یکی دو نکته در پیوند به استاد لطیف ناظمی : استادپرتو نادری

 تا یادم می آید در آن روزگار جوانی که چنان عاشقی در میان برگه‌های رنگین مجله‌ها پیوسته به دنبال شعر سرگردان بودم، گاهی این سروده‌های خیال انگیز استاد ناظمی بود که دستان مرا می گرفت و می برد به آن سوی سرزمین های دور و ناشناخته و بعد همه چیز در نظرم مفهوم و رنگ دیگری می یافتند. شعرهایش را چنان می خواندم که گویی تشنه کامی در تابستان داغی به چشمۀ گوارایی رسیده باشد. گاهی سروده های او  را از رادیو در برنامۀ «زمزمه های شب هنگام» می شنیدم با صدای شرین آن روایتگر عیاران کابل، جناب داکتر اکرم عثمان و بانو فریده عثمان انوری و بعد احساس می کردم که چنان پرنده یی سبک بالی کران تا کران آسمان را زیر پرگرفته ام.

 هیچ تردیدی نیست که استاد ناظمی نه تنها یک نام بلند و با شکوه در شعر مدرن پارسی دری در افغانستان است؛ بلکه این نام شعر معاصر پارسی دری افغانستان را به زیبایی و شکوه در حوزه گستردۀ زبان پارسی دری معرفی کرده و می تواند زیبا تر از این نیز معرفی کند. می خواهم بگویم که او تنها شاعر افغاستان نیست؛ بلکه  شاعر این حوزه بزرگ نیز است.

ادامه خواندن یکی دو نکته در پیوند به استاد لطیف ناظمی : استادپرتو نادری

از پنجشیر برخاست, توانایی هنر و محبوبیت اش افغانستان را تسخیر کرد و تابنده گی اش در پردۀ هالیوود نیز بازتاب یافت : معروف قیام

بعضی از چهره های توانمند هنری آنقدر صمیمانه و خودمانی در حافظۀ فعال ما جا باز میکند و تصویر روشنی از خود به جا میگذارد که نوشتن پیرامون شخصیت و کارنامه های او برای دوستدارانش امر زیاد ضروری به نظر نمیرسد, زیرا آنان نه تنها شناخت بیشتری از او دارند,

بلکه میپندارند انگار او فردی از افراد محبوب خانواده و یا وابسته گان نزدیک شان است و همواره با او در ارتباط استند. یکی از این چهره های شهیر, محبوب و بی بدیل سینمای کشور ما جناب سلام سنگی هست. سلام سنگی هنرور چیره دست, آگاه و اندیشمندی است که نام و آثار ارزشمند سینمایی اش زیب بهترین صفحات تاریخ سینمای کشور ما هست و خواهد بود.

ادامه خواندن از پنجشیر برخاست, توانایی هنر و محبوبیت اش افغانستان را تسخیر کرد و تابنده گی اش در پردۀ هالیوود نیز بازتاب یافت : معروف قیام

سرزمین لگدخور و امیر لگدپران : استاد پرتو نادری

گویند روزی و روز گاری امیر بیدادگری بر شهری حاکم شده بود. بیداد می‌کرد و دروغ می‌گفت و دروغ‌های او خود بیداد دیگری بود بر مردم. نزدیکان و وابسته‌گانش برجان و مال مردمان می تاختند. امیر می‌شنید؛ اما خود را به کوچۀ حسن چپ می‌زد.

با این همه گاه گاهی مردمان را به حضور می‌خواند و می‌گفت:

–  ای مردمان بدانید نه شب خواب دارم و نه روز. هر نفس در اندیشه و تلاش آنم تا شما در زیر چتر داد و دادگستری من در آسایش کامل زنده گی به سر برید!

هراس به دل راه ندهید اگر بر شما ستمی رفته باشد گویید تا دست هر بیدادگری را از ارنج قطع کنم.

