مصاحبه جالب نذیر ظفربا : خانم ماریا دارو

در این  مقطع زمان که گروه منفور؛  فاقد سواد و فرهنگ با  افکار قرون وسطایی و معامله گر سایه تظلم را بر ملت ما افگنده  است و درب  معارف و مکاتب  را بر روی بانوان شجاع و مستعد ما بسته  اند؛ نباید احساس  ناامیدی  کرد زیرا قلم به دستان ما در داخل  و خارج ازکشور پیوسته  در نگارش  ادامه میدهند  و زبان و فرهنگ مان را با  گلواژه های  شان عطور زندگی  می  بخشند …

از این جمله نویسندگان  مجرب و چیره  دست یکی هم بانوی  گرانسنگ و نویسنده کتب متعدد خانم ماریا  جان  دارو است که با وجود مشکلات محیطی  شجاعانه می نگارد و برغنای معنوی ما می  افزاید.

 در همین روزها کتاب تازه  شان  تحت عنوان  (اتاق  شماره ۲۲) درآنلاین منتشر گردیده  است. 

در همین رابطه  مصاحبه  اختصاصی با این خواهرما انجام دادم و شما دوستان را به خوانش آن دعوت میکنم.

سوال  – تاکنون چند کتاب و با کدام عناوین را نوشته اید و هموطنان ما از کدام مرجع می توانند آنها را بدست آورد ؟

 جواب  – جناب  محترم ظفر گرامی  وارث الشعرا شیوا بیان ؛ ژورنالست آگاه و فعال و نویسنده  توانا ؛ خدمت شما وعلاقمندان  کتاب عرض سلام و ادب دارم.

ادامه خواندن مصاحبه جالب نذیر ظفربا : خانم ماریا دارو

جنبش های روشنفکری و سرخورده گی گروه های سیاسی افغانستان در طول تاریخ ؛ قسمت دوم : مهرالدین مشید

در این وقت احزاب ایجاد شدند و چهار نشریه معتبر چون؛ « وطن» از حزب وطن، « ندای خلق» از حزب خلق به رهبری محمودی فقید و «انگار» و« ولس» هردو از نشرات “ویش زلمیان” به نشر رسیدند که بیانگر افکار مهم گروه‌های گوناگون بودند. جریده «انگار» به صاحب امتیازی فیض محمد انگار، جریده «ولس» به صاحب امتیازی گل پاچا الفت، جریده «وطن» به صاحب امتیازی غبار و جریده« ندای خلق» به صاحب امتیازی داکتر محمودی و مدیریت عبدالحمید مبارز(منتشر شدند).” این جریده ها همه طرفدار استقلال، دموکراسی، آزادی و توسعه اقتصادی- اجتماعی بودند، محمد کاظم آهنگ مولف “سیر ژورنالیسم در افغانستان” مطالب منتشرۀ این جراید را به طور عمده به مطالب روشنفکری، مطالبی ضد دستگاه دولت، مطالب ضد خرافات و مطالبی ضد دستبازی های جهان و فتنه انگیزی ها دسته بندی می کند.

ادامه خواندن جنبش های روشنفکری و سرخورده گی گروه های سیاسی افغانستان در طول تاریخ ؛ قسمت دوم : مهرالدین مشید

تاچ فقید، آزادیخواه بزرگ را گرامی میداریم : میرعبدالواحد سادات

در ادامه گرامیداشت از پدران  معنوی ما ، امروز به بهانه شصتمین سالروز خاموشی شمع زندگانی  یکی از تاجداران سلطان قلوب مردم دانا ، از شادروان براتعلی تاچ ، تبجیل میداریم که همچنان یکی از :  پدران حقوق مدرن و معاصر أفغانستان  و بانی حقوق تجارت  در کشور ما می باشد .  مبرهن است که بدون شناخت از مبارزه تاریخی علم و جهل و عدم آشنایی با تاریخ جدل سنت و مدرنیته که بعد از شمس النهار مطرح میگردد و بویژه نهضت های مشروطه خواهی اول ، دوم ، سوم و جنبش دیموکراتیک کشور ک با دهه مشروطیت تداوم میآبد . نسل جوان أفغانستان هیچگاهی نمیتواند، از مفاهیم جاودان آزادی ، ترقی و عدالت پاسداری نماید و بخاطر تحدید قدرت استبدادی مدافع حاکمیت قانون باشد . 

