواندن داستان عاشقی سیاهموی و جلالی : Shadab Zhakfarنیست گوش شنوا، ناله و غوغا چهکنم
پیش هر بیخبری، هلهله بر پا چهکنم
درد من درد من اندوه من اندوه خودم
بیسبب با دگران هیهی و هیها چهکنم
ادامه خواندن نیست گوش شنوا… شعر از محترم میرزا ابوالپشم
یک هفته به امتحان آزمایشی دخترم در کورس کاج مانده بود تمام هفته را درس خواند یک لحظه هم به چیزی دیگر فکر نمی میکرد همواره درس میخواند تا در امتحان ناکام نشود
دخترم از طلفیت دختر لایق و زحمتکش بود تمام عمرش را صرف مطالعه و کتابخوانی کرد
ادامه خواندن دخترم را تکه تکه کردند : انصارالله برهان
خفته در عمق نگاهان تو صد درد، پدر!
کمرت خم شده در سوگ و رخات زرد، پدر!
زندگی قاب عزا شد، تو تماشاگرِ آن
چه کسی این همه را بر سرت آورد، پدر!
به امیدی که نهالات ثمر و میوه دهد
دستهایت چه تلاشی که نمیکرد پدر!
چه دلآزرده تو اکنون به جهان مینگری
غم و اندوه زمان با تو چهها کرد، پدر!
ادامه خواندن درسوگ دانش آموزان کاج : میرزا ابوالپشم·

شکسته قامت شمشاد در باغ
همه سبزینهها ناشاد در باغ
چه کس گسترده با دستان پاییز
گلیم ماتم و فریاد در باغ
*
به کاجستان ز بس شمشاد بشکست
مرا اندر گلو فریاد بشکست
دلم قندیل برج زندهگی بود
ادامه خواندن به کاجستان ز بس شمشاد بشکست : استاد پرتونادری

وضیعت اسفبارکودکان جنگزده وعذاب کشیده افغانستان درطی یک سال حاکمیت«امارت سیاه وتحجرگرای تالبی»
به این مناسبت قبل ازهمه به اسناد پذیرفته جهانی مراجعه وبخشی ازاصل های مندرج«کنوانسیون حقوق کودک»مصوب نومبر سال ۱۹۸۹سازمان ملل راکه کشور های عضو، متعهد به تطبیق آن نیز میباشند، شریک می سازم .
ادامه خواندن بمناسبت روز جهانی کودک : حنیف حریف

نظر گذرا بر كتاب آواى ماندگار زنان
تاليف – ماريا دارو
زن ستيزانيكه ميخواهند با شلاق ستم آواى بانوان را خفه كنند ، ايشان فقط بر طويلهِ مغز منجمد شان سُم ميكوبند و اين خواب نفخ انگيز شانرا در لجن تعبير كنند.
زن اولين معلم بشر است و تمام علوم و فنون جهان محصول زحمات و اموزش و پرورش زن است.
با تاسف كه پامال حقوق زن و زن ستيزى همه در كشور هايكه به اصطلاح اسلامى خود را قلمداد ميكنند ، رايج است.
در حاليكه پيغمبر اكرم حضرت محمد (ص)
انقدر به زن حرمت ميكرد كه با ورود دخترش فاطمه زهرا (س) از جا ميخاست و هم دست ان نور ديده اش را ميبوسيد و به اعراب جاهليت مى اموخت كه زن قابل احترام است زيرا قبل از ان اعراب اهليت دختران را زنده بگو ر ميكردند.
ادامه خواندن آوای زنان ماندگار است؛ نظر گذرا به کتاب آوای ماندگار زنان : نذیر ظفر
هرچند افغانستان از چندین دهه بدین سو دستخوش بازی های خطرناک استخباراتی شده و دو تهاجم بسیاری فرصت ها و امکانات از مردم آن گرفته و به وحدت ملی و اقتدار ملی آن ضربۀ جبران ناپذیر وارد کرده است. با تاسف که سقوط جمهوریت و به قدرت رسیدن طالبان افغانستان را وارد فصل جدیدی از وابستگی به گروههای افراطی و کشور های منطقه گردانیده است. حضور فعال گروههای خطرناک تروریستی در افغانستان که شمار شان به بیش از بیست گروه می رسد؛ اکنون درد سر بزرگی برای مردم افغانستان و حکومت طالبان است. موجودیت این گروهها روابط ملی و بین المللی افغانستان را به گونۀ بی پیشینه ای به چالش کشانده است. این سبب شده تا امروز افغانستان بیش از هر زمانی دستخوش بدترین و خطرناک ترین بازی های استخباراتی کشور های منطقه و جهان شود.