مردمان چشم ها بر زمین می دوختند و می‌گفتند: 

ادامه خواندن سرزمین لگدخور و امیر لگدپران : استاد پرتو نادری

ساغرِ شكسته : مسعود زراب

شب شد، ستاره مشوره ى خواب مى دهد

خوابم كجا خيال تو مهتاب مى دهد

اين روزگار پر غم و اندوه و رنج و درد

چشم مرا به كاسه ى سر آب مى دهد

پيرى كه آشناى ره و چاه ِ زندگيست

گوش مرا قدم به قدم تاب مى دهد

ادامه خواندن ساغرِ شكسته : مسعود زراب

غلام محی الدین انیس، ژورنالیست ملی و سرمشق روشنگری  : داکتر ناصر اوریا

روز جهانی آزادی مطبوعات – May 03 – د مطبوعاتو د آزادی نړیواله ورځ :

آیا گاهی به ذهن تان خطور نموده که اولین اخبار آزاد و غیردولتی را کی و در چی زمان طبع و نشر کرد؟

جریدهٔ ملی “انیس” اولین اخبار آزاد و غیردولتی بود که به همت غلام محی الدین “انیس” در ۱۵ ثور سال ۱۳۰۶ هجری شمسی در کابل به زیورچاپ آراسته و منتشر شد.

غلام محی الدین انیس مردِ قلم و اندیشه از پیشگامان مطبوعات و ژورنالیزم افغانستان، مؤسس و اولین مدیر مسؤل روزنامهٔ ملی انیس بود. (سال های فعالیت از ۱۳۰۶ الی ۱۳۱۷ هجری شمسی)

خانوادۀ غلام محی الدین انیس از مُقُر ولایت غزنی و منسوب به قوم جمال خیل بود. پدرکلان غلام محی الدین هنگام زمامداری امیر عبدالرحمن خان مجبور به ترک وطن شده و به کشور مصر رفت. جد محی الدین انیس طبیب چشم بود و بعداً پسرش غلام نقشـبند که پدر محی الدین انیس بود، راه پدر را دنبال نموده و داکتر چشم شد.غلام محی الدین انیس در مصر بزرگ شده و در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی به تشـویق محمد اسـمعیل مشـهور به افندی که در آن زمان از طرف دولت افغانسـتان برای خریدن ماشـین های طباعتی یا چاپ به مصر رفته بود، به افغانسـتان آمد و مدت دو سـال در مدرسـه سـعیدیه هرات اقامت گزید. نیس که به زبان عربی تسـلط کامل داشـت هنگام اقامتش در هرات به آموزش زبان و ادبیات دری پرداخت.

ادامه خواندن غلام محی الدین انیس، ژورنالیست ملی و سرمشق روشنگری  : داکتر ناصر اوریا

از شمس النهار تا نشريه شريعت  طالبان : میرعبدالواحد سادات

افغانستان در شرق  و اسيا در رديف محدود كشور هاى قرار دارد كه سابقه داشتن مطبوعات ان تا يك و نيم ميرسد 

سوم ماه مى  روز جهانى ازادى مطبوعات است و افغانستان زیر سیطره طالبان و در هشت ماه اخیر بسرعت دراه تهدید و تحدید ازادی مطبوعات سیر مینماید و حسب گذارش منتشره امروز ( ۳۴ ) مرحله سقوط نموده است . 

ریچارد بینت، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان در پیام ویدیویی بهمناسبت « روز جهانی آزادی مطبوعات»  در صفحه تویتر خود از خشونت ، تهدید و سانسور در قبال خبرنگاران یاد نموده است . 

بدینترتیب کلام شاعر مصداق حال ما است که : 

ترقیات عالم روبه بالاست 

ما از بالا به پایین می ترقیم 

ادامه خواندن از شمس النهار تا نشريه شريعت  طالبان : میرعبدالواحد سادات

شمس النهار و میرزا عبدالعلی : استاد پرتو نادری

در افغانستان از محمود طرزی چه در زمینۀ مطبوعات و چه در زمینۀ ادبیات با حرمت فراوان یاد می‌شود. شماری از پژوهش‌گران عرصۀ مطبوعات از او به حیث پدر مطبوعات نوین كشور یاد كرده‌اند. این امر گاهی در میان نسل جوان این توهم را به وجود آورده است كه گویا مطبوعات در افغانستان با محمود طرزی و نشریۀ او سراج‌الاخبار افغانیه به سال 1911 میلادی آغاز شده است. در حالی كه نخستین نشریه در افغانستان به سال 1873 میلادی به دوران امیر شیر علی خان بر می‌گردد. این زمانی‌است كه در شهر كابل نشریۀ «شمس النهار» در شانزده صفحه به قطع كوچك به نشرات آغاز کرد. 