ادامه خواندن تاچ فقید، آزادیخواه بزرگ را گرامی میداریم : میرعبدالواحد سادات

 سرنوشت زنان؛ درباختر دیروز؛ خاورامروز : برگردان: داکتر صبورالله سیاسنگ

Rick Wilford

اندیشۀ تمایز “جهان” خصوصی زنانه و حوزۀ عمومی مردانه تنها در فاشیزم نهفته نبود، آشکارا پیش برده می‌شد. در این زمینه میان باورهای هتلر و موسولینی ناهمگونی به چشم نمی‌خورد. هر دو نمونۀ نگرش‌های مردسالارانه بودند و بیانگر این ادعا که جایگاه طبیعی زنان در خانه و خانواده است. هتلر تفاوت قایل بود میان “جهان بزرگ‌تر” در انحصار مردان که در آن امور دولت، سیاست و جنگ انجام می‌یافت و “جهان کوچک‌تر” که ساحۀ زنان بود و فشرده می‌شد به شوهر، خانواده، فرزندان و خانه.

حق رای‌دهی زنان که در شهر وایمار جرمنی رخ داد، “اختراع روشنفکران یهود” بود و آنان را از وظایف “مقررۀ طبیعت” باز می‌داشت. وظایف یادشده را جوزف گوبلز – رئیس دستگاه تبلیغات هتلر – چنین فشرده کرده بود: «مأموریت زن زیبا بودن و آوردن فرزندان به جهان است. جنس مادینه برای جفتش خود را می‌آراید و پیهم تخم می‌گذارد.» (Noakes & Pridham, 1974)

ادامه خواندن  سرنوشت زنان؛ درباختر دیروز؛ خاورامروز : برگردان: داکتر صبورالله سیاسنگ

بگذارید سیاست‌مداران شعبده ‌بازی کنند؛ نویسنده: سید سلیمان ندوی؛ ترجمه دکتور سیاه سنگ

سخن‌رانی: 27 اکتوبر 1933

برگردان: سیاسنگ

نود سال  پیش، محمدنادرشاه سه تن از بزرگان هنر و فرهنگ هندوستان – سید سلیمان ندوی، محمداقبال لاهوری و سر راس مسعود – را به افغانستان مهمان کرد. یکی از رهتوشه‌های سفر زمینی آنان از راه جلال‌آباد تا کابل، غزنی و قندهار، نوشتن کتابی به نام “گل‌گشت افغانستان” است. آنچه در این سفرنامه از دیدارها با محمدنادر، سایر سرداران سلطنتی، حضرت شوربازار، بزرگان انجمن ادبی کابل، شماری از شخصیت‌های غزنی و قندهار، به ویژه گفت‌وشنود کوتاه اقبال لاهوری و عبدالحی حبیبی آمده، شاید هرگز جای دیگری یاد نشده باشند.

مولانا نذیر احمد سلامی در 2002 آن را به فارسی نارسا و نه چندان امانت‌دارانه (با کاست و فزود) در ایران پخش کرده بود. “گل‌گشت افغانستان” در جون 2021 از اردو به انگلیسی برگردان شده و به زودی از چاپ‌خانه بیرون خواهد آمد. تا آن‌گاه، فشردۀ برگردان سخنان سلیمان ندوی پیشکش خوانندگان گرامی این برگه: 

ادامه خواندن بگذارید سیاست‌مداران شعبده ‌بازی کنند؛ نویسنده: سید سلیمان ندوی؛ ترجمه دکتور سیاه سنگ

د یوی پیړی څخه پخوا؛ بیشتر از یک قرن قبل : داکتر ناصر اوریا

 معلومات مختصر در بارهٔ شخصیت ملی، دیوان نرنجن داس وزیر مالیهٔ شاه امان الله و پدر “بی بی رادو جان”

د ۱۹۲۰ میلادی کال د جولای میاشت کښی، افغانی هیئت د افغانستان د خارجه چارو وزیر علامه محمود طرزی په مشری، د افغانستان د خپلواکی د په رسمیت پیژندلو د تړون د لاسلیک لپاره، بریتانوی هند ته سفر وکړ.

افغان ملی شخصیت، ښاغلی دیوان نرنجن داس، د شاه امان الله د کابینی د نن ورځی د مالیی وزیر معادل، ددی هیئت یو لوړپوری غړی وه.