ادامه خواندن افغانستان دستخوش بدترین وخطرناکترین بازی های استخباراتی : مهرالدین مشید
سیمای شوهر و دختران در شعرهای او دیده نمیشود. شاید اندوه از دست دادن پسر او را چنان در خود فرو برده است که جز او، دیگر همه را از یاد برده است؛ اما جایی از فراق دختر خود سخن میگوید:
هجر پسر و فراق دختر
دارند مرا خراب و ابتر
بر آتش هجر چون سپندم
در نار فراق چون سمندر
(همان، ص ۳۳۳)
افزون بر شکایتهایی که از ستم روزگار دارد، افزون بر سوگسرودهایی که برای فززند دارد، در شعرهای این دوره او گرایشی به سوی عرفان و تصوف دیده میشود.
ادامه خواندن بخش چهارم وپایانی ؛ عایشه درانی؛ شاعری فراموش شده : استاد پرتو نادری
من میروم از این شهر، اینجا همه جنون است
این شهر بی خدایان، این شهر مرگ و خون است
تا کی به دوش خود من، تابوت را بگیرم
امروز نوبت تو، فردا من هم بمیرم
ادامه خواندن لشکر خباثت ؛ شعر زیبا : لینا روزبه حیدری
عایشه درانی دور سوم زندهگیاش را در چنین وضعیت سیاسی ـ اجتماعی با تلخکامیهای زیادی پشت سر میگذارد. شوهر میمیرد، فرزند کشته میشود و روزگار با او سر ناسازگاری دارد.
دوران شاد کودکی و نوجوانی، دیگر برای او به یک خاطره بدل شده است و در حسرت آن میسوزد. چین وضعیتی، در شعرهای این دوره او بازتاب گستردهای دارد. او در شکواییههای خویش در حسرت از دست دادن فرزند میموید و از کجرفتاری روزگار شکایت دارد.
ادامه خواندن بخش سوم – عایشه درانی؛ شاعری فراموش شده : استاد پرتو نادریالهه در حالی یک تنه و شجاعانه می رزمد که هر طالب یک سعید خوستی است

افتضاح جنسی قاری سعید خوستی سخنگوی پیشین سراج الدین حقانی وزیر داخلۀ طالبان سیمای واقعی آنان و چهرۀ اصلی امارت طالبان را به جهانیان به نمایش نهاد. این رسوایی به این حقیقت مهر تایید نهاد که طالبان به زنان نه بحیث انسان؛ بلکه به آنان بحیث بردۀ جنسی نگاه می کنند و برای زنان بحیث مادر و خواهر و هسمر و فرزند هرگز حرمت قایل نیستند. این ماجرا پس از نشر نوار تصویری بانو الهه رسانه ای وهمگانی گردید. الهه دلاور در واقع بم اطلاعاتی برضد طالبان را به صدا در آورد و ضربۀ آهنینی بر سیطرۀ پوشالی طالبان وارد کرد. الهه با این مقاومت حماسه آفرید و درفش اعتراض برضد امارت طالبانی را درآسمان ها به اهتزاز درآود. الهه یک تنه و آشتی ناپذیر با قربانی دادن خود، ندای عدالت خواهانۀ زن مظلوم افغانستان را شجاعانه بلند کرد. ندای الهه در واقع ندای خاموش هزاران زن افغانستان است که فریاد های حق طلبانه در گلو های شان شکسته شده است.
ادامه خواندن اشک بانو الهه صدای خاموش هزاران جنایت و یکی از هزاران قربانی : مهرالدین مشیدبخش نخست ؛ من و عایشۀ درانی

نخستینبار زمانی که در بهار 1347 خورشیدی به دارالمعلمین اساسی کابل آمدم با نام عایشۀ درانی آشنا شدم. دلیلش هم، همین لیسۀ دخترانۀ عایشۀ درانی بود.
روزهای پنجشنبۀ که به شهر میرفتیم از کنار این مکتب میگذشیم. گاهی آرام بود و گاهی هم پر از هیاهوی دختران و این هیاهو برای ما خیالانگیز بود.
ادامه خواندن عایشه درانی ؛ شاعر فراموش شده «بخش نخست» : استاد پرتو نادریمشت نمونه خروار از دزدی های رولا غنی با شواهد و اسناد؛ ملت بچاره ما دست خوش زنان فاسد خارجی ها و زنان بی هویت داخلی شده بود. دوستان بدقت بنشوید.