ادامه خواندن شمس النهار و میرزا عبدالعلی : استاد پرتو نادری

عقاب ؛ شعر شاعر نامور وطن ناصر خسرو بلخی : داکتر ناصر اوریا

«گفتا ز که نالیم؟ از ماست که برماست»

چقدر شبیهٔ حالت میهن ماست

څومره د هیواد حالت ته ورته ده.

جفای فرزندان نااهلِ چپ و راست مقابل مادر میهن در ۴۳ سال اخیر و تشابه سمبولیک آن در شعری از شاعر نامور افغانستان، ناصر خسرو بلخی از ۱۰۰۰ سال قبل.

شرمندگی دنیا و عقبی نصیب تمام خادمان بیگانه و “قهرمانان” تخریب وطن باد که به دستور اجانب ده ها هزار هموطن ما را مقتول و وطن را به ویرانه تبدیل کردند.

د دنیا او عقبی شرمندگی دی د پردیو خادمانو او د هیواد لوټونکو په نصیب شی. 

ناصر اوریا * ۱۵ اپریل ۲۰۲۱ – تکزاس Naser Oria

روزی ز ســر سنـگ عقــابی به هـوا خاست

وانـدر طلــب طـعـمــه پـر و بـال بیـاراست

بـر راستی بـال نظـــر کــرد و چنیـن گفـت:

امــروز هـمـــه روی زمـیــن زیـر پـر ماست

ادامه خواندن عقاب ؛ شعر شاعر نامور وطن ناصر خسرو بلخی : داکتر ناصر اوریا

ناله‌نویسی‌های بیرنگ کوهدامنی : استاد پرتو نادری

از بیرنگ، در دهٖۀ شست سدۀ چهاردهم خورشیدی بیش‌تر آشنا شدم. نخستین گزینۀ شعری‌اش «سلام به شقایق» در همین سال‌ها در کابل نشر شد. شعرهایی بودند در قالب‌های کلاسیک و اوزان آزاد عروضی. 

در این سال‌ها او نه تنها به پژوهش‌های ادبی می‌پرداخت؛ بلکه گاه گاهی بر شعر شاعران هم‌روزگار خود نقد نیز می‌نوشت و گزینه‌های شعری تازه نشر شده را به گونۀ انتقادی معرفی می‌کرد. اثر زیبا، آهنگین و تاثیرگذاری داشت. در نقدنویسی‌های خود پای‌بند به دیگاه‌ها و دریافت‌های خود بود. دور از هرگونه تعارف و دوستی‌های روزمره می‌نوشت. چنان که گاهی خشم صاحب اثر را بر می‌انگیخت. چنین خشم‌هایی گاهی سبب جدال‌های قلمی نیز می‌شدند.

انسان شکیبا و به گفتۀ مردم خون‌سردی بود نه خشم دیگران برایش مهم بود نه هم تحسین و خوشنودی دیگران. محور اصلی شاعری‌اش غزل است. به شعر نیمایی نیز می‌پرداخت.  ظاهراَ در سال‌های پسین زنده‌گی در لندن کم‌تر، شاید هم هیچ به شعر نیمایی نه‌پرداخته باشد. چنان که در کتاب «من ناله می‌نویسم» که از سروده های شاعر در غربت است، ۱۰۹ پارچه شعر آمده است. پنج قصیده و ۱۰۴ غزل و هیچ نمونۀ نیمایی در آن دیده نی‌شود.

ادامه خواندن ناله‌نویسی‌های بیرنگ کوهدامنی : استاد پرتو نادری

«پاییز» بی‌برگشت! یادی از نویسندۀ شهید، پاییز حنیفی : استادپرتو نادری

نام اصلی پاییز حنیفی، عبدالرووف است. او در سال ‌1316‌ خورشیدی در كابل زاده شد، از شمار نخستین شخصیت‌های فرهنگی افغانستان است كه به دست دژخیمان رژیم دست‌نشاندۀ اتحاد شوروی پیشین در سال ‌1357‌ خورشیدی سر‌به‌نیست شد.  او را کشتند‌؛ اما ‌صدای او بدون تردید پیوسته در زیر رواق فرهنگ و ادبیات کشور طنین‌انداز خواهد بود. 

به تعبیر واصف باختری، او نیز از همان پرنده‌گانی بی‌بازگشت جنگل رگبار است. 