ادامه خواندن د یوی پیړی څخه پخوا؛ بیشتر از یک قرن قبل : داکتر ناصر اوریا

جمهوری و یا جمهوریت : میرعبدالواحد سادات

امروز ( ۲۶ ) سرطان درست نیم قرن از سقوط رژیم کهن سال پادشاهی و حکمروایی دهساله و نه چهل ساله (در سی سال اول و عمدتأ در دو دهه اول قدرت واقعی بدست صدراعظمان وقت : هاشم خان ، شاه محمود خان و محمد داود بود ) آخرین شاه افغانستان میگذرد .

در تمام این پنجاه سال هیچگاهی ما به نقد علمی و تاریخی این اثر گزار ترین حادثه تاریخ کشور خود نپرداخته اییم .

همه ما به توضیح حادثه پرداخته و یا قضاوت مینماییم و چه بسأ که این رویداد تاریخی را وارونه و نا مستند تشریح مینماییم . موضوع زمانی اسفناک میگردد که تمام هم و غم ما و ملاک قضاوت ما در مدار شخصیت شاه مرحوم و یا محمد داود فقید دور میخورد و میخواهیم ملامت و سلامت را ثابت نماییم .

نقص کار در کجا است

؟https://www.youtube.com/watch?v=-XuRknCILik

ادامه خواندن جمهوری و یا جمهوریت : میرعبدالواحد سادات

نگاهی به واژه های همآوا  وکاربرد درست آنها در زبان فارسی : دکتور حمید الله مفید

نا نوشته پیداست ، که به خاطر کاربرد نادرست برخی وامواژه ها در زبان فارسی دشواری های نوشتاری پدیدار گردیده است .

پیش از آنکه این دشواری ها برشمرده شوند ، لازم دیده می شود ، به فرنام دیباچه این گفتمان  نگاه فریدریش انگلس دوست کارل مارکس، مارکسیست شناخته شده را   در مورد زبانهای تازی وفارسی برخوانیم:

نامه انگلس به مارکس در باره زبان فارسی:

«چند هفته است که در پهنه ی ادبیات وهنر مشرق زمین غرق شده ام . از فرصت استفاده کرده و به آموختن زبان فارسی پرداخته ام ، آنچه تا اکنون مانع شده است تا به آموختن زبان عربی بپردازم ، از یکسو نفرت ذاتی من به زبانهای سامی است واز سوی دیگر وسعت غیر قابل توصیف این زبان دشوار با(داشتن) حدود چهار هزار ریشه که در دو تا سه هزار سال شکل گرفته است .( می باشد). برعکس زبان فارسی ، زبانی است بسیار آسان  وراحت. اگر الفبای عربی نبود ، که همیشه پنج تا شش حرف  نزدیک به یک صدا تلفظ می شوند  واعراب نیز روی کلمات گذاشته نمی شود ، که دشواری های در خواندن  ونوشتن بوجود می آورد ، با این حال قول می دهم ، که در ۴۸ ساعت دستور زبان فارسی را  فرا بگیرم .

ادامه خواندن نگاهی به واژه های همآوا  وکاربرد درست آنها در زبان فارسی : دکتور حمید الله مفید

دروښانفكرانو مسووليت ؛ دنوآم چامسکی له نظره : محمد اکبر کرگز

د١٩٦٧ كال دفبروري په ٢٣ نيټه مشهور امريكايي فيلسوف ژبپو ه اودنظرياتو څښتن نوام چامسكي يوه اوږده مقاله په ”   New York Review of Books “ خپره كړه .  ددې مقالي ارزښت په دې كې دې  چې تر ننه پوري  دروښانفكر دمسوليت په باب اړينو مسايلو ته اشارې لري . په ١٩٦٧ كال كې د ويتنام جنگ په زور كې وو ، اودا مقاله ددغه ناوړه جگړې په وړاندې يو جدي غبرگون و . داسې جگړه لكه دنورو جگړو په څير دامريكا پر ټنډه دشرم اوبې ننگۍ يوه ټاپه وه . دغه جگړه كې  چى له دوه مليونو زيات كسان په كې ووژل شول .مليونونه خلك په كې ټپيان اومعيوب شول اويو كوچني او بيوزلي هيواد لكه ويتنام يې له خاورو سره خاورې كړ . د دې مقالي له خپريدو څخه  چې نږدې نيمه پيړۍ تيريږي  په ٢٠١٧ كال كې دلومړي ځل له پاره همدا مقاله په يوه كوچنۍ كتابچه كې دچامسكي له يوې سرېزې سره خپره شوه . 