ملکه گوهر شاد بیگم و هرات باستان، دو نام جدایی ناپذیر!
گوهر شاد بیگم او لرغونی هرات، دوه نه بیلیدونکی نومونه!
“جز نام نیک و بد چه شنیدی که باز ماند
از دور مـلک دادگــــــران و ستـمــگـــران”
سعدی شیرازی
د یوې مفکرې او اوسپنېزی میرمنې لنډه یادونه!
گوهر شاد بیگم د غیاث الدین تَرخان لور په ۱۳۷۶م کی نړی ته سترگی پرانستی.
هغه یوه پوه، سیاستواله، قدرتمنده او نیکه میرمن، او د شاهرخ مرزا ملکه وه.
ادامه خواندن ملکه گوهرشاد بیگم وهرات باستانی دو نام جدایی ناپـذیر : دکتور ناصر اوریا
ماجرای کنون افغانستان برمی گردد به دشمنی خاص دول استعمارگر و خاصیت انتقام جویانه آن.
بطور مثال ؛ پایین کردن بزرگترین بیرق ملی افغانستان که تعریف از حوادث تاریخی کشور میباشد و بر فراز تپه وزیر محمد اکبر خان غازی در اهتزاز بود؛ در اولین روز حاکمیت طالبان در شهر کابل بتاریخ ۲۵ اسد ۱۴۰۰ خورشیدی یک تصادف نیست ؛ بلکه نمونه از انتقام گیری انگلیس توسط نوکرانشان میباشد.
وزیر محمد اکبر خان غازی شخصیت ملی و وطن دوست کشور ما مکناتن سر قوماندان قوای انگلیس را در جنگ اول افغان و انگلیس ( ۱۸۳۸ الی ۱۸۴۲ ) بقتل رسانیده بود.
ادامه خواندن مطلبی را که در مورد فرود آوردن بیرق سه رنگ ملی افغانستان ازتپه وزیر محمد اکبر خان غازی- توسط طالبان درآغاز ورود شان بکابل قبلاٌ نشرکرده بودم؛ بمناسبت روز بیرق ؛ مجددآٌ منتشر گردید : ماریا دارو
مهستی وشهر آشوب
مهستی در بخشی از چهارگانیهای خود به توصیف صمیمانه و عاشقانه پیشهوران و کسبهکاران پرداخته است. در پارسی دری، اینگونه شعر را به نام «شهرآشوب» یاد میکنند که در وزن چهارگانی سروده میشود. شهرآشوب در بُعد دیگر خویش، زبان طعنهآمیز و هجوگونه دارد. داکتر سیروس شمیسا آن را از فروع هجو میداند، چنانکه گفته است: «شهرآشوب از فروع هجو است که به نظر ما ژرفساخت بسیاری از انواع و زیرانوع ادبی از قبیل طنز و کمیدی است. شهرآشوب شعری است که در هجو یک شهر و نکوهش مردم آن باشد.»
(انوع ادبی، ص ۲۴۲)
شمیسا، مسعود سعد سلمان (۴۳۸-۵۱۵) را نخستین شاعری میداند که شهرآشوب سروده است. اینکه او نخستین شاعر است یا مهستی، باز هم بهدرستی نمیدانیم؛ برای آنکه مسعود سعد سلمان نیز از شمار شاعرانی است که در نیمه دوم سده پنجم و اوایل سده ششم هجری زیسته و همروزگار مهستی است.
ادامه خواندن بخش سوم – مهستی گنجوی؛ بزرگ بانوی شعر پارسی دری : استاد پرتو نادری
به باغ زندگی ات بهترین ثمر پدر است
که او به فکر بهی بهر دختر و پسر است
برای اینکه جگر گوشه اش رسد به کمال
همیشه در تپش و سعی مستمر پدر است
ادامه خواندن پدر : محمد اسحاق ثنا
·
شیر بیدم و سر و اشکم کی دید
اینچنین شیری خدا خود نافرید
دزدان دموکرات دو پاسپورته و دزدان جهادهی خامریش هزارچهره، مافیای مدنی، همه جا هیاهو و هوچیگری دارند، های جهوریت، های ارزشهای جمهوری. تا چنین هیاهو و هوچیگریها را میشنوم، آن روایت تمثیلی مولانا یادم میآید.
مولانا در دفتر نخست مثنوی روایتی دارد تمثلی از مرد قزوینی که نزد دلاک یا خالکوبی رفته بود تا بر شانۀ او تصویر شیری را خالکوبی کند. این روایت با زمینۀ طنزآلودی این گونه آغاز میشود.