حنیفی را می‌توان از شمار نخستین نسل طنز‌نویسان افغانستان خواند. او نخستین گزینۀ نوشته‌های طنزی خود را در سال ‌1347‌ با نام ‌«لبخند»، در شهر كابل انتشار داد.

ادامه خواندن «پاییز» بی‌برگشت! یادی از نویسندۀ شهید، پاییز حنیفی : استادپرتو نادری

نگاهی به  “سیزده بدر” : نوشته دکتور حمید مفید

 در هیچ متن کهن که در باره ی نوروز سخن رانده اند در باره سیزده بدر ، چیزی نیامده است. 

چنان که می دانیم روز سیزدهم هر ماه، درگاهشمار  آریانای  باستان، تیر روز از آن ماه است. 

در روز سیزده بدر، مردم ایران، افغانستان و تاجیکستان از خانه بیرون می روند و به کنار رود و دره و دشت و دمن، بیش تر در جاهایی آب و سرسبزی باشد جای می گیرندو با شادمانی خود را سرگرم می کنند. 

برخی می گویند این جشن و شادی برای پشت سر گذاشتن یک روز بدشگون/نحس است و برخی نیز آن را خوش شگون دانسته، “سیزده بدر”[پس از پایان جش های دوازده روزه ی نوروز] را به درو دشت و دامن زدن بازخوانی کرده اند. 

ادامه خواندن نگاهی به  “سیزده بدر” : نوشته دکتور حمید مفید

تالبان تندیس زنده یاد پروفیسور نعیم « فرحان » را تخریب کردند : نوشته معروف قیام

آدم نما های سیاه اندیش, روز تا روز وحشت, جهالت و فرهنگ ستیزی شان را به نمایش میگذارند.

این بدسگالان, امروز با تخریب تندیس زنده یاد پروفیسور, داکتر نعیم فرحان, یکی از بنیان گذار دانشکده هنر های زیبا و دیپارتمنت تیاتر و یکی از شایسته ترین استادن مسلم هنر و فرهنگ ما که به خاطر رشد و شگوفایی هنر تیاتر سرزمینش عاشقانه از جان مایه گذاشته است,

بار دگر نشان دادند که نه تنها تغییر مثبت نکرده بلکه بیشتر در گنداب اندیشه سیاه و متعفن خویش غرق گردیده اند.

ادامه خواندن تالبان تندیس زنده یاد پروفیسور نعیم « فرحان » را تخریب کردند : نوشته معروف قیام

دی‌شب پدر کلان خود، آدم‌الشعرا، رودکی سمر قندی را در خواب دیدم : استاد پرتو نادری

دی‌شب پدر کلان خود، آدم‌الشعرا، رودکی سمر قندی را در خواب دیدم. باشکوه و استواری  پیش از آن که گفته بود:

مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود

نه بود دندان، لابل چراغ تابان بود.

گفت: فرزندم برای هم‌کشوری هایت بگو، اگر اشرف غنی یک بار استخوان های مرا در گور لرزاند، عیبش نیست، برای آن که او تا تبر می‌یابد، فارسی‌دری  را نمی‌یابد؛  چون فارسی‌دری را می یابد، تبر را نمی یابد! من از او شکایتی ندارم!

گفت: با مدعی مگویید اسرا عشق و مستی 

بگذار تا بمیرد در عین خود پرستی

ادامه خواندن دی‌شب پدر کلان خود، آدم‌الشعرا، رودکی سمر قندی را در خواب دیدم : استاد پرتو نادری

زبان شیوا و شیرین پشتو را از چنگال فاشیزم  جعل کاران و فریبکاران  نجات بدهیم : دکتور حمید مفید

در آغاز باید نوشت ،که زبان پشتو تنها  زبان طالبان، فاشیست های  تبار گرا ، قبیله سالار و نفرت پراگنان نیست ، بلکه زبان پشتو زبان ملیون ها افغان وپشتون دو سوی مرز است ، زبان ملیون ها انسان زحمتکش و وطنپرست و دگر اندیشی  که  از لابلای رنج های بیکران آزادی خواهان و وطنپرستانی برخاسته اند  و در راه وحدت  و همسویی تبار ها دلیرانه رزمیده اند. 