ادامه خواندن دروښانفكرانو مسووليت ؛ دنوآم چامسکی له نظره : محمد اکبر کرگز

کوله باری از تنهایی بر دوش ایستاده در گذرگاه تاریخ؛ قسمت نخست : مهرالدین مشید

رها در کویر تنهایی و برهوت خویشتن پنداری

تنهایی فریادی در سکوت و حادثه ای در زمان است که فراتر از پندار چون کابوسی بر روان انسان سنگینی می کند و چنان بر روح و روان انسان تأثیر می افگند که خود را در جنگل وحشتناک تنهایی و کویر بی پایان سکوت زمین‌گیر و از پای افتاده احساس می کند. چقدر دردناک است، آنگاه که کوله بار تنهایی بر دوش، ایستاده و منتظر در گذرگاۀ تاریخ، در موجی از اضطراب های نفس شکن و گلوگیر و وسوسه های جگر سوز و اندوهبار در برهوتی از تنهایی چرخ زمان را به پیش بزنی و آهسته و پیوسته و شماریده  به سوی پایان هایی گام برداری که ناپایانش خوانند و هیچ ندانی که با چه ماجرا های دردناک دیگر مشت و یخن خواهی گردید. در این سیر و سفر حیرت شکن و شگفت انگیز آنچه بیشتر مایۀ نگرانی است، اینکه تا چه زمانی شوربختانه این جنازۀ تنهایی و تابوت اعتزال را با شانه های زخمی تا گورستان نامرادی ها حمل خواهیم کرد و آیا روزی فراخواهد رسید که موفق به تقسیم درد گرانسنگ تنهایی با یاران و عزیزان شد؟

ادامه خواندن کوله باری از تنهایی بر دوش ایستاده در گذرگاه تاریخ؛ قسمت نخست : مهرالدین مشید

نگاهی کوتاه  به زبان رسمی و کاربردی اداری و دولتی و مردمی در پشاور و وزیرستان جنوبی : دکتور حمیدالله مفید

پشاور و وزیرستان جنوبی دو آستان بسیار پر ماجرای  سیاسی وتاریخی اند ، که در اسناد تاریخی به  بازتاب دارند. نخست : کوتاه نگرشی به ریشه شناسی نام های پشاور و وزیرستان : نام پشاور : نام پشاور  از نام شاپور یکم پادشاه ساسانی که بر این شهر دست یازید  اقتباس شده است . در دوره کوشانی ها نام آن پورو شاپور بود . این شهر به روایت کتاب پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران  و کتاب ( بودیسم در افغانستان  برگردان یحیی حسینی) و  کتاب دانشنامه جهان اسلام  ودر فرجام به روایت دهخدا نام پشاور از پورشاپور یعنی جایگاه فرزند شاپور گرفته شده است . 

دولت اشکانی سکایی پادشاهی داشت به نام گندفر  در نیمه نخست سده نخست میلادی  این شهر را فتح کرد و یک لوح سنگی که نام گُندفُر  بر آن حک شده است نیز در این شهر یافت شده است . پشاور در دوران کنیشکا کدفیسوس پایتخت تابستانی این پادشاه بود .

در این شهر اکثریت پشتون و اقلیت های تباری تاجیک ، هزاره و کوچی ها  زیست می کنند ، زبان گویشی  اکثریت مردم پشاور  پشتو لست افزون بر آن مردم به زبان های  ، فارسی، هندکو، پنجابی و اردو نیز سخن می رانند.   در فرجام نام پشاور یک نام فارسی میانه است ، که در زبان پشتو امروزی به گونه پخاور تغییر خورده است.

نام وزیرستان : یعنی جایگاه وزیر از دو واژه وزیر و ستان ساخته شده است 

واژه وزیر :  به چم یا معنی دستور ، دانشمند ، شکل اوستایی آن Vichira یعنی فتوا دهنده ، صورت پهلوی آن وچیر ، در تلوموت موسی و در زبان عبری به گونه ای Gzyrpt در زبان عربی به گونه ی الوزیر شده است ، در زبان سریانی geziräye این واژه در زبان ارمنی به گونه Vichir گردیده است. واژه وزیر در زبان های هندوستان به گونه ای  وزیر  بکار رفته است و در زبان فارسی میانه وجدید به گونه ی وزیر  استفاده شده است.

