بیصبران منتظر پرواز هوا پیما بودم ؛ ازدهام مردم در میدان هوایی و راست و چپ رفتن های شان و مخصو صا وداع جوانان با معشوقه های شان احساسات عاطفی ام را تحریک میکرد با وجودیکه میدانستم اینها با استفاده از رخصتی های قانونی شان جهت تفرج میروند مگر ما شر قی ها دل نریم داریم که از همین نرمی های ما هم استفاده ها کردند و میکنند….موقع موعود. سوار هواپیمای غول پیکر شدم و با وجودیکه بار دگر هم به چنین طیاره سفر کرده بودم و برایم نو نبود و تنها پرواز مستقیم 14 ساعته یگان خیالات را بسرم می آورد…. نشه که این سفر آخرم باشه و غیره واولین باریکه با ساعت بند دستی ام علاقه مند شدم درهمین سفر بود که در هر ساعت به حرکات عقرب هایش متو جه بود م که بلاخره مسافر جوارم پرسید ساعت را نو خریدی ؛ گفتم نه میخواهم بدانم چند ساعت دیگر مانده و برایم گفت و آخر الامر اعلان نشست هو ا پیما در میدان بین اللملی سدنی تمام مسافرین خواب برده را تکان داد و همه جهیدن گرفتند
ادامه خواندن بلبلان مهاجر نوشته : نذير احمد ظفر ورجينيا – امريکا
****


*******



اینکه پارلمان کشور در کنار وظائیف اصلی دست به ابتکارات عجیب وخیره کننده میزند از نظر کسی پوشیده نیست.درامه های روز ونجوا های شب در مورد کابینه وشرکتها و بانک ها وتمام منابع پولی که در سال جاری بیشتر نقل بر نا مه های شب وروزی رسانه ها بوده است دست آورد های پارلمان کشور است واما ارتقای تشکیل ادارۀ ارگانهای محل به گفته بعضی از اعضای ولسی جرگه بخاطر موجودیت فساد گسترده درین اداره بوزارت امور ولایات یکی از اقدامات معیاری مطابق شرائط معاصر بوده است که میتواند لقب افغانستان را 