در این جستار به تاریخچه پیدایش  زبان پشتو و این که این زبان چگونه به مثابه یک زبان رسمی کشور در راه وحدت تبار ها تلاش نموده است پرداخته می شود. و همچنان به اشکارا سازی جعلیاتی که در قلمرو زبان شیرین  پشتو نگاشته شده اند نیز اشاراتی خواهد داشت.

ادامه خواندن زبان شیوا و شیرین پشتو را از چنگال فاشیزم  جعل کاران و فریبکاران  نجات بدهیم : دکتور حمید مفید

ماه مبارک؛ رمضان : شعر از گرداب

گویند که پاداش جهان در رمضان است

افسوس رمضان در وطنم رنج زمان است

بیچارگی و فقر سرا پای دیارم 

فاسد ترین جامعه در روی جهان است

این نکته که گفتم رمضان نیست حقیقت

صد فسق و فساد در بدن دین عیان است

اظهار نشد از فهم ملا راستی مذهب

زان وحشت دینی که در مُلک روان است 

ادامه خواندن ماه مبارک؛ رمضان : شعر از گرداب

معـرفـی کتـاب زنـان بر گزیده ء خـاور زمـین – اثــر دکتور عنایت الله شهرانی : نوشه ء ماریا_دارو

مؤلف کتاب: پروفیسور دکتور عنایت  الله شهرانی 

ویراستار این  گنجینهء  نایاب:  برهان الدیـن نامق

طرح  پشتی کتاب:‌  از استاد اسرائیل  رویا هنرمند و نقاش  معروف  کشور ما میباشد. 

تایپ  و طرح  کامپـیوتر  توسـط رفیع الله نـذیر شهرانی و  وحدت الله درخانی میباشد. 

سال طبع : ۱۳۹۵ هه – ش 

تیراژ  : یکهزار جلد.     

زنان برگزیدهء خاور زمین نام  کتابیست که  از قلم  پروفیسور دکتور عنایت  الله شهرانی  تازه  از طبع  برآمده  است .

این  کتاب  با قطع  و صحافت  خیلی زیبا در چهارده  فصل  و دو صد و هفتاد  صفحه از طرف  کانون فرهنگی « قیزیل چوپان »  در ولایت  هرات  اقبال چاپ پیدا کرده است .

استاد گرانقدر پروفیسور شهرانی همیشه  در باره  هنرمندان  ٬ نقاشان٬ موسیقی  دانان  ٬ خطاطان و سایر هنرهای  زیبای  کشور قلم زده اند . هم چنان  دوستداران هنر میدانند که  استاد شهرانی  در رابطه با تاسیس  فاکولتهء  هنر های  زیبا   پوهنتون کابل  نیز خدمات شایانی انجام  داده اند و در ساحه ء هنر ٬ شاگردان فراوان  تربیت  کرده  اند.

استاد شهرانی  از آوان  جوانی  به  نوشتن  کتاب  پرداخته  است و چندین کتاب  طبع  کرده  است  و اما کتاب  فعلی که به شما معرفی  میگردد ٬ چیزی  دیگریست . به قول  مولانای  بزرگ بلخ  که  فرموده  است .                            

  « زن عالی ترین مظهر جمال و لطف خداست» این  کتاب  نیز  در بارهء  زنان  برگزیدهء  خاور زمین  تحریر یافته  است. 

ادامه خواندن معـرفـی کتـاب زنـان بر گزیده ء خـاور زمـین – اثــر دکتور عنایت الله شهرانی : نوشه ء ماریا_دارو

جشن باستانی نوروز، به مثابهءروز نمادین غلبهء نور بر ظلمت مبارک باد : مهرالدین مشید

جشن باستانی نوروز، به مثابهء روز نمادین غلبهء نور بر ظلمت؛ لحظه های جنبش و تحرک بر ایستایی و سکون؛ پویایی و بالنده گی بر کور دلی و کوتاه فکری و تنگ نظری و سلفی گری های جاهلانه شاد و مبارک باد. این روز خجسته و میمون برای تمام انسان های روی زمین، بویژه برای مردم مظلوم افغانستان که غمگین ترین انسان های روی زمین اند، خجسته و شگوفا باد. نوروز جشن شادابی و شکوفه و  جشن رستاخیزطبیعت است. در این روز نور آگاهی در قلب انسان درخشید و درون او را نورانی کرد و انسان را واداشت تا در مورد هستی و آفرینش باندیشد و به رمز و راز خلقت پی ببرد تا با کلید آگاهی و تفکر قفل جهل و بی خردی گشوده گردید. بعید نیست، که در آن لحظه آدم با ترغیب حوا میوهء ممنوعه را نوش جان کرد و به آگاهی رسید. این به آگاهی رسیدن سرآغاز تکامل فوری انسان است که آدم به عقلانیت می‌رسد.