ادامه خواندن نگاهی کوتاه  به زبان رسمی و کاربردی اداری و دولتی و مردمی در پشاور و وزیرستان جنوبی : دکتور حمیدالله مفید

چشم‌ها و درد ها : نوشتهء بانو هما طرزی

ملنگ یکی از شاهکار های عکاسی (میشو )عکاس مشهور فرانسوی که در سال های 60-70 عکاسی شده. من همیشه عاشق این چهره ام و در هر کشور بودم و هستم ملنگ با من است و من با ملنگ. در سال 2010 برایش نامه ی نوشتم بنام (چشم ها و درد ها)که با شما عزیزان به اشتراک می گذارم. 

چشم‌ها و درد ها 

به چشمانت نگاه می‌‌کنم . به چشمان مرموزت که درد تمامی آفرینش را بارور است خیره شده ام. چشمانی که هزاران قصّه یی نا‌ گفته از تاریخ آن دیار را در خود پنهان کرده. چشمانی که در آن آتش زرد هیزم‌های سوخته با دود تیره رنگ رنج‌ها بهم پیوسته اند و در کاسه‌های گویای صورتت مهمان شده اند.

چشمان تو اقیانوسی از تلاش است در پی‌ آزادی، و درخشش سحر آمیز نگاهایت دنیایی ناگفتنی را در یک لحظه بیان می‌‌کنند.من همیشه در نگاه‌هایت به تو پیوسته‌ام و مدام ترا بدرقه می‌‌کنم. چشمان تو آیینه قلب من است در دیار پر ماجرای غربت. هر وقت نگاهم به دشت پر آرزوی چشمانت می‌‌افتد یکباره تنهایی‌ مرا ترک می‌‌کند.

تو‌ای آزاده مرد جاودان سرزمین‌های خوب دلم !

چه زیبا ریسمان اسارت را تا ابدیت از گردنت باز کردی و چون یادگاری از رها یی بر سرت جا داده یی .

ادامه خواندن چشم‌ها و درد ها : نوشتهء بانو هما طرزی

زندگینامه محمد انور انقلاب : نوشتهء امان کبیری

وطنداران عزیز ! 

نظر به تسلسل معرفی شخصیت های آگاه ، شریف ، صادق ، با وجدان، و وطن دوست  اکنون شخصیت را به معرفی می گیرم که سرکار می خواست غرورش را بشکنانند و انرا به مرد افسانه تبدیل کند زیرا عاشق وطن ، عدالت خواه و مبارز بود که همیش در انزوا قرار داشت.

این شخصیت بزرگ محمد انور انقلاب است . از دوستان ، خانواده و کسانیکه از ایشان معلومات دارند خواهش می نمایم در مورد  زادگاه ، سال تولد ،تعلیمات ابتدایی ، و ظیفه معلمی بر علاوه مکتب عاشقان عارفان  کدام مکتب دیگر و سال وفاتش را بنویسند ممنون و مشکور  می شوم .

ادامه خواندن زندگینامه محمد انور انقلاب : نوشتهء امان کبیری

سوگ نامه ای به مادارن ستمدیدۀ افغانستان به  بهانۀ « روز مادر »: مهرالدین مشید

روز مادر در سرزمین تحت سیطرۀ فرمانروایان زن ستیز و بی مادر

مردم افغانستان در هفتۀ گذشته در صفحه های رسانه های اجتماعی از 24 جوزا به مثابۀ روز مادر بزرگداشت به عمل آوردند. از جندین دهه بدین سو از این روز در افغانستان بزرگداشت به عمل می آيد. هرچند کاربران در رابطه به بزرگداشت از این روز نظریه های گوناگون داشتند؛ اما در رابطه به ارجگذاری به مادران و حفظ عزت و حرمت آنان وحدت نظر داشتند. آنان مخالفت خود را با هر گونه تبعیض سیستماتیک و خشونت های گسترده برضد مادران ابراز و سیاست های زن ستیزانه و مادر دشمنانۀ طالبان را محکوم کردند. شماری ها با و۶ ایاد آوری از تبعیض های گسترده و خشونت های وحشتناک و ضد انسانی طالبان مخالف هرنوع مبارکباد گفتن بودند. آنان می گفتند،

ادامه خواندن سوگ نامه ای به مادارن ستمدیدۀ افغانستان به  بهانۀ « روز مادر »: مهرالدین مشید

زبان فارسی درچین : نوشتهء دکتور حمیدالله مفید

سرزمین چین تاریخ بسا باستانی دارد. در این سرزمین نخستین خط یا دبیره تصویری پس  از مصریان پدیدار شده است ، تسایلون چینی در سال ۱۵۰ ترسایی کاغذ را ساخت و چین در حقیقت جایگاه بزرگی در تمدن بشری دارد.