سوی دلاکی بشد قزوینیی
که کبودم زن بکن شیرینیی
گفت چه صورت زنم ای پهلوان
گفت بر زن صورت شیر ژیان
طالعم شیر است نقش شیر زن
جهد کن رنگ کبودی سیر زن
ادامه خواندن دزدان دوموکرات و دو پاسپورته : استاد پرتو نادری
از تصادف با روند روزگار
گشت نابینای با بینای یار
روزها با هم حکايت داشتند
از غم دنیا شکايت داشتند
گفت نابینا به بینا کاي رفیق
ای به درد و غصههاي من شفیق
ادامه خواندن مناظرهِ کور و بینا : نذیر ظفر
زبان، یک پدیدهی اجتماعی-فرهنگی است که در بخشِ اجتماعی، بهحیثِ ابزاری برای رسانیدن پیام در نفسِ اجتماع به تناسب میزان گویشوران و نیازهای اجتماعی و مدنی مخاطبان عمل میکند، و در بخشِ فرهنگی بهتولید اندیشه، رشد و بهسازی خود میپردازد.
حالا جنگ بر سرِ زبان( که آن زبان بد است و آن زبان خوب) راهی را برای رشد و گسترش هیچ زبانی باز نمیکند.
روی سخنم بهسوی آنانی است که با دریافتهای شوونیستی و گرایشهای سنتی و قبیلهای شان(چه در داخل افغانستان و چه در بیرون از آن) یک زبان را بهشتی و دیگری را جهنمی میپندارند و با ارایه سندهای ساختگی و دروغین، عُمریست فریبِ پنداشتهای واهی خود را خوردهاند. هر زبانی در حوزهی تولید اندیشه و تولید فرآوردههای فرهنگیِ بیشتر؛ اما بهتر، و با توجه به نیازهای جامعهی مدنی و سطحِ نیازِ گویشوران آن بهآن زبان، در محراق ارزیابی و ارزشیابی قرار میگیرد.
تعصب در برابر زبانِ دیگر یا زبانهای دیگر، گونهای از “جهلِ مرکب” است که به تعیبر شاعر: آدم تا ” ابدالدهر” در آتش آن میسوزد و از دام این تعصب هم بهزودی رهایی نمییابد.
ادامه خواندن چرا جنگ بر سرِ زبان؟ : استاد جاوید فرهاد
زندگی ما در عصر حاضر با شبکههای اجتماعی گره خورده است چنانچه شبکه های اجتماعی جزء مهمی از زنده گی هر فرد شده است، روزانه هر شخص ساعات متمادی را در این شبکه ها به جستجوی مطالب و سرگرمی های دلخواه شان می پردازند.
من هم با وجود مصروفیت های زیادم، دور از این دنیای مجازی نیستم و گاه و بیگاه در این دنیای رنگین مجازی سرگردان هستم. گاهی سری به سر زمین محبوب جوانان، شبکه چینایی تیک تاک «TiKTok می زنم نه به خاطر سر گرمی خودم، بلکه می خواهم از زندگی جوانان وطنم آگاه شوم.
باید یاد آور شد که شبکه های اجتماعی جنبههای مثبت و منفی خود را دارد، خوب یا بد بودن این دستاورد تکنولوژی به نحوهٔ استفادهٔ کاربران آن بستگی دارد. با تاسف یک تعداد از جوانان ما در این بازار پر رنگ تیک تاک «TikTok به بیراهه روان هستند و بجای استفادهٔ مثبت، از جنبه های منفی این شبکه بیشتر متأثر می گردند.
ادامه خواندن باکلاس چیست؟ وباکلاس کیست؟ : عادله ادیم
بخش قابل توجه شاعری حیدری وجودی چهارگانیها و ترانههای اوست. موضوعات چهارگانیها و ترانههای او خیلی گسترده است. از نیاش خداوند تا توصیف پیامبر اسلام، توصیف شخصیتهای مذهبی و شخصیتهای عارف، پیشوایان طریقت، شکایت از گردش بد روزگار، اندوه غربت و دوری یاران، عشق، بیان زیباییهای طبیعت، اندوه ویرانی کابل، اندوه بیچارهگی مردم، پریشان روزگاری مسلمانان و موضوعات دیگر در ترانههای او باز تاب دارند.
آزادی و عشق آدمی بازی نیست
غیر از شدن و کمال خودسازی نیست
نشکسته طلسم نفس حیوانی را
با کشتن مرد و زن کسی غازی نیست
ادامه خواندن ترانه سراییهایی حیدری وجودی : استاد پرتو نادری