ادامه خواندن جشن باستانی نوروز، به مثابهءروز نمادین غلبهء نور بر ظلمت مبارک باد : مهرالدین مشید

دانشگاه به روایت دیگر: نوشتهء استاد پرتو نادری

درتلویزون طلوع نیوز یکی از برنامه های « روایت دیگر» را دیدم. برایم بسیار شگفتی انگیز بود که یکی ازبانوان که رییس یکی از کمیسیون های مجلس نماینده‌گان نیز است، با تبحری! که در زبان شناسی داشت با گردن بلند، کشف بزرگی را که باید آن را دریگی دانشنامه های جهانی به نام نامی او  ثبت کرد، به مردم افغانستان و همه فارسی زبانان جهان آفتابی ساخت و آن، این که واژۀ دانشگاه: « اسم خاص» است! آن هم خاص برای ایران! از قدیم گفته اند کاسۀ چینی که صدا می کند / خود صفت خویش ادا می کند.

با خود گفتم، خدایا این نا آگاهی هم چه نعمت بزرگی است که به تعبیر مولانا: هرچه دل تنگت می خواهد، می توانی بگویی! چه در تلویزیون چه در پارلمان وچه در هر جای دیگری! این بانو شاید هزارن شایسته‌گی داشته باشد که به ریاست یکی از کمیسیون‌های مجلس نماینده‌گان تکیه زده است، حال بیندیش به اعضای این کمیسیون که در نشست های خود چه گل ‌های را که به آب نمی دهند! چقدر دردناک است، کسی که هنوز مفهوم اسم خاص را تا اسم عام نمی داند، بر می خیزد، آستین بر می زند و برای ما آش فرهنگ و زبان  می پزد!  تا باشد اگر چمچه  آشی در گلو کردیم  ما را دستور فرماید که ای مردمان پارسی گوی! پاس نمک نگهدارید و سخن آن گونه گوید که من می خواهم و یا آن گونه که ارباب کل هدایت فرموده اند!

ادامه خواندن دانشگاه به روایت دیگر: نوشتهء استاد پرتو نادری

  سُرورگم شده : شعرازعنایت الله سادات

عمری ست  گشته سُرورازبرم جدا  

   یا من شدم به هجر و فتادم زاوجدا

روزم به یاد گمشده ام شام می شود  

    شامم به فکر صبح  نباشد ازاو جدا

ادامه خواندن   سُرورگم شده : شعرازعنایت الله سادات

«خوان هفتم و آن‌گاه »استاد واصف باختری، آن پیر روشنی‌فروش دوره‌گرد، هشتاد ساله شد؛ خجسته باد!..نوشتهء استاد پرتو نادری

واصف باختری شعری دارد زیر نام « خوان هفتم و آن گاه … »  وقتی این شعر را خواندم ، به یاد هفت خوان رستم افتادم  در شاهنامه. به یاد آن نبرد هیجان انگیز رستم با نیروهای اهریمنی و دیو سپید در آن غار مخوف.

1

سپیده پیر روشی فروش دوره گرد

به دوش کوله بار نور

به ره نهاده بود گام

که با صدای آی آی روشنی

ز کوچه های شهر خاوران گذر کند

ادامه خواندن «خوان هفتم و آن‌گاه »استاد واصف باختری، آن پیر روشنی‌فروش دوره‌گرد، هشتاد ساله شد؛ خجسته باد!..نوشتهء استاد پرتو نادری

سرچوک؛ شعر از: مسعود زراب

منم در شهر سرگردان، تو‌‌ گویی شهر ما نیست

به هر سو‌ می روم یاران، نشانی از شما نیست

ده ها بار از ده افغانان به سوی جاده رفتم

هزار و یک نفر دیدم، کسم هیچ آشنا نیست

ادامه خواندن سرچوک؛ شعر از: مسعود زراب