زبان فارسی دری که زمانی زبان جهانی بود ، در دوران شاهان تانگ  برخی درباریان آن را می دانستند و گاه گاهی با آن سخن می راندند. 

به روایت مارکوپولو هنگامی که در دربار خاقان چین شرفیاب شد،در دربار خاقان با درباریان به زبان فارسی سخن می زد. یکی از منابع بسیار جالب دیگری که به نقش زبان فارسی در دربار چین پرداخته است ، ابن بطوطه نویسنده مشهور مراکشی است که در سفر ۲۷ ساله اش در  اقصا نقاط جهان  از چین نیز دیدن نموده است. 

ادامه خواندن زبان فارسی درچین : نوشتهء دکتور حمیدالله مفید

به مناسبت سومین سال پرواز ملکوتی ستارۀ تابناک شعر و عرفان افغانستان شادروان حیدری وجودی : مهرالدین میشد

روان نجم العرفا حیدری وجودی شاعری صمیمی و درد آشنا شاد باد

سخن برسر غروب خورشید و سالروز وفات شاعری عارف، عاشقی شوریده حال و عارفی درد آشنا و صمیمی است که چون ستاره ای در آسمان شعر و عرفان افغانستان درخشید و زنده گی خویش را صادقانه وقف اعتلای ادب و فرهنگ افغانستان نمود. مردی که زنده گی را با عشقی سرشار از جاذبه و شور انسانی آغاز کرد و با جهانی از صفا و صمیمیت عاشقانه و دردمندانه زیست. حیدری وجودی با پشت سر نهادن ۸۱ سال بهار زنده گی بالاخره در 21 جوزای سال 1399 به جاودانه ها پیوست. هرچند حیدری وجودی جهان فانی را وداع گفت و به جاودانه ها پیوست؛ اما حضور معنوی او چون آفتابی درخشان در آثارماندگار او برای همیش زینت بخش ادب، عرفان و فرهنگ افغانستان خواهد بود. حیدری وجودی انسانی صمیمی و شاعری درد اشنا بود؛ که پس از مرگ از او به عنوان

ادامه خواندن به مناسبت سومین سال پرواز ملکوتی ستارۀ تابناک شعر و عرفان افغانستان شادروان حیدری وجودی : مهرالدین میشد

در کنگینه زبان فارسی -دری؛ کاربرد درست کارواژه های گذاردن و گزاردن : دکتور حمید مفید

یکی دیگر از نارسایی های درست نویسی در جستار های زبان فارسی در هم آمیختگی کابرد کارواژه ها یا افعال ((گذاردن)) و ((گزاردن)) بجای یکدیگراست . همین درهم آمیختگی  موجب شده است  تا برخی از نویسندگان هنوز هم درنیابند ، که کجا ((گذاردن و کجا گزاردن)) را باید بکار ببرند. در اغلب نوشته ها دیده می شود که پذیرفتن  را برخی پزیرفتن  ، گذاردن ، را گزاردن ، خدمتگذار را خدمتگزار  می نویسند . بزرگوارد در کتابش نمازگزار را نمازگذار نگاشته است .

 به منظور روشن شدن این دشواری لازم است تا نخست این دو کارواژه را ریشه شناسی کنیم و سپس دریابیم که معنی این کارواژه ها چیست و در کدام فراز و یا جمله گذار و در کدام فراز گزار نوشت.

نخست کارواژه یا فعل گذاردن:

ادامه خواندن در کنگینه زبان فارسی -دری؛ کاربرد درست کارواژه های گذاردن و گزاردن : دکتور حمید مفید

با زهر پاشی های قومی نمی توان سیاه کاران تاریخ را برائت داد : مهرالدین مشید

زهر پاشی های قومی و فراافگنی های سیاسی

در این روزها بار دیگر شماری فصل تازه ای از زهر پاشی های قومی و صفایی دادن ها را آغاز کرده اند و با بازخوانی رخداد های دهۀ هفتاد می خواهند، بار ملامتی را بدوش گروۀ رقیب جنگ های تنظیمی دهۀ هفتاد افگنده و برای سلامتی گروۀ مورد نظر خود رجز خوانی می کنند. هرچند این بحث ها از گذشته وجود داشت و اتهام وارد کردن ها در حد آدرس گروهی موجود بود؛ اما در این روزها وارد مرحلۀ جدید شده که از محدودۀ گروهی بیرون شده و رنگ قومی به خود گرفته است. شماری افراد مغرض و وابسته به شبکه های استخبارات خارجی خواسته اند تا با شعله ور کردن جنگ میان تاجک و هزاره هرچه بیشتر آب را در آسیاب دشمنان افغانستان بریزند. عاملان این آتش افروزی بصورت قطع دشمنان مردم افغانستان اند. آنان آرزو دارند تا آتشی را که طالبان برای اختلاف میان پشتون ها و اقوام دیگر دامن زده اند؛ با راه اندازی جنگ میان تاجک و هزاره و برانگیختن آتش آن جاده را برای تداوم حکومت استبدادی و قومی طالبان هموارتر کنند.

ادامه خواندن با زهر پاشی های قومی نمی توان سیاه کاران تاریخ را برائت داد : مهرالدین مشید

دریای هلمند کلانترین دریای داخلی افغانستان است : عبدالقدیر فضلی

دوستان عزیز، تا می توانید این مطلب را در صفحات اجتماعی و فیسبوک تان به طور گسترده و وسیع با دوستان تان شریک کرده به همرسانی کنید. (تشکر)

دریای هلمند کلانترین دریای داخلی افغانستان است که از کوه بابا سرچشمه گرفته، بعد از طی ۱۱۵۰ کیلومتر در سرحد میان افغانستان و ایران به جهیل “سیستان” می ریزد.

معاونان دریای هلمند، دریاهای ترنک، ارغستان و بزرگترین آن دریای “ارغنداب” است که در شروع ولایت هلمند به این دریا می ریزند، اما در مسیر حرکت دریا، ده ‌ها شیلۀ کوچک دیگر نیز به آن وصل می‌ شود.

دریای هلمند با گذشتن از گرشک، در میان صحراهای بیکران جریان می یابد که فقط در کرانۀ دریا، خال-خال مردم زندگی دارند. بر کرانۀ راست دریا دشت مارگوو بر کرانۀ چپ دریا دشت “زره” و “گود زره” امتداد می یابند.

ادامه خواندن دریای هلمند کلانترین دریای داخلی افغانستان است : عبدالقدیر فضلی

منازعه بر سر حق آبۀ هلمند یا بازی های  سیاسی و استخباراتی آخوندها و طالبان : مهرالدین میشد

حق آبه یا بازی آخوندها و طالبان با سرنوشت خونین مردمان دو کشور

نزاع مرزی و حق آبه میان افغانستان و ایران  سر نخ درازی دارد و این موضوع ها بررغم فیصله ها و امضای توافقنامه ها از چندین قرن بدین سو، هنوز هم ناحل مانده و منازعه بر سر آن ادامه دارد. حال پرسش این است که چه علل و عواملی دست بدست هم داده تا ایران این موضوع را در شرایطی به گونهء جدی با طالبان مطرح کند که حکومت آنان از نظر ملی و بین المللی مشروعیت ندارد. آیا در پشت این تنش بازی دیگری وجود دارد و یا اینکه مقام های ایرانی خواسته با استفاده از دست تنگی های طالبان امتیاز بیشتری بدست آورند. این در حالی است که ایرانی ها می دانند که تنش با طالبان درد سر آور است و عواقب آن برای هردو کشور خطرناک است.

ادامه خواندن منازعه بر سر حق آبۀ هلمند یا بازی های  سیاسی و استخباراتی آخوندها و طالبان : مهرالدین میشد

چه دردناک است… نوشته از : استاد نصرالله پرتو نادری

چه دردناک است که ناگهان نگاهایت روی سطرهای می‌دوند و در پایان در می یابی که دوستی خاموش شده و بعد قطره قطره لغزش داغ اشک‌هایی را روی گونه‌هایت احساس می‌کنی.

روز دوشنبه  بیست و هفتم مارچ 2017 برابر باهفتم حمل 1396 خورشیدی نگاه‌های من همین‌گونه روی سطرهای خبر خاموشی طنز نویس، نمایش‌نامه نویس و پژوهشگر ادبی کشور جلال نورانی دوید، چنان کودکی پا برهنه‌یی که از خط قوغ آتش بگذرد!

نورانی در تاریکی دلگیر تنهایی در زادگاه خود کابل،  چه غریبانه از جهان چشم پوشید.  روانت شاد باد! چه نا به هنگام تکاور زنده‌گی به آن سوی دیوار شکستۀ مرگ جهاندی!

***

نام جلال نورانی با طنز نویسی افغانسان چنان پیوندی دارد كه اساساً نمی شود بدون نام او بحث طنز نویسی در كشور را مطرح كرد. او را می توان یكی از پایه گذاران طنز نویسی به مفهوم امروزین آن در كشور خواند.

ادامه خواندن چه دردناک است… نوشته از : استاد نصرالله پرتو نادری

چشمهء شبنم نظری برکتان محترم عبدالله شادان از قلم : داکتر ملک ستیز

عبدالله شادان یکی از شخصیت‌های چند بعدی فرهنگی است. او از ژورنالیست‌های پیش‌تاز، نویسندگان ظریف، هنرمندان با دستاورد، گویندگان خوش‌صدا و مدیران مجرب و با وقار امور فرهنگی در کشور است. بدون‌ تردید عبدالله شادان را می‌توان از بهترین‌های دکلیمه‌ی شعر در افغانستان دانست. صدای گرم، نفیس و آهنگین وی موسیقی شعر و نثر را چنان زیبنده و سلیس می‌سازد که می‌خواهی بار ها و بار ها به آن گوش نهی. من از آوان کودکی به صدای اطلسی این هنرمند شعرخوانی دلبسته‌گی داشتم. هم‌نسلان من برنامه های رادیو افغانستان را به یاد دارند. بخش هنر و ادبیات رادیو افغانستان و سپس رادیو تلویزیون افغانستان به شعر، داستان و نقد ادبیات توجه زیاد داشت.

وقتی عبدالله شادان برنامه‌یی را گردانندگی و یا اثری را دکلیمه می‌کرد، کیفیت متن، گیرایی صدا و موسیقی که متن را هم‌راهی می‌نمود، بی‌نظیر ‌می‌بود. زمانی‌که عبدالله شادان در سمت‌های رهبری و مدیریت برنامه های این رسانه‌ی مهم قرار گرفت ما گواه دگرگونی‌های ارزنده در امور فرهنگی بودیم. از ادبیات تا موسیقی و از سینما و تیاتر تا هنر نقاشی در این رسانه رونق بی‌همتایی را شاهد بوده است. عبدالله شادان با هنرمند صدا و بانوی آراسته‌گی و هماهنگی امور فرهنگی سیما شادان ازدواج کرده است. نمی‌خواهم این‌جا در باب این بانوی فرزانه سخن بگویم چون خود دارای شخصیت منحصر به فرد است و برای تجلیل و قدردانی‌اش نیاز به نوشته‌ی بلند دیگر است.

ادامه خواندن چشمهء شبنم نظری برکتان محترم عبدالله شادان از قلم : داکتر ملک ستیز

پیرمرد، ادیسون و من! : استاد پرتو نادری

پیرمرد می‌گفت: این ‌شب‌ها خانهء ما مانند گور سودخور تاریک است. چارهء دیگری ندارم. من هم از بی‌برقی سوء استفاده می‌کنم، سر شو تنهایی و غم‌های خود را بغل می‌کنم و به خواب می‌روم.

پرسیدم: ایقه زود خوابت می‌برد؟

گفت: ده غم خواب نیستم. دلم می‌خواهد همین که چشمم پیش شود، امو کافر برق‌ساز را در خواب ببینم!

گفتم: پیرمرد پایت به لب گور رسیده و باز می‌خواهی یک کافر را در خواب ببینی!

گفت: هیچ عقل گرخت تو بیدار نمی‌شود. هنوز نمی‌دانی که کافر تا کافر است!

ادامه خواندن پیرمرد، ادیسون و من! : استاد پرتو نادری